همراه با خورشید

این وبلاگ امکانی برای همراهی و همدلی با دانشجویان است

مردم ایران درزمان جنگ
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٢
 

موردی که در زمان جنگ بسیار مؤثر بود کمکهای مردمی در نماز جمعه بود که هر کسی هر چه داشت برای جبههها میآورد. خاطرهای بگویم. خانم جوانی آمد و یک گردنبند بسیار قیمتی آورد و گفت: «میخواهم این را برای جبهه بدهم». پرسیدم: «مال چه کسی است؟» جواب داد: «مال شوهر شهیدم است و تنها چیزی است که دارم و میخواهم در جنگ با صدام مصرف شود». گفتم: «اسمتان را بگویید». گفت: «لزومی ندارد». گفتم: «میخواهیم رسید بدهیم. اسم خودتان یا شوهر شهیدتان را بدهید». گفت: «نیازی نیست ما به نماز جمعه مطمئنیم». خلاصه هر کاری کردیم نشانهای از خودشان را بدهد که هم به ایشان رسید بدهیم و هم از ایشان تشکر کنیم، حاضر نشدند و گفتند: «این برای خداست و لزومی ندارد شما ما را بشناسید یا نامی از ما ببرید». این برایم خیلی مهم بود، در آن موقعی که این بنده خدا آمد و این گردنبند طلا را تقدیم جبهه کرد. بیشتر رزمندگانی که میخواستند به جبههها اعزام شوند به نماز جمعه میآمدند و با تحولات مهم روحی که در نماز جمعه پیدا میکردند، به جبههها میرفتند.



 
 
حسین شریعتمداری در دانشگاه تهران:
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢
 
حسین شریعتمداری در دانشگاه تهران:
فتنه 88 پیچیده‌تر از جنگ احزاب در صدر اسلام بود/ 9 دی ایستگاه آخر فتنه/ تحریم‌های شدید اقتصادی نتیجه شکست آمریکا در فتنه است

 به گزارش فارس، حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان بعد از ظهر امروز سه‌شنبه در دومین همایش بزرگ «دانشگاه سدی در برابر فتنه» که به همت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران در این دانشگاه برگزار شد، ضمن تسلیت به مناسبت ایام سوگواری اربعین حسینی اظهار داشت: پرداختن به همه ابعاد ماجرای فتنه بسیار دشوار است چراکه مسائل در این زمینه فراوان است.

 
 
به گزارش فارس، مدیرمسئول روزنامه کیهان با تاکید بر اینکه موضوعاتی که مطرح می‌کنم همه مبتنی بر اسناد قابل دسترسی بوده و جزء اسناد پنهان نیست که کسی توان دسترسی به آن را نداشته باشد، تصریح کرد: 9 دی ایستگاه آخر فتنه بود. فتنه‌ای که یک فصل چند ماهه را به جای سه ماهه طی کرد.
 
وی یادآور شد: فتنه 88 اما بسیار گسترده‌تر، پردامنه‌تر و پیچیده‌تر از جنگ احزاب در صدر اسلام بود.
 
شریعتمداری اظهار داشت: در فتنه 88، مسئول شورای روابط خارجی آمریکا در گزارشی می‌گوید ائتلاف سفید ما نتیجه نداده است و یک سال قبل از وی، آقای جان‌کین از MI6 وارد ایران می‌شود و یکی از موضوعاتی که در کارگاه آموزشی با عوامل بازیگر بعدی فتنه مطرح می‌کند، موضوع ائتلاف سفید است.
 
وی افزود: درباره ائتلاف سفید توضیح می‌دهد که اگر قرار باشد هر کدام با حفظ مواضع خود وارد میدان شوید، حتما از جمهوری اسلامی شکست خواهید خورد. چاره کار این است که فعلا اختلافات کنار گذاشته شود و روی یک نقطه اتفاق نظر صورت گیرد که آن هم مقابله با جمهوری اسلامی ایران است.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان با بیان اینکه گروه‌هایی که تا آن زمان با یکدیگر مثل کارد و پنیر بودند کنار یکدیگر جمع می‌شوند، افزود: بهاییان، منافقین، مارکسیست‌ها، حزب دموکرات، توده‌ای‌ها و حتی کسانی مثل عبدالمالک ریگی هم کنار یکدیگر جمع می‌شوند تا جایی که عبدالمالک ریگی می‌گوید ما در مقابل آزادی دستگیرشدگان فتنه حاضریم نیروهای انتظامی‌ را که به اسارت گرفته‌ایم، آزاد کنیم.
 
وی با تاکید بر اینکه همه این گروه‌ها در فتنه در یک نقطه اتفاق نظر داشتند و آن براندازی و مخالفت با جمهوری اسلامی ایران بود، گفت: همانگونه که مقام معظم رهبری نیز فرمودند، این ماجرا بیش از 10 سال و اندی پیشینه داشته است؛ نکته مهم این است که علت فتنه 88، انتخابات نبود بلکه انتخابات فقط یک بهانه بود و ماجرا از سال‌ها قبل تدارک دیده شد.
 
 
شریعتمداری با طرح این سوال که چرا فتنه‌گران به قوانین انتخابات تن نمی‌دادند، افزود: در آن زمان از آنها خواسته شد اگر اعتراضی دارید از طریق قانونی اقدام کنید و افرادی نیز نزد آنها رفتند و گفتند شما می‌گویید در شمارش آرا اشکالی به وجود آمده، اگر اینطور است صندوق‌ها را دوباره بازشماری کنید اما آنها به این مسئله تن ندادند به دلیل اینکه انتخابات، موضوع فتنه نیست، فقط بهانه‌ای برای آغاز ماجرا است.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان در ادامه سخنان خود به کسانی که چند سال قبل از فتنه وارد ایران شده بودند، اشاره کرد و اظهار داشت: آقای جان‌کین پاییز 1378 تحت عنوان یکی از اساتید دانشگاه، وارد ایران می‌شود.
 
وی در واکنش به اظهارات برخی افراد حاضر در جلسه مبنی بر شعار «کیهان اسرائیل پیوندتان مبارک» خاطرنشان کرد: شما تقصیری ندارید و فرزندان این مملکت هستید. سرانی که شما را فریب دادند، الان سوراخ موش هستند.
 
دانشجویان نیز در حمایت از سخنان شریعتمداری یکپارچه فریاد مرگ بر اسرائیل سر دادند.
 
شریعتمداری با تاکید بر اینکه سران فتنه جرات استدلال کردن و شنیدن ندارند، گفت: یکی از دوستان سران فتنه، هیلاری کلینتون، دیروز اعتراف کرد و گفت مخالفت اسرائیل با توافقنامه ژنو با هماهنگی ما بوده است.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان یادآور شد: در جریان فتنه که شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» سر داده می‌شد هم دیدیم که چه جانی فدای ایران کردند، کسانی که ما می‌شناختیم منتظر بودند جنگ تمام شود تا سری هم به فتنه بزنند.
 
