همراه با خورشید

این وبلاگ امکانی برای همراهی و همدلی با دانشجویان است

نفوذ موسیقی سیاسی امریکایی درایران
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۳
 
چندی پیش در اخبار آمده بود که یانی کریسومالیس، آهنگ‌ساز معروف یونانی‌الاصل و ساکن قدیمی آمریکا، پس از پایان عزاداری‌های محرم و صفر، برای اجرای کنسرت در تهران و کیش به ایران خواهد آمد.

ایالات متحده از دوران جنگ سرد با شوروی، دیپلماسی فرهنگی را به اجرا در آورده و پس از یازده سپتامبر نیز به منظور افزایش فهم و درک بین آمریکا و دنیای عرب- اسلام، به دیپلماسی فرهنگی خود شدت بیشتری بخشیده است. یکی از ارکان دیپلماسی فرهنگی ترویج انواع موسیقی از آمریکا به دیگر کشورهای جهان می‎‌باشد. آنها با بازکردن درب فرهنگ و سبک زندگی غربی به روی هنرمندان و شهروندان دیگر کشورها سعی بر تاثیرگذاری آنها برای اشاعه فرهنگ لیبرالی دارند زیرا معتقدند موسیقی بطور تاثیرگذاری حتی از ادبیات نیز نیرومندتر است. 

خوانندگان رپ کوبایی چطور در دام توطئه آمریکا افتادند؟ // در حال ویرایش

دیپلماسی موسیقی، عملیاتی که در کوبا نیز جواب داد

گذشته از آنچه که قبلا در مشرق درباره نحوه اقدام دیپلماسی موسیقی آمریکا در قبال شوروی سابق منتشر شد و نشان داد که این دیپلماسی فرهنگی آمریکا چگونه شوروی را به زانو درآورد، اکنون اسنادی افشا شده که نشان می‌دهد سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا USAID که با هدف ارائه کمک‌های به اصطلاح بشردوستانه و در واقع مداخله‌جویانه به کشورهای خارجی فعالیت می‌کند، خواننده‌های کوبایی را به طور محرمانه به کار گرفته و از آنها علیه دولت کوبا استفاده می‌کرده است.

در این پروژه محرمانه، خواننده‌های زیرزمینی کوبایی بدون آن که مطلع باشند در دام برنامه‌های سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده افتاده و در اشعار و ترانه‌های خود احساسات ضد دولت کوبا را ترویج می‌کرده‌اند. این برنامه محرمانه که طی سال‌های 2009 تا 2011 اجرا شده، از سوی خبرگزاری آسوشیتدپرس افشا شد. طبق این برنامه، سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده در گروه‌های موسیقی زیرزمینی کوبا نفوذ و تلاش کرده از آنها در جهت ایجاد یک جنبش اجتماعی جوانان علیه دولت کمونیست کوبا استفاده کند.

پس از انتشار گزارش آسوشیتدپرس، سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده در اطلاعیه‌ای اتهامات منتسب به خود را تکذیب و اعلام کرد: تاکید بر این که فعالیت ما محرمانه یا مخفیانه بود، نادرست است. سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده ادعا کرده که برنامه‌هایش در نقاط مختلف جهان خصوصا در کشورهایی که مردم تحت فشار و سرکوب حکومت قرار دارند، با هدف تقویت جامعه مدنی طراحی و اجرا می‌شود.

اما اسنادی که به دست آسوشیتدپرس رسیده نشان می‌دهد برای مخفی ماندن رد آمریکا در اعطای پول به خواننده‌های کوبایی، از زنجیره‌ای از واسطه‌ها استفاده شده است به طوری که یک شرکت پیمانکاری مستقر در واشنگتن وجوه نقد را از طریق یک بانک لیختن اشتاینی به یک گروه صربستانی می‌داده و این گروه که تحت پوشش شرکتی با نام پاناما Panama فعالیت می‌کردند، وجه را به خوانندگان کوبایی منتقل می‌کردند. البته این نقل و انتقالات مورد سوءظن وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار گرفت زیرا نقض تحریم‌های آمریکا علیه کوبا بود و به همین دلیل، این مسیر نقل و انتقال وجوه، مسدود شد. طبق این برنامه، آن دسته از خوانندگان و فعالان موسیقی کوبا که به علت مخالفت با دولت این کشور در داخل کوبا ممنوع‌الفعالیت شده بودند، مورد هدف قرار گرفتند.

