همراه با خورشید

این وبلاگ امکانی برای همراهی و همدلی با دانشجویان است

ان ربًک لبالمرصاد
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٤
 

سرانجام عبرت آموزروسای ساواک

با کودتای ۲۸ مرداد با کمک سازمانهای اطلاعاتی امریکا و انگلیس پایه اولیه ساواک گذاشته شد و در سال ۱۳۳۷ رسماً در مجلس شورای ملی به عنوان یک سازمان وابسته به نخست وزیری تشکیل یافت.

 وقایع ملی شدن صنعت نفت و فرار محمدرضا پهلوی به خارج و سپس بازگشت وی با کمک سازمانهای اطلاعاتی غرب، درس عبرتی شد که شاه در پی ایجاد سازمانی اطلاعاتی برای خود برآید. سازمانی که بتواند با گردآوری اطلاعات مورد نیاز، وی را از خطرات احتمالی آینده مصون دارد.

سازمان اطلاعاتی ایران در دوره پهلوی از زمان رضا شاه در شهربانی شکل گرفت. این سازمان که وظیفه اصلیش کارهای پلیسی بود در حاشیه به خلافهای سیاسی نیز می پرداخت. از جمله مهمترین صیدهای این سازمان در دورة رضاشاه دستگیری گروه موسوم به ۵۳ نفر به جرم فعالیتهای کمونیستی بود. البته در کنار این سازمان، رکن دوم ارتش نیز در امور اطلاعاتی فعال بود.

پس از اشغال ایران در شهریور بیست و سقوط رضاشاه، بساط این سازمان از شهربانی به علت جنایتهای مختلفی که مرتکب شده بود جمع آوری شد. تعدادی زیادی از اعضای جنایتکار آن محاکمه و محکوم شدند. ولی در مقابل رکن دو ارتش تقویت شد و کار یک سازمان اطلاعاتی غیرنظامی را نیز بر عهده گرفت.

تا کودتای ۲۸ مرداد این سازمان نقش چشم و گوش شاه را داشت. پس از ۲۸ مرداد چنانکه اشاره شد شاه اهمیت ایجاد یک سازمان امنیتی را دریافت. با کمک سازمانهای اطلاعاتی امریکا و انگلیس پایه اولیه ساواک گذاشته شد و در سال ۱۳۳۷ رسماً در مجلس شورای ملی به عنوان یک سازمان وابسته به نخست وزیری تشکیل یافت. هر چند طبق قانون رسماً زیر نظر نخست وزیری بود ولی عملاً سران ساواک فرمانبر شاه بودند.

اولین رئیس سازمان تیمور بختیار بازوی قدرتمند شاه بود. وی که یکی از سرکردگان کودتای ۲۸ مرداد بود مراتب ترقی را بسیار سریع طی کرد به طوری که خود شاه نیز با توجه به شخصیت قدرت طلب بختیار از این همه قدرت به وحشت افتاد.

 

تفرعن و غرور بختیار کار خود را کرد و به عنوان سفیر به خارج تبعید شد که بعداً با تمرد وی، به نظر می رسد نظر شاه درست بوده است. جانشین او حسن پاکروان از نظامیان تحصیلکرده بود. وی که در بحران روابط ایران و آمریکا در دورۀ کندی به ریاست این سازمان برگزیده شده بود برش بختیار را نداشت. بدین لحاظ پس از اندک مدتی جایش را به نعمت الله نصیری داد. این افسر از مطیع ترین و گوش به فرمان ترین نظامیان بود. چنانکه منصور رفیع زاده آخرین رئیس شعبه ساواک در آمریکا در یادداشتهایش می نویسد:« نصیری چند سال بعد در مقام ریاست ساواک، به بلندترین درجه ارتش ایران یعنی ارتشبدی ارتقاء یافت و در زمرۀ افسران کلاش، بی سواد، قره نوکر، چاپلوس، خشن نسبت به زیردست، قشری و گیج و گنگ ارتش به شمار می رفت. که از سالهای خدمت در دانشکده افسری، همقطارانش او را به نام نعمت سوسکی به دلیل تیره گی صورتش و نعمت خره ملقب کرده بودند ... دور است اگر تصور شود نصیری در عمرش، کتابی خوانده یا قدرت تفکر و تعمق او به حد قابل رشدی رسیده باشد».

 


سرلشکر حسن پاکروان رئیس ساواک در حال گفت وگو با ژنرال دوگل رئیس جمهور فرانسه در فرودگاه مهرآباد

شاه نیز به چنین فردی احتیاج داشت. با این شرایط وی بیش از ده سال بر سر این سازمان مهم فرماندهی کرد. سالهای ریاست وی بر ساواک به سیاه ترین سالهای شکنجه مخالفین شاه تعبیر شده است. چه هزاران نفر در این سالها به جرمهای متعدد و گاه ساده به زندانها راه یافتند و صدها نفر در کمیته مشترک ضد خرابکاری سخت ترین شکنجه ها را تحمل کردند و چه بسا چشم از جهان فرو بستند.

 نصیری از بهمن ماه ۱۳۴۳ تا تیرماه ۱۳۵۷ بر صندلی ریاست ساواک تکیه زد. با آغاز به کار دولت امیر عباس هویدا، شاه به دلیل ناتوانی سرلشکر حسین پاکروان در مقابله با حرکت‌های انقلابی مردم، وی را از ریاست سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) برکنار و نصیری را به جای او گماشت.

 

و با گسترش و توسعه این سازمان جهنمی، با شدت تمام به سرکوب و شکنجه مخالفان شاه پرداخت. هدایت مخوف‌ترین شکنجه‌گاه تاریخ یعنی کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک – شهربانی که به دستور شاه راه‌اندازی شده و تابع اداره کل سوم ساواک بود از جمله مسئولیت‌های او بود. در زمان ریاست وی هزاران نفر از مبارزین دستگیر و بازداشت شده و تحت شدیدترین شکنجه‌ها و اعمال غیر انسانی قرار گرفتند و دهها تن از آنها زیر شکنجه جان سپردند. با اوج‌گیری انقلاب اسلامی و با هدف منحرف کردن افکار عمومی از شخص شاه، رژیم پهلوی دست به کار برخی تغییرات در چهره‌های اصلی خود شد. ارتشبد نعمت‌الله نصیری از نخستین قربانیان این سیاست بود. وی در اواخر تیرماه ۱۳۵۷ از ریاست ساواک برکنار و به عنوان سفیر شاه، روانه پاکستان شد. با این حال، وی در مهرماه همان سال، از سفارت نیز معزول و به تهران احضار شد و در ۱۶ آبان ۱۳۵۷ به دستور شخص شاه دستگیر و محترمانه زندانی شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی و باز شدن درهای زندان‌ها، نصیری نیز در صدد فرار برآمد، اما از سوی مردم مورد شناسایی قرار گرفت و از سوی انقلابیون مورد ضرب و شتم قرار گرفت. نصیری توسط یک نفر از افراد حاضر که دو تن از برادرانش در زندان‌های ساواک، با شکنجه به شهادت رسیده بودند، از دست جمعیت خشمگین رها و تحویل دادگاه انقلاب اسلامی شد.

 

سپهبد ناصر مقدم ، از افسران ارشد ارتش شاهنشاهی ایران، معاون نخست‌وزیر و چهارمین و آخرین رئیس کل سازمان اطلاعات و امنیت کشور بود. وی بلافاصله پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران دستگیر و در فروردین ۱۳۵۸ اعدام شد.

ناصر مقدم هنگامی که در ۱۷ خرداد ۱۳۵۷ حکم ریاست ساواک را دریافت کرد، به رغم تمام اقدامات و سیاستهایی که به کار برد نتوانست تغییری در روند حوادثی که آشکارا و به سرعت سقوط نهایی رژیم پهلوی را نشانه رفته بود، ایجاد کند.

ناصر مقدم در دوره ریاست هشت‌ماهه‌اش بر ساواک، ارتباط نزدیکی با شاه داشت و هرچه از نیمه سال ۱۳۵۷ می‌گذشت، تماسها، مذاکرات و گفت و گوهای او با شاه افزایش می‌یافت. مقدم تصور نمی‌کرد پس از پیروزی انقلاب آسیبی متوجه او شود و امیدوار بود دولت بازرگان شغلی نیز به او واگذار کند و از کشور خارج نشد.

اما روند تحولات چنانکه او انتظار داشت پیش نرفت و پس از مدتی دستگیر و زندانی شد. او در درون زندان نیز کماکان امیدوار بود به زودی رهایی یافته و در نزد دولتمردان نظام اسلامی ارج و قربی بیابد و حتی وعده می‌داد پس از آزادی موجبات رهایی سایر زندانیان وابسته به حکومت پهلوی را فراهم خواهد کرد.

یکی از علل خشم و ناراحتی مردم از رژیم پهلوی را می توان همین ساواک و تشکیلات جهنمی آن دانست. ساواکی که برای نابودی رژیم پهلوی به پاشنه آشیل و نقطه ضعف آن تبدیل شده بود. به طوری که شاه علیرغم میل خود مجبور شد در آخرین روزهای حیات رژیمش تن به انحلال آن بدهد. چندی قبل از آن نصیری برکنار و سفیر ایران در پاکستان شد. و ناصر مقدم به عنوان آخرین مقام ساواک بر آن ریاست یافت. ولی چند ماه چه سودی می توانست برای وی بجز بدنامی داشته باشد؟ ولی مقدم این بدنامی را با سوء سیاست خود به جان خرید.

جالب اینجاست که هر چهار نفر سران ساواک عاقبت خوشی پیدا نکردند. بختیار تصفیه درون سازمانی شد و به وسیله ساواک در عراق ترور شد. پاکروان و نصیری و مقدم که هر سه در زمان انقلاب دستگیر شده بودند اعلام شدند. در واقع این سازمان بدیمنی عجیبی برای سران خود داشت.


 
 
اتفاقات وگفته های جالب
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٤
 
از سوی فرمانده معظم کل قوا صورت گرفت؛
فرمانده معظم کل قوا به فرماندهان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که متجاوزان آمریکایی را بازداشت کرده بودند، نشان فتح اعطا کردند.ولی درموردبرجام فرمودند بهترازاین هم میشد.
 

 
 
خیلی‌ها از هاشمی سوءاستفاده می‌کنند/ بعضی اصلاح‌طلبان آدم‌های خشن و خطرناکی هستند
محمدجواد لاریجانی:
محمدجواد لاریجانی با تاکید بر اینکه بعضی اصلاح‌طلبان خیلی آدم‌های خشن و خطرناکی هستند، افزود: اینها وقتی نتیجه انتخابات مطابق میلشان نشد باید مغازه آتش بزنند، بانک آتش بزنند و به خیابان بریزند.
 
 مرکز پژوهش‌های مجلس:
مرکز پژوهش‌های مجلس به دلیل آن که آمارهای بانک مرکزی و مرکز آمار درباره رشد اقتصادی در کمترین حد تفصیل و جزئیات ممکن، بدون ارائه پایه های آماری و حتی بدون ارائه مقادیر مطلق و رشد سال قبل ارائه شده است، به طور مجزا به استخراج و برآورد رشد اقتصادی کشور در سال جاری پرداخته است.

 
 
توهین مجله فکاهی شارلی‌ابدو به باورهای مشترک همه ادیان الهی
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٥:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٤
 

نشریه رسمی واتیکان در گزارشی از مجله فکاهی شارلی‌ابدو به خاطر بی‌احترامی به باورها و ادیان که به طور خاص بر طرح روی جلد شماره جدید این نشریه انعکاس یافته است، انتقاد کرد.

 واتیکان در واکنش به طرح روی جلد نشریه فکاهی شارلی‌ابدو در سالگرد حمله به دفتر این نشریه، اعلام کرد که باید به تمامی باورهای و ایمان‌ها احترام گذاشت.

در نشریه رسمی واتیکان تحت عنوان «L’Osservatore Romano» که روز چهارشنبه منتشر شد، از نشریه فکاهی شارلی‌ابدو در خصوص عدم احترام به ادیان و باورها انتقاد شده است. این انتقاد به طور خاص راجع به طرح روی جلد این نشریه است که در آن «خدا، یک سلاح کلاشینکوف در دست دارد و غرق در خون است».