وی افزود: شعار کیهان و اسرائیل را اولین‌بار روزنامه انگلیسی گاردین مطرح کرد؛ روز دوشنبه و همان روزی که طی به صورت منطقی و با تحلیل فنی و حقوقی توافقنامه ژنو را نقد کردیم، و گفتیم که در این توافقنامه، نقد داده‌ایم و نسیه نگرفته‌ایم، روزنامه گاردین تیتر زد که در دنیا دو نفر با توافقنامه مخالف هستند یکی نتانیاهو و دیگری شریعتمداری.
 
شریعتمداری اضافه کرد: بعد از این برخی از افرادی که نمی‌دانستند ماجرا از کجاست این دو را کنار یکدیگر گذاشتند.
 
وی افزود: در جریان جنگ تحمیلی وقتی رزمندگان، خیزهای بزرگی برداشتند، یک دفعه اسرائیل اعلام کرد که ایران از ما اسلحه می‌خرد که حضرت امام(ره) پاسخ دادند اسرائیل می‌داند آنقدر نجس است که اگر انگشتش را به بحر اکبر هم بگذارد نجس می‌شود.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان خطاب به برخی از کسانی که شعارهایی در رابطه با فتنه‌گران سر می‌دادند، افزود: اگر سران فتنه را آزاد کنند، خود شما آنها را خواهید کشت. مگر ندا آقاسلطان را شما نکشتید و مگر روی قبر خالی مرثیه نخواندید؟
 
 
وی یادآور شد: برخی می‌گفتند این اعتراف‌هایی که صورت گرفته تحت زور و فشار بوده است؛ شهید شهسواری وقتی در بند صدام بود یک دفعه بلند شد و فریاد زد «مرگ بر صدام ضد اسلام» حالا این چه رهبرانی هستند که وقتی در زندانند و شیرکاکائویشان قطع می‌شود، مثل بلبل حرف می‌زنند.
 
شریعتمداری تصریح کرد: بالاخره روزی مجبور می‌شوید فکر کنید. تا کی می‌خواهید هرچه که به شما می‌گویند فریاد بزنید؟ به کسانی که پشت صحنه هستند بگویید اگر راست می‌گویند، خود به میدان بیایند.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان در ادامه سخنان خود اظهار داشت: آقای خاتمی حداقل دوبار با جرج سوروس صهیونیست ملاقات کرده است؛ چرا جوابی نمی‌دهند؟ بنده اعلام کرده‌ام مسئولان بلندپایه MI6 و CIA وارد ایران شدند و برنامه‌های توجیهی گذاشته و کارگاه‌های آموزشی تشکیل دادند.
 
وی اضافه کرد: عده‌ای را به دبی نزد خانم الیزابت چنی دختر دیک‌ چنی فرستادند و عده‌ای را نیز به بنیاد هیفوس در هلند فرستادند. اینها سند است چرا به جای جواب، فحش می‌دهید.
 
دانشجویان در تایید سخنان شریعتمداری شعار «خاتمی اسرائیل پیوندتان مبارک» سر دادند و شریعتمداری خطاب به آنها گفت: این پیوند خیلی قبل بوده است و شما دیر آن را مطرح می‌کنید.
 
شریعتمداری با بیان اینکه جان‌کین پاییز 78 یعنی بعد از حوادث تیرماه 78 وارد ایران می‌شود، گفت: این موضوع مربوط به 10 سال قبل از فتنه 88 است؛ بنده نمی‌گویم با چه کسانی جلسه داشته است اما به دعوت آقای مهاجرانی به ایران می‌آید؛ آقای یورگن هابرماوس، اردیبهشت 81 جلسات پی‌درپی با محسن کدیور، عطاالله مهاجرانی، مجتهد شبستری و افراد دیگری داشته‌اند که بهتر است نام آنها را نبرم اما به زودی در کتابی که در حال آماده شدن است، اسامی دقیق آنها را خواهیم آورد.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان اظهار داشت: حامیان کنونی فتنه اگر مامور یا مرفه بی‌درد نباشند، خیلی از نظر فکری عقب افتاده‌اند. بنابراین مرگ بر مرتجع نگویید چراک ه این نفرین شما ممکن است پر آنها را بگیرد.
 
وی ادامه داد: آقای ریچارد رورتی 22 خرداد 83 وارد ایران می‌شود که آقای ابطحی میزبان او است و بعضی از اعضای اصلی شورای مرکزی حزب مشارکت نیز با وی جلسات پی‌درپی دارند.
 
شریعتمداری در واکنش به اظهاراتی مبنی بر اینکه چرا مناظره نمی‌کنید، اظهار داشت: بنده بارها اعلام مناظره کردم و همه آنها وقتی دیدند پای مناظره من هستم جا زدند و گفتند نمی‌آییم؛ با دزد درباره شرافت مذاکره نمی‌کنند. بنده گفته‌ام موضوع مناظره این است که بنده سند بیاورم که شما پادوی اسرائیل هستید اما حاضر نشدند.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان در ادامه سخنان خود گفت: آقای مانوئل کاسترز اول خرداد سال 85 به ایران آمد؛ آقای آلن‌تورن از مرکز مطالعات جنبش‌های احیای دمکراسی و استاد دانشگاه پاریس سال 1385 وارد ایران می‌شود و برخی دیگر هم وارد ایران می‌شوند.
 
شریعتمداری با بیان اینکه خانم فرح کریمی از اعضای شاخه نظامی منافقین اردیبهشت 84 وارد ایران می‌شود، گفت: او در ایران با شیرین عبادی ملاقات طولانی دارد. کیان تاج‌بخش و رامین جوان‌بیگلو نیز از دیگر این افراد بودند.
 
وی اظهار داشت: اسناد فراوان دیگری نیز وجود دارد که اگر بخواهم مطرح کنم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان با تاکید بر اینکه فتنه براساس یک فرمول انجام می‌شود، تصریح کرد: بنده در آن زمان طی یک سخنرانی گفتم به زودی این افراد یک رنگ را هم انتخاب خواهند کرد چراکه می‌دانستم براساس فرمول عمل می‌کنند؛ سران فتنه خودشان بودند بلکه به آنها دیکته شده است، ما غیبگو نبودیم اما مراحل فتنه را پیش‌بینی می‌کردیم.
 
 
شریعتمداری با بیان اینکه ما در روز 20 خرداد همان سال آخرین پرده سناریو افراطیون آشوب پس از شکست را عنوان کردیم، یادآور شد: این غیبگویی نیست و ما از قبل پیش‌بینی کردیم که مطابق فرمول به زودی جمعیتی را باید تشکیل دهند با عنوان صیانت از آرا. ما 2  هفته قبل این موضوع آن را مطرح کردیم و آنها دو هفته بعد این کار را انجام دادند.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان با بیان اینکه در انتخابات 88 در یک مقطعی همه بر روی آقای خاتمی زوم کرده و وی کاندیداتوری خود را اعلام و 18 گروه اصلاح‌طلب نیز از وی حمایت کردند، افزود: بنده یادداشتی نوشتم با این مضمون که خاتمی کاندیدای اصلی نیست و خبرنگار نیویورکر بعدها از بنده پرسید چرا شما می‌گفتید خاتمی نیست و حتی می‌گفت شما از غیب باخبرید؟ که بنده پاسخ دادم به دلیل نشست استنفورد.
 
