همراه با خورشید

این وبلاگ امکانی برای همراهی و همدلی با دانشجویان است

تیترخند/ محاکمه حروف الفبا در دادگاه فساد بزرگ مالی!
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۱
 
وزیر ورزش: در این چند ماهه متوجه شدم که عمه فلان ورزشکار برای برخی رسانه‌ها بیش از مسائل جوانان اهمیت دارد(مهر)

شما توجهت را به جاهای دیگه ای جلب کن!

عبداللهی(معاون خدمات شهری شهرداری تهران): برنامه‌ای برای افزایش قیمت قبر نداریم(ایلنا)

لطفا کفن رایگان هم توزیع کنید تا دیگه بهونه ای برای زنده ماندن نداشته باشیم!


محسن رضایی: برخی کشورها می‌خواهند مذاکرات مسکو شکست بخورد(ایسنا)

حاج آقا دیگه اینجوری افشاگری نکن بابا... کشتیش!

محمد پنجعلی: باید بنشینیم و به حال فوتبال این کشور گریه کنیم( مشرق)

اگر جا نبود ایستاده هم می توان گریه کرد!

محجوب: آنها که نان را ۳۰% گران کردند از شکم گرسنه ۱۵ میلیون نفر بی خبرند(خبرآنلاین)

چه خبر از کارگران... خانه کاگر دور همی خوش میگذره؟! از «امکان» چه خبر حاجی؟!

سیزدهمین جلسه دادگاه فساد مالی بزرگ به اتهامات (ط.ن)، (س.خ)، (الف.ر)، (ک.ن)، (ع.ر)، (م.ح)، (م.ش)، (ع.الف)،(غ.ن)، (ع.ب)، (م.س) و (ج.د) رسیدگی می کند.(مشرق)

طبق محاسبات بنده هنوز 17 تا از حروف الفبا مونده که اگر به اتهاماتشان رسیدگی شود دامان ادبیات از لوس وجود این فساد پاک خواهد شد!

وزیر ارشاد: بیمارستان هنرمندان راه‌اندازی می‌شود(مهر)

الحمدلله داره خط تولید هنرمند از تولد تا قطعه هنرمندان تکمیل می‌شود!

دانشجویان از برج میلاد عکس می‌گیرند(مهر)

بعضی ها هم کم کم باید با برج میلاد عکس بگیرند!

رحیمی به نیابت از باهنر از متهم پول گرفت(ایران)

و به نیابت از مردم خرج کرد!

کمبود داوطلبان عضویت در کمیسیون فرهنگی(مهر)

حضور در جشنواره های خارجی رو در برنامه کمسیون بزارید، مشکل حل میشه!

وزیر بهداشت و درمان: مردم ایران بیش تر از 60 تا 70 درصد هزینه سلامت خود را می پردازند(خبرگزاری دانشجو)

من از طرف مردم عذر می خوام، شما تا سر ماه فرصت دهید، یارانه ها که واریز شد قول می‌دهم آن سی-چهل درصد بقیه را هم پرداخت کنند!

فرمول ریاضی محاسبه خوشبختی!(مشرق)

0= وغیره- اجاره خانه - پول قبوض - هزینه درمان- حقوق ماهیانه + یارانه

ولاسکو: به بازیکنانم گفتم لذت ببرید(فارس)

مواظب باشید به قصد لذت مشکل نداشته باشه!

نباید کسانی که به درد انقلاب می‌خورند را حذف کرد(پانا)

کسانی که انقلاب را می خورند چی؟

توکلی: احمدی‌نژاد باید به برخورد با رحیمی تن دهد (فارس)

شما و تیمتان هم برای یکبار که شده، با انتخاب خودتان به یک چیز تن بدهید!

هدف احمدی‌نژاد از ایجاد هیئت نظارت بر قانون اساسی چیست؟(مشرق)

احتمالا فقط فقط نظارت بر قانون اساسی!

نماینده مردم آستانه اشرفیه: لایحه هدفمند کردن جامعه ایثارگری در آستانه ورود به مجلس (خانه ملت)

اونوقت کارت ایثارگری هم میدن؟!


 
 
«اساتید علیه تقلب»
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۱
 
به گزارش فارس، وبلاگ «اساتید علیه تقلب» پس از ایجاد برخی تغییرات، با آدرسی جدید فعالیت خود را از سر گرفت.
«اساتید علیه تقلب» نام وبلاگی است که توسط جمعی از اساتید برجسته دانشگاه‌های کشور اداره می‌شود.
این وبلاگ که قبلا از سرویس بلاگر گوگل استفاده می‌کرد، از این پس در آدرس pap.blog.ir در دسترس کاربران است.

