همراه با خورشید
این وبلاگ امکانی برای همراهی و همدلی با دانشجویان است
 
 
دیدنی‌ترین‌صحنه‌عمر‌جنگی‌فرمانده سپاه قدس/‌ عکس
«چهره او را که پس از شهادت دیدم، نصف صورتش را خون پوشانده بود و نصف صورتش مثل مهتاب می‌درخشید و حقیقتاً‌ آرامش خاصی در چهره او پیدا بود که...»
     
...جایگزین یکی از فرمانده واحدها شده بودم. نیروها بی نظمی می کردند و خواستم قاطعیتم را به آنها نشان دهم.
دستور دادم در نقطه بادگیری برایم چادر بزنند با امکانات کامل.
داشتم حکومت می کردم که یک روز احمد سلیمانی جانشین ستاد لشکر وارد چادر من شد.
گفت: آقا بد که نمی گذره!
گفتم: ای برادر مسئولیت سنگینه!
با ناراحتی گفت: خجالت نمی کشی برای خودت کاخ سبز معاویه درست کردی؟ تا عصر که بر می گردم خبری از این اوضاع نباشد.
با خودم گفتم به راستی که فرماندهی بسیجیان برازنده این چنین آدم هایی است...»

 
آنچه خواندید روایتی بود از یکی از فرمانده واحدهای لشکر 41 ثارالله استان کرمان در ایام دفاع مقدس درباره سردار شهید احمد سلیمانی؛ شهیدی که اگرچه در کشور مهجور و ناشناخته است اما مردم کرمان او را بخوبی می‌شناسند.
 

سردار شهید حاج احمد سلیمانی

 
او در سال 1336در شهر بافت (روستای قنات ملک) متولد شد و در دروان خدمتی خود سمتهای مختلفی ازجمله معاون اطلاعات وعملیات و جانشین ستاد لشکر 41 ثارالله درعملیاتهای مختلف را برعهده داشت.
حاج احمد سرانجام در مهر ماه 1363 در ارتفاعات میمک ساعت 10 صبح به همراه جمع دیگری از یارانش ابدی شد و این شهادت، دیدنی ترین صحنه عمر فرمانده‌اش حاج قاسم سلیمانی را در طول دفاع مقدس رقم زد.

 
در بخشی از وصیتنامه حاج احمد آمده است:
«...این دنیا سرابی است که ما درآن چند روزی بیش نیستیم. این دنیا پراز رنگ ها و نیرنگها و دلبستگی های پوچ می باشد که مانند ماری خوش خط و خال انسان را به خود مشغول میکند و ما دو راه بیشتر نداریم یا ماندن و غوطه ور بودن دراین منجلاب دو روزه و یا دل کندن و جهش کردن و روح را پروازدادن به ملکوت اعلی  و کمک خواستن از معبود که ما را از این غربت و تنهایی نجات دهد...»
آنچه در زیر می خوانید، حاج احمد سلیمانی است به روایت سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی فرمانده این روزهای نیروی قدس سپاه و فرمانده لشکر دشمن شکن 41 ثارالله در سالهای دفاع مقدس: 
«...دست تقدیر این بود که من که از دوران کودکی با احمد بودم، در زمان شهادتش هم بالای سرش حاضر شوم و اگر بخواهم کلمه‌ای را اختصاصاً و حقیقتاً‌ به عنوان مشخصه این شهید ذکر کنم، باید بگویم «انسان پاک» لایق این شهید بزرگوار است.


در واقع کسانی می‌توانند این مفهوم را داشته‌ باشند که بعد از معصوم، به درجه‌ای از صالح بودن برسند.
احمد علاقه ویژه ای به جلسات مرحوم آیت الله حقیقی داشت و در همان جلساتی که در مسجد کرمان برگزار می‌شد، به انقلاب اتصال پیدا کرد و حقیقتاً از همان دوران روح حاکم بر احمد روح شهادت بود که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این حس شدیدتر شد و او را یک انقلابی درجه یک کرد.


شهید سلیمانی از موثرترین فرماندهان لشکر ثارالله بود. در عملیات طریق القدس در کانالی که کنده بودیم، شهید سلیمانی هم حضور داشت؛ وقتی من در نیمه شب به آن کانال رفتم او را دیدم و وقتی او مرا دید، بلافاصله پشت بوته‌ها پنهان شد و بعداً من متوجه شدم که او بخاطر اینکه مبادا من او را از آنجا برگردانم، پشت بوته رفته بود.
 
او در طول جانشینی فرماندهی لشکر ثارالله هیچ گاه خود را در جایگاه فرمانده نشان نداد و هیچ کس احساس نکرد که او مسئولیتی در جبهه دارد. با همه فرمانده ها ارتباط داشت و حتی برای اینکه بتواند در عملیات‌ها به جبهه و صحنه جنگ نزدیک باشد، یک موتور سیکلت داشت که پیوسته خود را به آتش‌ها می‌رساند.


وقتی که در شب شهادتش مشغول خواندن دعای کمیل بود، حال عجیبی داشت از اول تا آخر دعا سر به سجده بود و انگار الهام شده بود که قرار است فردا 10 صبح به شهادت برسد.
چهره او را که پس از شهادت دیدم، نصف صورتش را خون پوشانده بود و نصف صورتش مثل مهتاب می‌درخشید و حقیقتاً‌ آرامش خاصی در چهره او پیدا بود که باعث شد دیدن این صحنه جزو دیدنی‌ترین صحنه عمرم در دوران دفاع مقدس باشد...»

 
 
 
 
[ شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]

شب طلبه جوانی به نام محمد باقر در اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باشد. دختر گفت: شام چه داری؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد به مطالعه خود ادامه داد.

از آن طرف چون این دختر فراری شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا فرار کرده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند.

صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ... . محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... . لذا علت را پرسید طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.

شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگران وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود.

نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند. قران کریم می فرماید: نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند «سوره یوسف آیه 53» انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه میبرند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفط می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند.


