همراه با خورشید

این وبلاگ امکانی برای همراهی و همدلی با دانشجویان است

خودی هایی که بدتراز بیگانه باهم وطنانشان عمل می کنند
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ تیر ۱۳٩٢
 
 تلویزیون «لمر» افغانستان به نقل از مقامات امنیتی افغانستان گزارش داد که «زکریا قندهاری» به اتهام شکنجه، کشتن و اذیت و آزار افغان‌ها دستگیر شده است.

یک مقام وزارت دفاع افغانستان اعلام کرد: این آمریکایی افغانی‌الاصل از هفت ماه پیش تحت پیگرد دولت افغانستان قرار داشت تا این که اخیراً توسط نیروهای امنیت ملی افغانستان در ولایت «قندهار» دستگیر شد.

حامد کرزی در ماه ژانویه سال جاری میلادی حکم دستگیری این مترجم نظامیان آمریکایی را در ولایت «میدان‌وردک» صادر کرد اما وی موفق به فرار شد.

در همین حال خبرگزاری «راشاتودی» گزارش داد که زکریا قندهاری مسئول «گروه مرگ» نظامیان آمریکایی در ولایت میدان‌وردک افغانستان بود.

روزنامه نیویورک تایمز نیز گزارش داد که 3 تن از مقام‌های رسمی افغان تأیید کرده‌اند که زکریا به اتهام شکنجه و قتل تحت پیگرد قرار داشته است.

بر اساس یک نوار ویدئویی، زکریا هنگام شکنجه یک شهروند افغان با لهجه آمریکایی صحبت‌ می‌کند.

کاخ سفید وجود این نوار ویدئویی را رد نکرده اما مدعی شده است که قندهاری یک افغان بوده و نه یک آمریکایی.

گفته می‌شود که زکریا در شکنجه و قتل 15 تن از شهروندان افغان دست داشته است.

کشتار غیرنظامیان توسط نظامیان آمریکایی و نیروهای افغان وابسته به این نظامیان، باعث شد که شهروندان میدان‌وردک چندین روز علیه نظامیان ناتو تظاهرات کنند.

موضوع کشتار غیرنظامیان توسط نظامیان آمریکایی و نیروهای افغان وابسته به آن‌ها در ولایت میدان‌وردک، باعث تیرگی در روابط کابل با واشنگتن شد.
 
 
 
 

 
 
"بدمینتون بازی دختران درمسجد
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ تیر ۱۳٩٢
 
اسلام امریکایی یا بقول حضرت علی اسلام وارونه یعنی همین که می بینید ،درعالم سیاست اردوغان ومرسی و القاعده وتروریسم درمی اید درعالم فرهنگ هم بدمینتون بازی زنان بی حجاب درخانه خدا ،درحالیکه نماز زنان هم دران باید باحجاب باشد.
در شهر میلاس ترکیه در مساجد کلاس های آموزش "بدمینتون" برای دختران برپا می شود. این کار با تصمیم وزارت دیانت ترکیه صورت گرفته است.



 
 
شهادت مظلومانه شیخ حسن شحاته ویارانش
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ تیر ۱۳٩٢
 

عالم معروف اهل بیت (ع) در مصر در حمله گروهی از طرفداران جریانهای افراطی و تکفیری به همراه ۳ تن از یارانش به صورت بسیار فجیعی کشته شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، این حمله روز یک‌شنبه (۲ تیر، ۲۳ ژوئن) هنگامی رخ داد که جمعیتی صدها نفر به خانه شیخ حسن شحاته، روحانی شیعه مصر، در روستای ابومسلم حمله کردند و آن‌جا را به آتش کشیدند.

شهید حسن شحاته
این گروه از شیعیان به مناسبت نیمه شعبان در منزل یکی از شیعیان در روستای ابومسلم در الجیزه گردهم آمده بودند که  توسط تعدادی از سلفی های تندرو هدف حمله قرار گرفته و در جریان ضرب و شتم این شیعیان چهار نفر از آنها از جمله شیخ "حسن شحاته" از رهبران شیعه کشته شدند.
این در حالی است که بر اساس گزارش ها گروه های سلفی طی هفته های اخیر از طریق خطبه های نماز جمعه به خشونت و درگیری علیه شیعیان تحریک شدند.