دیپلماسی فرهنگی یا کودتای نرم؟

در واقع کارکرد قدرت نرم در عرصه بین‌الملل به اینچنین دیپلماسی‌های عمومی و فرهنگی نیاز دارد اما آمریکایی‌ها فقط به ترویج صرف فرهنگ لیبرالی و سبک زندگی غربی قانع نیستند و در واقع مترصد تغییر نظام و تغییر حکومت‌های مخالف خود به‌وسیله این نوع دیپلماسی‌ها می‌باشند. اهمیت دیپلماسی فرهنگی در گسترده‌ترین مفهوم آن، افزایش یافته و «فرهنگ بخاطر فرهنگ» هیچ‌جایی در برنامه‌های مبادله آموزشی و اطلاعاتی ایالات متحده نداشته و ندارد. در واقع طی جنگ سرد بود که آمریکا قدرت فرهنگی را بعنوان سلاحی مخفی بر ضد دشمن خود، یعنی شوروی سابق و ایدئولوژی آن، یعنی کمونیسم، به کار گرفت. دولت ایالات متحده، از طریق وزارت امور خارجه و دیگر آژانس‌ها، از جمله سازمان سیا (CIA)، به هماهنگ کردن و انتشار بی‌سابقه افکار آمریکایی و بیان خلاقانه آن‌ها در سراسر جهان پرداخت.

خوانندگان رپ کوبایی چطور در دام توطئه آمریکا افتادند؟

موسیقی«جاز» در دوران جنگ سرد بعنوان یک سفیر فرهنگی علیه شوروی عمل می‌کرد

نوع نگاه دولت‌مردان ایالات متحده به موسیقی را می‌توان از همین منظر دید زیرا آنها باور دارند که مردم با گوش دادن به این موسیقی‌ها، آمریکایی‌ها را در کنار خود می‌بینند و این یعنی تبادل فرهنگی که کالایی بی‌بدیل است که هیچ همتایی ندارد. اکنون نیز آمریکایی‌ها با سرمایه‌گذاری بر یکی از سبک‌های موسیقی به نام رپ RAP به دنبال جهت دادن به مردم (حتی مردم کشور خود) و جلب احترام و همکاری آنها برای رسیدن به اهداف‌شان هستند.

موسیقی رپ RAP

پیدایش رگه‌های اصلی موسیقی رپ به آفریقا باز می‌گردد اما رپ به شکل امروزی محصول آفریقایی‌آمریکایی‌های شهر نیویورک در دهۀ ۷۰ میلادی می‌باشد؛ جایی که سیاهان آمریکاییِ ستم‌دیده از تبعیض نژادی، از رسانه و فضایی برای بیان اعتراضات‌شان محروم بودند. آن‌ها اعتراضات‌شان را در قالب تجمعات خیابانی، تولید صداهای ناموزون با ابزارهای ابتدایی و خواندن ریتمیک متن‌هایی که در واقع همان ترانه‌های رپ بود، بیان می‌کردند؛ به‌همین‌دلیل رپ، «سی.ان.ان سیاهان» نامیده شد! فرهنگ رپ و به بیانی بهتر آن فرهنگی که به طور خاص به جوانان سیاه و اقشار میانه در جوامع غرب تعلق دارد و بیشتر فرهنگ کوچه و خیابانی است از آمریکا سرچشمه می‌گیرد. این فرهنگ در سالیان بعد به دیگر شهرهای آمریکا و برخی دیگر از کشورها سرایت کرد تا ابزاری برای بیان اعتراضات سیاهان باشد. رپ اما تنها به مضامین اعتراضی محدود نماند؛ ورود دو پدیدۀ «سکس» و «مواد مخدر» به رپ که برخی اندیشمندان انتقادی آن‌ را توطئۀ جریان سرمایه‌داری برای منحرف‌کردن اعتراضات سیاهان می‌دانند، به‌سرعت کارکردهای این سبک موسیقی را گسترش داد. به‌تدریج، سفیدپوستان هم وارد موسیقی رپ شدند و زیرسبک‌های جدیدی در این ژانر موسیقی به‌وجود آمد. امروزه موسیقی رپ زیرشاخه‌های فراوانی دارد و موضوعات متنوعی را شامل می‌شود. پس گزارۀ «موسیقی رپ، موسیقی اعتراضی است» تنها به دوران اولیۀ شکل‌گیری آن برمی‌گردد.