منبع: کتاب آموزه های وحی در قصه های تربیتی، مولف عبدالکریم پاک نیا، انتشارات فرهنگ اهل بیت

 
[ چهارشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]

کتاب‌هایی مانند «محجةالبیضاء» فیض کاشانی، «جامع‌السعادات» ملامهدی نراقی، مؤلفات میرزا احمد آشتیانی، «ادب فنای مقربان» آیت‌الله جوادی آملی، شرح دعای کمیل حقیر، و از همه بهتر اگر بتوان تلفیقی از همه آنها به دست داد، را سفارش می‌کنم. البته مؤسسه دارالعرفان با گردهم آوردن اساتیدی مؤمن و مخلص و محقق، در صدد تألیف دو نوع کتاب عرفانی است؛ یکی برای تدریس در لایه‌های مختلف دانشجویی و دیگری شرح حال عرفای اصیل شیعی برای عموم.

 

[ یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]

(تفسیر موضوعی قران)

1- حضرت مهدی( ع )درقران

2-بررسی ایات حجاب درقرآن

3-حقوق زن ازدیدگاه قران

4-مدیریت ازدیدگاه قران

5-حکومت ازدیدگاه قران

6- ولایت فقیه درقران

7-ویژگی های انبیاء درقران

8-امامت ازدیدگاه قران

9-اهلبیت (ع)درقران

10-اخلاق اجتماعی ازدیدگاه قران

11-بهداشت روانی ازدیدگاه قران

12-مبارزه حق وباطل ازدیدگاه قران

13-آزادی ازدیدگاه قران

14-انسان کامل ازدیدگاه قران وعرفان

15-عرفان وقران

16- عقل ازدیگاه قران

17-برزخ ازدیدگاه قران

18-سرنوشت انسان درمعادبراساس ایات قران

19-انسان ازدیدگاه قرآن

20-شیطان وتاثیرگذاری آن درزندگی انسان ها

21-علل انحطاط جامعه بشری ازدیدگاه قرآن

22-کارکرد اشرافیت درجوامع بشری (ملاء ومترفین ) ازدیدگاه قران

 

 (انقلاب اسلامی)

1- آینده جهان ازدیدگاه امام راحل ره(صحیفه نور ،وصیتنامه)

2-  روشنفکری، خطراتی که انقلاب راتهدیدمیکند، دانشگاه ، نحوه برخوردباقدرتهای بزرگ دراندیشه ها ی امام راحل (صحیفه نور،وصیتنامه)

3- بررسی تئوری هایی که درتحلیل علل وقوع انقلاب هاارائه شده

4-فراماسونری درایران 

5-تاریخچه صهیونیسم

6-جریان روشنفکری درایران ازآغاز تاکنون

7-روابط ایران وامریکا دردوران حکومت پهلوی دوم    

8-بررسی ایدئولوژی انقلاب

9-ولایت فقیه ازدیدگاه امام خمینی (صحیفه نور)

10-اقتصاد ایران درحد فاصل سالهای 32تا56

11-روابط ایران وانگلیس دردوران سلطنت پهلوی ها

12-گزارشی ازحوادث بعدازپیروزی انقلاب فرانسه

13-نقد وبررسی جنبش دانشجوئی دردوران قبل وپس از انقلاب

14-روابط ایران وغرب بعد ازپیروزی انقلاب

15-بررسی اشغال سفارت امریکا درایران

16-مقایسه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با قانون اساسی آمریکا یا فرانسه

17-معرفی کتاب خدمت وخیانت روشنفکری وغربزدگی جلال آل احمد

18- بررسی عملکرد وکارنامه جمهوری اسلامی

19- هشت سا ل دفاع مقدس

20-جایگاه دین دردنیای امروز

21-فدائیان اسلام ونواب صفوی

22-سید حسن مدرس

23-نهضت جنگل

23-شیخ فضل ا..نوری

24-ابوالقاسم کاشانی

25-نقدوبررسی اندشه ها وعملکرد اصول گرایان

26-نقدوبرسی اندیشه ها وعملکرد اصلاح طلبان دردوران خاتمی

27-نقدوبررسی افکار وعملکرد نهضت آزادی ودولت موقت

28-برخورد امام راحل با جبهه ملی دربعد ازانقلاب

29-سازگاری دمکراسی ودین

30-انقلاب اسلامی وفلسطین

31-اسیب شناسی انقلاب اسلامی

32-نقد وبررسی عملکردجریان اصلاحات درکشور

33-مبانی دشمن شناسی امام خمینی (صحیفه نور)

٣۴ -جنگ نرم چراوچگونه؟

٣۵ -انقلابهای مخملی

٣۶-تحلیل حوادث بعد ازاتخابات ایران در٨٨

٣٧-اقدامات رضاخان برای رسیدن به قدرت ازسال١٣٠٠تا١٣٠۴

مبارزات روحانیون دردوران حکومت رضاخان

٣٩-تاثیرانقلاب اسلامی درجنبشهای اخیرمنطقه  

۴٠-شرح حال شاپورریپورترونقش اودرکودتای 28مرداد

۴١-دلایل اختلاف کاشانی ومصدق درنهضت نفت

۴٢-دکترمصدق ازظهورتاسقوط

۴٣-تلخیص کتاب تشیع ومشروطیت درایران تالیف عبدالهادی    حائری ،انتنشارات امیر کبیر          

44 -تلخیص کتاب شیخ فضل الله ومشروطیت تالیف مهدی انصاری انتشارات امیرکبیر

45-نقش کشورهای غربی درحوادث بعدازانتخابات88

46- بصیرت یابی بصیرتی خواص درتاریخ وحوادث اخیر

47-ولایت فقیه درقران کریم

48-پیشینه تاریخی ولایت فقیه درآراء فقها

موضوع بعدی راشمامعرفی کنید.