نشریه شارلی‌ابدو این طرح را به مناسب سالگرد حمله به دفتر این نشریه توسط عناصر داعش منتشر کرد که طی آن 12 در دفتر این نشریه کشته شدند


 
 
هم چرخ سانتریفیوژها پنچر شد، هم چرخ کارخانه‌ ها
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٤
 

هم چرخ سانتریفیوژها پنچر شد، هم چرخ کارخانه‌ ها رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفته: قرار بود هم چرخ سانتریفیوژها بچرخد و هم چرخ کارخانه‌ها اما دیدیم که چرخ هر دو  پنچر شد. سردار محمد رضا نقدی در جمع مسئولین استانی بسیج سازندگی افزود: این دولت ادعا داشت که رابطه با کشورهای  خارجی را بهتر خواهد کرد اما دیدیم که 6 کشور دسته چندم رابطه‌ شان را با ایران به صورت توهین آمیزی قطع کردند زیرا  جری شده بودند. معلوم است وقتی ما صلابت خود را بشکنیم و پنجاه بار زیر پرچم آمریکا راه برویم و بخندیم و قدم بزنیم همه  کشورها احساس می کنند که ایران از هم پاشیده و می شود هر کاری با ایران کرد. وی همچنین گفت: دفن 1700 تن سیب  زمینی اسراف بزرگی بود که دولت انجام داد. یک میلیون و 700 هزار کیلو سیب زمینی یعنی یک وعده غذایی برای 8 میلیون  نفر که ما به سادگی آن را دفن کردیم. امحای سیب زمینی در حالی انجام گرفته است که ما برای تهیه نشاسته مورد نیاز گل  حفاری به سیب زمینی نیاز داریم. 30 درصد گل حفاری چاه های نفت نشاسته سیب زمینی است و نشاسته ذرت، گندم یا  محصولات دیگر دردی دوا نمی کند. سالانه ما 50 هزار تن نشاسته نیاز داریم اما کارخانه های ما خوابیده است و ما از خارج  گل حفاری وارد می کنیم.

Image result for ‫تعطیلی کارخانه ها‬‎Image result for ‫پنچری‬‎


 
 
رهنمودهای مقام معظم رهبری برای انتخابات
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳٩٤
 

تایید فرد فاقد صلاحیت در انتخابات ضد حق‌الناس است/ انتخابات را نباید خراب کرد

تایید فرد فاقد صلاحیت در انتخابات ضد حق‌الناس است/ انتخابات را نباید خراب کرد

رهبر انقلاب در دیدار ائمه جمعه سراسر کشور:

از جمله عرصه های رعایت حق مردم در انتخابات این است که اگر کسی صلاحیت داشت او را رد نکنیم و به او میدان بدهیم و برعکس اگر کسی چه در انتخابات خبرگان و چه مجلس شورای اسلامی، صلاحیت قانونی نداشت با اغماض و بی دقتی او را وارد عرصه نکنیم که بی توجهی به این دو نکته، ضد حق الناس است

در زبان‌ها تکرار می‌شود که فلانی گفته که "حق‌الناس"؛ باید به عمق حق‌الناس برسیم/ پذیرش نتیجه‌ی قانونی انتخابات حق‌الناس است؛ ضد کاری که در سال ۸۸ انجام شد/ اگر عنصر نفوذی وارد ارکان نظام شود مانند موریانه پایه‌ها را می‌جود

 
 
شیخ نمر باقر النمر
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٤
 
کسانی که صادقانه به سرنوشت بشریت و حقوق بشر و عدالت علاقه‌مندند باید این قضایا را دنبال کنند و نباید نسبت به این وضعیت بی‌تفاوت باشند.
 حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در جلسه درس خارج فقه، جنایت بزرگ عربستان سعودی در به شهادت رساندن عالم مؤمن و مظلوم، شیخ نمر باقر النمر را به شدت محکوم کردند و با تأکید بر لزوم احساس مسئولیت دنیا در قبال این جنایت و جنایات مشابه سعودی در یمن و بحرین، خاطرنشان کردند: بدون تردید خون به ناحق ریخته این شهید مظلوم به سرعت اثر خواهد کرد و دست انتقام الهی گریبان سیاستمداران سعودی را خواهد گرفت.


حضرت آیت الله خامنه‌ای گفتند: این عالمِ مظلوم نه مردم را به حرکت مسلحانه تشویق می‌کرد و نه به صورت پنهانی اقدام به توطئه کرده بود، بلکه تنها کار او، انتقاد علنی و امر به معروف و نهی از منکرِ برخاسته از تعصب و غیرت دینی بود.


 
 
موضوع تحقیق
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٤
 

برای درس دانش خانواده چند موضوع پیشنهادی درفایل تحقیق گذاشته شده برای رویت موضوعات کلمه تحقیق را درلیست ارشیو پیداوکلیک کنیدوزیر عنوان دانش خانواده موضوعات راببینید


 
 
فایل دانش خانواده وجمعیت ازلینک ذیل برداشت کنید
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ دی ۱۳٩٤
 

http://www.4shared.com/account/home.jsp#dir=-vqovqLM


 
 
سرفصل امتحانات
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ دی ۱۳٩٤
 

اندیشه سیاسی کلاس روزیکشنبه برای کسانیکه امتحان میان ترم ندادند یا می خواهند ازاول دوباره امتحان بدهند :فصل اول+فصل دوم+فصل سوم تاص109+از109 تااخرفصل عناوین بحث نه توضیحات+فصل چهاروپنج

سئوالات تشریحی خواهد بود ،سئوال ریز نخواهم داد،سئوال ها کلی واشاره به محور های بحث ونکات کلیدی کافی است.

بطورمثال درسئوال استقلال ازدیدگاه امام شما باید تعریف استقلال ازدید امام ومحورهای استقلال ودوری ازانزواطلبی واصل رابطه با سایر دولتها را مورداشاره قراردهید یعنی اشراف برکلیت مطلب داشته باشید کافی است.

کسانیکه امتحا ن میان ترم داده اند:فصل 1و2 برای انان حذف است

تاریخ امامت روزسه شنبه:برای کسانیکه امتحان میان ترم ندادند یا می خواهند ازاول دوباره امتحان بدهند:سئوالات اخر فصلهای کتاب

کسانیکه درامتحانات میان ترم شرکت کرده اند :فصل 1و2 و3برای انان حذف است وامتحان ازبقیه فصول از سئوالات اخرفصلها.

انقلاب اسلامی:فصل 1و2 تشریحی وبقیه تستی

تاریخ تحلیلی صدر اسلام:کسانیکه امتحا ن میان ترم داده اند:فصل 1و2 و7برای انان حذف است .فصل ششم تشریحی وبقیه فصول باضافه فصل 6 تستی است.

برای کسانیکه امتحان میان ترم ندادند یا می خواهند ازاول دوباره امتحان بدهند:فصل 1و7 حذف.فصل ششم تشریحی وبقیه فصول باضافه فصل 6 تستی است.


 
 
سخنان قابل تامل وزیر اطلاعت سابق درباره پروژه نفوذ
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳٩٤
 
حجت‌الاسلام حیدر مصلحی(وزیر سابق اطلاعات):
 
- مقام معظم رهبری درزمانی که بحث تحریف حضرت امام (ره) مطرح‌شده بود، سخن بسیار مهمی که برای هوشیاری ملت ایران قابل‌توجه است، فرموند و گفتند اگر ملت ایران راه امام را گم کند، غفلت کند و یا عمداً راه امام را کنار بگذارد، سیلی می‌خورد. چنین جمله‌ای از رهبر انقلاب بی‌سابقه و قابل‌توجه است.
 
- در سال ۴۲ شهید عراقی و آقای عسکر اولادی خدمت امام خمینی (ره) رسیدند و امام به آن دو فرمودند: "من از نهضتم سه هدف دارم هدف اول حکومت اسلامی، دوم بیداری اسلامی در جهان و هدف سوم زمینه‌سازی برای ظهور است." امروز هر سه این موضوعات جلو می‌رود و جریان نفوذ برای تحریف این مسیر کار می‌کند، چون می‌بیند مسیر انقلاب اسلامی در حال پیشروی و به نتیجه رسیدن است.
 - دشمن در نفوذِ موردی، دنبال ترور فیزیکی و شخصیتی است و البته برخی اوقات دنبال به قدرت رساندن فرد است به‌گونه‌ای که فرد را در موضع تصمیم سازی‌های بزرگ قرار دهند. امروز در نفوذِ موردی، تمام خطوط قرمز اطلاعاتی کنار گذاشته و رد شده است.
 
- درگذشته جاسوس به فردی گفته می‌شد که ماهی یک‌بار با سرویس اطلاعاتی در ارتباط باشد، اما امروز این‌گونه نیست، در دوره تصدی من در وزارت اطلاعات وضعیت یک فردی به این صورت بود که جاسوس است، اما هیچ مدرکی نداشتیم و نمی‌توانستیم ثابت کنیم اما بالاخره به‌جاهایی رسیده بودیم. وقتی با طرف صحبت کردیم و گفتیم چگونه ارتباط برقرار شد؟ گفت سرویس MI۶ به من یک‌بار مراجعه کرده و گفته ما هیچ ارتباطی با تو نداریم، هیچ ردپایی نمی‌گذاریم و تأمین مالی هم می‌کنیم اما یک‌چیزی می‌خواهیم و آن این است که شما که مسئول دفتر آن شخصیت مهم کشوری هستی، اگر او خواست فرد توانمندی را در  زیرمجموعه خود بکار گیرد، تو اجازه نده این به‌کارگیری را نده و رأی او را بزن! مثال‌های مختلفی را برای این موضوع هم برای ما زد.
 
- مثلت موساد و mi۶ و سیا با طراحی خود، تمامی سرویس‌های اطلاعاتی را به خدمت گرفته است. در منطقه نیز این سرویس‌ها را به‌عنوان نیابتی به‌کارگیری کرده است.
 
- نفوذِ جریانی از طریق ایجاد التقاط فکری رخ می‌دهد. برخی‌ها می‌گفتند چرا فلان فرد که بر روی یک شخصیت اثر می‌گذاشت دستگیر نمی‌کردید؟ می‌گفتم التقاط فکری را چطور می‌خواهیم دستگیر کنیم؟ هم‌اکنون در ایجاد التقاط فکری سرویس‌های اطلاعاتی به میزان قابل‌توجهی از جاسوس‌ها و آدم‌هایش در کشور استفاده می‌کند.
 
متأسفانه اخیراً کتابی به نام "ایران و آمریکا" نوشته حسین موسویان که به اتهام جاسوسی و اخلال در امنیت ملی بازداشت شده بود و در فروردین ۱۳۸۷ به اتهام «اخلال در امنیت ملی» به دو سال حبس تعلیقی و پنج سال محرومیت از خدمات دولتی محروم شد چاپ‌ شده است. در دولت دهم برخی‌ها پیش من واسطه می‌شدند که این آقا به خاطر اینکه مادرش مریض است و ... بگذارید به ایران بیاید و برود، بنده می‌گفتم اگر به ایران بیاید دستگیر خواهد شد. اما باکمال تأسف این فرد به ایران آمده و اخیراً رفته است و بعد هم که برگشته است. هفت مرحله برای نفوذ جریانی و ایجاد التقاطی که باید در نفوذ جریانی اتفاق بیفتد نام می‌برد. همه‌ی همّ و غم این فرد در این کتاب این است که بگوید ایران و آمریکا قهر کردند و ما باید این دو را با هم آشتی بدهیم!
 
- دردآور آن است که ملت ایران را احمق فرض می‌کنند. در همین موضوع اخیر قانون گردشگران، می‌گویند ما به کنگره کار نداریم و موضوع را  با دولت آمریکا داریم جلو می‌بریم. درحالی‌که باید پرسید با رئیس‌جمهوری بعدی چگونه می‌خواهید کار را انجام دهید؟
 
- در دوران سازندگی ببینید تحریف و نفوذ چه نقشی داشته، بنابراین باید مورد بررسی قرار گیرد. این معوقات بانکی بررسی کنید مال چند نفر است؟ حدود ۳۰۰ نفر . این‌ها اکثراً مربوط به دوره سازندگی است. نفوذ و تحریف در دوره اصلاحات این بود که اندیشه امام باید در موزه‌ها دنبالش گشت. امروز همین مسیر دنبال می‌شود البته این مسیر پیشرفت کرده است و با خاطره گویی به دنبال به سپردن اندیشه امام در موزه‌ها هستند.
 
