همراه با خورشید

این وبلاگ امکانی برای همراهی و همدلی با دانشجویان است

سیخ رجبعلی خیاط
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱
 
 مرحوم شیخ رجبعلی خیاط (نکوگویان) یکی از عارفان نامی معاصر کشورمان است که سال‌های نه چندان دور سخنان و موعظه‌های او در سطح شهر تهران شنیده می‌شد و افراد بسیاری در کلاس درس اخلاق ویحاضر می‌شدند.
 به مناسبت فرا رسیدن پنجاه و یکمین سال رحلت شیخ رجبعلی خیاط به نکاتی درباره جلسات اخلاق این عارف نامی اشاره می‌شود که توسط یکی از شاگردان به رشته تحریر در آمده است. این یادداشت توسط خانواده نکوگویان در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته است و برای نخستین بار در فضای رسانه‌ای کشور منتشر می‌شود:

از سلسله دروسی که شیخ رجبعلی خیاط می‌فرمودند:

شیخ رجبعلی نکوگویان را با خدایش پیمانی بود که هر چه می‌خواست به او عطا می‌کرد؛ این پیمان چنان درست و در راه خدا اجرا شد که منجر به این شد که افقی تازه برای درک و مفهوم خداشناسی چهره بنماید و خواننده یا بیننده را سرمست عشق الهی گرداند، «غیر از خدا هر آنچه بخواهی شکست توست» که سر فصل دنیای مفهوم را جلوه‌گر و انسان به اصل خود واقف می‌سازد و نور خدا  را در رسیدن به کمال و دیدار معشوق سالک مشتاق و رهروی خستگی ناپذیر در گذشتن از قلل خداجویی و خدا خواهی می‌بیند.

چشم حرص و آز دنیا دار/ یا قناعت پر کند یا خاک گور

چند جمله که همواره مورد اشاره شیخ بود:

1. زنده باش و زندگی کن و بدان که حیات در حرکت و ممات در سکون است.

2. می‌داند شما و دنیای شما از مجموع ذراتی خلق شده‌اند و خالق برای هر ذره جهان به این عظمت وظیفه خاصی قرار داده تا این نظم و شکوه را بیان کند و انسان از آن و گاهی در اثر غرور جزیی از آن است.

3. هستی به سرعت غیر قابل باوری در حرکت است و همین حرکت در اندام شما وجود دارد و کل عالم با این شتاب به سوی خدا روانند، در نتیجه چنان بیاندیشید و حرکت کنید که از میدان وسیع این مغناطیس خارج نشوید که خالق را بشناسید و به عظمت خود پی ببرید و این خلقت حیرت انگیز نامش انسان است، را از دست ندهید.

4. انسان الهی در وجود خویش خوی حیوانی را دربند می‌کند تا نیروی وجودی او پاک و سالم به کمال برسد، از نظر جهان‌بینی شیخ خشم و غضب و تندی و سرکشی انسان‌ها را غافلگیر می‌کند، از تغییر این راه که ره سنان بیشماری در آن خفته‌اند، آن است که نیکی و محبت را در وجود خود بیدار نگهدارید که اساس خوشبختی در همین عمل و اجرای آن است.

5. نیکی و احسان سخت‌ترین دشمن را دوست و دوستان را به سوی خداوند رهبری می‌کند.

6. ندای غیبی در درون دل مشتاق؛ مسیر الهی می‌افکند و به آرامش ابدی می‌رساند، لذا لطف و احسان به دیگر بندگان خدا در درجه اول به خود عامل باز می‌گردد که انسان بنده احسان است.

7. از خداوند جز کرامت و احسان و خیر و رحمت و محبت و بنده‌پروری و امور سازنده عملی صادر نمی‌شود.

8. خداوند خدای خیر و رحمت است، آن که شر می‌سازد، شیطان است.

9. انسان به توفیق خالق و خیر خداوند معنی زنده بودن و رحمانیت و ترحم و هر نوعی از دشمنی را درک و با آن مقابله می‌کند.

10. راهیان راه الهی با عشق و محبتی که در اعماق وجود دارد، می‌دانند که هر چه غیر خدا بخواهند موجب شکست و ناکامی آنان می‌شود.

11. شما خیال نکنید خالق کائنات را باید بیرون از دلتان پیدا کنید، بلکه او در وجود شما جلوه و مکان دارد، لذا خدا را در اعماق وجود خویش بیابید، از یکی از سالکان اهل عرفان و سیر و سلوک را  پرسیدند: «خدا را در کجا بیابیم؟»، آن عارف بدو پاسخ داد: «در کجا گشتی که او را نیافتی؟!»