(تاریخ تحلیلی صدراسلام

1-گزارشی ازتمدن درخشان اسلامی

2-تاثیر تمدن اسلامی درپدیدآمدن دوره رنسانس دراروپا

3-جنگهای صلیبی

4-علل رکود وعقب ماندگی مسلمانان

5-حمله مغول

6-امپراطوری عثمانی وفروپاشی آن

7-جاهلیت مدرن

8-حضرت زهراء(ع)

9-گزارشی اززندگانی ومبارزات سیاسی وفرهنگی هرکدام از ائمه(ع)به انتخاب خود

10-چالش های حکومت امام علی (ع)

11-فتنه انگیزی یهود درزمان پیامبر(ص)

12-گزارشی ازتاریخچه وعقاید وهابیت

13-فلسفه تاریخ ازدیدگاه اسلام

14-تاریخ از دیدگاه قران

15-زن درعصرجاهلیت واسلام

16-مقایسه جایگاه ومقام زن دراسلام وغرب

17-نقش وعملکرد منافقین درعصرپیامبر(ص)

18-اصول وروش حکومتداری امام علی(ع)

19-دلایل تفاوت درروش مبارزات امام حسن وامام حسین(ع)

20-علل شکست وپیروزی دولتها ازدیدگاه نهج البلاغه

21-فتنه ازدیدگاه قران ونهج البلاغه

22-اسلام وجهانی شدن

23-جریان نفاق ازدیدگاه قران کریم

24-علی (ع)و وحدت

25-پیامبر درنهج البلاغه

26-علی ازدیدگاه علی درنهج البلاغه

27-وجوه مظلومیت امام علی (ع)درزمان خود

28-مدرنیته ازدیدگاه اسلام

٢٩-مسیحیت یک دین تاریخی

٢٩-١-تاریخ پیدایش عقایدی مثل تثلیث ، عیسی خدایی،عدم نیاز به شریعت درمسیحیت-نسبت اناجیل موجود بامسیح ودلیل تعدد آنها-

نظریه عصمت پاپ -تفتیش عقاید دردوران قرون وسطی-مطالعه تاثیر عملکرد مسیحیت درپیدایش مکاتبی مثل :مارکسیسم،نازیسم ،فاشیسم،سکولاریسم ..دراروپا(منابع:سایت تاریخ تمدن ویل دورانت ،تاریخ مسیحیت..)

٣٠-سرگذشت یاران امام حسین (ع)درکربلا

31-تاریخ علوم درمیان مسلمانان(ریاضیات ،مهندس،شیمی،نجوم،.....)

(اندیشه1)

1-علم وایمان

2-خدا و علم

3-معنای رندکی(mening of life

4-مشکلات جوانان دردنیای کنونی

5-دین وجوان دردنیای کنونی

6-عرفان های کاذب

7-عرفان دراسلام

8-ریشه های روانشناختی ایمان به خدا(فطرت وروانشناسی)

9-بررسی مولفه های سبک زندگی دینی

10-دلایل اثبات روح درانسان

11-ضرورت خودشناسی ونقش ان دربهبود زندگی انسان

12-تجربه مرگ (انسانهایی که بعد ازمرگ به زندگی بازگشتند)

13-ایمان ونظم اجتماعی(نقش ایمان دربهبود زندگی اجتماعی)

14-اثبات پذیری وجود خدا

15-نقد مکتب پوزیتویسم وتجربه گرایی

16-گوشه هایی از نظم عالم طبیعت

17-مولفه های برهان نظم(چگونگی استدلال هوشمندی وهدفمند بودن نظم عالم طبیعت )

18-توحید درعبادت ورد شبهات وهابیت

19- سرنوشت انسان درعالم برزخ

20-نقش نماز درزندگی انسان

21-معاد وعلم

21- تحولات جهان درهنگام قیامت

22-سرنوشت انسان درقیامت

23-؟(ازشما می پرسم)؟

(اندیشه2) 

 1-بررسی نیازبیشتربشرامروزبه معنویت درجهان معاصر 

2-تبیین ضرورت دین درزندگی بشر

3-بررسی رابطه دین وعدالت

4- دین وسیاست

5- دین وزندگی

6- دین وآزادی

7-مشکلات جوانان دردنیای کنونی وایران

8-مبانی دینی ولایت فقیه

9-بررسی رابطه ولایت فقیه  ودمکراسی

10-رابطه علم ودین

11-بررسی حجاب دراسلام

12-نقدلیبرالیسم

13-بررسی مسیحیت

14-ناتوی فرهنگی

15-حوادث قبل ازظهورامام زمان (ع)

16-معرفی کتاب (خورشید مغرب تالیف محمدرضاحکیمی )دریک مقاله

17-جهان درعصر ظهور

18-ظهور منجی موعود درادیان الهی

19-آرماگدون

20-باید ونبایدهای جوان مسلمان درعصرغیبت

21-فمنیسم ودیدگاه اسلام

 

 

[ یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]
 شهید«علی اصغر اسدی»، در سال های حضورش در جبه های نبردٰ جمعیی گردان زهیر از لشکر ده سید الشهدا(ع) بود. وی در بیست و سوم، بهمن ماه سال 1366، بال در بال ملائک گشود.
آن چه خواهید خواند یادداشتی است به جا مانده از آن شهید عزیز که پیش از عملیات بیت المقدس2 (دی ماه 1366) نوشته شده است:



با نام آن که توانائی گرفتن قلم را به دست من عطا کرد و توفیق حضوردر جبهه را عنایت.
ای کریما
ای رحیما
 ای غفورا
 ای مهربان خدا !
تو را قسمت می دهم به خون گلوی  امام حسین(ع) مرا ببخش و از آلودگی ها پاک گردان و به من توفیق حضور در جبهه ها را عنایت کن و اگر مرا لایق می دانی شهادت نصیبم کن، شهادتی بی ریا و قبول درگاهت و اگر لایق نمی دانی مرا هدایت کن تا شایسته این مقام عظیم گردم.
ای کریما
 ای رحمانا و ای رحیما و ای غفورا
می دانم آلودگی زیاد است و گناهم کثیر ولی بخشش تو بزرگتر از تمامی گناهان من است.پس تو را به محمد(ص) و آل محمد(ص) قسمت می دهم  که مرا ببخشی. اللهم رزقنا توفیق شهاده فی سبیل.الهم اجعل محیای محیای محمدا و آل محمد و مماتی  ممات محمدا و آل محمد.
 آمین

  شهید علی اصغر اسدی
[ شنبه ٥ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]
 
یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت: یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع نامناسبی داشتند.
 
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، یکی از محافظان مقام معظم رهبری در خاطره ای گفت:  یک روز که مقام معظم رهبری به کوههای اطراف تهران برای کوه پیمایی رفته بودند، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع  نامناسبی داشتند.
 
آنها به یک باره در مقابل گروه ما قرار گرفتند و فرصت جمع و جور کردن و رسیدگی به وضع ظاهری خودشان نداشتند از رفتار آنها مشخص بود که خیلی ترسیده بودند واینگونه به نظر می رسید که آنها تصور می کردند که الآن آقا دستور دستگیری آنها را فورا صادر خواهد کرد. ولی برخلاف تصور آنها آقا با آنها سلام و علیک گرمی کرد و پرسید که شما زن و شوهر هستید؟(البته آقا می دانست)؛  آن پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواحه شد، واقعیت را گفت؛ و جواب داد خیرمن و این دختر دوست هستیم.
 