- عده‌ای بدون تعارف الگویشان حکومت سعودی است و در این قصرها رفت‌وآمد کرده‌اند، دلشان برای آن‌ها لک‌زده است درحالی‌که امام فرمود اسلام آمریکایی را اسلام اشرافی گری و اسلام ابوسفیان می‌دانستند و اسلام ناب را اسلام فقرای دردمند و پابرهنه‌ها می‌گویند.
- در دوره اصلاحات ضربات سنگین اطلاعاتی خوردیم و سنگین‌تر از آن در فتنه ۸۸ بود، در این فتنه اتفاقی که افتاد این بود که نخستین قطعنامه در سازمان ملل پس از فتنه ۸۸ بود، چراکه عده‌ای رفتند و در ارتباطاتی که با آمریکایی‌ها برقرار کردند کد دادند و راه‌های فشار را به دشمن نشان دادند و گفتند باید ایران را تحت‌فشار قرار دهید.
- دشمن در جنگ نرم نیز به دنبال تغییر رفتار و تغییر ساختار است و وقتی موضوع شورای رهبری مطرح می‌شود آخر آن تغییر ساختار است و چیزی غیرازآن است. آمریکا در فتنه ۸۸ از ولی‌فقیه سیلی خورده و به دنبال به هم ریختن ساختار نظام ولایی است.

- یک سال قبل از انتخابات ۱۳۸۸ در پی اظهارات افراد مختلف بحث تقلب و صیانت از انتخابات مطرح شد، باید امروز نیز به حرف‌هایی که قبل از انتخابات اسفندماه می‌شود، توجه کنید و این‌ها همان نفوذ است، امروز همان فتنه جمل و فتنه طلحه و زبیر است. زبیر همان فردی است که بعد از پیامبر(ص)در دفاع از حضرت امیر(ع) شمشیر کشید، اما بعد از ۲۵سال مخالف امام علی(ع) شد و از خانه رسول‌الله(ص) عایشه را سوار بر شتر کردند و وارد میدان نمودند. نفوذ این‌گونه طراحی می‌کند. لذا باید از تاریخ عبرت گرفت


 
 
نفوذ تا سطح وزارت
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ دی ۱۳٩٤
 

ماجرای نفوذ سابقه‌ای بس طولانی دارد و تنها معطوف به جمهوری اسلامی ایران نیست  و قدرت‌های استکباری در ادوار مختلف، با توجه به شرایط کشورها و اهداف خود، درصدد نفوذ بوده‌اند.

دهه هفتاد باروی کارآمدن خاتمی، یکی از پرچالش‌ترین دوران در این زمینه است. دوره‌ای که نفوذ به سطوح میانی مدیریتی نیز سرایت کرد . غائله کور ۱۸ تیر 78سال ،یکی از نمودهای بارز این چالش بود که نفوذی‌ها در عرصه مطبوعات، برخی نهادهای دولتی، مراکز فرهنگی و دانشگاهی آن را ترتیب دادند. 
در دوره اخیر نیز دشمن بهترین راه برای رسیدن به اهداف خود را پروژه نفوذ می‌داند. آمریکایی‌ها به خوبی می‌دانند بدون صاف شدن جاده به دست یک جریان نفوذی داخلی، امکان رسیدن به اهداف خود درباره جمهوری اسلامی ایران راندارند. نفوذی‌ها ماموریت دارند چهره منفور آمریکا را در افکار عمومی بزک کنند. آمریکایی که کارنامه‌اش پر از پرونده‌های جنایت و خیانت به ملت ایران است باید به آمریکایی بشردوست، اهل تعامل و مذاکره، دارای منافع مشترک با ایران و... تبدیل شود. اینجاست که نفوذ فرهنگی به عنوان مهم‌ترین خطر مطرح می‌شود و رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند؛ «تمرکز دشمنان بر روی فرهنگ بیشتر از همه جا است. چرا؟ به‌خاطر همین تأثیر زیادی که فرهنگ دارد. هدف و آماج تحرّک دشمنان در زمینه‌ فرهنگ، عبارت است از ایمان مردم و باورهای مردم. مسئولان فرهنگی، باید مراقب رخنه‌ فرهنگی باشند؛ رخنه‌های فرهنگی بسیار خطرناک است؛ باید حسّاس باشند، باید هوشیار باشند.»
نگاهی به سوابق نفوذی‌های دیروز نیز نشان می‌دهد اغلب آنها در مصادر و امور فرهنگی مشغول به فعالیت بوده‌اند چرا که اساساً تا نفوذ فرهنگی انجام نشود، راه برای سایر اشکال نفوذ –اعم از سیاسی، اقتصادی، امنیتی و...- باز نخواهد شد. نفوذ فرهنگی حساسیت‌ها را نسبت به دشمن کم کرده و راه را برای نفوذ و ورود باز می‌کند. فهرست نفوذی‌های دیروز که امروز رسماً به اردوگاه دشمن پیوسته‌اند و آشکارا جیره‌خوار آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی شده‌اند، طولانی‌تر از آن است که در یک گزارش بگنجد. آنچه در ادامه می‌خوانید مشتی از این خروار است. نگاهی گذرا و کوتاه به تعدادی از نفوذی‌های دیروز که تا سطح وزیر و معاون وزیر نیز پیش رفتند، نشان می‌دهد خطر نفوذ موضوعی انتزاعی و ذهنی نیست و بدون شک امروز هم ابعاد آن گسترده‌تر از چند رسانه و خبرنگار است و رسانه‌های دنباله‌رو دشمن در داخل، تنها قطعه‌ای از پازل نفوذ هستند. 

عبدالکریم سروش: حسین حاج فرج دباغ مشهور به عبدالکریم سروش که پیش از انقلاب به دلیل حضور در دبیرستان علوی با انجمن حجتیه آشنا شده بود در اوایل دهه ۵۰ شمسی برای تحصیل در رشته شیمی تجزیه عازم لندن شد و همزمان به مطالعه فلسفه غرب پرداخت. سروش پس از انقلاب از جمله کسانی بود که به عنوان نماینده جریان اسلامی جامعه و انقلاب در مباحثات تلویزیونی با مارکسیست‌ها شرکت می‌کرد. سروش پس از تعطیلی دانشگاه‌ها عضو ستاد انقلاب فرهنگی شد ولی بعدها به دلیل هجمه اصلاح‌طلبان منکر حضور فعال در این ستاد شد. وی که زمانی با استفاده از فلسفه تحلیلی به نقد مارکسیسم پرداخته بود بعدها به نقد اسلام و دین روی آورد. سروش اوایل دهه ۷۰ طی مقالاتی با حمله به فقه اسلامی زمینه را برای مخالفت‌های بعدی با ولایت فقیه فراهم ساخت.
سروش که در سال ۷۴ و در دولت هاشمی از تدریس در دانشگاه‌ها محروم شده بود عازم اروپا و آمریکا گردید تا با مؤسسات و دانشگاه‌های غربی همکاری کند. سروش در سال ۲۰۰۴ به خاطر نقد اسلام جایزه اراسموس را در آمستردام هلند دریافت کرد و سال ۲۰۰۹ از سوی مجله فارین پالیسی به عنوان یکی از ده روشنفکر جهان برگزیده شد! وی در سال ۸۴ ابتدا از معین و سپس هاشمی حمایت کرد و در سال ۸۸ نیز از حامیان مهدی کروبی بود. سروش پس از انتخابات در حمایت از فتنه تا نفی مبانی اسلام پیش رفت. بسیاری معتقدند او از تشیع خارج شده و حتی با اسلام مشکلات شدیدی پیدا کرده است. وی در فتنه ۸۸ یکی از اعضای اتاق فکر جنبش به اصطلاح سبز شد.

گفتنی است سروش در زمان مدیریت خاتمی بر کیهان به ارائه مقاله به نشریه کیهان فرهنگی پرداخت و با تغییر مدیریت آن به کیان رفته و در آنجا به تربیت فکری گروهی پرداخت که سودای کسب قدرت در سرداشتند. وی سال‌ها است که از ایران رفته و در آمریکا زندگی و تدریس می‌کند و مورد حمایت محافل ضددین قرار دارد.


اکبر پونز
اکبر گنجی: متولد نازی‌آباد تهران که در این محله با سعید حجاریان و عباس عبدی آشنا شد. در دوران انقلاب از فعالین خیابانی بود که به دلیل مطالعات پراکنده در آثار مختلف گروه‌های چپ و اسلامی سازشکار و غربگرا یا التقاطی در بی‌ثباتی کامل فکری فرو رفت. وی در ابتدای پیروزی انقلاب از افرادی بوده که زنان بدحجاب را در خیابان‌ها مورد ضرب و شتم قرار می‌داده و به این دلیل به اکبر پونز معروف است. وی که در اوایل تأسیس سپاه عضو این نهاد مقدس شده بود به دلیل مخالفت با امام و جنگ و تمرد در شرایط جنگی به مجازات شدیدی محکوم شد که با وساطت منتظری این مجازات منتفی و وی از سپاه اخراج شد. گنجی مدتی در دهه ۶۰ رابط فرهنگی سفارت ایران در ترکیه بوده و با اعضای نهاد اطلاعات نخست‌وزیری از جمله سعید حجاریان رابطه داشت. گنجی در اوایل دهه ۷۰ به حلقه کیان پیوست تا در این حلقه به شخصی‌سازی دین و مبارزه با مذهب و اسلام مشغول شود. با پیروزی خاتمی در خرداد ۷۶ گنجی فعالیت شدید مطبوعاتی را با مطبوعات جریان موسوم به اصلاحات آغاز کرد.

گنجی در جریان رویدادهای پس از خرداد ۷۶ به اتهام‌زنی علیه نظام اسلامی و حوزه‌های علمیه ادامه داد و پیش از دستگیری و محاکمه در آذر ۷۹ در کنفرانس ننگین برلین حضور یافت. گنجی پس از بازگشت و با شکایت دادستانی در نهایت به ۶ سال حبس محکوم و در زندان مواضع وی رادیکال‌تر گردید. گنجی در زندان با استفاده از رانت نظام انواع اهانت‌ها به جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب روا داشت. گنجی در زندان با حمله به اسلام از جمهوری تمام عیار یا جمهوری سکولار حمایت کرد. وی پس از پایان دوره محکومیت به خارج از کشور رفته و تاکنون بازنگشته است. در طول مدتی که وی در اروپا و آمریکا بود جایزه‌هایی از نهادهای مختلف غربی دریافت کرد. گنجی در مقالات قرآن محمدی(ص) قرآن را کلام انسان دانست و در مقالاتی دیگر وجود مقدس امام زمان را منکر و در مقالات بعدی خود از لواط و همجنس‌گرایی حمایت کرد! گنجی در فتنه ۸۸ عضو حلقه فکری جنبش به اصطلاح سبز بود. با این حال وی بعدها اعتراف کرد که در انتخابات تقلب نشده است.

طلبه قم مسافر هلند
مهدی خلجی: متولد قم و دانش‌آموخته حوزه علمیه تا دوره خارج بوده و پدرش با آیت‌الله منتظری رابطه داشته است. وی مدت‌ها شاگرد منتظری بوده است. خلجی پس از خروج از کشور به همکاری با رادیو فردا پرداخت. وی به عنوان پژوهشگر اسلامی با رادیو فردا و نیز بی‌بی‌سی رابطه داشته و دارد. این القاب بیشتر به منظور قراردادن وی در جایگاهی است که به مبانی تشیع حمله کرده و مخاطبان خود را نسبت به ارزش‌های دینی و اخلاقی متزلزل نماید. خلجی با گروه رسانه‌ای سازمان یافته از سوی هلند برای مقابله با مبانی فکری نظام همکاری نزدیک داشته است. خلجی پیش از اینکه به بی‌بی‌سی و سپس رادیو فردا بپیوندد در روزنامه انتخاب مدیر بخش اندیشه بود. وی هم اکنون در مؤسسه ضدایرانی واشنگتن فعالیت می‌کند. خلجی با مراکز پژوهشی ضد ایرانی دیگری در واشنگتن رابطه نزدیک دارد.