12. شیخ می‌گفت: «بر می‌خیزید و خود را برای نماز آماده می‌کنید، حمد و سوره را درست می‌خوانید، بدون اینکه متوجه مفاهیم و معانی کلمات شوید، پس معلوم است این نماز، نماز وظیفه‌ای است و فقط کلمات را ادا می‌کنید».

13. فراموش نکنید که به قول سعدی هر نفسی که فرو می‌رود، ممد حیات است و چون باز می‌گردد مفرح ذات! در واقع سعدی مفهوم رحمت خداوند و راه رسم شکرگزاری را برای ما گفته است، ولی ما خوانده و نخوانده به راحتی از این جمله معرفتی و سلوکی گذشته‌ایم و کسی آن را برای‌مان معنی و تفسیر نکرده است.

14. به نظر می‌رسد از این پس غیر از شما شاگردان شخص دیگری با این مباحث معرفت شناسی و خداجویی به این نحو آشنا نشود، شما از رحمت و لطفی که در حقتان شده از جان و دل شاکر باشید، سعادت را به این آسانی به کسی نمی‌دهند، ایمان، خلوص، عاشقی و دنیای محبت لازم است تا خود را سالک این راه ببینید و ارزش خود را بدانید، بنگرید که مبدا خلقت چه عظمت‌هایی در وجود شما نهاده و شما از آن بی‌خبرید.

15. ایشان مطالبشان را یک بار می‌گفتند، آنها که اهل دل بودند، به خوبی درک می‌کردند و در پایان گفتند: برای شما نگفته و ندیده‌ای باقی نگذاشتم، ان شاء‌الله خدا یاری و راهنماییتان کند، مطمئن باشید هر چه از واجب‌الوجود طلب کنید، به شما با شرایط فوق خواهد رسید.
 (برگرفته از سایت مشرق)
 

 
 
مراسم خرافی «زنده گردانی» در اسپانیا +عکس
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ شهریور ۱۳٩۱
 
مراسم ها و فستیوال های عجیب در دنیا کم نیستند اما برخی مردم کشورهای به ظاهر صنعتی و متمدن، گاهی بیشترین خرافات را در زندگی خود وارد کرده اند و البته نام آنرا جشن می گذارند.
 شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که از خطر مرگ نجات پیدا کرده باشید به گونه ای که شاید مرگ را در چند قدمی خودتان دیده اید. این اتفاقی است که امکان وقوع آن برای تمام مردم دنیا وجود دارد.

اسپانیا یکی از کشورهای اروپایی است که انسان های خرافاتی در آن فراوانند و البته در یکی از شهرهای این کشور به نام "لاس نایوس" این موضوع نمود بیشتری دارد و هرساله یک مراسم خرافی بسیار عجیب در این شهر برگزار می شود.


این شهر که یکی از مراکز خرافه پردازی در اسپانیا است و قرن های بسیاری است که مردم آن به اعمال اینچنینی دست می زنند، مراسم عجیبی برگزار می شود که عنوان آن "زنده گردانی" است.

در این مراسم افرادی که در سال گذشته از مرگ نجات پیدا کرده اند را در داخل تابوت قرار می دهند و آن ها را روی دست می گیرند و در داخل شهر می چرخانند. این مراسم در روز 29 جولای هر سال با حضور افراد بسیار زیادی برگزار می شود.


این مراسم از صبح آغاز می شود و مردم تابوت ها را به سمت کلیسای شهر حرکت می دهند سپس بعد از سخنرانی آن ها را به سمت قبرستان شهر می برند و بار دیگر هنگام عصر به کلیسا باز می گردند. در تمام این مدت افراد باید در تابوت ها بخوابند و در آخر آن ها بلند می شوند و مورد تشویق دیگران قرار می گیرند.