شهید شحاته
 شیعیان و اقلیت های دینی دیگر در مصر از جمله مسیحی های قبطی از زمان محمد مرسی و به قدرت رسیدن جمعیت اخوان المسلمین با درگیری های طایفه ای روبرو هستند.

حسن شحاته کیست ؟


حسن فرزند محمد فرزند شحاته فرزند موسی العنانی ، یکی از علما و رهبران شیعیان اهل البیت (ع) در مصر روز 13 ذی حجه سال 1365 هجری قمری برابر با 10 نوامبر 1946 در شهر هربیط از توابع ابوکبیر در استان الشرقیه دیده به جهان گشود.
در خانواده ای حنفی مذهب رشد نمود اما در سال 1996 میلادی رسما شیعه شدن خود را اعلام کرد که بر اثر ان به مدت 3 ماه با اتهام (توهین به ادیان) به زندان انداخته شد.
در سال 2009 نیز به همراه 300 تن از شیعیان مصر بار دیگر بازداشت و زندانی گردید ، در اخرین سالهای عمر خود نیز ممنوع الخروج شده بود .


فعالیت های شحاته :

مطبوعات مصر شحاته را جنجالی ترین عالم دینی این کشور توصیف کرده اند.
شحاته معروف به علامه و عالم الازهر بود و پیش نمازی یکی از بزرگترین مساجد قاهره را به عهده داشت و سال 1973 مسئول امور عقیدتی یگان مهندسی ارتش مصر بود و برنامه های علمی در تلویزیون ، رادیو و مساجد برگزار می کرد .
هزاران نفر از مردم مصر در مسجد شحاته جمع می شدند تا به وی اقتدا کنند و سخنانش را بشنوند سخنانی که حاوی واقعیت ها و حب اهل بیت (ع) بود و در این سخنان ستمکاران ، منافقان و فرقه های گمراه را رسوا می کرد.
درحالیکه این مسجد مقابل سفارت رژیم صهیونیستی در قاهره قرار داشت، شحاته با صدای بلند اقدامات صهیونیست ها را محکوم می کرد به نحوی که هنگام سخنرانی شحاته تدابیر شدید امنیتی اطراف این سفارتخانه اجرا می شد .
شحاته فقط عالم دینی الازهر نبود بلکه یکی از اساتید برجسته ای بود که بسیاری از علمای امروز ازهر از شاگردان وی بوده اند که پای درس وی می نشستند.
عالمان ازهر من جمله شیخ طنطاوی او را به خوبی میشناسند زیرا هم دوره ای های وی بودند.  
علمای بزرگ الازهر هم شحاته را می شناسند زیرا با آنها همدرس بود. از دوران کودکی حب حضرت علی (ع) در قلبش بود هر چند در آن دوران پیرو مکتب اهل بیت (ع) نبود .ست.
نشانه های حب اهل بیت و بغض و کینه اعدای انها از همان سالهای ابتدایی زندگی شیخ حسن قابل مشاهده بود ، او هم واره به اساتید خود میگفت: هر چه میخواهید بگویید لکن پیامبر و امیر المومنین و زهرای اطهر و حسنین درختی واحد هستند و ثمره انها نیز واحد است .
مسیر شیخ شهید به مذهب حق مسیری کوتاه نبوده بلکه 50 سال از زندگی شیخ را به خود اختصاص داده بود که در پایان  پیامبر خدا را در خواب میبیند تا بعد از ان شیخ تشیع خود و برائت از اعدای اهل البیت را به صورت رسمی و در سخنرانی ها و منابر مختلف اعلام میکند. که نتیجه ان پیروی صد ها تن از مسلمانان مصر از شیخ شهید و پیوستن به مذهب حق جعفری بود.
شیخ شهید در این باره میگوید: از کودکی با عشق به اهل بیت (ع) بزرگ شده ام چرا که پدرم همواره ما را با عشق انان تربیت نمود و همیشه برای ما از شخصیت حضرت امیر (ع) صحبت میکرد و میگفت: پسرم امیر المومنین حامی دین اسلام بود ، پیامبر اگر به تنهایی در مسیری حرکت میکرد او را اذیت میکردند ولی اگر حضرت علی با او بود کسی جرات نزدیک شدن به انان را نمیکرد.
بین سالهای 1994 تا 1996 تمرکز خود را به بحث در باره مذهب حق معطوف کردم که در پایان به حمد الله به صراط مستقیم و تمسک به حبل المتین هدایت شدم .
شحاته همچنین تأکید می کرد: با صوفی ها 20 سال هم صحبت بودم و سرانجام به این نتیجه رسیدم که صوفی ها در این زمان چند دسته بوده و یک گروه مقید به احکام اسلامی نیستند و به ادعای اینکه به آخرین مراتب ایمان رسیده اند ، نماز را ترک کرده اند و خود را بی نیاز از نماز می دانند و گروهی نیز استاد چپاول اموال مردم به روش های مختلف است و سومین گروه نیز از صوفی گری بجز طبل و بوق زدن چیزی نمی داند .
شحاته درباره وهابی ها گفته است: " در مساجد به دشمنان اهل بیت (ع) از جمله وهابی ها حمله می کنم. وهابی ها چهره اسلام را مخدوش کرده اند و عقاید نادرستی دارند به نحوی که معتقد به هیچ یک از ائمه (ع) نیستند و فقط " ابن تیمیه" را قبول دارند و شأن وی را بالاتر از شأن پیامبر اسلام (ص) می دانند در حالی که طبق کتب علمی و تاریخی ابن تیمیه از لحاظ اعتقادات دینی فردی مشکوک است."
شحاته ماجرای گرویدن به مکتب اهل بیت (ع) را اینگونه نقل کرده است: از سال 1994 تا سال 1996 مُجدانه برای کشف حقیقت تلاش کردم و سرانجام به حقیقت دست یافتم و به مکتب اهل بیت (ع) گرویدم و شروع به اظهار حب اهل بیت (ع) در هر محل و منطقه محل سکونتم کردم تا وظیفه ام را انجام دهم و مسلمانان را با واقعیتی که قرن ها مخفی نگه داشته شده بود ، آشنا کنم .