در بخش معرفی این وبلاگ می‌خوانیم: «هدف ما مبارزه با تخلف و تقلب علمی در دانشگاه‌ها چه از سوی دانشجویان و چه از سوی اعضای هیات علمی است. متاسفانه ما شاهد گسترش حرکت‌های غیراخلاقی در فضای علمی کشور هستیم که با انگیزه‌هایی چون اخذ مدرک، پذیرش یا ارتقای مرتبه‌ دانشگاهی صورت می‌گیرد. ما با هرگونه تقلب مخالفیم و سکوت در برابر آن‌را هم جایز نمی‌دانیم. در این بلاگ قصد داریم برخی موارد و روش‌های تقلب‌ را بیان و ضمن آموزش به دانش‌جویان و تلاش برای اشاعه‌ اخلاق و آداب حرفه‌ای در جمع خودمان‌، مسولان را وادار کنیم تا به مشکل تقلب و ریشه‌های آن واکنش جدی نشان دهند.»

آخرین مطلب این وبلاگ «منشور و موازین اخلاق پژوهش» است.

 
 
رویانیان: پول داشتم، به بازیکنان هواپیما می‌دادم!
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳٩۱
 
مدیرعامل باشگاه پرسپولیس در واکنش به اهدای خوردرو به بازیکنان در فصل نقل و انتقالات گفت: اگر داشتم به بازیکنانم هواپیما می‌دادم.
 
به گزارش خبرگزاری فارس، محمد رویانیان در بخش خبری 18:45 شبکه سه در مورد پرداخت غرامت به مصطفی دنیزلی در صورت فسخ قرارداد، گفت: در صورت فسخ قرارداد، دنیزلی بخشی از پولی را که گرفته به باشگاه پس می‌دهد و این در قراردادش آمده است.

وی در مورد احتمال سرمربیگری برونو متسو عنوان کرد: اگر متسو سرمربی نشود یک مربی خوب دیگر انتخاب می‌کنیم.

رویانیان در مورد اینکه دایی هم شانسی برای سرمربیگری دارد فقط گفت: نه.

مدیرعامل باشگاه پرسپولیس در مورد پرداخت‌های میلیاردی به بازیکنان جدید این تیم تصریح کرد: مدرک دارم که خودشان دو سه سال است تخلف می‌کنند. هر مدیری که از این به بعد راجع به باشگاه پرسپولیس حرف بزند علیه‌اش اعلام جرم می‌کنم.

رویانیان در مورد اهدای خودرو به بازیکنان پرسپولیس در فصل نقل و انتقالات اظهار داشت: ماشین چیست؟ اگر داشتم به آنها هواپیما می‌دادم.

از آه مردم نمی‌ترسید از کلام امیرالمومنین در نهج البلاغه خجالت بکشید/
مسابقه چوب حراج زدن به بیت‌المال برای این فوتبال فاسد و عقب‌مانده؟

تب فوتبال این روزها بالاست، در خارج از ایران جام ملت‌های اروپا و در داخل، فصل نقل و انتقالات باشگاه‌ها؛ به‌طوری که در شلوغی مسابقات اروپایی، عده‌ای در داخل برای جذب بازیکن و مربی مسابقه گذاشته‌اند و در این مسابقه دیگر چیز زیادی از تعصب سال‌های نه چندان دور فوتبال ایران هم باقی نمانده و جای آن را زد و بندها، بازیکن سالاری که نه بدتر از آن دلال‌سالاری و در نهایت چوب حراج زدن به بیت‌المال آن‌هم برای فوتبالی گرفته که طرفداران دوآتیشه‌اش هم از عمق و فراگیری فساد در آن کلافه شده‌اند و برنامه‌های تلویزیونی‌شان وقتی بیشتر از همیشه گل می‌کند که یک گوشه از این فساد را بالا می‌زنند و برای اینکه بوی تعفنش همه جا را نگیرد، تا مدتی دیگر به‌ویژه در همین ایام نقل و انتقال‌ها که اوج دلالی‌ها و روابط ناسالم است، کسی سراغ این بحث را نمی‌گیرد.

جالب اینجاست که رقابت برای خرج کردن پول مردم برای تور کردن فلان بازیکن و مربی واقعاً به یک مسابقه تبدیل شده و مسابقه دهندگان هم که مدیران باشگاه‌ها هستند، سعی می‌کنند هر سال در آغاز فصل نقل و انتقالات، هر چه که می‌توانند بیشتر خود را مهیای رقابت کنند.