وی اضافه کرد: یک سال قبل در این نشست خانم گیل لاپیداس از مسئولان آمریکایی و دست‌اندرکار فروپاشی شوروی سابق در سال‌های منتهی به فروپاشی در نشست آینده ایران اعلام می‌کند بنده آمده‌ام بگویم برای ما خاتمی به درد نمی‌خورد و او چیزی شبیه گورباچف است و ما به یلتسین نیاز داریم که در همان زمان مقام معظم رهبری فرمودند نه خاتمی گورباچف است و نه اینجا شوروی است.
 
شریعتمداری با تاکید بر اینکه فتنه 88 پس از آن شکل گرفت که همه ترفندهای آمریکا علیه انقلاب بی‌نتیجه ماند و تمام تیرهایی که در ترکش داشت رها کرد و کارساز نبود، گفت: تحریم نتیجه شکست آمریکا در فتنه 88 بود اگر 9 دی اتفاق نمی‌افتاد این تحریم‌ها نبود. تحریم‌ها انتقام آمریکا از مردم ایران بخاطر حضورشان در حماسه 9 دی بود.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان افزود: آقای پاور رابرتز معاون اسبق خزانه‌داری آمریکا در مصاحبه با فارن پالیسی در زمان بعد از فتنه می‌گوید تقلب دروغ بود پروژه اصلی ما بی‌اعتبار کردن و منزوی کردن رژیم دینی ایران بود که برای این منظور 400 میلیون دلار بودجه تخصیص دادیم.
 
وی ادامه داد: آقای کنت تینرمن رئیس بنیاد ملی حمایت از دمکراسی در سایت خود می‌گوید این بودجه همراه با کمک‌های دیگر در جریان انتخابات برای مخالفان هزینه شد.
 
شریعتمداری با بیان اینکه آقای ریچارد هابس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا سه روز بعد از 9 دی می‌گوید باید اعتراف کنم فرمول مهندسی معکوس فوکویاما نتیجه معکوس داد، گفت علت اصلی آن است که دوستان ما قرار نبود به این زودی فلش مخالفت را به سمت ولی فقیه ببرند.
 
مدیرمسئول روزنامه کیهان در ادامه سخنان خود با تاکید بر اینکه 2 صدا جوان دانشجو را به خود می‌خواند، اظهار داشت: یک صدا دانشجو را برای مقاصد سیاسی خود می‌خواهد و بعد از اینکه کارشان تمام شد به دانشجویان گفتند جنبش دانشجویی حرف مفت است؛ اما یک صدا دانشجو را برای خود دانشجو می‌خواهد که این دو به راحتی از یکدیگر تفکیک می‌شود.
 
 
وی افزود: آقای جون هانا که 4 سال مشاور امنیت ملی دیک چنی معاون بوش بوده است، می‌گوید: در نشستی در آلمان با حضور اپوزیسیون که برخی از اصلاح‌طلبان در آن شرکت کردند توصیه‌شان این بود که تحریم‌ها یکباره باشد.
 
شریعتمداری ادامه داد: به این دلیل که اگر تحریم تدریجی باشد نقش واکسن را ایفا می‌کند بنده از افرادی که در این جریان بودند فعلا اسمی نمی‌برم گرچه به زودی نام آنها را بیان می‌کنیم. نمایندگانی را به کنگره آمریکا فرستادند و تصور می‌کردند که پنهان می‌مانند و گفتند نماینده جنبش سبز هستیم و برای رایزنی برای احیای دوباره جنبش آمده‌ایم که بعدها به آنها گفته می‌شود دیگر مهره سوخته هستند و دشمن می‌داند با چه کسی طرف است.
 
شریعتمداری با تاکید بر اینکه یکی از دستورالعمل‌ها بعد از 9 دی معتبر کردن حمله نظامی است، افزود: آنها می‌دانند حمله نظامی تاثیری ندارد و می‌گویند ایران از حمله نمی‌ترسد از این رو باید آن را معتبر کرد.
 
وی افزود: ما 8 سال با همه دنیا جنگیدیم شما ما را از چه می‌ترسانید؟ آن موقع تنهای تنها بودیم امروز شما نشان دادید در جنگ 33 روزه در مقابل حزب‌الله و 22 روز در مقابل حماس و در سوریه چه کار کردید.
 
شریعتمداری با طرح این سوال که چرا آمریکایی‌ها پس از آن همه تهدید وارد جنگ با سوریه نشدند، گفت: اوباما با پوتین تماس می‌گرفت و از او می‌خواست زمینه‌ای را فراهم کند که محترمانه وارد جنگ نشود و بعد آقای پوتین بحث بازرسی تسلیحات را مطرح می‌کند. شما نمی‌توانید با یک نظام در بیفتید.

 
 
پاسداری که امام خمینی به جای او نگهبانی داد
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢
 
مهدی خندان 

ضدانقلاب برای سر «مهدی» جایزه گذاشته بود

مهدی پس از پیروزی پر شکوه انقلاب، مدتی با جهاد سازندگی همکاری کرد و به روستای «ناران» و دیگر روستاهای اطراف زادگاهش آب لوله‌کشی می‌رساند. پس از آن، در پایگاه بسیج، به‌‌ عضویت فعال، مشغول فعالیت‌های نظامی و فرهنگی می‌شود و در ترغیب و تشویق قشر جوان برای جذب به بسیج، نقش اساسی ایفا می‌کند. 
وی در تابستان ۱۳۵۹ به عنوان عضو فعال بسیج به پادگان امام حسین (ع) اعزام شده و دوره آموزش عمومی نظامی را با علاقه‌مندی می‌گذراند. پس از ‌آموزش دیدن، برای مقابله با ضد انقلاب، آماده اعزام به کردستان می‌شود، ولی با آغاز جنگ تحمیلی، داوطلبانه به ‌جبهه‌های غرب راهی می‌گردد. 
ضدانقلاب برای سر «مهدی» جایزه گذاشته بود
شهید مهدی خندان در کنار همرزمانش 
امام خمینی (ره) به جای مهدی نگهبانی داد! 

مهدی همزمان با آغاز جنگ تحمیلی، به عنوان بسیجی، داوطلبانه به جبهه‌های جنگ می‌شتابد و ‌شش ماه در جبهه غرب‌ در «سرپل ذهاب» با دشمن بعثی ‌مقابله می‌کند و پس از آن به عضویت سپاه پاسداران در‌آمده و ‌چهار ماه ‌محافظ بیت امام خمینی (ره) ‌می‌شود. 