آقا ابتدا در باره ورزش و مزایای آن با آنها صحبت کرد و بعد فرمود : بد نیست صیغه محرمیتی هم در میان شما برقرار شود و شما با هم ازدواج کنید. آقا به آنها پیشنهاد داد که اگر مایل بودید در فلان تاریخ بیائید، ومن هم آمادگی دارم که شخصا خطبه عقد شما را بخوانم. آن دو خدا حافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود در همان تاریخ به محضر ایشان رسیدند .
 
آقا هم خطبه عقد آن دو را جاری کردند . با برخورد کریمانه ایشان این دو جوان مسیر زندگی خود را تغییر دادند آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو هم به یک جوان مذهبی مبدل شدند.
 
[ سه‌شنبه ۱ اسفند ۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]

[ دوشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ۸:۱٥ ‎ق.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]

[ شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱ ] [ ٤:۱٠ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]

برای شروع عملیات «کربلای 4» به آبادان منتقل شدیم و به عنوان غوّاصان خط ‌شکن به خط دشمن زدیم؛ به هر ترتیبی بود خط دشمن را شکستیم و پاکسازی کردیم، وقتی برای آوردن مجروحان و شهدا وارد معبر شدیم، دیدیم که شهید «سعید حمیدی‌اصیل» هر دو پایش قطع شده و پیکر مطهرش در گوشه‌ای از معبر افتاده است اما آنچه که ما را به تعجب وا داشت، این بود که دهان شهید پر از گِل شده بود.

بعدها متوجه شدیم که وقتی به پاهای سعید ترکش خورد و قطع شد، برای اینکه صدای ناله‌اش بلند نشود و باعث لو رفتن معبر نشود، دهان خود را پر از گِل کرده بود.

شهیدان «سعید و علی حمیدی‌اصیل» برادرانی بودند که در عملیات «کربلای 4» آسمانی شدند.

* چند سؤال شهید از مردم

در بخشی از وصیت‌نامه شهید «سعید حمیدی‌اصیل» که از نیروهای گردان غواصی اهواز و شهر ملاثانی استان خوزستان بود، آمده است: آن کس که از منزل خارج و بسوی خدا و رسولش هجرت نماید و سپس مرگ او را دریابد پاداش او بر خدا و پیامبرش خواهد بود.

آن چرا که می‌خواهم بنویسم، با اینکه تکرار مکررات است ولی دریغ نمی‌کنم چون «ان الذکری تنفع المومنین».

تا کی می‌خواهید به خاطر مسائل دنیایی از همدیگر نگذرید؟! در حالی که فرزندان شما در جبهه‌ها از جان خود می‌گذرند؛ تا کی می‌خواهید در چارچوب حیات خود در گناهان محصور باشید؟! تا کی می‌خواهید بدون رعایت حجاب در خیابان‌ها راه بیافتید؟! در حالی که رزمندگان در جبهه‌ها از گناهانی که در خلوت مرتکب شده‌اند، نیمه‌های شب ناله می‌کنند.

مبادا به جبهه‌ها نیاید و مصداق این آیه شوید: «ما لکم اذا قیل لکم قاتلوا فی سبیل الله و المستضعفین اثقالتم الی الارض» دل خود را به دنیا خوش نکنید که دنیا جای افراد مؤمن نیست، ای مردم نگذارید تاریخ دوباره تکرار شود و امام خود را تنها گذارید، همان گونه که امام حسین(ع) را تنها گذاشتند.

  

 چند روایت کوتاه از آیت الله بهجت

آقا از حرم که می خواست برگردد مشت هایش را می بست و دیگر باز نمی کرد تا برسد خانه و روی سر بچه ها دست بکشد.

***

چند ساعت مانده بود به اذان صبح طبق معمول  بلند شده بود برای تجدید وضو هوا خیلی سرد بود از اتاق بیرون رفته بود آنجا خورده بود زمین و دیگر نتوانسته بود بلند شود. چند ساعت بعد که آقا را پیدا کرده بودند دیده بودند در حالی که بدنش از سرما خشک شده همان طور که روی زمین افتاده دارد ذکرهایش را می گوید.

گفته بودند خب چرا صدا نکردید؟

گفته بود خب؛نخواستم اذیت بشوید!

***

کارهای شخصی اش را به هیچ وجه  به کسی نمی گفت. مثلأ می آمد پایین می دید که وسیله شخصی اش را جا گذاشته، برمی گشت آن را برمی داشت. یا دنبال عصایش که می خواست بگردد به هیچ کس نمی گفت.

***

مشهد که می رفتند خیلی مقید بود توی نگهداری از بچه ها کمک کند تا عروسشان هم به زیارت برسد. می گفت بچه ها را بگذارید پیش من. وسایل و خوراکی هایشان را هم بگذارید و خودتان بروید زیارت.

از حرم که برمی گشتند می دیدند آقا بچه را بغل کرده تا آرام باشد یا خوابانده و همین طوری توی بغلش راه می برد که بیدار نشود و در حال ذکر و عبادت خودش است...

***

یکی از مرغ ها مریض شده بود، خیلی حالش بد بود. اهل خانه چندان موافق نبودند که مرغ ها از قفس بیرون بیایند، خب کثیف کاری می شد. آقا هر روز مرغ مریض را یک ساعتی از قفس بیرون می آورد و خودش بالای سرش می ماند و مراقب بود. می گفت خب حیوان باید قدم بزند که حال و هوایش عوض شود و "بهبود" پیدا کند.

یک ماهی بود که حیوان کاملا حالش خوب شده بود. فردای عصری که آقا رحلت کرد دیده بودند که حیوان هم مرده...