خوانندگان رپ کوبایی چطور در دام توطئه آمریکا افتادند؟

انتخاب چندین باره Eminem به عنوان بهترین خواننده رپ (موسیقی مختص سیاهان) سوال برانگیز است

آنچه که اکنون به عنوان رپ در دنیا شناخته می‌شود، از گروه‌ها و دسته‌های سیاه به جامانده در ایالات متحده است که پس از نفوذ سیستم‌های اطلاعاتی آمریکا مانندCIA به این گروه‌ها و قلع و قمع برخی خوانندگان آن نظیر مرگ مشکوک bob Marley، تحت کنترل در آمده‌اند. اکنون دیگر موسیقی رپ همه جا در جهت منافع آمریکا فعالیت می‌کند؛ انتخاب چندین بارهEminem خوانندة سفید پوست به عنوان بهترین خوانندة رپ (موسیقی‌ که مختص سیاهان است) مهر تأیید دیگری بر این مدعاست. (متن زندگی)

سواستفاده از خوانندگان رپ در کوبا

یکی از این خوانندگان رپ که در کوبا ممنوع‌الفعالیت است، لوس آلدنوس Los Aldeanos، از زمانی که برای برگزاری کنسرت به صربستان سفر کرده بود تحت آموزش سیاسی قرار گرفت؛ هرچند که به نظر می‌رسد او خبر نداشت که مخارج کنسرت و سفر او را دولت آمریکا تامین کرده است.

خوانندگانی همچون آلدنوس که مورد بهره‌برداری سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا قرار گرفتند در تولید یک برنامه تلویزیونی زیرزمینی درباره فرهنگ جوانان کوبایی نیز مشارکت کردند. این برنامه، «زنده باد کوبای آزاد: رپ، جنگ است» نام داشت. این فیلم که با دوربین‌های مخفی تصویربرداری شده بود، بینندگان را به خیابان‌های هاوانا (پایتخت کوبا) می‌برد تا به اصطلاح صدای یک انقلاب جدید در کوبا را بشنوند. برای تکمیل این جنبش اجتماعی علیه دولت کوبا، یک شبکه اجتماعی به آدرسTalentoCubano.net نیز از سوی آمریکایی‌ها راه‌اندازی شد و در اختیار فعالان آماتور موسیقی کوبایی قرار گرفت.

خبرگزاری آسوشیتدپرس معتقد است برنامه‌های سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا در کوبا به شدت ساده‌انگارانه ترتیب داده شده بود به طوری که تعدادی از عناصر اصلی این برنامه‌ها به سادگی از سوی دولت کوبا دستگیر شدند. در یکی از این بگیر و ببندها، ماموران امنیتی کوبایی به کامپیوترهایی دست یافتند که در ارتباط مستقیم با سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا بود. با افشای عناصر این توطئه، آلدنوس در اثر فشار دولت کوبا مجبور شد از کوبا خارج شده و به فلوریدای جنوبی مهاجرت کند.

خوانندگان رپ کوبایی چطور در دام توطئه آمریکا افتادند؟

لوس آلدنوس Los Aldeanos خواننده رپ کوبایی که تحت آموزش سیاسی قرار گرفت

سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده یک دهه پیش هم از برنامه مشابهی در صربستان و یوگسلاوی استفاده کرد و با ترتیب دادن کنسرت‌های اعتراضی جوانان و دانشجویان صرب، تلاش کرد جوانان صرب را علیه رئیس‌جمهور آن دوران یوگسلاوی (اسلوبودان میلوسویچ) بشوراند که در نهایت به سقوط دولت وی منتهی شد.

اقدامات مخفیانه سازمان توسعه بین‌المللی و دیگر نهادهای ترویج فرهنگ در ایالات متحده علیه مردم کوبا در حالی صورت می‌گیرد که در ظاهر اوباما رئیس جمهور آمریکا خواستار عادی سازی روابط واشنگتن هاوانا و از سرگیری روابط دیپلماتیک با کوبا و بازگشایی سفارت‌های دو کشور شده است. شاید این هم یک استراتژی مانند زمان جنگ سرد برای نفوذ و تسلط بیشتر بر آخرین اقمار شوروی باشد.