تا اینجای کار ممکن است بگویید خب! این هم یک‌جور مسابقه است دیگر! چه اشکالی دارد که باشگاه‌ها برای جذب بهترین‌ها با هم رقابت و هزینه کنند، این هم یک رقابت یا بهتر بگوییم یک بازی است مثل بازی‌های دیگر که کم هم نیستند و عده‌ای را بالاخره دور همی هم که شده سرگرم می‌کند.

اما شوربختانه صورت مسئله این‌قدرها هم ساده و دم‌دستی نیست. صورت مسئله واقعی از این قرار است، عنایت بفرمایید:

فوتبال ایران داعیه حرفه‌ای شدن دارد؛ خب! فوتبال که "ف" و "واو" و "ت" و "ب" و "الف" و "لام" است، ‌وقتی قرار است حرفه‌ای شود، یعنی قرار است چه اتفاقی بیفتد،‌ لابد یعنی باید استانداردهای فوتبال در سطوح و رده‌های مختلف از باشگاهی گرفته تا ملی، از نوجوانان تا بزرگسالان، از بازیکن تا مربی تا زیرساخت‌ها حرفه‌ای شوند. دقیقاً همین‌جاست که وقتی این سؤال مطرح می‌شود که چگونه باید مسیر "حرفه‌ای شدن" را رفت، اولین، همیشگی‌ترین و بدون دردسرترین جوابی که هیچ نیازی هم ندارد شما ذهن‌اتان را خیلی درگیر کنید، این است که فوتبال حرفه‌ای، اقتضائات حرفه‌ای دارد و اقتضای حرفه‌ای هم یعنی پول‌های قلمبه به این فوتبال تزریق شود.

فرض را بر این می‌گیریم که پول اینجا هم تنها حلّال مشکلات است و لابد عقل کل‌هایی که این صورت مسئله را می‌نویسند و جوابش را هم خودشان بلدند، کارشان را هم بلدند و اگر پول دست‌شان باشد، این فوتبال حرفه‌ای می‌شود، فعلاً هم به این سؤال -که البته خیلی هم مهم است- کاری نداریم که چرا بیشترین افتخارات فوتبال ما چه در سطح باشگاهی و چه در سطح ملی در آسیا و جهان برای زمانی بوده که فوتبال ما اتفاقاً با این تعریف امروزی آن –بخوانید تعریف دلالی-، حرفه‌ای نبوده –بخوانید بهشت دلال‌ها نبوده-.

با این فرض که با دو تا جمله معترضه فوق واضح است که فرض غلطی است اما فعلا به نفع آقایان مدعی فوتبال حرفه‌ای با تسامح همین را مبنای بحث می‌گیریم، سؤال بعدی این است که شیلنگی که قرار است به این فوتبال وصل شود تا آن‌قدر از آن بخورد که خوب حرفه‌ای و چاق شود، به کجا باید وصل باشد؟ آیا باید جیب دلال‌هایی که در دبی و کشورهای اروپایی نشسته‌اند و با تلفن بازیکن جابجا می‌کنند یا در همین فصل نقل و انتقالات سر و کله‌شان پیدا می‌شود، با بیت المال پر شود؟ اصلاً کجای دنیا زورکی از جیب مردم به جیب باشگاه‌ها می‌ریزند که در کشور ما با بیت المال به این راحتی بازی می‌شود؟ چرا فوتبال ایران با این‌همه ادعای فوتبال حرفه‌ای عرضه جذب چهار تا سرمایه‌گذار را ندارد و دائم چشمش به دست دولت و جیب ملت است؟ وقت ثبت قرارداد که می‌شود بهانه مبالغ نجومی و میلیاردی،‌"فوتبال حرفه‌ای" است، اما شما را به‌خدا قسم کدام فوتبال حرفه‌ای پیشرفته در دنیا این‌گونه با بودجه عمومی کشور نسبت "انگلی" دارد و دائم از آن تغذیه می‌کند که اتفاقاً به‌دلیل همین نسبت هم هست که نه حرفه‌ای می‌شود و نه اشتهایش کم می‌شود بلکه هر سال با اعلام رقم‌های میلیاردی بیشتر سیری‌ناپذیری و این خاصیت انگلی را بیشتر به رخ می‌کشد.

ظریفی نکته جالبی گفت که فلان بازیکن بی‌سواد در فصل جاری دو میلیارد تومان به‌علاوه یک ماشین 350 میلیون تومانی با یک باشگاه متصل به دولت –بخوانید جیب ملت- قرارداد بسته،‌ در حالی‌که حقوق یک کارمند نمونه در سال یک صدم قرارداد این بازیکن هم نیست، اما اگر این فوتبال واقعا حرفه‌ای بود و دستش در جیب ملتی نبود که بسیاری از آن‌ها از فساد در آن متنفرند،‌ نبود، بلکه سعی می‌کرد، حرفه‌ای باشد تا هوادار و سرمایه‌گذار جذب کند و از همین هواداران و سرمایه‌گذاران نیز مانند همه‌ی فوتبال‌های حرفه‌ای در دنیا هزینه‌هایش را تأمین می‌کرد، بالاتر از این رقم‌های میلیاردی هم برای قراردادها توجیه داشت و اشکالی نداشت.