اهالی شهر معتقدند این اقدام، باعث گرامیداشت زندگی در شهر می شود و روح های خبیث و اتفاقات بد را از منطقه دور می کند

 
 
روایت محمدحسنین هیکل از مقایسه سید حسن نصرالله وملک عبدالله شاه عربستان
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۱
 

 راست گفته اند که تا مرد سخن نگفته باشد/ عیب و هنرش نهفه باشد. خیلی ها را که از پشت صفحه شبکه های تلویزیونی می‌بینی یا از بین صفحات روزنامه‌ها می‌شناسی می‌بینی با خودشان زمین تا آسمان متفاوت است. وقتی روبرویشان می نشینی و با آنها هم کلام می‌شوی تازه می‌فهمی که این شخصیتی که در چند متری‌ات نشسته است کجا و آنکه در زیر نور فلاش دوربین‌ها سخن می‌گفت کجا. حالا طرف یا از آن چیزی که نشان می دهد تهی‌تر است یا آنکه به مراتب داناتر و فهیم‌تر. گفتگو با اولی حالت را می‌گیرد و دوست داری هر جور شده طرف را بپیچانی و فلنگ را ببندی، اما هم کلامی با دومی آنقدر شیرین است که تا مدتها حلاوتش در جانت می‌ماند و انگار نه انگار که چند ساعت مشغول گفت و گو بوده‌ای.

این حکایت تفاوت یکی مثل عبدالله پادشاه عربستان است با کسی مانند سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان که امروز سالروز تولدش است. حکایتی که حسنین هیکل اندیشمند شناخته شده مصری یک پرده از آن را روایت کرده است.

حسنین هیکل اندیشمند شناخته شده مصری است. کسی که در نهمین دهه عمرش زندگی می‌کند و کمتر کسی از روزنامه خوانهای عرب است که او را نشناسد. هیکل17 سال سردبیر موسسه الاهرام مصر بوده است. موسسه الاهرام یکی از بزرگترین موسسات علمی-پژوهشی و مطالعاتی خاورمیانه است. او کسی است که در این سالها آنقدر با سیاستمداران و متفکران جهان نشست و برخاست داشته است که نتوان او را وقتی از کسی تعریف می کند، متهم به احساساتی شدن کرد.

شاید معروفترین –و عجیبترین- جمله ای که او درباره یکی از شخصیتهای دینی و سیاسی گفته است این جمله باشد: «گویی شخصیتی از شخصیتهای آزمون بزرگ صدر اسلام (فتنه الکبری) با معجزه ای به دنیا  بازگشته تا پس از امویان و به خون غلتیدن شهیدان اهل بیت علیهم السلام سپاه علی علیه السلام را رهبری کند.» این توصیفی است که حسنین هیکل درباره امام خمینی(ره) بکار برده است. این در حالی است که هیکل چندان قرابت تاریخی و مذهبی با شیعه ندارد. مثلاً  جورج شکّور، شاعر مسیحی لبنانی که کتاب 'حماسه پیامبر' را پیرامون زندگی حضرت ختمی مرتبت(ص) سروده است با بیان اینکه بسیاری از زندگی نامه ها را برای سرودن این اشعارمطالعه کرده است می گوید: از جمله این زندگی نامه ها کتاب 'محمد حسنین هیکل' با عنوان 'زندگی محمد' است، ولی نکته بسیار عجیب در این کتاب نادیده گرفتن حادثه غدیر است.

پس مشخص می شود که اگر محمد حسنین هیکل از رهبری شیعی حمایت می‌کند و بر پادشاهی دیگر می تازد فارغ از تعصبات قومی و مذهبی است. حال روایت او از دو دیدار را بخوانید؛ یکی ملک عبدالله پادشاه عربستان و دیگری سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان:

با سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان به مدت 9 ساعت درباره همه مسائل مهم منطقه ‏ای و بین‏ المللی مذاکره کردم و این نه ساعت بسیار سریع گذشت ولی احساس کردم که ملاقات نیم ساعته ‏ام با ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان به اندازه یک قرن طول کشید.

او همچنین در پاسخ به این سئوال که «در دیدارش با ملک عبدالله درباره چه موضوعی گفت و گو کرده»، اظهار داشت: "ملک عبدالله فقط  یک سؤال از من پرسید .. و آن هم این بود که رابطه ات با زنان در این سنّ 80 سالگی چه طور است؟".

او همچنین اضافه کرده است: "مطبوعات سعودی روز بعد نوشتند که ما در آن دیدار درباره مسائل مهم منطقه‏ ای و بین‏ المللی گفت وگو کردیم".

اینکه دغدغه نفر اول خاندان آل سعود رابطه با زنان باشد خیلی عجیب نیست چه آنکه هر چند روز یکبار می توان اخباری درباره افتضاحات اخلاقی یکی از اعضای این خاندان را در این سو و آن سوی جهان شنید. 

اما از آن سو کسی که نه خود را پادشاه می‌داند و نه خویش را خادم الحرمین می خواند، در دل اکثر اعراب و مسلمانها جای دارد. تولدت مبارک سید...