مادرش در این باره می‌گوید: «مهدی یک شب با خوشحالی به منزل آمد و گفت: دیشب یکی از بچه‌ها در بیت امام مشغول نگهبانی بود که امام سلاحش را گرفت و عبایش را به او داد و دو ساعت تمام در حیاط به نگهبانی پرداخت. پس از نگهبانی اسلحه را به آن پاسدار داد و به نماز شب مشغول شد. آن بنده خدا در حالی که اشک شوق در چشمانش حلقه زده بود، به نماز ایستاد. بعد‌ها فهمیدم که آن پاسدار خود مهدی بوده است‌». 
خندان دوباره به جبهه باز‌می‌گردد و به جنگ مشغول می‌شود، اما هر از‌ گاه که به مرخصی می‌رود، سری به بیت حضرت امام (ره) می‌زند و به زیارت ایشان می‌شتابد و پس از کسب روحیه، دوباره به جبهه باز‌می‌گردد. 

ضد انقلاب برای سرش جایزه گذاشته بود


او در طول خدمتش در جبهه، به‌ دلیل رشادت و لیاقتش به مدارج بالایی در مدیریت جنگ می‌رسد؛ او از بسیجی عادی رزمنده، به فرماندهی گردان و پس از آن به جانشینی تیپ ارتقا می‌یابد. خندان در جبهه غرب و در کردستان، چنان رشادت و شهامتی از خود نشان می‌دهد که لقب «شیر کوهستان» را دریافت می‌کند، به‌ طوری‌ که ضد انقلاب در کردستان برای سرش جایزه تعیین می‌کند. 
ضدانقلاب برای سر «مهدی» جایزه گذاشته بود
یکی از همرزمانش می‌گوید: یک بار یکی آمد پیش مهدی و گفت: می‌خواهم یک مطلبی به شما بگویم و اعترافی بکنم، اما قول بده که مرا نکشی. مهدی گفت: نترس بگو. او پنجاه هزار تومان پول درآورد، روی میز گذاشت و گفت: این پول را به من داده‌اند که تو را بکشم. مهدی سرش را روی میز گذاشت و گفت: من یک سر بیشتر ندارم و آن را هم در راه خدا می‌دهم. او گریه کرد و دست و صورت مهدی را غرق بوسه کرد. 

خندان در خرداد ماه سال ۱۳۶۱ همراه «حاج احمد متوسلیان» و دیگر رزمندگان به لبنان فرستاده می‌شود و نزدیک ‌چهار ماه در آن‌جا ‌فعالیت ضد صهیونیستی می‌‌کند.

با بدن زخمی به جبهه بازگشت


خندان در جبهه بار‌ها بر اثر تیر و ترکش زخمی می‌شود. یک ‌بار به شدت از چند ناحیه زخم بر‌می‌دارد، به‌ طوری‌ که خانواده‌اش امید سلامتی را از دست می‌دهند. 

مادرش می‌گوید: یک‌ بار خواب پریشان دیدم و خیلی نگران شدم. چند روز بعد مهدی را در خانه برادرم دیدم. بد جوری زخمی شده بود. هیکل درشتش مثل دوک شده بود. چشم و سرش بسته و کمر و دستش در گچ بود. یک چشمش از بین رفته و سرش شکافته بود. مهره‌های کمرش انحراف برداشته و وضعش چنان ناجور بود که امیدی به زنده ماندنش نمی‌رفت؛ اما خندان هنوز از این زخم‌های سخت سلامت کامل نیافته، به جبهه باز‌می‌گردد. وقتی نیروهای تیپ او را با آن وضع در جبهه می‌بینند، روحیه‌شان دو چندان می‌شود. او در منطقه کردستان، علاوه‌ بر مبارزات نظامی، به فعالیت‌های عمرانی نیز می‌پردازد.

در اریعین به دیدار سالار شهیدان رفت


شهید مهدی خندان، فرمانده تیپ یک لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) در طول حضور در جنگ تحمیلی، بار‌ها زخمی شد؛ اما هیچگاه مجروحیت او را از حضور در جبهه‌ها بازنداشت و سرانجام در ‌۲۸ آذر ماه ۱۳۶۲ برابر با اربعین حسینی (ع)، در مرحله سوم عملیات «والفجر ۴» در ارتفاعات «کانی مانگا» هنگام عبور از میدان مین مورد حمله گلوله‌های تیربار دشمن قرار گرفت و در سن ۲۱ سالگی به فیض شهادت رسید.
تولد او در عاشورای حسینی و شهادت او در اربعین حسینی بود. روزهایی که فریاد «یا حسین» در جهان پیچیده بود. 
ضدانقلاب برای سر «مهدی» جایزه گذاشته بود

 
 
ناگفته‌های از دیدار با نامزدهای معترض انتخابات88 درمصاحبه خوادنی با دکتر زاکانی
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢
 
متن کامل گفت‌وگو تسنیم با علیرضا زاکانی به شرح زیر است:

 آقای دکتر بعد از انتخابات سال 88 حضرتعالی در کمیته‌ ویژه مجلس برای رسیدگی به اعتراض کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری بودید. در آن دوره با هر یک از کاندیدای معترض انتخابات و آقای هاشمی رفسنجانی دیدار داشتید. در مورد جزئیات دیدارتان با کاندیداها و آقای هاشمی بفرمایید.

- زاکانی: بسم الله الرحمن الرحیم. از دفتر آقای لاریجانی تماس گرفتند و گفتند که آقای لاریجانی 6 نفر از نمایندگان را مشخص کردند که این‌ها این حادثه تقلب در انتخابات و اینکه اصلاً صحبت نامزدها چیست و اعتراضشان را بررسی کنند و دنبال کنند.

قرارشد در دفتر آثار شهید مطهری در خیابان پاستور جلسه باشد، لذا بنده به دفتر رفتم و دیدم که آقای ابوترابی‌فرد، آقای جلالی، آقای عباسپور و آقای کاتوزیان و آقای نادران هم هستند. هر 6 نفر همان‌جا قرار گذاشتند که ما جلسات و دیدارها را با کاندیدای معترض انتخابات ریاست جمهوری تنظیم کنیم، لذا قرار ما روز سه‌شنبه 26 خرداد شدکه اول با آقای موسوی دیدار داشته باشیم و روز چهارشنبه هم با آقای هاشمی.

همان روزی که راهپیمایی بود (راهپیمایی 25 خرداد) یعنی از بین راهپیمایی به جلسه معاونین رفتیم و فردای روز راهپیمایی یعنی 26 خرداد قرار شد به دیدار آقای موسوی برویم. ما نمی‌دانستیم راهپیمایی هست، بنابراین وقت گذاشتیم که بعدازظهر روز 26 خرداد با آقای موسوی دیدار کردیم و روز 27  خرداد هم با آقای هاشمی و بعد از آنجا رفتیم با آقای محسن رضایی و تا آخر شب هم با آقای کروبی دیدار کردیم که دیدار با آقای کروبی هم دو ساعت به طول انجامید. روز سه شنبه ما یک دیدار داشتیم و روز چهارشنبه هم سه دیدار داشتیم و در هفته ی بعد مجدد در روز یکشنبه با آقای هاشمی دیدار کردیم.