مقید بود مرغ و خروس توی خانه داشته باشند. و هم مقید بود رسیدگی به مرغ و خروس ها را خودش تنهایی انجام دهد. صبح از مسجد که برمی گشت اول آب و دانه ی مرغ و خروس ها را می داد و قفسشان را مرتب می کرد. خودش پوست خیارها و غذاهای مانده را از توی خانه جمع می کرد می آورد برای حیوان ها بعد ظرفی را که با آن غذا آورده بود توی حوض می شست می آورد داخل خانه. یک بار هم اول شب به مرغ و خروس ها سر می زد، یک بار هم بعد از عبادت یک ساعته ی سرشب هایش. یک بار هم موقع خواب که روی قفس را با پتوی مخصوصشان می پوشاند، می گفت سرما می خورند!

  

[ جمعه ٢٩ دی ۱۳٩۱ ] [ ۸:٠۳ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]
 
خروج قطار ربوده شده از ریل ـ سوئد
خروج قطار ربوده شده از ریل ـ سوئد
خروج قطار ربوده شده از ریل ـ سوئد
خروج قطار ربوده شده از ریل ـ سوئد
سوگواری خانواده یک کشاورز که در شمال غزه به دست سربازان اسرائیلی به شهادت رسید
سوگواری خانواده یک کشاورز که در شمال غزه به دست سربازان اسرائیلی به شهادت رسید
نمایشگاه سلاح های گرم در لاس وگاس ـ آمریکا
نمایشگاه سلاح های گرم در لاس وگاس ـ آمریکا
همکاری ارتش فرانس با کشورهای غرب آفریقا برای حمله به خاک مالی
همکاری ارتش فرانس با کشورهای غرب آفریقا برای حمله به خاک مالی
کشف و ضبط 2تن عاج فیل توسط پلیس کنیا
کشف و ضبط 2تن عاج فیل توسط پلیس کنیا
دومین روز تظاهرات ضد دولتی ـ پاکستان
دومین روز تظاهرات ضد دولتی ـ پاکستان
خاکسپاری یکی از کشته شدگان ارتش قرانسه در پی حمله متجاوزگرانه به خاک سومالی
خاکسپاری یکی از کشته شدگان ارتش قرانسه در پی حمله متجاوزگرانه به خاک سومالی
بازسازی منازل ویران شده بعد از طوفان سندی ـ  امریکا
بازسازی منازل ویران شده بعد از طوفان سندی ـ امریکا
درختان منحصربه فرد جنگل پادانگ ـ اندونزی
درختان منحصربه فرد جنگل پادانگ ـ اندونزی
آغاز فصل ماهیگیری در اسکاتلند
آغاز فصل ماهیگیری در اسکاتلند
آغاز فصل ماهیگیری در اسکاتلند
آغاز فصل ماهیگیری در اسکاتلند
مسابقات رام کردن گاوها بخشی از جشنواره برداشت محصول در جنوب هند
مسابقات رام کردن گاوها بخشی از جشنواره برداشت محصول در جنوب هند
مسابقات رام کردن گاوها بخشی از جشنواره برداشت محصول در جنوب هند
مسابقات رام کردن گاوها بخشی از جشنواره برداشت محصول در جنوب هند
مسابقات سنتی مبارزه پرندگان ـ هند
مسابقات سنتی مبارزه پرندگان ـ هند
شنای یک غواص با کوسه در دریای باهاماس
شنای یک غواص با کوسه در دریای باهاماس
پارک ملی کنیا
پارک ملی کنیا
تنیس اوپن استرالیا
تنیس اوپن استرالیا
تنیس اوپن استرالیا
تنیس اوپن استرالیا
بدون شرح!
بدون شرح!
بدون شرح!
بدون شرح!
بدون شرح!
بدون شرح!
 

 
 
 
 
[ چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱ ] [ ٤:٥۸ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]

 دانیل پایپس از نومحافظه کاران آمریکایی است که به هنگام اشغال عراق هشدار داده بود برگزاری انتخابات در عراق موجب روی کار آمدن متحدان ایران خواهد شد، بنابراین آمریکا باید حکومت نظامیان را در بغداد ایجاد کند.

با این حال کابوسی که وی و شمار دیگری از سیاستمداران آمریکایی از آن می ترسیدند، بر سر شان آمد و دوستان ایران با رأی ملت مسلمان عراق روی کار آمدند. آمریکایی ها در همان سالها گفتند که علت اصلی همدلی میان گروه های شیعه و کرد و جریان های معتدل سنی را نقش آفرینی نیروی قدس سپاه پاسداران می دانند.

دانیل پایپس با این سابقه ذهنی، ضمن مقاله ای که در واشنگتن تایمز نوشته، از دولت آمریکا خواست از تاکتیک های جنگ سرد علیه ایران به ویژه سپاه پاسداران استفاده کند.

 وی با اشاره به کتابی از آبراهام موفائر (عضو مؤسسه نومحافظه کار هوور و مشاور حقوقی وزارت خارجه آمریکا) نوشت: واشنگتن از زمان سقوط شاه در دوره کارتر تاکنون، واشنگتن در واکنش به اقدامات تهاجمی ایران، تحریم های بی تأثیر، انتقادها و هشدارهای توخالی ارائه کرده است و از سال 1988 تاکنون دولت آمریکا هیچ توجهی به یک نیروی نظامی ایران که بگونه ویژه ای از نظام اسلامی این کشور حمایت می کند و غالباً حملاتی را علیه اهداف خارج از ایران اجرا می کند، نداشته است.

این نیرو در فارسی به نام «پاسداران» یا «سپاه» خوانده می شود، و در انگلیسی از آن سپاه پاسداران انقلاب ایران یا «آی آر جی سی» یاد می شود.

این نیروی متشکل از نخبگان نظامی که حدود 125 هزار عضو دارد، نقش بزرگی در حیات سیاسی ایران ایفا می کند. پایپس در این تحلیل تصریح می کند: سپاه پاسداران از نیروی زمینی، دریایی و هوایی برخوردار است و برنامه های موشکی بالستیک را اداره می کند. اداره «بسیج» که اعمال اصول سختگیرانه اسلامی را برعهده دارد نیز به دست سپاه صورت می گیرد.

روزنامه آمریکایی در ادامه نوشته است: حدود 15 هزار نیروی «قدس» سپاه نیز وظیفه گسترش انقلاب (امام) خمینی به خارج ایران را برعهده دارد.

در ادامه تحلیل واشنگتن تایمز آمده است: این نیرو نقش مهمی در حمله به آمریکایی ها، متحدان واشنگتن و منافع آنها بویژه با همکاری شرکایی مانند حزب الله، حماس و جنبش مقتدا صدر ایفا کرده است.