نحوه شهادت شحاته ویارانش:
شحاته دوم تیر ماه 92 به همراه گروهی از پیروان مکتب اهل بیت (ع) می خواستند مراسمی را به مناسبت نیمه شعبان در خانه یک از این افراد در روستای ابومسلم برگزار کنند که پیش از آغاز مراسم گروهی از سلفی های افراطی و تعدادی از ساکنین این روستا به خانه مذکور حمله می کنند  و واین عالم مجاهد را باتعدادی از همراهانش  به شدت مورد ضرب و جرح قرار داده وبه شهادت می رسانند .


 
 
ضرورت آموزش سلامت معنوی به خانواده‌ها،
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ تیر ۱۳٩٢
 
رئیس انستیتو روانپزشکی تهران در گفت‌وگو با فارس:
آموزش سلامت معنوی به خانواده‌ها، خیانت به همسر را کم می‌کند

رئیس انستیتو روانپزشکی تهران با تأکید بر آموزش سلامت معنوی به صورت علمی گفت: سلامت معنوی باید به صورت عمومی به همه خانواده‌ها آموزش داده می‌شود تا از میزان بی‌وفایی و خیانت به همسر کم شود.

خبرگزاری فارس: آموزش سلامت معنوی به خانواده‌ها، خیانت به همسر را کم می‌کند
 

جعفر بوالهری در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس، گفت: مردم نسبت به سلامت معنوی اطلاعی ندارند اما این نوع از سلامت در محافل علمی و دانشگاهی مطرح است. ما سالها روی این موضوع کار کرده‌ایم تا هر طیف از مشکلات گروه‌های زنان متأهل، مطلقه، دختران مجرد، جوانان، بیکاران، معتادان و ... را به صورت علمی برطرف کنیم.

وی ادامه داد: در دنیا راه‌حل‌های شناخته ‌شده‌ای وجود دارد و بر پایه روش‌های علمی به صورت خاص و روش‌های علمی مبتنی بر سلامت معنوی مشکلات امروز جوامع را برطرف می‌کنند.

رئیس انستیتو روانپزشکی تهران گفت: به عنوان مثال در سالهای اخیر تا حدی خیانت به همسر نسبت به گذشته بیشتر شده است و به همین دلیل مطالعات زیادی در این زمینه انجام شده تا دلایل اینکه  برخیافراد متأهل پس از ازدواج به صورت آرام آرام و مخفیانه به همسران خود خیانت می‌کنند بررسی شود.