جمع‌بندی ما برای صحبت با آقای هاشمی این بود که اگر ایشان اطلاعاتی راجع به اعتراض نامزدها داشتند به ما این اطلاعات را بدهند و اگر هم در واقع آقای هاشمی می‌توانستند فضای التهاب‌آلود را ما به سمت فضای عقلانی سوق بدهند به ماکمک کنند. 

*** به موسوی گفتیم جمع حاضر از یک جناح و سلیقه نیست

روز سه شنبه 26 خرداد با آقای موسوی در دفتر کارشان در خیابان پاستور دیدار داشتیم و این دیدار در حدود یک ساعت و نیم طول کشید و آقای موسوی تنها بود و ما 6 نفر با وی صحبت می‌کردیم. یکی از دوستان به آقای موسوی گفت 2 نفر از دوستان که اینجا هستند به شما رأی ندادند، اسم من و آقای نادران را گفت و دو نفر از نمایندگانی هم که هستند برای شما ستاد برگزار کردند و قطعاً به شما رأی دادند که اسم آقای عباسپور و آقای کاتوزیان را آورد، به خاطر اینکه آقای کاتوزیان ستاد اصولگرایان حامی آقای موسوی را برگزار کرد و بعد هم گفت که دو نفر هستند که اشاره به خودشان کرد و گفت معلوم نیست چه رأیی دارند. در حقیقت این را بیان کرد که جمع ما جمع یک‌پارچه‌ای نیست که مثلاً شما فکر کنید برای یک جناح یا یک سلیقه و یک نامزد باشند.

همه بحث با آقای موسوی این بود که ما اینجا آمدیم تا مطالب شما را بشنویم و اگر موضوعی هست که محل شک هست ما موضوع را پیگیری کنیم و حقیقت را معلوم کنیم، لذا حضور در اینجا حضور در جهت فهم اشکالی است که شما با انتخابات می‌بینید و حتماً گفتیم که اگر اشکالی هست شما بگوئید و ما پیگیری کنیم.

در ادامه کار بنده به آقای موسوی گفتم که ما از شما خاطره‌خوشی از دوره نخست وزیری در ذهن داریم و به عنوان یک رزمنده شما نخست‌وزیر دوران جنگ بودید، حال اگر حرف و حدیثی هم هست هنوز این خاطره خوش شما در ذهم ما هست و اینجا هم که آمدیم ما به شما رأی ندادیم ولی علاقه‌مندیم که شما در راستای توانمندی‌هایتان برای انقلاب در صحنه باشید اما به هر حال یک نفر از صندوق رأی بیرون می‌آید و یک نفر رئیس جمهور می‌شود و اگر شما  رئیس جمهور نشدید، دلیل بر این نیست که ما شما را نفی کنیم  و آرزومندیم که شما در صحنه باشید و بتوانید کار کنید ولی دلیل اینکه شما این کار را انجام می‌دهید چیست و این اعتراضات چیست؟

***تنها دلیل موسوی برای اعتراضات: اگر اعتراض نکنم 13 میلیون از من عبور می‌کند

آقای موسوی اولاً اظهار ناراحتی کردند و گفتند که چرا بخشی از این سایت‌هایی که به من مربوط هست را بسته‌اند و یا محدود کردند و نکته دومی هم که گفتند این بود که هیچ دلیلی برای اعتراضات ذکر نمی‌کرد و تنها دلیلی که شنیدیم این بود که اگر من اعتراض نکنم این 13 میلیون رأی از من عبور می‌کند. اعتراض من به خاطر این است که یه پیشتازی نسبت به این 13 میلیون داشته باشم و بتوانم آنها را در پشت سر خودم نگه‌‌ دارم، حال اینکه این‌ها به چه دلیل و چه نیتی است را به ما نگفتند. حتی موقعی که جلسه تمام شد، همان‌جا با خداحافظی مناسبی جدا شدیم که دوستانه و خیلی صمیمی بود و اظهار آرزو کردیم که در فرصتی دیگر مجدد بتوانیم این جلسات را ادامه بدهیم.

*** دلیلی از آقای موسوی نشنیدیم/تلقی کردیم در جلسات بعدی دلایلی را از موسوی بشنویم

وقتی روز چهارشنبه که هر 6 نفر از آقای موسوی دلیلی از نشنیدیم، تلقی کردیم که شاید در جلسات بعد بتوانیم دلیلی از آقای موسوی بشنویم. فردای آن روز که روز 27 خرداد بود با آقای هاشمی دیدار داشتیم و آقای هاشمی هم تنها بودند. اولین نفری که صحبت کرد آقای ابوترابی‌فرد بود که ایشان گزارش مثبتی از جلسه ما 6 نفر با آقای موسوی ارائه کرد و فضای مثبتی را منتقل می‌کرد.

*** هاشمی گفت آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و راه‌های قانونی را هم قبول ندارد

آقای هاشمی وقتی گزارش آقای ابوترابی را شنید نکته‌ای را گفتند که آقای موسوی همه حرف‌هایی را که هست به شما نگفته‌اند و بحث این است که آقای موسوی خواهان ابطال انتخابات است و اصرار بر تقلب دارند و برای رسیدگی به اعتراضاتشان راه‌هایی که در چهار چوب قانون هست را قبول ندارند. آقای هاشمی گفت صبح روز شنبه 23 خرداد آقای خاتمی با من تماس گرفتند و اعلام کرد که ما می‌خواهیم با آقای سیدحسن خمینی و آقای موسوی پیش شما بیاییم و من هم گفتم جلسه مجمع تشخیص مصلحت را باید بروم و شما بعدازظهر بیایید و آقای هاشمی گفت که این 3 نفر ظهر آمدند. آقای هاشمی گفت، موسوی می‌گوید تقلب شده و نتایج انتخابات را قبول ندارم و اینکه در حقیقت راه‌های قانونی را هم قبول ندارم. این سه نفر آمده بودند اعتراض کنند و البته گفتند میزان اعتراض آقای موسوی نسبت به بقیه بیشتر بود.

*** هاشمی رفسنجانی گفت ما مرجعیت سابق را نداریم

وقتی از آقای هاشمی خواهش شد که شما هم اظهار نظر کنید تا فضای التهاب آرام شود، آقای هاشمی گفت ما دیگر مرجعیت سابق را نداریم. حال این جوانان و این دانشگاهیان هستند که مرجعیت را دارند و این‌ها که به خیابان آمدند بازنمی‌گردند مگر اینکه چیزی را بگیرند، چه بهتر که خودمان پیش قدم شویم و چیزی را به معترضین بدهیم که برگردند.