یانی، سفیر دیپلماسی موسیقی آمریکا

اکنون نگاه به ورود یانی به ایران به عنوان سفیر دیپلماسی موسیقی آمریکا، کاملا عقلانی به نظر می‌رسد. اما افزون براینکه بستن چشم و گوش خود راهی مناسب برای وارد نشدن ویروس‌های غربی و شرقی به تفکر مردم نیست، این نکته را باید خاطر نشان کرد که با ورود چنین افرادی به ایران و اجرای کنسرت‌هایی که یقینا شور و اشتیاق خاصی را در جوانان و طرفداران آن ایجاد می‌کند، متعاقبا مسائلی ایجاد خواهد شد که به احتمال زیاد مدیریت فضای فرهنگی جامعه را بیش از پیش از دست مسئولان آن خارج خواهد کرد.

در همین راستا، روز گذشته (جمعه، 28 آذر 1393) الجزیره و هافینگتون‌پست در اخبار خود به این مهم اذعان کرده‌اند که پس از کوبا، نوبت ایران خواهد بود که درهای خود را به روی آمریکا باز کند. 

صدای نت‌هایی که شوروی را به زیر کشید، به کوبا رسید // در حال ویرایش
امروز کوبا، فردا ایران

 
 
مرد در سایه"
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ آذر ۱۳٩۳
 
"کارمی گیلون" رئیس اسبق سازمان امنیت داخلی اسرائیل موسوم به "شاباک" اخیراً "محمد ضیف" فرمانده کل گردان‌های "عز الدین قسام" شاخه نظامی حماس را با عبارت "مرد در سایه" توصیف کرد و عجیب‌تر این‌که این مقام اسبق شاباک در گفتگو با شبکه 2 تلویزیون اسرائیل اظهار کرده است که "ای کاش "محمد ضیف"عضو یگان ویژه رؤسای ستاد ارتش اسرائیل بود." گیلون توضیح داد که ضیف تا کنون چندین بار از سوءقصد جان سالم به در برده است و اسرائیل هنوز نتوانسته او را شکار کند.

 رژیم صهیونیستی در آخرین تلاش خود برای ترور ضیف، طی جنگ اخیر غزه محل سکونت او را هدف بمباران قرار داد. وحشت شاباک از جان سالم به در بردن دوباره ضیف به حدی بود که نیروی رژیم صهیونیستی منتظر ماندند تا بمباران پایان یابد و بعد به منزل ضیف هجوم ببرند و مطمئن شوند که وی "بالأخره" در این عملیات کشته شده است. وحشت مقامات شاباک وقتی بیش‌تر شد که به آن‌ها خبر دادند، در این بمباران، منزل محمد ضیف کاملاً تخریب شده است، همسر و فرزند وی کشته شده‌اند، اما هیچ اثری از خود ضیف درون خانه نیست. "مردی در سایه" را با بمباران هم نتوانسته بودند ترور کنند.

 گیلون تنها مقام رژیم صهیونیستی نیست که شخصیت محمد ضیف را ستایش کرده است. "یوناتان" چند سال پس از کناره‌گیری از منصب خود به عنوان "مسئول پرونده نوار غزه" در سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی خاطرات خود از ملاقات و حتی زندگی با محمد ضیف را این‌گونه بیان می‌کند: "حدود 25 سال پیش، سال 1989، مسئول پرونده نوار غزه در شاباک بودم. آن‌جا برای اولین بار با محمد ضیف پس از آن آشنا شدم که به خاطر انجام فعالیت‌های مبارزاتی در جریان انتفاضه بازداشتش کرده بودیم. ضیف به خاطر خوش خط بودنش، مسئول نوشتن پلاکاردهای ضد اسرائیلی شده بود."

محمد ضیف
"کارمی گیلون" رئیس اسبق شاباک

 ضیف تا آن زمان تجربه زیادی در انجام عملیات‌های پیچیده نظامی نداشت. با این وجود، عملیات ربودن یکی از نظامی صهیونیست به نام "الون کروانی" را طراحی کرد. تنها اشتباهی که مجریان این عملیات کردند این بود که پس از ربودن کروانی، و ضرب و جرح شدید، او را در کشتزاری در استان "خان یونس" رها کردند. کروانی زنده ماند و با خبر دادن به ارتش اسرائیل، تعقیب عاملان این عملیات آغاز شد. ضیف رفته‌رفته پخته‌تر از قبل شد و در طراحی عملیات‌هایی مهارت پیدا کرد که مقامات رژیم صهیونیستی را سردرگم کرده بود.