دستاوردهای سپاه شامل انفجار قرارگاه نیروی دریایی آمریکا در لبنان در سال 1983 و تأمین موشک حماس در جنگ سال 2012 با اسرائیل است که تسلیح مجدد آن همچنان ادامه دارد.
دانیل پایپس می نویسد: به طور کلی، حملات سپاه باعث مرگ بیش از یک هزار نفر از نظامیان آمریکایی شده است.

واشنگتن تایمز به نقل از جیمز دابینز فرستاده ویژه آمریکا در افغانستان می نویسد: باید در ارتباط با ایران از سیاست هایی که در جنگ سرد مؤثر و منجر به انحلال پیمان ورشو و اتحاد مجدد اروپا شد استفاده شود که شامل تنش زدایی و تحدید نفوذ، مذاکره در صورت امکان، و مواجهه به هنگام ضرورت است.

ما با شوروی و چین نیز به مذاکره نشستیم و در هر دو مورد، مذاکرات دوجانبه در روسیه و چین نظام این کشورها را تغییر داد و نظام ما تغییر نکرد. اکنون زمان آن رسیده که با ایران نیز بدون قید و شرط و البته جامع مذاکره کنیم.

واشنگتن تایمز در این تحلیل خاطرنشان می کند: سوفائر نیز مانند «چستر کروکر» دیپلمات سابق آمریکا، دیپلماسی را «موتوری که مواد خام و قدرت های ملموس را به نتایج معنادار سیاسی تبدیل می کند» می داند. او انتظار دارد که مواجهه و مذاکره همزمان فشار بیشتری بر تهران وارد کرده و به تغییر رفتار وادار کند و احتمالاً منجر به تعطیل شدن برنامه هسته ای ایران می شود.

[ سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]
اگرچه برخی رسانه های غربی تلاش می کنند تعالیم و تاکیدات اسلام را بر خلاف عدالت و حقوق بشر جلوه دهند اما بسیاری از محققان با بررسی آموزه های کاملترین دین الهی، اعتراف کرده اند که نکات مهمی در این بین نهفته است که آخرین تعریف در این زمینه را می توان در دانشگاه هاروارد آمریکا دید. دانشگاه هاروارد در سال 1636 در «ماساچوست» آمریکا تأسیس شد و قدیمی ‌ترین مؤسسه آموزش عالی در آمریکا محسوب می شود.

 
اکنون مسئولان دانشگاه هاروارد تصمیم گرفته اند ترجمه انگلیسی آیه‌ 135 سوره مبارکه «نساء» را روی دیوار ورودی اصلی دانشکده حقوق خود نصب کنند . این خبر از سوی یک دانشجوی عربستانی که در هاروارد مشغول به تحصیل است، در برخی رسانه های عربی منتشر شده است.

 
 
این دانشجو به نام عبدالله جمعه اعلام کرده که در بررسی های خود متوجه شده که این آیه قرآن به عنوان یکی از بهترین توصیفات در مورد عدالت عنوان می ‌شود و مسئولان این دانشگاه در توضیح این اقدام، اعلام کرده ‌اند که مضمون این آیه در طول تاریخ کم نظیر است.

 
این آیه شریفه می‌ فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقَیرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا: اى کسانى که ایمان آورده‏‌ اید پیوسته به عدالت قیام کنید و براى خدا گواهى دهید هر چند به زیان خودتان یا پدر و مادر و خویشاوندان [شما] باشد اگر [یکى از دو طرف دعوا] توانگر یا نیازمند باشد باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است، پس از پى هوس نروید که [در نتیجه از حق] عدول کنید و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام می ‌دهید، آگاه است».
 
 
[ سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱ ] [ ۱:٠۸ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]

حیایی که انسان نسبت به ناظر دارد، گاهی «حیاء من الخلق» است، گاهی «حیاء من النفس» بوده و گاهی «حیاء من الملائکه» می‏باشد؛ یعنی فرشتگانی که مأمور ضبط اعمال انسان هستند. گاهی «حیاء من اولیاء الله» است. پنجمین نوع آن «حیاء من الله» است، یعنی از خدا خجالت کشیدن و شرم کردن.



در باب «حیاء من الله» ما یک بحث معرفتی داریم و یک بحث تربیتی. در مورد بحث تربیتی، ما روایات متعددی داریم که «حیا من الله» را در روابط گوناگون مطرح می‎فرمایند. یعنی این که انسان باید با توجه به این روابط حیاء داشته باشد

[ چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱ ] [ ٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]

 

بیانی شیرین و دلسوزانه دارد. دکتر محمد سلیمانی روزگاری سکان وزارت ارتباطات دولت نهم را در دست داشت و امروز نماینده مردم تهران در مجلس نهم است.

 

 برای شروع خوب است بدانیم شما چگونه بر مسند وزارت تکیه زدید، آیا آشنایی شخصی شما با رئیس‏جمهور موجب انتخاب شما شد یا اینکه نحوه انتخاب شما به صورت دیگری بود؟

 
دلیل اصلی انتخاب من طبیعتاً شناخت آقای احمدی‏نژاد از من بود چراکه  هر دوی ما نزدیک 20 سال در دانشگاه علم و صنعت همکاری نزدیکی با یکدیگر داشتیم.
 
+ گویا به بعضی از آقایان، وزارتخانه‏های متفاوتی پیشنهاد شده بود. آیا از ابتدا به شما وزارت مخابرات پیشنهاد شد؟
 
من هیچ وقت دنبال مسئولیت ندویدم، از سال 62 که فعالیت من در دانشگاه علم و صنعت شروع شد، همواره مسئولیت اجرایی داشتم اما دنبال هیچ کدام نرفتم؛ یادم هست سال 72 وقتی وزیر علوم پیشنهاد داد تا معاون دانشجویی وزارت علوم شوم واقعاً قبول نکردم و2هفته به بهانه مسافرت خودم را غیب کردم تا شاید ایشان کس دیگری را انتخاب کند.
 
در سال 84 وقتی احمدی نژاد رئیس‏جمهور شد من حدس می‏زدم که ایشان احتمالا سراغ من هم بیاید لذا در همان موقع یعنی مرداد ماه و در اوج گرما به شهر  پدر و مادرم رفتم که در منطقه‏ای گرم و خشک بود.
 