*** دلیل هاشمی رفسنجانی برای تقلب در انتخابات/نقل خواب آیت‌الله ری‌شهری

نکته‌ای را که آقای هاشمی گفت این بود که در انتخابات تقلب شده و خود آقای هاشمی هم قائل به تقلب بود و در مورد 2 تا از دلایلش برای تقلب گفت: اولاً آقای ری‌شهری پیش من(هاشمی) آمدند و گفتند که هفته قبل از انتخابات روز 15 خرداد، یکی از کارمندان آستانه مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) به کرج پیش پدر و مادرشان رفتند و مشاهده کردند پدرشان نیست و بعد از مدتی که پدرشان برگشت دیدند که انگشتان پدر جوهری است و جوهر استامپ بوده و بعد هم شناسنامه در دست داشته که پرسیدم پدر جان کجا بودی؟ پدر گفت من 50 هزار تومان پول گرفتم و به احمدی‌نژاد رأی دادم. بعد آقای هاشمی گفت ناقل این صحبت خود آقای ری‌شهری است، لذا معلوم بوده که این‌ها از قبل تقلب در انتخابات را شروع کردند.

*** اعتراض آقای ری‌شهری به آقای هاشمی رفسنجانی

علت دومشان هم که بنده همین جا می‌گویم که بعداً وزارت اطلاعات بررسی کرد و نتایج را آقای اژه‌ای وزیر اطلاعات وقت در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام به آقای هاشمی گفت که این حرف، حرف دروغی است و به هیچ وجه صحت ندارد و همانجا چون نقل از آقای ری شهری بود، آقای ری شهری هم سوال کردند که صورت موضوع چیست و موضوع را که گفتند آقای ری‌شهری به آقای هاشمی اعتراض کردند که بنده این حرف را به شما نگفتم.

نکته دوم؛ آقای هاشمی بیانش این بود که آقای محسن رضایی گفت از40 میلیون رأی، 8 میلیون رأی "آب" است که من سوال کردم آقا محسن این را گفتند و آقای هاشمی گفت بله خود آقای رضایی به من گفتند.

*** اظهار رضایتمندی هاشمی از خوش برخوردی مأموران در دستگیری فائزه هاشمی

نکته آخر؛ آقای هاشمی از مناظره‌ای که آقای احمدی‌نژاد داشتند و صحبت‌هایی که ایشان داشتند اظهار ناراحتی کرد. همچنین از دستگیری خانم فائزه هاشمی هم اظهار ناراحتی کرد ولی همان‌جا گفت افرادی که خانم فائزه هاشمی را دستگیر کردند با وی خیلی خوش برخوردی کردند، از این رو اظهار رضایت‌مندی کرد.

همسر آقای هاشمی گفته بود اگر آقای موسوی رأی نیاورد مردم به خیابان‌ها بیایند...آقای هاشمی در مورد این اظهارات همسرشان حرفی نزدند؟

- زاکانی: نه! هیچ صحبتی نداشتند. ما در مورد نامه‌ای که چهارشنبه قبل از انتخابات به محضر مقام معظم رهبری داده بودند سؤال کردیم که آقای هاشمی گفت من نامه را فرستادم و 2 ساعت صبر کردم، به دلیل اینکه پیغامی نیامد نامه را منتشر کردم. این محل بحث ما بود. البته آقای هاشمی گفت بعدا مقام معظم رهبری به من گفت ای‌کاش شما این نامه را منتشر نمی‌کردید و بعد از انتخابات این کار را انجام می‌دادید. 

*** هاشمی گفت:« با شناختی که از رهبری دارم انقلاب را سالم بیرون می‌برد»

روز بیست و هفتم و موقعی که خواستیم برگردیم، آقای هاشمی یک نکته‌ای را گفت. آقای هاشمی  گفت: در مدتی که از انقلاب می‌گذرد از 57 تا امروز در این 32 سال هیچ حادثه‌ای به اندازه ی پیچیدگی این حادثه‌ای که اتفاق افتاد نیست. آقای هاشمی در همان هفته اول گفت این حادثه بسیار سختی است و بعد یک نکته‌ای را گفت که برای من خیلی جالب بود و این بود که من با شناختی که از مقام معظم رهبری دارم یقین دارم که ایشان از این حادثه، انقلاب را سالم به بیرون می‌برند و با تدبیرشان نمی‌گذارند حادثه‌ای به انقلاب برخورد کند.

ما به منزل آقای رضایی در شهرک شهید دقایقی رفتیم که آقای نادران، آقای جلالی، آقای ابوترابی و بنده و آقای دانش جعفری هم بودند ( آقای دانش جعفری مسئول ستاد آقای محسن رضایی بودند) طبق معمول نشستیم و بنده راجع به همان سؤال محل اشکالی که آقای هاشمی راجع به 32 میلیون رأی و هشت میلیون رأی اضافی سوال کردم که شما این را گفتید؟ آقای رضایی تایید کرد و گفتم چه دلیل یا سندی دارید که 8 میلیون از رأی خودساخته است؟ آقای رضایی گفت به این خاطر که تا ساعت 5 پنج بعدازظهر به ستاد مرکزی وزارت کشور مصرف تعرفه 17 میلیون تعرفه اعلام شده و ساعت 5 بعداز ظهر تا ساعت 10 شب، 5 ساعت را ضرب در 60 دقیقه  ضرب در 60 ثانیه و ضرب در 45 هزارصندوق رأی 21 میلیون نفر می‌شود که به اضافه این 17 میلیون 32 میلیون نفر است و این میانگینی بود که آقا محسن حساب کرده بود را ضرب در این عدد می‌کرد و می‌گفت که امکان ندارد 21-22 میلیون پای صندوق رفته باشند.

همان جا استدلال برای آقای رضایی استدلال کردیم و گفتیم اشکال ما این است که به صورت پیوسته مصرف تعرفه اعلام نمی‌شود و ممکن است در یک صندوق 5 بسته مصرف شود و به دلیل ازدحام با مرکز تماس گرفته نشود و تعرفه مصرفی اعلام نشود. من به آقای رضایی گفتم اگر این استدلال شماست، این استدلال از پایه سست است، به دلیل اینکه الکترونیکی نیست که در لحظه اعلام شود و آقای رضایی هم پاسخی نداشت و معلوم بود استدلال غلطی را هدف‌گذاری کردند.

ما با آقای رضایی صحبت کردیم و همه سعی هم بر این بود که اگر شما نسبت به صندوقی یا شرایطی اشکال می‌بینید این را بیان کنید که ما پیرامون آن تحقیق کنیم و آقای رضایی هم استقبال کرد و ما هم خیلی خوشحال شدیم، به خاطر اینکه آقای موسوی در مورد تحقیق در این زمینه استقبال نکرده بود ولی آقای رضایی استقبال کرد و ما خیلی خوشحال شدیم و گفتیم شورای نگهبان هم نظر مثبت دارند به اینکه اگر ما بنای تحقیق داشته باشیم میدان تحقیق را کاملاً باز کردند تا به قدر کافی تحقیق کنیم. با این حال در عمل باز هم آقای رضایی پیگیری نکردند، یعنی همانجا شماره تلفن ما را خواستند که بعداً هرچه زنگ زدیم و پیگیری کردیم برای بررسی‌های بعدی نیامدند، حدوداً آنجا یک ساعت - یک ساعت‌و‌نیم جلسه داشتیم.