خبرنگار ناشی
بیژن صف‌سری: از روزنامه‌نگاران ضعیف و تازه‌کاری بوده است که در جریان پروژه جریده‌سازی اصلاح‌طلبان در سال‌های ۷۵ تا ۸۴ به این عرصه وارد شد و بدون آنکه تخصص و توان کافی برای چنین کاری را داشته باشد. مهمترین حضور وی در عرصه مطبوعات کشور به عنوان صاحب امتیاز روزنامه آزاد و سردبیر روزنامه صدای عدالت بوده است. وی به دنبال تخلف مطبوعاتی و اقدام علیه امنیت ملی کشور مدتی را در زندان گذراند اما در سال ۱۳۸۲ با وساطت خاتمی رئیس جمهور وقت آزاد شد. وی بعد از آزادی و پس از مدتی کشور را ترک کرده و به همکاری با رسانه‌های معاند روی آورد. وی چندی پیش در مطلبی در رادیو فردا اعتراف کرد که جنبش به اصطلاح سبز شکست خورده و به بن بست رسیده است.

ضد انقلاب کاسب
رجبعلی مزروعی: از اوایل دهه ۷۰ شمسی با آغاز فعالیت در روزنامه سلام تبدیل به عنصر مسئله‌دار با نظام شد. وی در عین حال که از طریق فعالیت در بخش دولتی ارتزاق می‌کرد و از همین طریق سرمایه قابل توجهی اندوخته است به فعالیت خود در جهت تخریب مبانی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی هم مشغول بود. مزروعی پس از خرداد ۷۶ و پیروزی دولت اصلاحات به اقدامات ضد انقلابی خود شدت داد و با راه‌اندازی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران پایگاهی را برای همکاری با محافل بین‌المللی مشکوک و وابسته به سرویس‌های جاسوسی غرب مهیا کرد. وی از اوایل سال ۸۴ بنا را بر تخریب ارکان و ماهیت نظام گذاشت. از جمله نکات مطرح درباره مزروعی ارتباطات مشکوک او با محافل بیگانه است. وی زمانی که در انجمن صنفی روزنامه‌نگاران فعالیت می‌کرد با استفاده از امکانات آن سفرهایی به خارج از کشور داشت. وی پس از فتنه ۸۸ متواری و سپس به صورت غیرقانونی از کشور خارج و سر از بلژیک درآورد.

شیخ آمریکایی
محسن کدیور: محسن کدیور متولد فسا و دانش‌آموخته برق و الکترونیک از دانشگاه شیراز بوده که پس از انقلاب برای تحصیلات دینی وارد حوزه علمیه قم می‌شود. مهمترین استاد وی در حوزه آیت‌الله منتظری بود. کدیور همچنین در دانشگاه و در رشته فلسفه و کلام اسلامی تحصیل و به اخذ مدرک دکتری از دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۷۸ نائل آمد. وی که امیدوار بود در زمره شاگردان منتظری و پس از رسیدن نامبرده به رهبری به مقامات عالی نائل شود با عزل منتظری توسط امام در این هدف ناکام مانده و به تدریج مواضع خود علیه اسلام و انقلاب را علنی ساخت. کدیور در سال ۷۷ به دلیل تحریک دانشجویان برای اغتشاش و نفی اسلامیت نظام به اتهام فعالیت تبلیغی و نشر اکاذیب به حکم دادگاه ویژه روحانیت ۱۸ ماه زندانی گردید. وی از سال ۷۰ به مدت ۸ سال معاونت اندیشه اسلامی مرکز تحقیقات استراتژیک را عهده‌دار بوده است. کدیور پس از خرداد ۸۴ از کشور خارج و به مواضع ضد دین و انقلابی خود شدت بخشید. مرور مواضع و رفتارهای کدیور دقیقاً نشان دهنده جریانی است که از ابتدای انقلاب تنها با هدف دستیابی به قدرت و مصادر اصلی و تصمیم‌گیرنده کلان در کشور تلاش کرد خود را به کانون‌های احتمالی قدرت در آینده نزدیک کند. حضور کدیور در زمره شاگردان آیت‌الله منتظری و عدم مخالفت وی با ولایت فقیه در دهه ۶۰ و شروع این مخالفت‌ها با عزل منتظری و شدت یافتن آن با آغاز زعامت آیت‌الله خامنه‌ای را باید در این جهت ارزیابی کرد.

یک روانی
فرشته قاضی: که به عنوان روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر در میان اپوزیسیون حضور دارد در ۷ آبان ماه ۱۳۸۳ در رابطه با پرونده سایت‌های اینترنتی بازداشت شد. وی به گفته خودش دچار امراضی روحی و روانی است و حتی توانایی زندگی با همسرش را ندارد. بیماری روحی و روانی او باعث شد که نتواند فعالیت روزنامه‌نگاری را ادامه دهد لذا به استراحت پرداخت اما در جریان فتنه ۸۸ ناگهان وارد عرصه مطبوعات شد و از طریق توئیتر به ارائه گزارش‌های غیر واقعی از کشور مبادرت ورزید. به هر روی فرشته قاضی هم مانند سایر اعضای شبکه رسانه‌ای وابسته به بیگانگان از ایران خارج شد و به همکاری با نشریات و پایگاه‌های اینترنتی علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه داد. وی در خارج از کشور علاوه بر حمله به نظام اسلامی به حمایت از بهائیان پرداخته است.

نماینده فراری
نورالدین پیرمؤذن: نماینده اصلاح‌طلب اردبیل در مجالس ششم و هفتم که در مجلس هشتم رد صلاحیت شد. وی هم اکنون در آمریکا مشغول فعالیت علیه جمهوری اسلامی است. وی در آمریکا از مؤسسات آموزشی این کشور فرصت‌های به ظاهر مطالعاتی دریافت کرده بود و هر چند مدعی بود که بعد از پایان این فرصت مطالعاتی به ایران بازخواهد گشت، ولی حدود ۶ سال است که از پایان فرصت مطالعاتی نامبرده گذشته ولی پیرمؤذن به ایران بازنگشته است. پیرمؤذن سخنگوی اقلیت اصلاح‌طلبان مجلس هفتم بود. پیرمؤذن که نتوانسته است در مجالس هشتم و نهم به فعالیت‌های سابق خود ادامه دهد در نامه‌ای به مجلس شورای اسلامی حمله کرده و از هیچ توهین و فحاشی به جمهوری اسلامی دریغ نکرده است.

کشف حجاب در برنامه ماهواره‌ای
فریبا داوودی مهاجر: روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب فراری که سردبیر انجمن روزنامه‌نگاران جوان و عضو مرکزی کمیته سازمان به اصطلاح مدافعان آزادی مطبوعات ایران بوده است. وی همچنین عضو شورای عالی ادوار دفتر تحکیم وحدت بوده است. از او مقالاتی در نشریات و رسانه‌های زنجیره‌ای و ضد انقلاب داخل و خارج کشور چون روزآنلاین، اعتماد، یاس ‌نو و گویانیوز منتشر شده است. وی فروردین ماه ۸۶ به دلیل حضور در آشوب‌های خیابانی به ۴ سال زندان محکوم شد. داوودی‌مهاجر که در یک خانواده بی‌قید نسبت به شعائر اسلامی رشد کرده بود سرانجام پس از خروج از کشور به اصل خود بازگشت و در برنامه ماهواره‌ای پارازیت کشف حجاب کرد.

نفوذی در آموزش و پرورش
فاطمه حقیقت‌جو: فعال سیاسی و نماینده اصلاح‌طلب دوره ششم مجلس بود. وی مدرس دانشگاه‌ تهران بوده و ۱۰ سال سابقه در پست‌های امور تربیتی و مشاوره آموزش و پرورش داشته است. وی همچنین دو دوره عضو شورای مرکزی سازمان غیرقانونی (دفتر تحکیم وحدت) بوده است. حقیقت‌جو از جمله نخستین  نمایندگان مجلس ششم بود که در جریان استعفای دسته‌جمعی، استعفایش پذیرفته شد. حقیقت‌جو به بهانه تحصیل از کشور خارج شد و به محض ورود با اعطای بورسیه از جانب دولت آمریکا مورد لطف غرب قرار گرفت ، در دوران فتنه ۸۸ نقش بارزی برای ایجاد کمپین‌های ضد ایرانی ایفا کرد.

پناهنده به بی‌بی‌سی فارسی
علی‌اصغر رمضانپور: در دوره وزارت احمد مسجدجامعی در دوران اصلاحات به عنوان معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران فعالیت می‌کرد، در حالی که مراکز اطلاعاتی و امنیتی سوابق سوء نامبرده را مکرراً متذکر شده بودند. وی همچنین مدتی سردبیر روزنامه زنجیره‌ای آفتاب امروز بود و مسئولیت رئیس نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را نیز در کارنامه خود دارد. وی پس از فرار به انگلستان مانند بسیاری از همقطاران خود به خدمت شبکه بی‌بی‌سی درآمد و در حال حاضر در رسانه‌های بیگانه فارسی‌زبان، مشغول فعالیت ضد نظام می‌باشد. رمضانپور همسر خویش را مجبور به کشف حجاب کرد و تصویر وی را در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد که این اقدام با اعتراض رسانه‌ها مواجه شد.

عطاءالله مهاجرانی: مهاجرانی در کارنامه کاری خود مسئولیت‌هایی همچون نمایندگی مجلس، رایزن فرهنگی ایران در پاکستان، معاون رئیس جمهور، عضویت در هیئت امنای خبرگزاری ایرنا، معاونت فرهنگی مرکز تحقیقات استراتژیک، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات و ریاست مرکز گفتگوی تمدن‌ها را داشته است. وی در حوزه سیاسی ابتدا به تلویح و سپس به صراحت علیه ولایت فقیه موضع‌گیری کرد و در مقاطع مختلف ضد رهبر معظم انقلاب موضع گرفته است. وی بعد از برکناری از وزارت ارشاد، مسئولیت مرکز گفتگوی تمدن‌ها را با بودجه کلان به دست گرفت و در پی فضاحت‌های جنسی از کشور خارج شد و به انگلیس پناه برد و در آنجا روند ضد نظام خود را به غایت افزایش داد.داستان مهاجرانی درمیانه نگارش کتاب برضد سلمان رشدی مرتد انگلیسی و تبدیل شدن به عامل انگلیس و آل سعود از عبرت‌های ماندگار است.
مفسر متوهم فرهنگ غرب
عبدالعلی بازرگان: وی دومین فرزند از میان پنج فرزند مهدی بازرگان است و سابقه همکاری با جبهه ملی، نهضت آزادی و همچنین جنبش مسلمانان مبارز را که به اتخاذ مواضع تند ضد نظام جمهوری اسلامی شهرت دارد در کارنامه کاری خود داراست.با این‌حال مطبوعات حامی دولت اصلاحات محل تاخت و تاز امثال او بود. وی بعد از فتنه ۸۸ با ارائه مطالب گزنده و موهن و با سوءاستفاده از متون دینی به نفی ماهیت انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن پرداخت. وی براساس گرایش‌های نهضت آزادی به ارائه تفسیرهای نادرست و منطبق بر آموزه‌های فرهنگ غربی از مفاهیم اسلامی و شیعی می‌پردازد. بازرگان بعد از فتنه ۸۸ با توان هر چه تمام تلاش کرد تا به مقدسات ملت ایران، انقلاب و ولایت فقیه حمله‌ور شود.


نفوذی یواشکی
مسیح علی‌نژاد: معصومه علی‌نژاد قمی معروف به مسیح علی‌نژاد فعالیت خبرنگاری خود را از سال ۷۸ در روزنامه همبستگی آغاز کرد و پس از آن به خبرنگاری در خبرگزاری ایلنا پرداخت. وی بارها مطالب موهن و ضد آرمان‌های انقلاب در روزنامه‌های شرق، بهار، وقایع التفاقیه درج کرده بود و زمانی که به عنوان خبرنگار پارلمانی ایلنا در مجلس فعالیت می‌کرد به دلیل دسترسی غیرقانونی به اسناد مجلس، از خانه ملت اخراج شد. وی در سال ۸۴ از مصطفی معین حمایت کرد و سپس از کشور خارج شد. علی‌نژاد در دوران فتنه ۸۸ نیز مواضع تندی را علیه موضوعات مختلف اتخاذ کرد که بعضاً ماهیت انقلاب و نظام و حتی اسلام را مورد حمله و توهین قرار می‌داد. 

