همراه با خورشید

این وبلاگ امکانی برای همراهی و همدلی با دانشجویان است

گوشه هایی از پشت پرده جنگ سوریه؛ هشدار فرمانده سپاه قدس به آمریکا
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

"علیرضا زاکانی" نماینده اصولگرای مجلس شورای اسلامی در یادداشتی، به گوشه‌هایی از اخبار پشت پرده درباره بحران سوریه اشاره کرده است که نشان از قدرت بلامنازع نظامی - سیاسی جمهوری اسلامی ایران در منطقه دارد و حاکی از عقب نشینی آمریکا مقابل ایران است.

وی در این مطلب که تحت عنوان "نبرد سوریه پیروزی یا شکست" به رشته تحریر درآمده، آورده است: از سال 1389 که نسیم بیداری اسلامی از شهر «سیدی بوزید» تونس در غرب آسیا و شمال آفریقا وزیدن گرفت، به سرعت کشورهای منطقه دستخوش تحولات در سطوح مختلف شدند تا جایی که حکومت های تونس، لیبی و مصر تغییر یافت و در یمن، عربستان، بحرین و سایر نقاط هم انقلاب های مردمی رخ داد و اثرات آن شرایطی را فراهم کرد که نظام سلطه، مرگ خویش را در آینه رخدادهای منطقه دید و استراتژیست های آنها اعلام کردند که شرایط رخ داده در منطقه، نقشه جغرافیایی سیاسی آن را که پس از جنگ جهانی دوم ترسیم شد تغییر خواهد داد. اتفاقات رخ داده در کشورهایی برجستگی داشت که همپیمان آمریکا یا تحت اثر این کشور بودند.

بازنده اصلی این میدان نظام سلطه به رهبری آمریکا بود و عامل این فاجعه اتفاق افتاده برای استکبار را نیز ایران اسلامی برمی‌شمرد. لذا برای سرکوب و توقف اعتراض های مردمی در برخی از کشورها که هنوز موفق به سقوط دیکتاتورها نشده بودند و توطئه برعلیه دستاوردهای انقلابهای موفق مردمی و بهره‌مندی از فرصتهای رخ داده در سه کشوری که حکومتهای‌شان تغییر کرده بود و نهایتا پیگیری تلاشی جدید در شکستن خط مقاومت در سوریه - که این حرکت اخیر بسیار امیدوارانه دنبال شد- به عنوان سه رویکرد مشخص پیگیری شد و نتیجه آن بعد از سه سال جنایت گروه های تروریستی که به طور مستقیم و بدون پوشش از آمریکا، انگلیس، آلمان، اسرائیل، عربستان، قطر، ترکیه و اردن حمایت می‌شدند امروز قابل سنجه و نتیجه‌گیری است.

آغاز این ماجرا در سوریه با اعلام شروع یک جنگ مذهبی، اسلامی و جهادی بزرگ آغاز شد و معارضین تحت حمایت نظام سلطه و به عبارتی تروریست‌های جانی آدمخوار - اما خوب و مطلوب آمریکا- توانستند بیش از 80 درصد خاک سوریه را بگیرند و برای سقوط بشار اسد و حکومت قانونی موجود در این کشور، برنامه‌ریزی نهایی را انجام دهند.

بررسی سیر طی شده تاکنون و نقش ایران اسلامی در هماورد رخ داده در سوریه، نشان از شکست همه کشورهای فوق‌الذکر و هزیمت و سرافکندگی آنان می‌نماید. زیرا اکثر روزهای سخت پایان یافته و مناطق تصرف شده توسط تروریست‌ها بازپس گرفته شده و با تعیین تاریخ انتخابات ریاست جمهوری توسط مجلس سوریه، تیر خلاص به حرکت ضد انسانی منادیان دروغین حقوق بشر زده شده است.
بهراستی برنده این میدان کیست و نقش ایران اسلامی در سیر تحولات سوریه چیست؟

برنده واقعی این مقابله ناجوانمردانه، مردم سوریه و به تبع آن محور مقاومت در منطقه و به عبارتی انقلاب اسلامی است. لذا بیش از هرکس باید به مردم و خاصه رزمندگان سوری، لبنانی و بالاخص ریاست جمهوری سوریه و دبیرکل حزبالله تبریک و دست‌مریزاد گفت اما نباید نقش ایران اسلامی، رهبری حکیم و با بصریت آن و تجربه گرانقدر این ملت را نادیده گرفت و از آن با عظمت یاد نکرد.

برای اهمیت موضوع به سه واقعه تاریخی اشاره می‌نمایم و قضاوت را به خوانندگان عزیز واگذار می‌کنم.

الف) دیدار مسئولان بلند مرتبه سوری و لبنانی با مقام معظم رهبری و بیان برآورد سقوط حتمی نظام سوریه و حتی تعیین حداکثر شش ماه برای آن و تأکید رهبر معظم انقلاب بر ضرورت مقاومت و ایستادگی، امید به فضل و حمایت الهی و نوید ایشان برای پیروزی به اذن‌الله، در روزهای سخت ابتدایی هجوم وحشیانه سرپنجه‌های استکبار به سوریه بسیار امیدوار کننده و منشاء مقاومت و ایستادگی شد.