به هر ترتیب، در حال حاضر که مسابقه جیب‌بری از مردم در باشگاه‌های متصل به دولت برای خریدهای با قراردادهای میلیاردی با شدت هر چه تمام‌تر ادامه دارد و ظاهراً اراده یا توانی هم برای جلوگیری از این مسابقه اتراف و تکاثر و اسراف و خیانت در امانت بیت المال چه از سوی خود افراد دخیل چه از سوی سازمان‌های نظارتی که در این زمینه وظیفه دارند و از بیت المال برای نظارت و جلوگیری از همین مسائل پول می‌گیرند، وجود ندارد، و همچنین ظاهراً ترسی از آه مردم نیز وجود ندارد، کلام مشهوری از امیرالمؤمنین حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام در نهج البلاغه در مورد حرمت و حساسیت بیت المال بازنشر داده می‌شود تا بلکه برخی از این افراد که ادعاهای‌شان گوش فلک را هم پاره کرده و بعضاً عناوین مقدسی را هم یدک می‌کشند، لااقل از کلام مولا خجالت بکشند و با این‌گونه دست‌‌اندازی به بیت‌المال مسلمین وزر و وبال‌شان را بیش از این نکنند:

«سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روى خارهاى سعدان (خارى سه شعبه که خوراک شتران است و سخت گزنده است) به سر ببرم، و یا با غل و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم، خوش‏تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت، در حالى ملاقات کنم که به بعضى از بندگان ستم، و چیزى از اموال عمومى را غصب کرده باشم. چگونه بر کسى ستم کنم براى نفس خویش، که به سوى کهنگى و پوسیده شدن پیش مى‏رود، و در خاک، زمانى طولانى اقامت مى‏کند؟

به خدا سوگند، برادرم عقیل را دیدم که به شدّت تهیدست شده و از من درخواست داشت تا یک من (پیمانه‌ای به وزن سه کیلوگرم) از گندم‏هاى بیت المال را به او ببخشم. کودکانش را دیدم که از گرسنگى داراى موهاى ژولیده، و رنگ‌شان تیره شده، گویا با نیل رنگ شده بودند. پى در پى مرا دیدار و درخواست خود را تکرار مى‏کرد، چون به گفته‏هاى او گوش دادم، پنداشت که دین خود را به او واگذار مى‏کنم، و به دل‌خواه او رفتار می‌کنم و از راه و رسم عادلانه خود دست بر مى‏دارم، روزى آهنى را در آتش گداخته به جسمش نزدیک کردم تا او را بیازمایم، پس چونان بیمار از درد فریاد زد و نزدیک بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم، اى عقیل، گریه کنندگان بر تو بگریند، از حرارت آهنى مى‏نالى که انسانى به بازیچه آن را گرم ساخته است؟ اما مرا به آتش دوزخى مى‏خوانى که خداى جبارش با خشم خود آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچیز مى‏نالى و من از حرارت آتش الهى ننالم؟ و از این حادثه شگفت آورتر اینکه شب هنگام کسى به دیدار ما آمد و ظرفى سر پوشیده پر از حلوا داشت، معجونى در آن ظرف بود چنان از آن متنفّر شدم که گویا آن را با آب دهان مار سمّى، یا قى کرده آن مخلوط کردند! به او گفتم: هدیه است؟ یا زکات یا صدقه؟ که این دو بر ما اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم حرام است. گفت: نه، نه زکات است نه صدقه، بلکه هدیه است.

گفتم: زنان بچّه مرده بر تو بگریند، آیا از راه دین وارد شدى که مرا بفریبى؟ یا عقلت آشفته شده یا جن زده شدى؟ یا هذیان مى‏گویى؟ به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان‏هاست به من دهند تا خدا را نافرمانى کنم که پوست جوى را از مورچه‏اى ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد! و همانا این دنیاى آلوده شما نزد من از برگ جویده شده ملخ پست‏تر است! على را با نعمت‏هاى فنا پذیر، و لذّت‌هاى ناپایدار چه کار؟! به خدا پناه مى‏بریم از خفتن عقل، و زشتى لغزش‏ها، و از او یارى مى‏جوییم.»
(نهج البلاغة- خطبه 224، ترجمه دشتى، ص: 461) 

               

 


 
 