آقای احمدی‏نژاد شماره من را پیدا کرده بود و گفت فردا به نهاد ریاست‏جمهوری بیا بلافاصله گفتم من الان بیش از 1200 کیلومتر با شما فاصله دارم ایشان گفتند کی می‏آیی؟ گفتم شاید هفته آینده با این وجود 10 روز بعد به تهران رفتم.
 
+ پشت تلفن طرح موضوع کردند؟
 
نه ولی می‏شد حدس زد، شاید فرد بهتری انتخاب می‏کردند و تکلیف از گردن من برداشته می‏شد به هر حال باز هم با من تماس گرفتند و من به دیدار ایشان رفتم. اصرار کردم که افراد مناسب‏تری انتخاب کنند حتی چند پیشنهاد هم دادم اما ایشان تصمیم خود را گرفته بود و به من تکلیف کردند.
 
+ پس از ابتدا با توجه به تخصص شما وزارت مشخصی را پیشنهاد دادند؟
 
بله.
 
+ آقای احمدی نژاد قبل از واگذاری مسئولیت، درخواست مشخصی از شما نداشتند؟
 
نه. فقط برنامه خواستند.
 
+ یکی از مواردی که درباره شخص احمدی‏نژاد مطرح می شود این است که ایشان در کار وزرا خیلی دخالت می‏کنند این ادعا تا چه حد مبتنی بر واقعیت است و آیا دخالت‏های رئیس‏جمهور مثبت محسوب می‏شد یا منفی؟
 
به هر حال رئیس‏جمهور مسئول است، کلمه دخالت به نظرم کلمه مناسبی نیست؛ رئیس‏جمهور باید وزرا را مدیریت کند سوال بپرسد و اطلاع بدست آورد، برنامه‏ها را تایید کند، نظارت کند و... رئیس‏جمهور که فرد تشریفاتی به حساب نمی‏آید. باید بپذیریم که در فانون اساسی ما رئیس‏جمهور یک نقش مهم و والای اجرایی دارد.
 
اما شاید آنچه سوال‏برانگیز باشد دخالت در نصب و عزل مدیران باشد، من باید صراحتا بگویم در حوزه ما هیچ نمونه‏ای وجود نداشت.
 
+ بقیه وزرا چه‏طور؟ هنگامی که با هم به صورت صمیمانه صحبت می‏کردید، دیگر وزرا انتقادی نداشتند؟
 
بعید می‏دانم. تیمی کار کردن الزامات خاص خود را دارد. به هر حال رئیس‏جمهور به سفر استانی می‏رفتند و گزارشات مختلفی به ایشان می‏رسید و بخش بازرسی بررسی می‏کرد. وزیر مربوطه هم حضور می‏یافت و گزارش می‏داد. این دخالت نیست؛ بلکه ویژگی مثبت رئیس‏جمهور است که بداند در وزارتخانه‏ها چه اتفاقی رخ می‏دهد.
 
+ این برای من جای سوال دارد که بعضی‏ها تا زمانی که در دولت بودند به مانند شما صحبت می‏کردند اما از زمانی که از دولت به هر نحوی بیرون آمدند به سیاق دیگری سخن می‏گویند، آیا آن موضع‏گیری‏ها به علت حفظ مسئولیت بوده یا این افراد چرخش 180 درجه‏ای داشتند؟
 
به نظرم در زمان مسئولیت نوع نگاه‏ها دقیق‏تر است. درست است که ملاحظاتی وجود دارد، اما اگر بعد از عزل بیاید بگوید من در طول 6 سال وزارتم از اول تحت فشار بودم و...
 
خوب ول می‏کردی می‏رفتی! اعتراض می‏کردی! چطور در مصاحبه‏های دوران وزارت می‏گفتی کاملا هماهنگ هستیم؟! بعد از عزل می‏گویند کاملا تحت فشار؟! این‏ها به نظرم بی‏معرفتی است.
 
در دولت‏ها همیشه مرسوم بوده یعنی چه در دولت سازندگی و چه در دولت اصلاحات من یادم هست که حتی رئیس دانشگاه وقتی می‏خواست معاون برای خود بگزارد باید با وزیر هماهنگ می‏کرد.
 
+ برخلاف این امر که می‏گویند در دوران اصلاحات مسئولین استقلال داشتند...
 
روسای دانشگاه‏ها و دیگر مسئولین هنوز زنده هستند. من به علت سابقه معاونت در وزارت علوم با روسای دانشگاه‏ها در ارتباط بودم و تمام روسای دانشگاه‏ها به این نکته تاکید می‏ورزیدند. آنها را پیدا کنید همه تاکید می‏کنند. حتی وزرای آن ایام هم معترف هستند که برای انتخاب معاون خود باید با رئیس‏جمهور هماهنگ می‏کردند.
 
نمی‏گویم بد است ها!  به هر حال رئیس‏جمهور باید در جریان انتخاب معاونین وزرا باشد.
 
+ هماهنگ و مطلع باشد یا خود رئیس‏جمهور انتخاب کند؟
 
به هر حال رئیس‏جمهور بررسی می‏کند که می‏تواند این معاون به دولت کمک کند، اما در همین حد مورد قبول و انتظار هم در دوران من نبود یعنی حتی من چک هم نکردم، ایشان هم نخواستند!
 
+ این نکات شاید برای شما عادی محسوب شود اما با نگاه‏های حاکم تفاوت جدی دارد. هنگامی که مطبوعات و برخی از اظهار‏نظرها را برسی می‏کنیم، می‏خوانیم که رئیس‏جمهور حتی تحمل شنیدن "نه" را هم ندارد و به دنبال وزرایی هستند که تنها چَشم بگویند.  در این رابطه و این نوع نگاه هم توضیح بفرمایید.
 
انسان طبیعی است که دچار خطا و اشتباه باشد. اما اگر یک خطا را در مقابل 99 اقدام مثبت بزرگ کنیم و 99 را در مقابل یک نادیده بگیریم این کمال بی انصافی است. من در دوران وزارتم نه به کسی بدهکارم و نه طلبکار، ولی می‏دیدم آقای احمدی‏نژاد چند ویژگی خوب داشت، اولا اطلاعات خود را تنها از یک کانال نمی‏گرفت و ما هم همین کار را می‏کردیم .
 
یعنی منِ وزیر، تنها از معاون خود اطلاعات نمی‏گرفتم  واین نکته مثبتی است. حالا ممکن است خطا هم داشته باشد.
 