بی‌ادب مدعی اصلاحات
مجتبی واحدی: واحدی بیش از هر چیز دیگری به عنوان مقاله‌نویس، روزنامه‌نگار و مشاور ارشد مهدی کروبی شناخته می‌شود ولی در کارنامه کاری خود سردبیری روزنامه آفتاب یزد و معاونت وزارت امور اقتصادی و دارایی را نیز دارد. وی پس از فتنه ۸۸ از کشور گریخت و از لندن سردبیری آفتاب یزد را ادامه داد. واحدی در حال حاضر در آمریکا به عنوان سخنگوی ارشد مهدی کروبی با فتنه‌گران فراری و همچنین اپوزیسیون برانداز و محافل اطلاعاتی و صهیونیست علیه جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند. وی بعد از فتنه ۸۸ و بعد از خروج از کشور نظام را مورد تخطئه قرار داد و خط حضرت امام(ره) را نیز نفی کرد.

رابط ساواک؛ مزدور بی‌بی‌سی
مسعود بهنود: بهنود فعالیت خود را به عنوان یک روزنامه‌نگار از سال ۴۲ آغاز کرد. وی در تاریخ ایران همواره از جمله مزدوران نان به نرخ روز خور به شمار می‌رفته چرا که پیش از انقلاب ارتباط نزدیک با طاغوت و دستگاه جاسوسی پهلوی یعنی ساواک داشت و پس از انقلاب نیز به خدمت اربابان غربی خود درآمد. بهنود پس از جنگ تحمیلی و زمانی که در ایران به سر می‌برد به کرات در مدح و ثنای سردار سازندگی سخن‌سرایی کرده بود تا بتواند خود را به محافل قدرت نزدیک کند و در دوران اصلاحات نیز با نشریات زنجیره‌ای همکاری می‌کرد. وی از سال ۸۱ از کشور خارج شد و تاکنون با شبکه بی‌بی‌سی فارسی همکاری می‌کند.

کاتب  خاتمی
بابک داد: وی در سال ۷۶ خبرنگار ستاد انتخاباتی محمد خاتمی بود و بعد از آن سفرنامه‌های او به فرانسه و ایتالیا را در قالب کتاب‌هایی نوشت و به همین دلیل به عنوان کاتب مخصوص خاتمی معروف شد. بابک داد بعد از فتنه ۸۸ در زمره فتنه‌گران به آشوبگری و تحریک مردم برای تظاهرات خیابانی روی آورد و در معرض دستگیری قرار گرفت که بعد از آن از کشور گریخت. در حال حاضر وی در سایت‌هایی مانند گذار، گویا، رادیو زمانه، رادیو فردا و صدای آمریکا فعالیت دارد. مهم‌ترین ویژگی وی در فضای رسانه‌ای، مهارت در فحاشی و هتاکی است. اغلب نوشته‌های این فرد حاوی مضامین موهن و ضد اسلامی، ضد نظام، ولایت فقیه و فرهنگ ایرانی است.
فمینیست حامی همجنس‌گرایی
مهرانگیز کار: وی از جمله حقوقدانان و فعالان سیاسی است که سابقه حضور در کنفرانس برلین همراه افرادی همچون گنجی و لاهیجی را دارد.وی بعد از بازگشت به ایران روانه زندان شد و سپس به بهانه درمان بیماری به خارج از کشور مهاجرت کرد. عمده فعالیت مهرانگیز کار معطوف به مباحث حقوقی و به ویژه مسائل زنان است و در این محدوده وی مواضع فمینیستی تندی حتی در حد تجویز و ترویج همجنس‌گرایی اتخاذ نموده است. پس از فتنه ۸۸ این فرد صراحتاً علیه مبانی دینی و شرعی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران و حتی روحیه و هویت فرهنگی مردم ایران دیدگاه‌هایش را مطرح کرد.

قلم به مزد روزآنلاین
نوشابه امیری: امیری فعالیت خود را قبل از انقلاب با روزنامه‌نگاری، دوبلوری و گویندگی آغاز کرد. وی که از فعالان مطبوعات جریان موسوم به اصلاحات بود به محض خروج از کشور توسط احسان نراقی جهت انجام کارهای فرهنگی به کار گرفته شد و سپس به همکاری با رسانه‌های اپوزیسیون و مخصوصاً نشریه الکترونیکی روز آنلاین روی آورد. هزینه رسانه روز آنلاین توسط فرح کریمی و در چهارچوب حمایت از اپوزیسیون و ساماندهی بخش رسانه‌ای براندازی نرم تامین می‌شود. پس از فتنه ۸۸ امیری به همراه همسر و دیگر روزنامه‌نگاران فراری با تمام توان علیه نظام جمهوری اسلامی قلم زد و مکرراً به اعتقادات اسلامی مردم ایران اهانت کرد.


این افراد تنها بخشی از اجزای فاش شده اجرای پروژه نفوذ در دهه هفتاد هستند. با دقت در رخدادهای این دوره به مهره‌های سوخته دیگری همچون شیرین عبادی، محمدمحسن سازگارا، مرتضی کاظمیان، رضا علیجانی، ابراهیم نبوی، اردشیر امیرارجمند، محسن مخملباف، یوسفی‌اشکوری، علی‌اکبر موسوی‌خوئینی‌ها(نماینده مجلس ششم )، سینا مطلبی، فرناز قاضی‌زاده و... برمی‌خوریم که هر یک در جای خود نمونه‌ای از واقعیت غیرقابل انکار تلاش دشمن برای نفوذ در رسانه‌ها به منظور اجرای سناریوهای براندازی بوده‌اند. در آینده به برخی دیگر از این موارد خواهیم پرداخت.

 


 
 
آیات قران
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ آذر ۱۳٩٤
 

فایل آیات قران که دراول کلاس خوانده می شود وامتیازی اختیاری است رادرفایل ذیل جستجو کنید

http://s6.picofile.com/file/8224740442/ayat.pptx.html


 
 
ناگفته های ولایتی ازدیدار رهبر انقلاب وپوتین
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ آذر ۱۳٩٤
 

من اگر بخواهم در یک جمله، این ملاقات را توصیف کنم، باید بگویم که این دیدار، دیداری کاملاً صمیمی و درعین‌حال راهبردی و صریح بود. از این زاویه شاید بتوان گفت در تاریخ جمهوری اسلامی ایران در طول این ۳۷ سالی که از انقلاب می‌گذرد، ملاقاتی با این کیفیت و با این اهمیت و با این محتوا، بنده سراغ ندارم. در واقع بنده در طول شانزده سالی که در وزارت خارجه بودم و در طول این حدود هجده سالی که بعد از وزارت خارجه توفیق داشته‌ام به‌عنوان مشاور مقام معظم رهبری خدمت کنم (یعنی قریب ۳۴ سال که در حوزه‌ی سیاست خارجی کار می‌کنم)، در مقایسه با بقیه‌ی اقداماتی که در حوزه‌ی سیاست ‌خارجی شده است، ملاقاتی با این اهمیت، با توجه به نوع برخورد و شروع دیدار و مدت طولانی اختصاص‌یافته به مذاکره و همچنین مطالب متنوع و بسیار مهم و راهبردی که بین ایشان و مقام معظم رهبری ردوبدل شد، سراغ ندارم.


 
 
اموزش براندازی در دانشگاههای آمریکا
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٧:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳٩٤
 
بسیاری از استادان ما مستقیماً از وزارت خارجه آمریکا می‌آمدند. یک هفته خود من را از دانشگاه اخراج کردند، چون می‌خواستند درس این را بدهند که چگونه باید حکومت ایران را عوض کرد. سرفصل‌هایی که من می‌دانم درباره ایران داشتند، این‌ها بود که مثلاً از طریق تصویر و نقاشی چگونه جوان‌های ایرانی را جذب کنیم.

 روابط میان دولت‌های مختلف در دنیا امروزه بیش از آن‌که بر پایه قدرت نظامی شکل بگیرد، تحت تأثیر قدرت نفوذ آن‌ها در میان ملت‌های جهان است. اگر دوران جنگ سرد را با دوران جدید روابط بین‌الملل مقایسه کنیم، این تفاوت به وضوح خود را نشان می‌دهد. امروزه این‌گونه نیست که هر کشوری بمب‌های اتمی بیش‌تری داشته باشد، بیش‌ترین نفوذ را نیز در دنیا اعمال کند. در دوران جدید، ابزارهای تقویت نفوذ و قدرت نرم، جای جنگ‌افزارها را گرفته‌اند و شاید هیچ ابزاری برای تقویت قدرت نرم یک دولت، تأثیرگذارتر از "دیپلماسی عمومی" نباشد. دیپلماسی عمومی یک علم و تخصص کاملاً مدون است که هر سیاستمداری باید با آن آشنا باشد.

خبرنگار بین‌الملل مشرق در خصوص تعریف، ماهیت، روش‌ها و اهمیت دیپلماسی عمومی با "ثریا سپه‌پور اولریچ" کارشناس ارشد دیپلماسی عمومی و روابط بین‌الملل از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی آمریکا گفتگو کرده است. متن مصاحبه مشرق با این کارشناس دیپلماسی عموم و قدرت نرم به شرح زیر است.

مصاحبه با ثریا سپه‌پور اولریچ
"ثریا سپه‌پور اولریچ" دارای مدرک فوق لیسانس دیپلماسی عمومی
و روابط بین‌الملل از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی آمریکاست

سؤال:: درباره دیپلماسی عمومی و اهمیت آن توضیح بدهید.

دیپلماسی در معنای کلی میان دو دیپلمات از دو کشور مختلف تعریف می‌شود، مثلاً میان دو رئیس‌جمهور یا وزیر خارجه یا دیپلمات معمولی. اما دیپلماسی عمومی زمانی استفاده می‌شود که یک جمعیت یا ملت را هدف قرار می‌دهید و آن‌ها را قانع می‌کنید که حرف شما را بپذیرند. اولین ابزار برای این کار رسانه است، اما همین کار را می‌توان از طریق کمک‌های انسان‌دوستانه و غیره هم انجام داد. مثلاً زمانی که جایی زلزله می‌شود و شما کشتی به آن‌جا می‌فرستید تا به مردم کمک کنید، فرصت دارید از دیپلماسی عمومی استفاده کنید. آمریکا وقتی این کار را می‌کند هدفش این است که تصویر خوبی برای خودش در آن کشور بسازد. به طور خاص درباره آمریکا اصلاً این‌گونه نیست که بحث دلسوزی باشد. ما در درس‌هایمان این را خوانده‌ایم که تأثیر این کمک‌ها در کشورهایی که خیلی فقیر هستند، حتی از تأثیر فیلم‌های هالیوودی هم می‌تواند خیلی بیش‌تر باشد، چون آمریکایی‌ها را در عمل به عنوان قهرمان می‌بینند.

 

سؤال:: چند مثال ملموس از استفاده آمریکا از دیپلماسی عمومی بزنید.

یک نمونه‌اش پیام‌های نوروزی است که اوباما به مردم ایران می‌دهد. نمونه دیگرش در زلزله بم بود که آمریکایی‌ها اعلام کرده بودند آماده‌ایم به ایرانی‌ها کمک کنیم. در کشور هائیتی هم همین‌طور، آمریکایی‌ها حضور فعالی داشتند. حتی اسرائیلی‌ها در هائیتی تصاویری پخش می‌کردند که نشان می‌داد اسرائیلی‌ها دارند مردم آسیب‌دیده را عمل جراحی می‌کنند. این تصاویر را در تمام دنیا پخش می‌کردند تا بگویند ما آدم‌کش نیستیم، بلکه به فکر انسان‌های دیگر هستیم. در صورتی که بعداً معلوم شد، در حین عمل‌های جراحی، خیلی از اعضای بدن این افراد را هم می‌دزدیدند. در سودان، در "تبت"، و در کشورهای دیگر هم همین‌طور است. خیلی جاها به اسم کمک وارد می‌شوند، اما منابع طبیعی آن کشورها را غارت می‌کنند.

 

مشهور است که سال‌ها پیش آمریکا با سازمان ملل رایزنی کرد تا گندم‌های دست‌کاری شده ژنتیکیِ ساخت شرکت‌هایی مانند "مونسانتو" را از آمریکا بگیرد و به طور رایگان به کشورهای آفریقایی بدهد. این گندم‌ها به گونه‌ای بود که زمین‌های آفریقایی‌ها را نابود کرد و کشاورزی آن‌ها را به تعطیلی کشید و آن‌ها را بدبخت کرد، اما ظاهرش این بود که سازمان ملل گندم رایگان به آفریقایی‌ها داده بود. آمریکا از این کارها زیاد می‌کند. مثلاً انگلیس هم در مورد شکلات، کار مشابهی را کرد. البته انگلیس رایگان این کار را نمی‌کرد، بلکه خیلی هم به قیمت‌های گزاف محصولات خودش را می‌فروخت. در مورد واکسن و خیلی چیزهای دیگر هم این کار را می‌کنند.