از خاندان «بوش» چه میدانید؟
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱
 

در تاریخ هیچ خاندانی نتوانسته‌ است به دستاوردهای خانواده بوش دست یابد. هیچ دیکتاتور و حاکم مستبدی نتوانسته رنج‌هایی را که آنها بر بشریت تحمیل کرده‌اند وارد آورد. آنها نه تنها خود حاکمانی ظالم بودند بلکه خالق دیکتاتورها، جنگ‌ها و مرگ‌ها هستند. آنها فقط مسؤول ایجاد مجموعه صنایع نظامی کنونی نیستند بلکه از سال 1915 به صورت مستقیم در دو جنگ جهانی، جنگ کره، جنگ ویتنام، چندین جنگ مخفیانه سیا، جنگ خلیج فارس، و جنگ جدید که هرگز پایان نخواهد یافت، دخیل بوده‌اند. چهار نسل گذشته این خاندان در اشاعه و منفعت‌زایی از بیشتر جنگ‌های بزرگی که آمریکا در دوران مدرن داشته، دست داشتند


چهار نسل خاندان مرگ

خانواده بوش یکی از خانواده‌ها سرشناس آمریکا است. این خانواده طی سه سال گذشته علاوه بر اعضای موفقی که در حوزه بانکداری و تجاری داشت شامل دو سناتور، یک قاضی دیوان عالی، دو فرماندار ایالتی و دو رئیس جمهور (یکی از رؤسای جمهور به عنوان معاون رئیس‌جمهور نیز فعالیت نمود) بود. پیتر شویزر، نویسنده زندگی‌نامه خانواده بوش، آنها را به عنوان "موفق‌ترین سلسله سیاسی تاریخ آمریکا" معرفی نموده است.این خاندان دارای ریشه انگلیسی آلمانی است. در گزارش حاضر سعی شده است برخی از زوایای پنهان و پیدای این خاندان آمریکایی مورد بررسی قرار گیرد.

 روابط خانواده بوش بوش با دیگر خانواده‌های مطرح آمریکا

خانواده واکر

جرج هربرت "برت" واکر (George Herbert "Bert” Walker) یک تاجر و بانکدار بسیار ثروتمند آمریکایی بود. دختر وی دوروتی با پرسکات بوش (Prescott Bush)ازدواج نموده و وی را پدربزرگ جرج اچ. دبیلیو بوش، و نیز پدرپدربزرگ جرج دبیلیو. بوش ساخت.

 


جرج هربرت واکر، جد مادری جرج واکر بوش

 

خانواده فیش

ساموئل پرسکات بوش با فلورا شلدون (Flora Sheldon) ازدواج نمود که دارای نیاکان مشترک با خانواده معروف فیش، برای مثال همیلتون فیش (Hamilton Fish) شانزدهمین فرماندار نیویورک، سناتور کنگره و بیست و ششمین وزیر امور خارجه آمریکا، و همچنین و خانواده کین، برای مثال توماس کین (Thomas Kean)، چهل و هشتمین فرماندار ایالت نیوجرسی و رئیس پیشین کمیسیون 11 سپتامبر، بود. جد مشترک آنها روبرت لیوینگستون معروف بود.[4] وی یکی از مقامات مستعمره نیویورک و همچنین اولین لرد لیوینگستون مانور (Livingston Manor) بود. نوه وی رابرت لیوینگستون یکی از فراماسون‌های معروف زمان خود بود.[5]

 


لیوینگستون، از فراماسون‌های معروف آمریکا

 

خانواده پیرس

بارابارا بوش، همسر جرج اچ.دبیلیو بوش (چهل و یکمین رئیس‌جمهور آمریکا) و مادر جرج دبیلیو. بوش (چهل و سومین رئیس‌جمهور آمریکا)، از نسل چهارم عمه‌زادگان فرانکلین پیرس (Franklin Pierce)، چهاردهمین رئیس‌جمهور آمریکا، است.


فرانکلین پیرس، چهاردهمین رئیس‌جمهور آمریکا و از خویشاوندان مادر جرج واکر بوش

 دیگر رؤسای جمهور آمریکا

جرج دبیلیو بوش علاوه بر پیرس با بسیاری از دیگر رؤسای جمهوری آمریکا نیز دارای نسب خانوادگی است. وی یکی از خویشاوندان رؤسای جمهور واشنگتن (اولین رئیس‌جمهور) ، آدامز (ششمین رئیس‌جمهور)،[6] فیلمور (سیزدهمین رئیس‌جمهور)، لینکولن (شانزدهمین رئیس‌جمهور)، گرانت (هجدهمین رئیس‌جمهور)، هیز (نوزدهمین رئیس‌جمهور)، گارفیلد (بیستمین رئیس‌جمهور)، کلیولند ( بیست و چهارمین رئیس‌جمهور)، تئودور روزولت (بیست و ششمین رئیس‌جمهور)، تافت (بیست و هفتمین رئیس‌جمهور)، کولیج (سی‌امین رئیس‌جمهور)، هوور (سی و یکمین رئیس‌جمهور)، فرانکلین روزولت (سی و دومین رئیس‌جمهور)، نیکسون (سی و هفتمین رئیس‌جمهور)، فورد (سی و هشتمین رئیس‌جمهور) و همچنین باراک اوباما رئیس‌جمهور فعلی آمریکا است.[7] 