 یوناتان خاطرنشان می‌کند: "مسئله‌ای که مقامات اسرائیلی را بیش از هر چیز دیگری عصبانی می‌کند، این است که ضیف توانسته بود طی عملیاتی "نحشون وکسمن" نظامی اسرائیلی را ربوده و به قتل برساند و حتی یک اتوبوس صهیونیستی را در قلب تل‌آویو منفجر کند." وی ادامه می‌دهد: "ضیف پس از آن‌که تلاش ما برای دستگیری‌اش آغاز شد، از آن‌جا که مبارز باهوشی بود، دیگر هیچ‌گاه در ملأ عام ظاهر نشد."

 مقامات اسرائیلی از جمله یوناتان اعتراف می‌کنند که نفوذ به حماس و رهبران و اعضای آن دشوار است. برای نفوذ به جنبشی مانند حماس، باید یک نیروی کارکشته را اجیر و تربیت کرد که این مسئله اگر شدنی باشد، باز هم فوق‌العاده زمان‌بر است. یوناتان می‌گوید: "پس از ارتقای سمت سازمانی ضیف در گردان‌های قسام، بارها به همراه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیلی به خانه‌اش حمله کردیم تا یک سرنخ از او پیدا کنیم، ولی ناکام ماندیم." وی در ارزیابی قدرت عملیاتی و نظامی ضیف می‌گوید: "ضیف به لحاظ طراحی عملیات و استفاده از تاکتیک‌های نوین، بی‌نظیر بود. در گزینش نیروها برای اجرای عملیات‌هایش هم بسیار موفق بود. ارتش و سازمان اطلاعاتی شاباک خیلی دیر به خطرناک بودن محمد ضیف پی بردند."

محمد ضیف
"علی" پسر هفت ماهه محمد ضیف که در حمله به خانه وی شهید شد

 خبرگزاری "دویچه وله" درباره استیصال ارتش رژیم صهیونیستی بر اثر ناکام ماندن در ترور محمد ضیف در گزارشی با عنوان "مرد مرموزی که ارتش اسرائیل به دنبال اوست" می‌نویسد: "ارتش اسرائیل برای ششمین بار به عملیاتی برای کشتن محمد ضیف دست زد. ضیف در بیست سال گذشته از 6 حمله نیروهای اسرائیلی جان سالم به در برده است. شامگاه سه‌شنبه (19 آگوست) نیروهای اسرائیلی برای ششمین بار درصدد شکار او برآمدند و سه راکت به سوی ساختمانی شلیک کردند که گمان می‌رفت او در آن اقامت دارد."

 در ادامه این گزارش آمده است: "به گفته منابع فلسطینی، در این حمله "وداد" همسر 27 ساله ضیف،"ساره" دختر سه ساله و "علی" پسر هفت ماهه او شهید شدند. اما به نظر می‌رسد که عنصر فعال حماس که اسرائیل او را "گربه‌ای با هفت جان" می‌خواند، همچنان زنده باشد." دویچه وله همچنین تأکید می‌کند:"اسرائیل، محمد ضیف را دشمن شماره یک خود می‌داند. رهبران اسرائیل گفته‌اند که تا به دام انداختن او از پای نخواهند نشست. آن‌ها او را مسئول مرگ بسیاری از افراد بی‌گناه می‌دانند."

 پس از عملیاتی که به شهادت اعضای خانواده ضیف منجر شد، آخرین نامه همسر ضیف در رسانه‌های مختلف منتشر شد. خبرگزاری "میدل ایست مانیتور" بخشی از این نامه را منتشر کرد: "تو به اسرائیلی‌ها اجازه دادی کارهایت را ببینند، اما صورت را نه، و این اسرائیلی‌ها را دیوانه کرده است. همه تلاش‌های آن‌ها برای ترور تو بی‌ثمر مانده و تمامی ملت فلسطین در آروزی دیدن سایه تو حتی از دور هستند، ولی قهرمان من، تنها من هستم که رنگ چشمانت، شمایل صورتت، و بلندی قدت را می‌شناسم."