بعد از منزل آقای رضایی به سمت منزل آقای کروبی رفتیم ولی آقای کروبی منزل نبودند. به دلیل اینکه ما با آقای کروبی در منزل قرار داشتیم گفتند که به خیابان گیاهی برویم زیرا محل کار آقای کروبی آنجاست. به محل کار آقای کروبی رفتیم. در بدو ورود موضوعی برای من خیلی جالب بود، به دلیل اینکه فکر می‌کردم آقای کروبی از آقای کرباسچی ناراحتی داشته باشد، چون آقای کرباسچی به عنوان مسئول ستاد آقای کروبی فعال شد ولی شایه شده بود که کرباسچی در دانشگاه امیرکبیر به آقای موسوی رأی داد و این مسئله برای کسی که نامزد انتخابات است، خیلی دردناک و غیر قابل قبول است. از درب که وارد شدیم تعدادی از خانم‌ها و آقایان جوانی آنجا بودند و وقتی وارد شدیم دیدم که آقای کرباسچی هم آنجا نشسته که من خیلی تعجب کردم.

*** دلیل کروبی برای تقلب در انتخابات/کروبی: قبلاً 4 میلیون رأی داشتم!

ما چهار نفر بودیم، آقای گرامی مقدم با آقای کروبی هم بود که جمعاً 6 نفر شدیم. آقای ابوترابی، جلالی، نادران، بنده، آقای گرامی‌مقدم با آقای کروبی. این جلسه نزدیک 2 ساعت طول کشید و جمله‌ای که آقای کروبی دائماً تکرار می‌کرد این بود که من دلم برای "اسلامیت" و "جمهوریت" نظام می‌سوزد. گفتیم چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت چون تقلب شد. گفتیم دلیل تقلب چیست؟ گفت من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار، پس یقیناً تقلب شده و ما گفتیم مردم رأی ندادن اینکه اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامی‌مقدم به آماری از برخی صندوق‌های بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم شما بیایید این 600-700 صندوقی که در حوزه‌های خراسان شمالی هست را انتخاب کنید و اصرار از ما بود که این کار را انجام بدهید، آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوق‌های رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان می‌خواهند؛ اما قبول نکردند.

نکته دوم که آقای کروبی می‌گفت این بود که وقتی من در خیابان‌ها راه می‌روم و در ماشین به سمت خانه می‌روم به نظام «بد» می‌گویند که ما هم گفتیم شما حداقل پایین شهر بیایید مردم «خوب» می‌گویند. ممکن است برخی مردم بالای شهر چیز دیگری بگویند و در واقع شما فقط اطراف خودتان را می‌بینید. به هر حال در کل آقای کروبی هیچ استدلالی نداشت و هرچه ما گفتیم بیایید کمک کنیم تا صندوق‌ها را باز کنیم، قبول نکردند و هیچ چیزی مستندی وجود نداشت. تقریبا ساعت 12 شب شد که از دفتر آقای کروبی بیرون آمدیم و در جمع‌بندی داشتیم این بود که این چهار نفر دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و استدلالی برای حرفهایشان ندارند و فقط کلی گویی می‌کنند.

*** هاشمی نامه‌ای نوشت ولی خانواده‌اش مانع انتشار نامه شدند

روز یکشنبه بود که مجدداً با آقای هاشمی جلسه گذاشتیم، این جلسه بعد از خطبه‌های نماز جمعه مقام معظم رهبری در 29 خرداد بود و آقای هاشمی هم خیلی خوشحال بودند و می‌گفتند مقام معظم رهبری موضع ایشان را مشخص کرده‌اند. ما به آقای هاشمی گزارش دادیم که صحبتی با دوستان شد و هیچکدام دلیلی بر تقلب ارائه نکردند و فقط کلی گویی کردند، لذا ما مطالبه داریم که شما نامه‌ای یا بیانیه‌ای بدهید که محصولش این باشد که شرایط به سمت حالت غیرالتهابی می‌رود و خطاب به مردم باشد. آقای هاشمی گفت من نامه می‌دهم البته نامه‌ای که با سلیقه خودم می‌نویسم. ما گفتیم به هر حال شما موضع خودتان را اعلام کنید که بعدها شنیدیم نامه را نوشته‌اند اما خانواده مانع انتشار آن شده بودند. این حاصل 5دیداری بود که من خدمت شما گفتم . 

بر اساس نتیجه‌ای که از کمیته تحقیق مجلس به دست آوردید در همان روزهای اول متوجه شدید که تقلبی در انتخابات نبود و کاندیدای معترض نیز سند یا مدرکی برای اثبات حرف خود نداشتند. بنابراین "اسم رمز آشوب" که آقای ابطحی گفت کاملا برای همه محرز و آشکار شد. آقای حجاریان هم اذعان کرد که در انتخابات 88 تقلب نشد. آقای زاکانی شما در مجلس تحرکات را رصد می‌کردید، چه اتفاقاتی بعد از انتخابات از دیدگاه نمایندگان مجلس تکمیل کننده "آشوب" بود؟

- زاکانی: خب! اینها جرم‌های بسیار بزرگ داشتند که بزرگترین آن عبارت از این بود که گفتند ما جلوی دروغگویی رقیب (احمدی‌نژاد) را گرفتیم ولی با کمال تأسف خودشان بزرگترین دروغ که "تقلب در انتخابات" بود را گفتند. این اشخاص از تابستان 87 کمیته صیانت از آرا را با مسئولیت آقای محتشمی تشکیل دادند و دنبال می‌کردند و موضوع معلوم بود که هدف‌گذاری شده است.

در این مسیر هم "دروغگویی" و هم "قانون شکنی" آنها جرم بزرگی بود. باز یکی از نکاتی را که آقای موسوی در مناظرات روی آن تأکید داشت، قانون‌مداری بود و نکته‌ای که آقای هاشمی و خودشان در روز 23 خرداد گفتند این بود که تقلب شده است و من قانون را قبول ندارم و روش رسیدگی را قبول ندارم. این اظهارات در حقیقت خلاف شعار  قانون‌مداری بود و یک دروغ بزرگ بود که به مردم گفتند.

نکته سوم؛ تهمت بزرگ تجاوز است که جنایت بزرگ مرتکب شدند تا چهره انقلاب و نظام اسلامی را در عرصه جهانی مخدوش کنند که آقای کروبی چهار نفر را معرفی کردند و گفتند این چهار نفر مورد تجاوز قرار گرفته‌اند که هم دو تیم از مجلس و هم تیم 3 نفره ( آقای محسنی اژه‌ای، حجت‌الاسلام رئیسی، خلفی) تشکیل شده قوه قضائیه بررسی کرد که هر سه تیم به این نتیجه رسیدند این موضوع دروغ محض است و ادعاهایی است که یکی از والدین روانی گفته بود که به فرزندشان تعارض شده است. بعد وقتی فرزند را که آوردند گفت مادرم بیمارستان بستری بود و روانی است و توهم دارد و آبروی ما را هم برده است، ما می‌گوییم این نیست و می‌گوید هست. از همین جنس باز گفتند که هر 4 مورد دروغ بود.