وی با بیان اینکه هزاران مقاله علمی در دنیا در این مورد نوشته شده است گفت: باید وزارتخانه‌های بهداشت،فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت آموزش و پرورش این مدل‌ها را استفاده کنند و از افراد نظریه‌پرداز و کارشناسان این حوزه بهره بگیرند تا از روش‌های گمانه‌زنی و پلیسی پرهیز شده و در مقابل روش‌های تربیتی و مشاوره‌ای جای آن را بگیرد.

رئیس دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان ادامه داد: روی موضوع بی‌وفایی و خیانت به همسر تحقیقات بسیاری کرده‌ایم و چنانچه شرایط آن مهیا باشد با دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور همکاری‌های لازم را انجام می‌دهیم تا کارگاه‌های آموزشی برای والدین برگزار شود و از این طریق نحوه تعامل زن و شوهر آموزش داده شده و در نهایت از خیانت جلوگیری شود.

وی ادامه داد: متأسفانه می‌بینیم گاهی دختران جوانی که از شهرهای کوچک یا روستاها وارد زندگی شهری بزرگتری شده و تنها رها می‌شوند برای رها شدن از این تنهایی به سمت ازدواج کردن می‌روند و این بدون آموزش‌های لازم از سوی والدین خطرناک است.

بوالهری گفت: در مقابل باید آموزش‌های مداخله‌ای، مشاوره‌ای و درمانی لازم برای گروه‌های مختلف استفاده شود.

رئیس انستیتو روانپزشکی تهران در پاسخ به اینکه با وجود آشنایی مردم با سلامت معنوی اما چرا بعضی از اختلالات روانی بیشتر شده است گفت: آموزه‌های دینی و معنوی ما متناسب با  روش‌های علمی به روز نشده است و اغلب آموزه‌ها عمومی است.

وی گفت: به همه می‌گوییم دروغ نگوییم چون بد است اما باید ابتدا تعریف دروغ را تبدیل به یک برنامه آموزشی کنیم و با حضور کارشناسان و با زبان نوجوانان به آنها آموزش دهیم.

بوالهری افزود: آموزش سلامت معنوی از طریق آموزش عمومی و رسانه‌ها امکانپذیر نیست و مردم در مقابل آن مقاومت می‌کنند


 
 
خاطرات گوانتانامو
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ تیر ۱۳٩٢
 
پس از دو سال حضور در قندهار، به گوانتانامو منتقل شدم. آنجا بیش از قبل من را کتک می‌زدند و در زندان‌های انفرادی طولانی مدت نگه می‌داشتند. سرمای کشنده و گرمای وحشتناک و روزها بی‌خوابی اجباری را باید تحمل می‌کردم. بازجوها مدام یک سوال را تکرار می‌کردند و من داستان خودم را دوباره و دوباره برایشان می‌گفتم؛ نام، نام خانوادگی؛ دلیل حضور در پاکستان. اما هیچ‌کدام از پاسخ‌ها، آن‌ها را راضی نمی‌کرد. من می‌دانستم بازجوها علاقه‌ای به شنیدن حقیقت ندارند.
 مورات کرناز، یکی از زندانیان آزاد شده گوانتانامو می‌گوید. خاطرات تلخ و هراس‌آوری که سال‌های سال در یاد این زندانیان باقی خواهند ماند. او می‌گوید: «با این حال همیشه سعی می‌کردم انسانیت خودم را حفظ کنم. من به حیوانات علاقه زیادی داشتم. همیشه تکه‌ای از نان خود را نگه می‌داشتم و به سوسمارهایی که کنار حصارها می‌آمدند غذا می‌دادم. وقتی نگهبانان متوجه این مسئله شدند، ۳۰ روز زندان انفرادی در تنهایی و تاریکی را تجربه کردم.»
 