 محمد ضیفاما "محمد دیاب ابراهیم المصری" مشهور به "محمد الضیف" کیست و چگونه یک تنه توانسته است با ارتش اسرائیل دربیفتد؟ دویچه وله در مقاله خود توضیحاتی هم درباره ضیف می‌دهد: "نام اصلی او "محمد مصری" است و احتمالاً در سال 1965 در یک اردوگاه پناهندگی در نزدیکی "خان یونس" در نوار غزه به دنیا آمده است. او در بیست سال گذشته در عملیات‌های بی‌شماری علیه اسرائیل شرکت داشته است. وی از همرزمان خود لقب "ضیف" به معنای "مهمان" را گرفته، زیرا پیوسته محل اقامت خود را تغییر می‌دهد."

 ضیف که به علت عملیات‌هایش علیه رژیم صهیونیستی توسط تشکیلات خودگران دستگیر و زندانی شده بود، در سال 2000 و با آغاز موج دوم انتفاضه، موفق شد از زندان فرار کند. در سال 2002 پس از آن که "صلاح شحاده" رهبر یگان‌های عزالدین قسام به دست نیروهای اسرائیلی به شهادت رسید، ضیف به عنوان فرمانده جدید این یگان‌ها تعیین شد. پس از آن‌که رهبری یگان‌های عزالدین قسام را به دست گرفت، نیروهای اسرائیلی برای پنجمین بار سوءقصدی علیه او انجام دادند که به ستون فقرات او به شدت آسیب رساند و او را برای همیشه فلج کرد.ضیف رهبری شاخه نظامی حماس را به شاگرد و معاون خود "احمد جعبری" واگذار کرد، اما جعبری در سال 2012 به دست ارتش اسرائیل به شهادت رسید و ضیف عملاً دوباره رهبری عملیات‌های مسلحانه حماس و تصمیم‌گیری در این‌باره را به عهده گرفت.

 فرمانده گردان‌های عز الدین قسام با همه شهرتی که دارد، هنوز برای رسانه‌های دنیا و حتی برخی از مقامات فلسطینی ناشناخته است. آخرین عکسی که از او در دست است، به 20 سال پیش برمی‌گردد. این فرمانده فلسطینی، استاد تغییرقیافه و مخفی‌کاری است. اسرائیل بی‌پرده می‌گوید که ضیف در بین این همه حزب و گروه فلسطینی، در صدر لیست افرادی قرار دارد که مرده و زنده‌اش تحت پیگرد است. یکی از روزنامه‌های عبری‌زبان درباره وی می‌گوید: "گریز این فرد از مرگ، ستودنی است. وی به‌خوبی از کانون توجهات دور مانده و در صحنه مدیریت و فرماندهی نیز پرنفوذ است و مدبرانه عمل می‌کند، در نهایت باید گفت که دست‌یافتن به چنین فردی، بسیار دشوار و شاید نشدنی است." محمد ضیف هرگز از ابزارهای الکترونیکی که شاید بتوانند محل اقامت او را آشکار کنند، استفاده نمی‌کند. کارشناسان اطلاعاتی اسرائیل بر این عقیده‌اند که ضیف هم در تصمیم‌گیری‌های عملیاتی نیروهای قسام نقش دارد و هم در ساخت بمب و اجرای برخی عملیات‌ها شرکت می‌کند.

 چنین نیروی ماهر و خبره‌ای مسلماً آموزش‌های لازم را نزد فردی دیده که دست‌کم به اندازه خود ضیف صهیونیست‌ها را زله کرده باشد. گفته می‌شود ضیف مهارت ساخت دستگاه‌های انفجاری را از مهندس شهید "یحیی عیاش" یاد گرفت. "عیاش" یکی از مسئولین و بنیانگذاران شاخه نظامی حماس و گردان‌های عز الدین قسام بود که به صورت نظام‌مند، هوشمندانه و طراحی‌شده شروع کرد به استفاده از عملیات‌های استشهادی در پاسخ به جنایات رژیم صهیونیستی.

محمد ضیف
"یحیی عیاش" یکی از بنیانگذاران شاخه نظامی حماس

 آن‌چه بهتر نشان می‌دهد که محمد ضیف احتمالاً دست‌پرورده یحیی عیاش است، این است که "عیاش" هم چند سال اسرائیلی‌ها را به دنبال خود کشاند و نمی‌توانستند او را ترور کنند. بالأخره به خاطر خیانت یکی از نزدیکانش ارتش اسرائیل توانست او را شهید کند. پس از ترور یحیی عیاش، ضیف که اندکی قبل به گردان‌های قسام پیوسته بود، کم‌کم جای او را پر کرد، اما در واقع پس از کشته شدن "صلاح شحاده" بود که به طور رسمی در سال 2002 فرماندهی این گردان‌ها را برعهده گرفت. ضیف را به همراه "نضال فتحی رباح فرحات" و "عدنان الغول" طراح موشک‌های "قسام" می‌دانند.