 باراک اوباما

جرج دبیلیو بوش، چهل و سومین رئیس‌جمهور آمریکا و باراک اوباما، چهل و چهارمین رئیس‌جمهور آمریکا، از طریق ساموئل و سارا سول هینکلی (Samuel and Sarah Soole Hinckley)، قرن 17 ماساچوست، دارای خویشاوندی هستند. 


آیا می‌دانستید این دو نیز با هم قوم و خویش هستند؟

 خانواده کری

جرج دبیلیو بوش و رقیب وی در انتخابات ریاست‌جمهوری 2004 آمریکا یعنی جان کری از طریق ادموند ریدی (Edmund Reade) (1623-1563) دارای نیای مشترکی هستند.

 
ین دو رقیب، هم خویشاوند بوده و هم در یک لژ فراماسونری عضو بودند

 وینستون چرچیل

جرج دبیلیو بوش از سه طریق با چرچیل خویشاوند است: خانواده کو از نیویورک (Coes of New York)، خانواده سامر از ماساچوست (Sumners of Massachusetts) و خانواده شرمان از رودآیلند (Shermans of Rhode Island).[10]

 


خویشاوندان بوش در آن سوی آتلانتیک نیز حضور داشتند که از معروف‌ترین آنها می‌توان به چرچیل اشاره نمود

 ساموئل بوش آغازگر امپراطوری بوش‌ها

کابوس جهان در سال 1915 آغاز شد یعنی زمانی که شراکتی نامقدس بین دولت آمریکا و "هیأت صنایع جنگی" (War Industries Board) – سلف "مجموعه صنایع نظامی" کنونی در آمریکا – پدید آمد. اعضای هیأت صنایع جنگی شامل افراد زیر بودند: ساموئل پرسکات بوش (Samuel P. Bush)، پدر پدربزرگ جرج بوش پسر؛ کلارنس دیلون (Clarence Dillon)، بانکدار وال‌استریت؛ ساموئل پریور (Samuel Pryor)، رئیس کمیته اجرایی شرکت "رمینگتون‌آرمز" (Remington Arms)؛ و برنارد باروخ (Bernard Baruch) که به عنوان رئیس این هیأت سودی بیش از 200/000/000 دلار کسب نمود. اعضای این هیأت را با عنوان "سوداگران مرگ" می‌شناختند.


ساموئل پرسکات بوش، بنیانگذار امپراطوری بوش

در دوران جنگ اول جهانی بود که ساموئل بوش و ئیگر اعضای هیأت توانستند با فروش سلاح، نه تنها به آمریکا بلکه به آلمان، به ثروت هنگفتی دست یابند. بیشتر سوابق و مکاتبات مرتبط با فعالیت‌های ساموئل بوش در هیأت صناع جنگی بعدها به بهانه "ایجاد فضا" در آرشیو‌های ملی نابود شدند. زمانی که فعالیت تجاری این هیأت به طور رسمی در 11 نوامبر 1918 پایان یافت بیش از 37 میلیون انسان جان داده بودند.

 روابط پدربزگ بوش با آلمان نازی و تحکیم قدرت خاندان

بنا بر گزارش‌ها بخش اعظمی از ثروت خانواده بوش در نتیجه همکاری پرسکات بوش (Prescott Bush)، پدربزگ جرج واکر بوش و سناتور سابق کنگره، با حامیان مالی حزب نازی آلمان پدید آمده است. در سال 1922 زمانی که جرج واکر (George Walker)، رئیس شرکت هریمن (W. A. Harriman & Co)، بود آوریل هریمن (Averell Harriman) به برلین رفت تا در آلمان برای این بانک شعبه‌ای ایجاد نماید. وی در برلین با فریتز تیسن (Fritz Thyssen)، حامی مالی اصلی آدولف هیتلر، دیدار نمود. در آن زمان بود که توافقات اولیه برای ایجاد بانکی برای تیسن در نیویورک منعقد گردید. دو سال بعد، شرکت هریمن "شرکت بانکداری یونایتد" (Union Banking Corporation) را در منهتن پدید آوردند تا پول‌های آلمان را که از طریق بانک تیسن در هلند سرازیر می‌شد برای خرید کالاهای آمریکایی هزینه نمایند. مدیران هریمن این معاملات را "پروژه هیتلر" نامیدند.[12]