معظم بیگ نیز از خاطرات خود در زندان بگرام، پیش از انتقال به گوانتانامو می‌گوید. او از مشاهده مرگ زندانیانی می‌گوید که زیر شکنجه دوام نمی‌آوردند. گوش‌های بیگ هنوز از صدای جیغ زنان زندانی پر است. او هر لحظه تصور می‌کرد که صدای همسرش را می‌شنود. اما سه سال بعد، و پس از آزادی متوجه شد همسرش هرگز دستگیر نشده.
 
بدن ابوبکر قاسم، مسلمان چینی‌الاصل، هنوز جای زخم‌های عمیقی را بر خود دارد. او هنوز کابوس می‌بیند و صدای فریاد هم‌سلولی‌هایش را می‌شنود. او می‌گوید: در گوانتانامو، قانون وجود نداشت. افراد فقط از روی شماره شناسایی می‌شدند.  
 
سامی الحاج، خبرنگار الجزیره، یکی از افرادی است که سال‌هایی از عمر خود را در این زندان سپری کرده است. وی درباره گوانتانامو و شرایط سخت آن می‌گوید: «آن‌ها از سگ استفاده می‌کردند. سگ‌ها مرا گاز می‌گرفتند. گاهی اوقات من را آویزان می‌کردند و تا شش روز اجازه نمی‌دادند بخوابم. گاهی اجازه نمی دادند به دستشویی بروم. بعضی وقت‌ها دستگاه تهویه را روی درجه زیاد روشن کرده و مرا برای مدت طولانی در اتاق رها می‌کردند.»

 
وی در سال ۲۰۰۱ در پاکستان، هنگام تهیه گزارش درباره حمله آمریکا به افغانستان، توسط ارتش آمریکا دستگیر شد. در حین دستگیری کاسه‌ی زانوی الحاج شکست. او در طول زمان زندانی بودنش در گوانتانامو بارها و بارها توسط نیروهای آمریکایی شکنجه شد.

او می‌گوید: «گاهی اوقات سربازان اعمال شنیعی جلوی من انجام می‌دادند. اگر بیماری خاصی مثل دندان‌درد داشتم، دکتر از من می‌خواست اول به سوالات بازجوها پاسخ دهم تا مرا درمان کند. من مشکلات دندانی داشتم چون آن‌ها به من مسواک و خمیردندان نمی‌دادند.»

براندون نیلی، یک افسر پلیس و نگهبان سابق گوانتانامو می‌گوید در این زندان با زندانی‌ها رفتار وحشتناکی می‌شد. او می‌دید زندانیان کتک می‌خورند و تحقیر می‌شوند. با وجود اینکه نیلی تعهد عدم فاش سازی اسناد را امضا کرده بود، اما تصریح می‌کند: «من باید در مورد اتفاقی که آنجا می‌افتد حرف می‌زدم. من ترجیح می‌دهم با عکس‌العمل‌ها روبرو شوم تا اینکه اصلا حرفی نزنم، چون مردم باید بدانند آنجا چه خبر است.»

نیلی تنها فرد در ارتش آمریکا نیست که در مورد واقعیات گوانتانامو صحبت می‌کند.

عمر دقایس، درباره اتفاقی که منجر به نیمه‌بسته شدن یکی از چشمانش شد می‌گوید: پنج یا شش نگهبان، به سلول من و دیگر زندانیان آمدند تا اعتصاب غذا و دیگر اعتراضات ما نسبت به شکنجه‌ها و آزارهای جنسی را متوقف کنند. آن‌ها ما را تهدید کردند و پس از کتک زدن در سلول، مرا به بیرون سلول کشاندند. در حالی که افسر ایستاده و تماشا می‌کرد، یکی از نگهبانان با خشونت باور نکردنی یکی از چشمان من را بیرون آورد و چون یکی از چشمان من از قبل مشکل داشت، بینایی هر دو چشمم را از دست دادم. بعد به تدریج بینایی یکی چشمانم برگشت اما چشم دیگر بدتر و بدتر می‌شد. سپس آن‌ها به سلول‌های دیگر رفتند تا همین کار را با دیگر زندانیان بکنند تا درس عبرتی باشیم برای سایرین که دست به هیچ اعتراض و اعتصابی نزنند.»