 

الآن عربستان و انگلیس هم به طور گسترده این کارها را با آفریقایی‌ها می‌کنند. زمین‌های آن‌ها را می‌گیرند و برای منافع خودشان از آن‌ها استفاده می‌کنند، چون خود آفریقایی‌ها در این زمین‌ها چیزی نمی‌کارند. یکی از چیزهایی که من می‌ترسم بعد از توافق هسته‌ای و با نزدیک‌تر شدن روابط ایران و کشورهای غربی اتفاق بیفتد، این است که ما را محتاج خودشان بکنند. این‌که ایرانی‌ها از کشورهای دیگر فناوری را یاد بگیرند خوب است، اما نباید مانند زمان شاه شود که ما حتی یک فشنگ هم خودمان نمی‌توانستیم بسازیم.

مصاحبه با ثریا سپه‌پور اولریچ
"می‌ترسم بعد از توافق هسته‌ای، و با نزدیک‌تر شدن روابط،
کشورهای غربی ما را محتاج خودشان بکنند"

 

سؤال:: الآن شاخص‌های دیپلماسی عمومی آمریکا علیه ایران چیست؟ از چه ابزارهایی استفاده می‌کنند تا دل مردم ایران را به دست بیاورند؟

یکی از این ابزارها قطعاً شبکه "صدای آمریکا" بود که البته الآن دیگر ایرانی‌ها خیلی به آن اهمیت نمی‌دهند. ابزار دیگرشان بی‌بی‌سی فارسی است. این شبکه تا قبل از سال 2009 از دولت آمریکا و وزارت خارجه این کشور می‌گرفت. ابزار دیگر، شبکه "من و تو" است که الآن خیلی مخاطب دارد. می‌گویند این شبکه در انگلیس است و بودجه‌اش را افراد مختلف تأمین می‌کنند، اما من بسیار بعید می‌دانم که این‌گونه باشد. یکی دیگر، "دفتر تهران" (Tehran Bureau) است که در داخل ایران خیلی مخاطب ندارد، خیلی از ایرانی‌هایی که خارج از کشور هستند، این وب‌سایت را چک می‌کنند و تحت تأثیر آن هستند. همین افراد وقتی با افرادی داخل ایران، مثلاً خانواده‌های خودشان، در ارتباط هستند، همان تأثیر را روی آن‌ها می‌گذارند.

 

یکی از ابزارهای دیگر آن‌ها که در کشورهای خودشان خیلی کاربرد دارد، رادیو است، چون شما مثلاً در خودرو چند ساعت در ترافیک گیر کرده‌اید و نمی‌توانید از آن وضعیت فرار کنید، بنابراین رادیوی خودرو را روشن می‌کنید و به آن گوش می‌دهید. ابزار دیگری که می‌تواند خیلی تأثیرگذار باشد، تصویرسازی است. مثلاً الآن داعش را علم کرده‌اند و می‌گویند این جنایت‌ها را انجام می‌دهد. هدفشان این است که اسلام را یک دین خشن و وحشتناک جلوه بدهند و بهانه‌ای داشته باشند تا بتوانند در عراق بمانند و وارد سوریه شوند. نکته در تصویرسازی این است که هرچه تصاویر شوکه‌کننده‌تر باشد و حتی باورنکردنی باشد، تأثیرش بیش‌تر است.

 

یک ابزار بسیار مهم دیگر در همین زمینه تصویرسازی، کاریکاتور است، چون اصلاً به زبان وابسته نیست. شما می‌توانید یک نفر را بگذارید پشت یک سیستم و دائماً کاریکاتورهای مختلف را منتشر کنید. ایرانی‌ها هم در این زمینه، فوق‌العاده بااستعداد هستند. هر کدام از این کاریکاتورها به دست یک نفر می‌رسد و او هم به ده نفر دیگر می‌رساند. این کاری است که در قدرت ما هست و به راحتی می‌توانیم انجام بدهیم.

 

سؤال:: چرا اوباما وقتی می‌خواهد خطاب به مردم ایران صحبت کند، با بی‌بی‌سی فارسی صحبت می‌کند نه با "صدای آمریکا"؟ آیا دلیلش مخاطبین بیش‌تری است که بی‌بی‌سی دارد؟

هم مخاطبین بیش‌تر و هم اعتباری که "صدای آمریکا" دیگر ندارد. مسئله دیگری هم که هست، البته اگر عقل اوباما برسد، این است که پخش شدن "صدای آمریکا" در ایران نقض قرارداد الجزایر (1981) است. آمریکا این قرارداد را نقض کرده و الآن هم دارد نقض می‌کند، اما می‌گوید ما به آن قرارداد متعهد هستیم. یکی از بندهای آن توافق این بود که آمریکا در امور داخلی ایران دخالت نکند. اشکالی که کشور ما دارد، این است که در زمینه پروپاگاندا خیلی ضعیف است. توجه داشته باشید که پروپاگاندا همیشه نباید منفی باشد. رسانه‌های ما باید آن‌قدر جذاب باشند که بتوانند آن‌هایی را هم که شبکه‌های خارجی را نگاه می‌کنند، به خود جذب کنند.

 

سؤال:: بنابراین دیپلماسی عمومی یک روش علمی است برای فریب دادن مردم که اصول خود را دارد. ممکن است برخی بگویند که این حرف ها توهم است.

نخیر. اصلاً توهم نیست. من خودم در دانشگاه همین درس‌ها را خوانده‌ام. بسیاری از استادان ما مستقیماً از وزارت خارجه می‌آمدند. یک هفته خود من را از دانشگاه اخراج کردند، چون می‌خواستند درس این را بدهند که چگونه باید حکومت ایران را عوض کرد. با این حال، مثلاً درباره اوکراین که درس می‌دادند (چون تحولات این کشور هم دست آمریکایی‌هاست)، یکی از تکالیف ما این بود که می‌گفتند اگر یک نفر که برای موقوفه ملی دموکراسی (NED) کار می‌کند، در کشوری دستگیر شد، دولت آمریکا چه کار باید بکند. می‌گفتند روی این مسئله فکر کنیم و راه‌کار طراحی کنیم. سرفصل‌هایی که من می‌دانم درباره ایران داشتند، این‌ها بود که مثلاً از طریق تصویر و نقاشی چگونه جوان‌های ایرانی را جذب کنیم. جزئیات این‌ها را نمی‌دانم، چون در کلاس‌ها نبودم. اما مثلاً می‌دانم که موسیقی فوق‌العاده برایشان مهم است.

مصاحبه با ثریا سپه‌پور اولریچ
یکی از ابزارهای دیپلماسی عمومی، کاریکاتور است
چون به زبان وابسته نیست و ایرانی‌ها هم در آن استعداد دارند

 

درباره اوکراین مثلاً من خیلی تحقیق کردم و متوجه شدم که این‌ها تعداد زیادی مؤسسه در آن‌جا به وجود آوردند که همه هم در اسم‌هایشان کلمه"دموکراسی" را داشت. در هر کشوری یک قانون ساده وجود دارد و آن این است که وقتی انقلاب می‌شود، اکثریت است که انقلاب می‌کند، اما وقتی شلوغ می‌شود، اقلیت است که شلوغ می‌کند. از خارج از کشور هم تقریباً همیشه با افرادی در داخل ارتباط وجود دارد. ممکن است این افراد حتی در سطح خیلی بالا در داخل خود دولت باشند. مثلاً آمریکایی‌ها در دولت اوکراین آشنا داشتند. یکی از کسانی که پشت دولت اوکراین است، اسرائیل است. کم‌تر کسی به این مسئله می‌پردازد یا حتی فکر می‌کند، اما این واقعیت دارد. در درگیری‌های "یورو میدان" سربازان ارتش اسرائیل حضور داشتند.

 

سؤال:: بسیاری از مردم ممکن است این روش‌ها و فریب‌کاری‌ها را نشناسند. چگونه می‌توان با دیپلماسی عمومی مقابله کرد؟

واقعیت این است که مقابله با پروپاگاندا خیلی دشوار است. یکی از درس‌هایی که به ما دادند این بود که ویژگی پروپاگاندا این است که حتی اگر بخواهید آن را نفی کنید باز هم مجبور هستید تکرارش کنید. مثلاً می‌گویند "ایران تروریست است." شما پاسخ می‌دهید که "ایران تروریست نیست." در این‌جا، دو بار کلمه تروریست تکرار شده است و خود به خود کلمات ایران و تروریست در کنار هم تکرار شده‌اند که این در جهت منافع همان کسی است که می‌گوید "ایران تروریست است."

 

نکته دیگری که آمریکا از آن استفاده می‌کند این است که یک حرف را از منابع مختلف پخش می‌کند. یکی از راه‌هایی پخش کردن یک حرف، هرچند دروغ باشد، این است که آن حرف را از منابع متنوع بزنید. در این صورت وقتی به کسی می‌گویید "فلان حرف صحت ندارد"، می‌گویند "نه، فلان کشور و فلان رسانه هم همین حرف را زده است." من نمی‌دانم ایران با چه کشورهایی رابطه این‌قدر نزدیکی دارد که بتواند در این زمینه با آن‌ها همکاری کند، اما اگر می‌خواهید یک حرفی را درباره ایران بزنید، بهتر است که مثلاً یک منبع برزیلی آن حرف را بزند، و بعد شما آن مطلب را تأیید کنید. صدای رسانه‌های صرفاً ایرانی به دنیا نخواهد رسید.

 

سؤال:: آیا مانند جنگ نظامی که روش‌های نامتقارن دارد، در جنگ رسانه‌ای هم می‌توان از روش‌های نامتقارن استفاده کرد؟

واقعیتش را بخواهید، خیلی مشکل است. من با یکی از اساتیدم که خیلی هم ایران را دوست داشت، جلسات خصوصی زیادی داشتم و از او در همین‌باره سؤال کردم. گفتم اگر بخواهم تصویر ایران را در دنیا بازسازی کنم، از چه روشی باید استفاده کنم. او فردی را به من معرفی کرد که داشت کتابی درباره همین مسئله می‌نوشت. وقتی همین سؤال را از او پرسیدم، گفت صادقانه به تو بگویم، هیچ راهی وجود ندارد.

 

اما من راهی که به نظر می‌رسد و تأثیرگذار خواهد بود، این است که یک سری افرادی را که مطمئن هستید به کشور خیانت نمی‌کنند، و به رایانه و زبان انگلیسی مسلط هستند، این‌ها را پخش کنید در اینترنت. لازم هم نیست تعدادشان زیاد باشد. هر کدام چند سایت داشته باشند. یک سری خبرهایی را که غربی‌ها درباره ایران منتشر می‌کنند، حتی اگر دروغ است، آن‌ها را منتشر کنند، اما خبرهای درست و مثبت هم منتشر کنند.

مصاحبه با ثریا سپه‌پور اولریچ
وقتی انقلاب می‌شود، اکثریت است که انقلاب می‌کند،
اما وقتی شلوغ می‌شود، اقلیت است که شلوغ می‌کند

 

سؤال:: این کار تا چه اندازه می‌تواند تأثیرگذار باشد؟

خیلی زیاد. زمانی بود که تعداد رسانه‌های جایگزین آن‌قدر کم بود که دولت آمریکا اصلاً نگران آن‌ها نبود. اما از همان سال 2008 که من فارغ‌التحصیل شدم، این‌ها به دنبال کنترل اینترنت بودند. آن‌قدری که از اینترنت می‌ترسند، از نیروی نظامی کشورهای دیگر نمی‌ترسند. این‌که می‌شنوید می‌گویند کره شمالی فلان شرکت را هک کرده یا فلان سایت آمریکایی را هک کرده، این‌ها همه کارهای خودشان است، چون می‌خواهند اینترنت را محدود کنند.

 

تا جایی از اینترنت وحشت دارند که الآن می‌گویند اگر کسی در اینترنت بیاید و درباره "جنگ با تروریسم" (که آن هم از دروغ‌های خودشان است) صحبت کند، ما می‌توانیم او را به عنوان دشمن، تعقیب کنیم و حتی بکشیم. این‌قدر فاشیست شده‌اند. دلیلش هم این است که اینترنت خیلی تأثیر دارد. عملاً تنها راه ما هم هست، چون رسانه‌های ما نمی‌توانند جای رسانه‌های جمعی آن‌ها را بگیرند.