 


پرسکات بوش در کنار جرج بوش پدر

پرسکات بوش در 1 می 1926، به شرکت هریمن پیوست تا در آنجا به عنوان قائم مقام جرج واکر، پدرزن خویش، فعالیت نماید. تحقیقات بعدی دولت آمریکا نشان دادند که "شرکت بانکداری یونایتد" زیر نظر بوش-واکر به صورت مستقیم با "شرکت فولاد یونایتد" زیر نظر فیتس معامله می‌کرد. این شرکت بخش اعظمی از نیازهای صنایع آلمان را تأمین می‌کرد.

اگرچه "پروژه هیتلر" به جنگ جهانی دوم ختم شده و در حدود 62 میلون کشته در پی داشت اما هریمن، بوش و واکر هیچگاه به خاطر کمک به بوش تحت تعقیب قرار نگرفتند و هویت آنها نیز هرگز در رسانه‌ها فاش نشد. پرسکات بوش با پول‌هایی که از "پروژه هیتلر" بدست آورده بود در سال 1952 از ایات کنکتیکات به مجلس سنا راه یافت و در این زمان بود که به تدریج پسر خود جرج هربرت واکر بوش (جرج بوش پدر) را وارد عرصه سیاست ساخت.

 تلاش پدربزرگ بوش برای ایجاد کودتایی فاشیستی در آمریکا

تحقیقاتی که توسط رادیو بی‌بی‌سی 4 انجام گرفته‌اند نشان می‌دهند پرسکات بوش، پدربزرگ بوش، در دهه 1940 در یک توطئه کودتا نقش داشت که هدف آن پیاده‌سازی یک حکومت فاشیستی به مانند آلمان و ایتالیا در آمریکا بود. در سال 1933، گروهی مخفی متشکل از برخی افراد ثروتمند و صاحبان صنایع با ژنرال اسمدلی باتلر (Smedly Batler) تماس گرفته و از وی خواستند تا فرماندهی ارتشی 500/000 نفری برای سرنگونی دولت فرانکلین دلانو روزولت، رئیس‌جمهور وقت، را بر عهده بگیرد


ژنرال اسمدلی باتلر، کسی که توطئه پرسکات بوش برای کودتا را فاش ساخت

باتلر در ابتدا با این گروه همراهی کرد تا افراد دخیل در آن را شناسایی نماید. وی سپس در شهادت خود در کمیته فعالیت‌های غیرآمریکایی مجلس آمریکا به نام این افراد اشاره کرد. کمیته از احضار افراد نامبرده خودداری نمود و شهادت باتلر نیز بعدها معدوم شد و بدین ترتیب سعی نمود تا این موضوع در خفاء باقی بماند.[13] بعدها، در سال 1936، ویلیام داد (William Dodd)، سفیر آمریکا در آلمان، طی نامه‌ای به روزولت پرده از این ماجرا برداشته و اعلام داشت که برخی از خانواده‌های پرنفوذ آمریکایی سعی دارند که طی کودتایی حکومت فاشیستی را در آمریکا پیاده سازند. با توجه به ارتباطات مالی گسترده پرسکات با المان نازی وی نیز یقینا یکی از توطئه‌چین‌ها بوده است. اگرچه وی در اجرای این نقشه ناکام ماند اما نوه وی، جرج واکر بوش، توانست به آرزوی وی جامعه عمل پوشانده و حکومتی فاشیستی را در آمریکا پدید آورد.