دیوید هیکس، زندانی استرالیایی گوانتانامو می‌گوید: تنهایی و حبس نامحدود دو مسئله متفاوت هستند، اما وقتی با هم ترکیب شوند، تبدیل به توفانی ویران‌کننده می‌شوند. تنهایی تاثیر بسیار بدی روی ذهن می‌گذارد و اگر هیچ امکان ارتباطی با دیگران وجود نداشته باشد این تاثیر چندین برابر می‌شود. هر چیزی بیرون این چهاردیواری خیلی سریع فراموش می‌شود. ذهن، بدون هیچ تحریک فکری، تنبل و تاریک و زمان متوقف می‌شود. حرف زدن سخت شده و وقتی می‌خواهید حرف بزنید، به یاد آوردن کلمات و چیدن آن‌ها در کنار هم مشکل می‌شود. در این زمان، بازجوها دنیای جدیدی برای شما می‌سازند و هر چه فکر می‌کنید و می‌دانید، چیزی است که بازجوها به شما القا کرده‌اند. مثل یک کودک به بازداشت‌کنندگان خود وابسته می‌شوید. آن‌ها شما را از هم پاشیده و دوباره می‌سازند. حبس نامحدود بسیار خشن و کشنده است. فقط ۵ سال بعد و پس از شنیدن تاریخ آزادی بود که من کم‌کم احساس عادی بودن کردم.»

تمام این‌ خاطرات، و حرف‌های گفته و ناگفته بسیار دیگر، تنها مشتی از خروار شکنجه‌گری های سربازان و افسران آمریکایی در گوانتانامو است. شکنجه‌هایی چون آزار جنسی، تحقیر، بی‌خوابی‌های اجباری، زندان‌های انفرادی، اعدام‌های صوری، تجویز اجباری دارو، استفاده از سگ‌ها برای ترساندن زندانیان، گرما و سرمای بی‌حد و حصر، بمباران حسی (سر و صدا)، تماشای شکنجه دیگران، شکنجه های روحی و روانی، همه و همه قوانین بین‌المللی و تمام قواعد حقوق بشر را زیر پا گذاشته‌اند.

با وجود اینکه بیشتر این شکنجه‌ها، جنایت جنگی محسوب می‌شوند، اما هرگز کسی بابت آن‌ها مسئول شناخته و محاکمه نشده است و کشورهای مدعی حقوق بشر به شکنجه و کشتار خود ادامه می دهند.
 
 

 
 
رکورد وحشتناک یک نظامی آمریکایی
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ تیر ۱۳٩٢
 

 

یک گروهبان ارتش آمریکا که در جنگ عراق خدمت کرده است، با کشتن ۲ هزار و ۷۴۶ نفر، رکورد کشتار توسط یک نفر را در تاریخ آمریکا شکسته است.

به گزارش جهان به نقل از مهر، "دیلارد جانسون" نظامی آمریکایی به خاطر خوش خدمتی در ماموریت های ارتش این کشور در عراق تا کنون ۳۷ مدال دریافت کرده است.

نام جانسون به خاطر شمار جنایاتی که در ارتش آمریکا مرتکب شده در تاریخ ایالات متحده ماندگار شده است. این نظامی سابق به نیویویک پست گفت در مدت خدمتش در ارتش آمریکا ۲ هزار و ۷۴۶ نفر را به بهانه های مختلف هدف قرار داده است. وی که از کودکی علاقه شدید به کشتن با تفنگ داشته، از سال ۱۹۸۶ وارد ارتش آمریکا شده و در سال ۲۰۰۳ به عراق اعزام شده است.

قرار است طی روزهای آینده کتاب خاطرات جانسون از کشتار مردم عراق منتشر شود. وی در بخشی از این کتاب مدعی شده است: در زمان کشتن این افراد به شکستن رکورد فکر نمی کردم. من زمانی که لازم بود، می کشتم و خشن می شدم اما زمانی که لازم بود، ملایمت به خرج می دادم.

در حال حاضر این نظامی ۴۸ ساله به همراه همسر و چهار فرزندش در فلوریدا زندگی می کند و به گفته خودش هیچ احساس گناهی به خاطر کشتن این همه انسان ندارد. جانسون در زمان خدمت در هنگ زرهی ارتش آمریکا در عراق به خاطر استنشاق بخارهای رادیواکتیوی ناشی از شلیک گلوله های ضدزره دچار نوعی سرطان خونی شده و هم اکنون مشغول مداوای این بیماری است.