کسی  حاضر نشد بگویند این تهمتی که به جمهوری اسلامی و آبروی نظام اسلامی دروغ بود و نکته بعد از اینکه آنها دروغ تقلب و عدم امانت‌داری به نظام زدند و قانون‌شکنی کردند و از طرفی آمدند تهمت تجاوز را زدند. آقای آخوندی که الان وزیر محترم راه وشهرسازی هستند روز سه شنبه 26 خرداد در محضر مقام معظم رهبری صراحتا اعلام کرد که در انتخابات تقلب صورت نگرفت. همین آقای آخوندی در تیرماه به آقای زنگنه نامه فرستاد که مجدد یک گروه غیر از مسیر قانونی و مسائل از این دست را دنبال کردند، لذا می‌دانستند که این دروغ و این تهمتی بیش نیست اما بر آن تأکید کردند.

نکته بعدی اینکه با بیان احساسی و کتمان کاری هم تلاش کردند اکثریت معترضین را در خیابان نگه دارند و هر درگیری و هر مشکلی بعد از آن اتفاق افتاد، این‌ها در آن شریک بودند. یعنی آنچه که خون بر زمین ریخته شد در این‌ها شریک‌اند. آقای موسوی بیانیه‌های متعددی می‌دهد و دائماً دعوت به صحنه می‌کند و در صحنه درگیری ایجاد می‌شود و باز هم اصرار می‌کند.

مقام معظم رهبری در 29 خرداد 88 فرمودند که اردوکشی خیابانی نکنید و هر چه که اتفاق بیفتد شما در آن مسئولیت دارید، این عدم مسئولیت‌پذیری و میدان آوردن به دروغ در صحنه و سوء استفاده از بخشی از جامعه این جنایت بزرگی است که اتفاق افتاد و در راستای خواست دشمن بود. در این میان هم تکرار اجزاء فریب به طریقی که افراد را پنهان کردند و گفتند ربوده شده‌اند و یا کشته سازی‌های متعدد داشتند و کارهای مختلفی کردند و سناریو های متعددی ساختند و به نظر همه این‌ها نکاتی است که حکایت می‌کند عده‌ای در داخل کشور برای اینکه به قدرت و به آن جاه و مقام نرسیده‌اند حاضر شدند که همه داشته‌هایشان را به آتش بکشند  و همه داشته‌های این ملت و سرمایه‌ها و میراث بزرگ شهدا و امام را به تاراج بردند.

*** نفاق و دو چهره بودن در فتنه محل اشکال اصلی است

همه این‌ها در یک نقابی با عنوان نخست وزیر عصر امام (ره) و به نام کسانی که اول انقلاب فداکاری کردند، صورت گرفت و خود این نفاق و دوچهره بودن محل اشکال بزرگ و اساسی است. مسیری که این‌ها رفتند مسیری است که در مقابل اسلام و انقلاب و مردم شریف‌مان است و هم ایستادگی در راستای خواسته دشمن بود، حالا دانسته و یا ندانسته عمل کردند، لذا جرم، جرمی بزرگی است و آسیب‌های زیادی به جامعه وارد شد که سالیان سال طول می‌کشد تا التیام پیدا کند.

اصلاً در آن جرم و جنایت‌ها آمدند نسبت به شعارهای اساسی انقلاب و آرمان‌های انقلاب و بحث فلسطین و آمریکاستیزی خیانت کردند. تمثال مبارک حضرت امام (ره) را به آتش کشیدند یا آمدند تعرض به هیئات و دسته‌جات و خانه خدا و مسجد را آتش زدند. این‌ها مورد نفی عده‌ای که زمینه این‌ها را فراهم کردند، نشد تا اینکه مردم به صحنه آمدند و این 8 ماه 8 ماهی بود که مقام معظم رهبری با روشنگری و با بصیرت افزایی به بطن جامعه و استعداد و فوق‌العادگی مردم عزیز سبب شد که این فتنه فروکش کند و آلودگی در 9 دی شسته شود.

*** فتنه‌ای که شد شدیدتر از قتل و غیرقابل بخشش است

کاری که این آقایان انجام دادند به قول قرآن مافوق قتل است و فتنه‌ای که کردند شدیدتر از قتل است، لذا غیر قابل بخشش است و اگر کسی مدعی است به اعتقاد من باید نیرو‌های انقلاب باشند که خواستار محاکمه سران داخلی فتنه هستند، نه برای اینکه عده‌ای از رأفت اسلامی بخواهند سوءاستفاده کنند و این جنایت را به دست فراموشی دهند.

 آقای دکتر در روز "9 دی" و تجمع بزرگی که اتفاق افتاد، حضور مردم چه پیامی را منتقل می‌کرد؟

- زاکانی: در 9 دی چند نکته بسیار جالب بود؛ اول اینکه ما با موتور به راهپیمایی آمدیم، از بالای خیابان انقلاب به راهپیمایی پیوستیم. اولین نکته عظمت جمعیت بود که غیر قابل باور بود و دومین نکته حضور همه اقشار و همه سنین بود. من در خیابان سمیه پیرمرد و پیرزنی را دیدم که با عصا دست یکدیگر را گرفته بودند و می‌آمدند که گریه‌ام گرفت و گفتم خدایا این‌ها دیگر چه تکلیفی دارند که آمده‌اند.

نکته سوم حضور همه سلایق سیاسی بود. من یک دختر خانم محجبه چادری را دیدم که پلاکاردی در دست داشت و روی آن نوشته بود من به موسوی رأی دادم ولی برائت می‌جویم از کاری که موسوی انجام داده است و همین طور در خیابان انقلاب داشت می‌رفت که به نظرم این یک حداقلی برای التیام برای خودش می‌دانست......

 


 
 
پیام عجیب پاپ برای فقراء!!
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢
 
افراد فقیری که از باقی مانده های مواد غذایی در زباله ها تغذیه می کنند نقش مثبتی در سلامتی محیط زیست دارند.
 پاپ فرانچسکو در ویدئویی اعلام کرد افراد فقیری که از باقی مانده های مواد غذایی در زباله ها تغذیه می کنند نقش مثبتی در سلامتی محیط زیست دارند. 

وی می گوید: "نمی توانیم به خود اجازه دهیم چیزهایی که کنار گذاشته می شوند را نادیده بگیریم. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که در آن نه تنها محصولات را هدر می دهیم و به دور می اندازیم بلکه انسانها را نیز دور می اندازیم. . وی کلیسای کاتولیک را همواره حامی افراد فقیر و تهی دست عنوان کرده است!!!.