 سعود خاندان بوش به اوج قله قدرت

جرج هربرت واکر بوش که با وساطت پدر خود به سیا راه یافته بود، پس از ترور کندی از این سازمان بیرون آمد تا در انتخابات کنگره شرکت نماید، وی با شعارهایی در مخالفت یا "قانون آزادی‌های مدنی" و "پیمان منع آزمایشات هسته‌ای" وارد انتخابات شد. او در سخنرانی‌های خود اعلام داشت که باید به تبعدی‌های کوبا سلاح داده شود تا کاسترو را سرنگون نمایند. وی همچنین پیشنهاد داد به ویتنام جنوبی سلاح هسته‌ای داده شود تا از آن علیه ویتنام شمالی استفاده نماید. اگرچه وی دارای پشتیبانانی قوی در میان مردان نفتی بود اما در آن زمان جامعه آمریکایی آمادگی پذیرش افکار افراطی وی را نداشت. وی با تعدیل مواضع خود بار دیگر در انتخابات شرکت کرده و توانست در سال 1967 از تگزاس به مجلس آمریکا راه یابد. وی در سال 1970 دومین شکست خود را نیز متحمل شده و از راه‌یابی به سنا باز ماند. با این حال حیات سیاسی وی تداوم یافت و وی به عنوان سفیر آمریکا در سازمان ملل در دوران نیکسون (1973-1971)، فرستاده ویژه به چین (1975-1974)، یازدهمین رئیس سیا (1977-1976) و معاون ریگان (1989-1981) فعالیت نماید. او در سال 1989 وارد کاخ سفید شد اما چهار سال بعد در سال 1993 علی‌رغم پیروزی در جنگ خلیج فارس به علت اقتصاد در حال افول آمریکا قافیه را به کلینتون باخت،[15] تا هشت سال بعد پسر وی راه ناتمام او را ادامه دهد.

 


رؤسای جمهور پدر و پسر در کنار یکدیگر

پس از کلینتون نیز جرج واکر بوش در انتخاباتی جنجال برانگیز بر الگور رقیب دموکراتیک خود پیروز شد تا برگی دیگر در خاندان بوش و همچنین عصر نوین تجاوز طلبی آمریکا و جاه‌طلبی‌های بی‌پایان این کشور و نخبگان پشت صحنه داعیه‌دار حکمرانی در جهان آغاز شود. جنگ‌های بوش پسر در خاورمیانه تداوم خدماتی بود که جد وی ساموئل بوش به صنایع نظامی آمریکا نمود و البته این بار قربانیان این زیاده‌خواهی‌ها نه مردم اروپا بلکه ساکنین خاورمیانه هستند.

چندین سال پس از اتمام دوران بوش هنوز میراث خونین وی در عراق و افغانستان پا برجا است. این جنگ‌ها به بهانه مبارزه با تروریسمی طرح‌ریزی شدند که توسط اسلاف بوش و سازمان‌های جاسوسی آمریکا ایجاد شده بودند، برای مبارزه با القاعده‌ای که بنا بر گزارش‌ها رهبر آن، اسامه بن لادن، قبل از معرفی به عنوان بزرگترین دشمن آمریکا دارای روابط نفتی و تجاری با خانواده بوش بود.[16]

 

 

پیوندهای خاندان بوش با محافل مخفی و فراماسونری

عضویت رؤسای جمهور آمریکا در ساختارها و لژهای فراماسونری چیز جدیدی نیست. برخی معتقدند که در حقیقت بخش اعظمی از سیاستداران آمریکا از طریق پیوندهایی که با محافل مخفی دارند پله‌های نردبان قدرت را طی می‌کنند. از ۴۱ رئیس جمهوری آمریکا ۱۷ نفر آنها از سال ۱۷۹۹ تا ۲۰۱۰ عضو لژهای ماسونی بودند . از این عده ۴ نفرشان عضو لژ اوهایو سه نفر عضو لژ تنسی ۲ نفر عضو لژ نیویورک و بقیه از لژهای واشنگتن ، پاناما ، میسوری ، تگزاس و ویرجینیا بودند. در سالنامه های ۱۹۶۵-۱۹۶۴ ماسونی (مرکز برادران ماسونیک‌) اسامی پانزده رییس جمهور عضو لژهای ماسونی به ترتیب زیر نوشته شده است:

  1. جرج واشنگتن
  2. بنیامین فرانکلین
  3. جیمز مونروئه
  4. اندرو جکسون
  5. جیمز ناکس پولک
  6. جمیز بوکانان
  7. اندرو جانسون
  8. جیمز آبراهام گارفیلد
  9. ویلیام مک کینلی
  10. تئودور روزولت
  11. هری ترومن
  12. لیندن جانسون

در دوره های بعد به این فهرست نیز رونالد ریگان، جورج بوش پدر و پسر و باراکاوباما نیز اضافه شدند.

 


 


جرج بوش پدر در تصویری متعلق به اعضای انجمن "جمجمه و استخوان" ( ایستاده در سمت چپ ساعت)

مهمترین لژ فراماسونری که خاندان بوش با آن در ارتباط است، "انجمن جمجمه و استخوان" می‌باشد که توسط فردی به نام ویلیام هانتینگتون راسل (William Huntington Russell) و آلفونسو تافت (Alphonso Taft) در دانشگاه ییل و در سال 1832 آمریکا تشکیل شد.از دیگر اعضای این انجمن میتوان به جان کری رقیب جرج بوش در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اشاره نمود. پنج نفر از اعضای کابینه بوش سابقه عضویت در این انجمن را داشتند.