 

سؤال:: یکی از تکنیک‌های مهمی که آمریکایی‌ها از آن استفاده می‌کنند، بحث تبادل دانش‌جو است. در این‌باره هم لطفاً توضیح بدهید.

از سال 1950 این برنامه بوده و فقط هم درباره ایران نیست، حتی با دانش‌جویان کشورهای اروپایی هم این کار را کرده‌اند. آمریکا به بعضی از دانش‌جوهای مثلاً ایرانی که به دقت انتخاب شده‌اند و جای کار روی آن‌ها هست، بورسیه می‌دهد تا بتوانند به این کشور بروند. آن‌جا هم کاری می‌کنند که واقعاً به آن دانش‌جو خوش بگذرد. در عین حال، روی او کار می‌کنند تا وقتی به ایران برگشت بتواند به نفع آمریکا تبلیغ کند. این را من خودم بارها در دانش‌جوهای ایرانی دیده‌ام. برای آن‌که می‌ترسند این تجربه زندگی در آمریکا را از دست بدهند، دائماً از دولت ایران بد می‌گویند و شاید گاهی حرف‌هایی هم بزنند که به درد آمریکایی‌ها بخورد.

 

این‌ها را خود وزارت خارجه آمریکا هم مدیریت می‌کند. خیلی از این افرادی که به آمریکا می‌روند، وقتی به کشورهایشان برمی‌گردند در دولت‌های خودشان مشغول به کار می‌شوند. شما الآن به کابینه آقای روحانی نگاه کنید، می‌بینید که بسیاری از آن‌ها تحصیل‌کرده آمریکا هستند. البته منظورم این نیست که همه این‌ها تحت تأثیر غرب هستند، اما مثلاً درباره اردن می‌دانم کسی که آن زمان داشت دکترایش را می‌گرفت، سال 2008 یا 2009 مشاور سلطان حسین شده بود.

 

سؤال:: تا این‌جا متوجه شدیم که دیپلماسی عمومی به هیچ وجه نیت خیری پشتش نیست، بلکه هدف این است که با دروغ و فریب‌کاری تصویر مثبتی از یک کشور در ذهن ملت‌های دیگر ثبت کند. حالا اگر ایران بخواهد با نیت خوب، چهره خودش را به دنیا نشان بدهد، چه کار باید بکند؟ آیا می‌توانیم صرفاً روش آن‌ها را معکوس کنیم، یا لازم است خودمان روشی طراحی کنیم؟

به نظرم باید روش جدیدی طراحی کرد. مهم‌ترین ویژگی ایران که من به خاطر همین عاشق این کشور هستم، این است که از مظلومان دفاع می‌کند. باید این را در نظر داشته باشیم که دولت ایران باید انتخاب کند: یا مظلومان را مخاطب خود قرار دهد و یا دنیای غرب را. هیچ راهی وجود ندارد که هر دو را با هم در نظر بگیرد، چون این دو کاملاً مقابل هم هستند. بنابراین باید تصمیم بگیریم که می‌خواهیم با مظلومان یک‌پارچه شویم و یا این‌که کاری کنیم که غرب عاشق ما بشود.

مصاحبه با ثریا سپه‌پور اولریچ
دولت ایران باید تصمیم بگیرد طرف کدام است: مظلومان یا غرب

 

سؤال:: آیا اگر تصمیم بگیریم با مستضعفان همراه شویم، مخاطب و طرف‌دار هم پیدا خواهیم کرد؟

قطعاً این‌طور است. البته اگر صرفاً تأکید بر اسلامی بودن داشته باشید، تعداد همراهانتان کم‌تر می‌شود. مثلاً برزیل، ونزوئلا و آرژانتین آماده هستند که با شما همراهی و از حق دفاع کنند، اما وقتی اسم اسلام را روی این حرکت می‌گذارید، دو دستگی به وجود می‌آید. ضمن این‌که چون آمریکایی‌ها همه جا گفته‌اند اسلام می‌خواهد دنیا را بگیرد، تأسیس یک جنبش جهانی با نام اسلام، باعث می‌شود مردم حساس‌تر بشوند.

 

مهم‌ترین مزیت و نقطه قوتی که ایران دارد و می‌تواند به کمک آن، چنین جنبشی را تأسیس کند، این است که مقابل ابرقدرت‌ها ایستاده و پیروز شده است. این را شاید مردم عادی در کشورهای دیگر خیلی درک نکنند، اما افرادی که اندکی بیش‌تر مطالعه داشته‌اند و از سیاست سر درمی‌آورند، این واقعیت را به خوبی درک می‌کنند.

 

یک نکته هم که باید بگویم این است که خیلی چیزها در دنیا محال است، اگر کسی کاری نکند. اما وقتی کاری را شروع می‌کنید، بالأخره تأثیر می‌گذارد، حتی اگر نتیجه آن را در طول عمر خودتان نبینید. من خودم تا 10 سال پیش، طرف‌دار حکومت شاه بودم، چون هیچ چیزی از جمهوری اسلامی نشنیده بودم. وقتی به دانشگاه رفتم، اولین چیزی که یاد گرفتم این بود که آمریکا برای کودتای سال 1353 چه‌قدر پول خرج کرده بود. بعد، این‌که شاه و صدام چه‌قدر از کردهای ایران را کشتند.

 

الآن هم باید بدانید که آمریکا امکان ندارد دولت ایران را همین‌طور که هست، بپذیرد و با آن کنار بیاید. من که بدم نمی‌آید با این قرارداد، پرواز مستقیم میان دو کشور برقرار شود و من راحت بتوانم بروم و بیایم. اما واقعیت این است که اگر آمریکا بخواهد ایران را قبول کند، یعنی یک کشوری که 40 سال پیش جزو کشورهای جهان سوم محسوب می‌شد، توانسته بدون آن‌که با آمریکا بجنگند، این کشور را شکست بدهد. آمریکایی‌ها به هیچ وجه نمی‌توانند این را قبول کنند. همیشه تلاش خواهند کرد تا یا نظام کنونی را ساقط کنند و یا کسی را که رابطه‌اش با واشنگتن خیلی خوب است، روی کار بیاورند.

 

سؤال:: رهبر ایران معتقد است آمریکایی‌ها به دنبال این هستند که با ظاهر خوب، بتوانند در ایران نفوذ کنند. با این وجود، یک سری معتقدند که دوران این بی‌اعتمادی‌ها تمام شده است و باید با آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها مذاکره کرد.

بعضی چیزها کاملاً علنی است. مثلاً این‌که این‌ها با ایران قرارداد بسته‌اند، اما در عین حال دارند نقشه جنگ علیه این کشور می‌کشند. حتی گفته‌اند برجام باعث می‌شود ما بتوانیم راحت‌تر داخل ایران رخنه کنیم، آدم‌ها را عوض کنیم و اگر لازم شد، راحت‌تر با ایران بجنگیم. این‌ها را خیلی صریح گفته‌اند، اما خب طبیعی است که شبکه‌های فارسی‌زبان صدای آمریکا و بی‌بی‌سی این‌ها را پخش نمی‌کند. تناقض‌های زیادی در حرف و عملشان هست. از یک طرف می‌گویند ما هیچ‌وقت با تروریست‌ها مذاکره نمی‌کنیم. از این طرف می‌گویند ایران بزرگ‌ترین حامی دولتی تروریسم است. پس چرا دارند با ایران مذاکره می‌کنند؟ این‌ها همه‌اش بازی است.

مصاحبه با ثریا سپه‌پور اولریچ
به اعتقاد رهبر انقلاب، آمریکایی‌ها بعد از توافق هسته‌ای
به دنبال نفوذ همه‌جانبه در ایران هستند

 

سؤال:: خیلی افراد اگر این حرف‌ها را در داخل ایران بزنند، فوراً می‌گذارند به حساب این‌که این آدم حزب‌اللهی است و غیره.

به نظر من، انسان باید حقیقت را بگوید. من خودم در این زمینه‌ها تحقیق کرده‌ام، جستجو کرده‌ام، به چشم خودم دیده‌ام. چند ماه پیش در قالب یک موضوعی به نام "دیپلماسی دانشمندان"، چند دانشمند ایرانی را به آمریکا آورده بودند و چند آمریکایی هم آن‌جا بودند که فکر می‌کنم از وزارت خارجه آمده بودند. من به این جلسه دعوت نشده بودم، اما از طرف چند نفر از اساتیدم رفتم.

 

آن‌جا یک نفر از وزارت خارجه آمد و با من شروع کرد به صحبت کردن. گفت: "شما این‌جا دیپلماسی عمومی خوانده‌اید، پس چرا شما را در وزارت خارجه استخدام نکرده‌ایم؟" گفتم: "چون من از سیاست خارجی شما بدم می‌آید." بلافاصله گفت که "من یک مفسر رسانه هستم." من می‌دانستم که از وزارت خارجه آمده، اما چون حجاب نداشتم و تحصیل‌کرده خودشان هم بودم و شوهرم هم آمریکایی بود، فکر کردند که به راحتی می‌توانند من را برای تأمین منافع خودشان به کار بگیرند.

 

سؤال:: سال 2008 دفتری به نام "دفتر امور ایران" در وزارت خارجه آمریکا تأسیس شد. در این‌باره چیزی شنیده‌اید؟

بله. حتی سردسته افرادی که آن‌جا بودند، یک خانم ایرانی بود. خیلی از این مؤسسات در آمریکا هست. از جمله آن‌ها شورای ملی ایرانی-آمریکایی‌ها (نایاک) است که الآن خیلی فعال است و تبدیل شده به منبعی برای رسانه‌های جایگزین که خیال می‌کنند این شورا واقعاً به دنبال تأمین منافع ایرانیان است، در حالی که این‌ها بودجه‌شان را از دولت آمریکا می‌گیرند.

 

سؤال:: هم‌زمان با "دفتر امور ایران" دفتری هم به نام "دفتر ایران" در پنتاگون باز شد و پسر شاه هم آن‌جا رفت و آمد می‌کرد. اسنادی که از وزارت خارجه آمریکا از حالت طبقه‌بندی شده خارج شده است، نشان می‌دهد که این‌ها دفاتری را در آذربایجان و ترکیه و دبی ایجاد کردند که بعدها حوادث سال 88 را رقم زدند. سؤال من این است که وقتی این همه سرمایه‌گذاری می‌کنند برای تغییر نظام ایران، آیا ممکن است یک دفعه فردی به نام باراک اوباما بیاید و بگوید "نه. ما می‌خواهیم با ایران مذاکره کنیم و توافق هسته‌ای کنیم"؟

نخیر. مسئله این است که تصمیم‌ها را اوباما نمی‌گیرد، افرادی می‌گیرند که اوباما را روی کار آورده‌اند. اوباما صرفاً اجراکننده و اعلام‌کننده تصمیم‌هاست. تصمیم‌ها را بسیاری از اندیشکده‌ها در آمریکا می‌گیرند. اندیشکده‌ها هم به جز یکی، همه طرف‌دار اسرائیل هستند. به این شکل است که سیاستمدارها از کاخ سفید می‌آیند به اندیشکده‌ها و از اندیشکده‌ها برمی‌گردند به کاخ سفید.

 

شما نگاه کنید، سال 1992، "پال ولفوویتز" رئیس سابق بانک جهانی و چند نفر دیگر برای اوکراین نقشه کشیده بودند. اوباما در اجرای این طرف نقشی نداشت، صرفاً در زمان ریاست‌جمهوری او این نقشه اجرا شد. از آن گذشته، خود اوباما زمانی که سال 2008 می‌خواست رئیس‌جمهور شود، به آیپک گفته بود که بیت‌المقدس را پایتخت اسرائیل خواهد کرد. حتی بوش هم چنین حرفی را نزده بود. بنابراین تصمیم‌ها با تغییر رئیس‌جمهور، عوض نمی‌شوند.