ب) انتقال تجربه سازماندهی نیروهای مردمی ایران اسلامی به سوریه و ساماندهی و آموزش بیش از 150 هزار نفر از جوانان داوطلب سوری توسط ارتش و حزب‌الله، صحنه دفاع را گسترد تا جایی که به عنوان نمونه در یکی از رخدادهای مهمی که گروهی از نمایندگان اعزامی به سوریه از آن یاد می‌کردند، دفع حمله برنامه‌ریزی شده تروریست‌ها برای تصرف دمشق با حضور بیش از 20 هزار نفر، که با تسلیح و اقدام بجای همین نیروهای مردمی با انگیزه، خنثی شد و تروریست‌ها با بیش از 10 هزار کشته و مجروح، مجبور به ترک شهر شدند.

ج) رخداد عجیب دیگر، تصمیم آمریکا برای حمله مستقیم به سوریه و تعیین زمان حمله قطعی به این کشور برای جلوگیری از موفقیت بیشتر ارتش و نیروهای حزب‌الله و مردمی در سال 1392 در این کشور بود؛ حمله‌ای که در مقدمه آن امیر قطر سرنگون و با جایگزینی پسر ایشان، عربستان و شخص بندر بن سلطان فرماندهی میدان را در دست می‌گرفت و بنا بود با حمله گسترده هوایی و موشکی آمریکا، دوباره روح تازهای در کالبد نیروهای تروریست دمیده شود؛ علاوه بر اینکه نشست‌های معارضین در ژنو را نیز با رونق وافق پر امیدی پیگیری شود.

در این خصوص رهبری معظم انقلاب تدبیر فرمودند که بدون شلیک یک گلوله، آمریکا باید از حمله به سوریه منصرف شود. لذا پیرامون آن برنامه‌ریزی صورت گرفت که گزارش هیئت اعزامی کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در همین ایام به سوریه و لبنان رقم خورد و گزارش آنها پس از سفر به نمایندگان عبارت از این بود که به چهار دلیل آمریکا از حمله به سوریه منصرف شد:

1) تعبیر حکیمانه و هشدار دهنده رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه‌ای بر اینکه منطقه بشکه باروت و قابل انفجار است.

2) تهدید مستقیم فرماندهی محترم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مقابله با منافع و اهداف آمریکا در منطقه و ارائه بخشی از چگونگی این مقابله در بیان فرماندهی محترم سپاه قدس به یکی از مسئولان بلند مرتبه عراقی که علی‌الظاهر رابط انتقال این نوع پیام‌ها به آمریکایی‌هاست.

3) تهدید مستقیم اسرائیل توسط حزب‌الله که از طریق سرویس جاسوسی آلمان - که انتقال پیام را معمولا بین حزب‌الله و اشغالگران قدس برعهده دارد- صورت گرفت و بازخورد ترس آلود پیام اسرائیلی‌ها در مجزا کردن سرنوشت جنگ سوریه از آنان و حتی اعلام اینکه فضای هوایی خویش را نیز در اختیار آمریکا قرار نخواهند داد!

4) آماده‌باش نیروهای روسیه در بندر لاذقیه و اعلام ورود در صورت حمله آمریکا به سوریه، که با اطلاع رسانی سریع موشک‌های صهیونیستها در همان ایام طلیعه این عزم را نشان می‌داد.

در ادامه درخواست آمریکایی‌ها برای تفاهم در زدن نقاط خالی و هماهنگ شده در سوریه و پاسخ منفی ایران در اینباره نیز، جلوی هرگونه ماجراجویی آمریکایی‌ها را گرفت تا جایی که شرایط سبب شد اوباما در سازمان ملل به صراحت بیان دارد که آمریکا به سوریه حمله نخواهد کرد و وزیر خارجه این کشور هم رسما اعلام کرد امکان حمله از سوی آمریکا به سوریه منتفی است.

حال با بیان گوشه‌ای از عظمت اراده جریان مقاومت در ایران اسلامی، سوریه و لبنان در می‌یابیم که با بیان تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در سوریه فصل جدیدی در این کشور آغاز شده است که از یک سو سبب برملا شدن بیشتر و رسوایی شعارهای حمایت از دموکراسی، حقوق بشر و ضدیت با تروریسم خواهد بود و از سویی اسباب قوام بیشتر خط مقاومت را با افزایش نقش مردم در صحنه سیاسی سوریه رقم خواهد زد.
مهمتر اینکه برای عرصه سیاست خارجی ما نیز محملی فعال و حضوری موثرتر را به ارمغان خواهد آورد که کوتاهی استفاده موثر از آن سوال جدیدی را در برابر اریکهداران سیاست خارجی ما خواهد گشود