 خبرگزاری "میدل‌ایست مانیتور" طی گزارشی با اشاره به خبر اظهارنظر کارمی گیلون درباره ضیف می‌افزاید:"در جنگ اخیر غزه، اسرائیل مترصد فرصتی بود که ضیف را ترور کند، اما در این راه ناکام ماند. هدف اسرائیل از صورت دادن اقدامی آن هم در آن شرایط، این بود که افسانه این فرمانده گریزپای حماس را در هم بشکند تا شاید از این طریق روحیه سربازان خود را تقویت کند. از طرفی، نتانیاهو می‌خواست با کشتن محمد ضیف کمی از انتقادات داخل اسرائیل علیه خودش را کم کند که از رسیدن به این هدف نیز بازماند."

 "عماد فلوجی" از معدود کسانی است که ضیف را از نزدیک دیده است. فلوجی از سران ارشد سابق حماس است که یکی از بنیانگذاران حماس نیز محسوب می‌گردد. وی درباره ضیف می‌گوید: "آدم بسیار آرام و کم‌حرفی است. زیاد آفتابی نمی‌شود و خودش را در میان جمعیت مخفی می‌کند و با گذرنامه و هویت‌های گوناگون جابه‌جا می‌شود. بر خلاف خالد مشعل که گفته می‌شود در هتلی پنج ستاره در قطر روزگار می‌گذراند، ضیف آدم خاکی‌تری است و با مردم بیش‌تر می‌جوشد."

محمد ضیف
"احمد جعبری" شاگرد "محمد ضیف" که در سال 2012 ترور شد

 ضیف، با "محمد دحلان" از رهبران برکنار شده جنبش فتح نیز رابطه‌ای بسیار قدیمی دارد. ضیف و دحلان هر دو زاده "خان یونس" هستند و از همان آغاز کودکی رابطه‌ای بسیار صمیمی با یک‌دیگر داشته و هر دو در اوایل دهه 80 در دانشگاه اسلامی غزه تحصیل کرده‌اند. ظاهراً دحلان نقش مهمی در معالجه ضیف پس از سوءقصدهای مکرر اسرائیل داشته است. از سوی دیگر گفته می‌شود که با هماهنگی دحلان در دهه 90، ضیف بارها به دیدار "یاسر عرفات" در دفتر اصلی‌اش رفته است. در جنگ اخیر غزه نیز که برق نوار غزه به دلیل حملات اسرائیل دچار مشکل شده بود، ضیف از طریق دحلان از مصر درخواست کرده بود تا سهم برق نوار غزه را از 27 مگاوات به 32 مگاوات افزایش دهد.

 محمد ضیف را به سه دلیل با شیخ "احمد یاسین" بنیان‌گذار حماس مقایسه می‌کنند: معلولیت وی و نشستنش بر روی صندلی چرخدار، مرجعیت دینی وی برای رزمندگان گردان‌های قسام، و فرماندهی وی در امور نظامی، زیرا یاسین نیز قبل از تأسیس حماس، فعالیت‌های نظامی اخوان‌المسلمین در غزه را فرماندهی می‌کرد.

 بر خلاف تصور، در پرده بودن ضیف، اتفاقاً بر شهرت و محبوبیت او افزوده است. یکی از آخرین نظرسنجی‌هایی که توسط یک وب‌سایت فلسطینی انجام شده است، نشان می‌دهد که ضیف در بین مردم فلسطین از خالد مشعل و اسماعیل هنیه نیز محبوب‌تر است. ضیف در نظر فلسطینیان یک شخصیت قهرمان است. او را یکی از آخرین بازماندگان رهبران نسل اول و دوم حماس می‌دانند و به خاطر ایستادگی در برابر اسرائیل می‌ستایند. دقیقاً به همان اندازه که فلسطینی‌ها به ضیف علاقه‌مند هستند، مقامات اسرائیلی نیز برای رها شدن از دست او لحظه‌شماری می‌کنند.