مصاحبه با ثریا سپه‌پور اولریچ
"رضا مرعشی" مدیر تحقیقات نایاک، قبلاً در دفتر امور ایرانیان
وزارت خارجه آمریکا کار می‌کرد که نقش مهمی در فتنه داشت

 

سؤال:: در اسناد ویکی‌لیکس آمده که "آلن ایر" سخن‌گوی فارسی‌زبان وزارت خارجه آمریکا گفته است یکی از رابط‌های من، یکی از خبرنگاران اصلاح‌طلب در ایران بوده است. توضیح بدهید که آمریکایی‌ها از رسانه‌های اپوزیسیون در کشورهای هدف چه استفاده‌ای می‌کنند؟

از دوران جنگ سرد و ریاست‌جمهوری آیزنهاور، آمریکایی‌ها به کشورهایی می‌رفتند که هدفشان محسوب می‌شدند. آن‌جا یک نفر را در رسانه‌های داخلی پیدا می‌کردند که بتوانند با او کار کنند. به حساب خیلی از افراد در کشورهایی که دشمنی‌شان با آمریکا به اندازه ایران نیست، علناً پول واریز می‌شود، یا حتی چاپخانه و انتشارات آن‌جا می‌خرند.

 

سؤال:: سال 2000 اتحادیه اروپا به یکی از شرکت‌های انگلیسی پول داده بود تا این شرکت رسانه‌های ایرانی را رصد کند و از مطالب آن‌ها، نقطه‌ضعف‌های ایران را استخراج کند.

از این کارها خیلی زیاد می‌کنند. متأسفانه خیلی‌ها را حتی می‌خرند، یعنی با پول آن‌ها را فریب می‌دهند. زمانی که آقای خاتمی به سازمان ملل آمده بود، آمریکایی‌ها یک عده را خریده بودند تا بیایند و جلوی سازمان ملل شعار بدهند. بعضی‌ها هم که ممکن است ساده باشند و به راحتی فریب بخورند و از آن‌ها سوءاستفاده شود. خود من با آن‌که این همه در آمریکا فحش می‌خورم و می‌گویند تو از جمهوری اسلامی پول می‌گیری که برایشان تبلیغ کنی، باز هم وقتی با همان فردی که در وزارت خارجه بود و گفتم در مهمانی با هم آشنا شدیم، ایمیل رد و بدل می‌کردم، احساس می‌کردم چه‌قدر خوب است که یک نفر در آن سطح، تو را تحویل بگیرد. بعد با خودم گفتم اگر یک نفر در سطح خیلی معمولی در ایران، مثلاً یک کارمند دولت، توسط همین افراد این‌قدر تحویل گرفته شود، خب قطعاً خوشش می‌آید که یک مأمور وزارت خارجه آمریکا او را قبول دارد و روی حرفش حساب می‌کند.

متأسفانه واقعیت این است که آن‌قدر از صد سال پیش توی سر ما زده‌اند و گفته‌اند شما جهان سومی هستید و عقب‌مانده هستید، که دائماً منتظریم تا کسی از ما خوشش بیاید. همه ما ایرانی‌هایی که در خارج از کشور زندگی می‌کنیم، سفیر کشورمان هستیم، اما متأسفانه آن‌قدر بعضی‌هایمان کمبود اعتماد به نفس داریم که دائم احساس می‌کنیم باید از کشور خودمان بد بگوییم.

 

سؤال:: ما چه‌قدر از این سفیران خود استفاده می‌کنیم؟ ایران، دانشمندان و ورزش‌کاران خوبی دارد. قهرمانان ورزشی در آمریکا عمدتاً سواد سیاسی بالایی ندارند، اما دولت یک سری جملات را به آن‌ها می‌گوید تا حفظ کنند و در کشورهای دیگر آن‌ها را بگویند. به این ترتیب، از ورزش‌کاران یا سایر افراد مشهور استفاده می‌کنند. با این حال، سطح سواد سیاسی در جامعه ایران نسبت به آمریکا بسیار بالاتر است. چرا ما از ورزش‌کاران خودمان استفاده نمی‌کنیم؟ آیا استفاده از این افراد تأثیری نمی‌تواند داشته باشد؟

قطعاً تأثیر دارد. به خصوص در مورد ورزش که الآن طرف‌داران زیادی دارد. من فکر می‌کنم، این افراد نیازی به دروغ گفتن هم ندارند. بلکه فقط باید مواضع جمهوری اسلامی را در کشورهایی که به آن‌ها می‌روند، بیان کنند. البته منظور این نیست که از همان اول، موضع سفت و سخت بگیرند، اما اگر بلد باشند چگونه باید حرف بزنند، می‌توانند وقتی مدال می‌گیرند، از همان فرصت استفاده کنند و مثلاً اول از ورزش خودشان بگویند و بعد توضیح بدهند که چه‌قدر خوشحال هستند که کشورشان این فرصت را به آن‌ها داده تا در این مسابقات موفق شوند. این افراد باید دیپلماسی عمومی یا بگیرند. اهمیت ورزش تا اندازه زیادی به خاطر تبلیغاتی بودن آن است. بسیاری از شرکت‌هایی که دور زمین فوتبال یا روی پیراهن‌های بازیکنان تبلیغ می‌کنند، ممکن است ورزش برایشان اهمیتی نداشته باشد، اما مخاطبینی که مسابقات ورزشی را نگاه می‌کنند، برایشان مهم هستند.

مصاحبه با ثریا سپه‌پور اولریچ
بسیاری از شرکت‌ها به ورزش اهمیتی نمی‌دهند، اما
آن را فرصتی برای تبلیغات می‌دانند.

 

بگذارید یک مثال برایتان بزنم از درس‌هایی که ما داشتیم و ارتباطی هم با سیاست نداشت. مثلاً به ما می‌گفتند وقتی یک محموله نفتی از یک شرکت در دریا ریخته و دریا را آلوده کرده، چه کار باید بکنیم تا بتوانیم تصویر آن شرکت را دوباره در ذهن مخاطبان مثبت کنیم. ما یک هفته وقت می‌گذاشتیم و راه‌حل‌های مختلفی را ارائه می‌کردیم. شما هم اگر می‌خواهید چنین پروژه‌هایی را پیاده کنید، باید از افرادی استفاده کنید که هم با ایران آشنا هستند و هم فضای آن طرف را می‌شناسند. من خودم از فضای ایران فاصله دارم و شاید گزینه مناسبی نباشم، اما قطعاً افرادی هستند که هر دو طرف را به خوبی بشناسند.

 

سؤال:: تا کنون فکر نکرده‌اید که از همین نوع پروژه‌ها بگیرید و شروع کنید به کار کردن روی آن‌ها؟

من اتفاقاً آرزویم این است. با یک نفر ایرانی صحبت می‌کردم که می‌گفت آرزویم این است که یک روز بازیگر بشوم و بروم به آمریکا در هالیوود کار کنم. به او گفتم اولاً که باید یهودی باشی تا بتوانی در هالیوود کار کنی. دوماً تو حیف است که بخواهی به آمریکا بروی. من اگر شوهرم آمریکایی نبود، یک لحظه هم در آمریکا نمی‌ماندم. کاش همان‌طوری می‌شد که رهبر ایران می‌گوید، یعنی غرب‌زدگی از سر ما می‌افتاد.

 

سؤال:: البته وضعیت زندگی در آمریکا واقعاً برای قشر متوسط جامعه، بهتر از ایران است.

این هم بستگی دارد. من قبل از ازدواج، جزو قشر متوسط رو به پایین بودم. کسی بودم که از ساعت هفت و نیم صبح تا هفت و هشت شب کار می‌کردم. بعضی وقت‌ها ناهار هم نمی‌خوردم که خرجم کم‌تر شود. واقعاً زندگی آمریکایی یعنی همین. یک آمریکایی صبح تا شب کار می‌کند، شب می‌آید خانه، تلویزیونش را نگاه می‌کند، همین چرت و پرت‌هایی را که رسانه‌ها به خوردش می‌دهند، می‌بیند، دوباره می‌خوابد و فردا صبح همین قضیه تکرار می‌شود. زندگی در آمریکا یعنی کار. مردم آن‌جا چیزی از دنیا نمی‌فهمند. البته یک سری هم هستند که پولدار و خوش‌گذران هستند. نکته این است که اگر کسی وجدان نداشته باشد، در آمریکا می‌تواند راحت زندگی کند.

 

سؤال:: بالأخره تجربه ما ایرانی‌ها این است که خاله یا دایی‌مان به آمریکا می‌رود و بعد می‌گوید زندگی این‌جا خیلی خوب است و داریم لذت می‌بریم.

خیلی از این‌ها دروغ می‌گویند. وقتی به آمریکا می‌روند مجبور هستند یا راننده تاکسی شوند و یا آرایشگاه بزنند. تا دلتان بخواهد در آمریکا آرایشگر ایرانی هست. اما خب ما ایرانی‌ها اصولاً اهل پز دادن هستیم. وقتی یک نفر هم واقعیت را می‌گوید، فکر می‌کنیم دارد دروغ می‌گوید. من نمی‌گویم ایرانی پولدار در آمریکا نیست، اما اغلب این‌گونه نیستند. اکثراً صبح تا شب را کار می‌کنند. ضمناً از آن‌جا که خانه‌ها آن‌جا متعلق به بانک است و شما باید سال‌ها قسط بدهید، ممکن است در یک شب، زندگی شما از این رو به آن رو شود. قاعده‌اش این است که هر کس پول‌دار باشد، روز به روز پول‌دارتر می‌شود و کسی هم که پول ندارد، وضعیتش هر روز بدتر از روز گذشته می‌شود.

مصاحبه با ثریا سپه‌پور اولریچ
"من قبلاً همسایه شما بودم" - در آمریکا عمدتاً خانه‌ها متعلق
به بانک است و زندگی فرد ممکن است یک‌شبه از بین برود.

 

کاش کسی بود که واقعیت‌ها را به مردم ایران می‌گفت. من خودم این کار را نمی‌کنم، چون می‌ترسم. می‌دانم که ایمیل‌هایم را چک می‌کنند، چون یک بار اف‌بی‌آی به خانه ما آمده است. وقتی با دوستانم که آن‌ها هم فعالیت سیاسی می‌کنند، تماس تلفنی می‌گیرم، به شوخی اول به اف‌بی‌آی سلام می‌کنیم و بعد حرف‌هایمان را می‌زنیم! با این حال، جایی که ما زندگی می‌کنیم، چون نزدیک به دریاست و آب و هوایش خوب است، مردم فقیر بی‌شماری را می‌بینیم که گدایی می‌کنند.

 

کاش خبرنگاران ایرانی از این افراد عکس می‌گرفتند و منتشر می‌کردند. روسیه دقیقاً همین کار را کرد. آمریکا طی جنگ سرد می‌خواست به مردم روسیه نشان دهد که آمریکایی‌ها همه مرفه هستند و روس‌ها همه بدبخت. یک خبرنگار روس به نیویورک آمد، در خیابان پنجم که خیلی معروف است، جلوی جواهرفروشی"تیفانی" از یک پیرزن فقیر عکس گرفت که داشت گدایی می‌کرد. همین عکس در رسانه‌های دنیا مثل توپ صدا کرد.

آن‌چه دل من را می‌سوزاند این است که ایرانی‌ها فکر می‌کنند آمریکا بهشت است و وقتی به آن‌جا بروند، پول‌دار می‌شوند و زندگی‌شان راحت می‌شود. کسی نمی‌داند که در آمریکا واقعاً چه خبر است. من شوهرم بازنشست شده بود، اما مجبور شد دوباره سر کار برود. وقتی می‌گوییم زندگی در آمریکا سخت است، همه می‌خندند.


 
 
ازجنس نفوذ
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٤
 
خاطره / واگذاری امتیاز یک‌سوم پروازهای عمره به یاسر هاشمی
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۴:۵۸
ری‌شهری در کتاب خاطرات خود به ذکر خاطره‌ای از طرح عربستان برای خانواده هاشمی پرداخته و در بخشی از آن به تلاش‌های حکام سعودی برای اختصاص یک‌سوم پروازهای عمره به یاسر هاشمی که در آن زمان ۲۹ ساله بود، اشاره کرده است.

به گزارش فارس، ارتباط خاندان هاشمی رفسنجانی با خاندان آل سعود، اگر چه دستاورد چندانی برای کشور به همراه نداشته است ولی برای خانواده رفسنجانی، سود سرشاری داشته است. در کتاب خاطرات دو دهه سرپرستی حج آیت‌الله محمدی‌ ری‌شهری وی به تلاشهای حکام سعودی برای اختصاص یک سوم پروازهای عمره به یاسر هاشمی که در آن زمان ۲۹ ساله بود، اشاره کرده است.


 
 
← صفحه بعد