+ اگر در این رابطه مثال و خاطره‏ای هم دارید بیان کنید
 
آقای رئیس‏جمهور در رابطه با یکی از معاونین من یک یادداشتی دادند، معلوم بود که از یک کانالی به ایشان اطلاع داده بودند و خب رئیس‏جمهور خواهان برکناری ایشان بودند.
 
من با ایشان ملاقات کردم و هم گزارش کتبی دادم و هم گفتم که این اطلاعات از هر جا آمده غلط و دروغ است و توضیح دادم ایشان قانع شدند و حتی تشکر کردند و تا آخر هم کنار ما بودند و اتفاق دیگری هم رخ نداد.
 
من یکبار از دولت بیرون آمدم در خیابان پاستور کسی یک نامه به من داد یادم هست که در همان ماشین و همان زمان که حدود ساعت 8 شب بود نامه را خواندم؛ 20 مورد در رابطه با یکی از شرکت‏های وابسته به ما گزارش شده بود. اگر از آن 20 مورد 2 مورد هم درست بود باید آن مدیر برکنار می‏شد. مثلا در آن نامه نوشته شده بود  مدیر عامل پاداش 20 میلیونی به هیئت مدیره داده است. چک کردن آن ساده است چون حساب مالی مشخص است، دیدم دروغ است. خب سه مورد آن کذب محض بود و تمام کانال‏های مختلف شهادت بر کذب گزارش می‏دادند ولی خب چون غلط بود 17 تای دیگر را هم بررسی نکردم.
 
+ آیا رئیس‏جمهور در حوزه مدیریت شما تصمیمی گرفته بودند که شما مطلع نباشید و بعداً مطلع شوید؟
 
اصلا یادم نمی‏آید، یعنی اگر بود که در ذهنم می‏ ماند.
 
+ داشتید ویژگی‎های احمدی‏ نژاد را بر می شمردید گفتید یکی این بود که از کانال‏های مختلف اطلاع می گرفتند.
 
بله. این نکته مثبتی است. این ویژگی را مقام معظم رهبری هم دارند، این شیوه خوبی و الگویی برای مدیران است. به هر حال ممکن است وزیر هم کانالیزه شود.
 
دیگر دیدار مردمی بود، و دیدار وزیر با مردم امری بود که در دولت نهم پا گرفت.
 
+ تا چه حد موثر بود؟
 
خیلی؛ درست است که در هفته ما نمی توانستیم بیش از 20 نفر را ملاقات کنیم، اما اینها یک اطلاعاتی می‏دادند که ما از آن استفاده می‏کردیم و نارسایی‏ها شناسایی می‏شد و ما تلاش می‏کردیم این روند را اصلاح کنیم.
 
مدیران به علت عادت به سیستم اداری بعضی مشکلات را نمی‏دیدند، همچنین برخورد بد مدیران را بررسی می‏کردیم و بازرسی مخصوص اخطار می‏داد.
 
همچنین بازدیدهای سر زده هم یکی از ویژگی‏های دولت نهم و دهم بود. این امر موجب آشنایی با مشکلات مردم بود و مدیریت در صحنه بود.
 
اجازه بدهید با ذکر خاطره‏ای به اهمیت این بازدیدها اشاره کنم. یک بار در بازدید سر زده از مرکز مخابراتی دردشت در شرق تهران یک خانوم جلوی من را گرفت و خیلی محترمانه گفت بیش از 2 سال است که یکصد و سه هزار تومان پرداخت کردم با این وجود هنوز تلفن ثابت من وصل نشده و هر دفعه می‏گویند ماه بعد، آقای وزیر، این ماه بعد کی تمام می‏شود؟!
 
این حرف برای من خیلی سنگین بود، تلفن یک کار خدماتی است. همه باید داشته باشند. کسی نباید از آن محروم باشد، درست است که سال 84 و ابتدای وزارت من بود ولی برای من خیلی مهم بود، تشکر کردم و به دفتر کارم رفتم اول یک آمار گرفتم تا متوجه شوم چند نفر مثل این خانوم هستند؟ دیدم در تهران و کرج بیش از 700 هزار نفر مثل این خانوم در نوبت هستند!
 
حتی 3 سال هم در برخی نقاط بودند، دیدم اگر قرار باشد تک‏تک مشکل اینها را حل کنیم اگر کل ثانیه‏های 4 سال را هم کار کنیم باز هم مشکل حل نمی‏شود. باید یک کار اساسی صورت می‏گرفت، نمی‏خواهم بحث منحرف شود ولی در عرض 15 ماه نه تنها  در تهران بلکه در کل کشور دریافت تلفن به روز شد. اگر این خانوم این طور با من صحبت نمی‏کرد من هم مثل وزرای قبلی دوزاریم نمی‏افتاد که چه خبر است.
 
یک مثال دیگر، یکی آمد گفت ببخشید آقای وزیر! بند انگشتش را نشان داد. گفت این سیم کارت اندازه بند انگشت است! شما دارید 400 هزار تومان می‏فروشید! چرا؟! می‏ارزه؟
 
درست است که عامیانه حرف می‏زد اما حرف ثقیلی بود، بحث بر سر بزرگی و کوچکی نیست. دیدم راست می‏گوید. هیچ جای دنیا اینطور نیست، آنقدر کار کردیم تا هر دکه‏ای سیم کارت یکی بخر دوتا ببر را با کمترین هزینه  ارائه کرد. این در دوران ما بود، سیم کارت سال 73 وارد کشور شده بود ولی در همان مدت کوتاه ما توانستیم رشد خوبی داشته باشیم.
 
برخی معتقدند ارتباط و دیدار مردمی وقت‏گیر است، بله برای مدیران لوکسی که در کاخ می‏نشیند این دیدارها ناخوشایند است؛ اما معلوم شد نه تنها ارتباط با توده‏های مردم وقت‏گیر نیست بلکه کمک هم می‏کند.
 
+ البته پر رنگ شدن نقش دیدارهای مردمی شاید پیامی دیگر هم داشته باشد؛ اینکه سیستم دیوان‏سالاری کشور به حدی بیمار است که فرد با مراجعه به مراکز عادی نمی‏تواند مشکل خود را حل کند و اطلاعات نارسایی‏های موجود به صورت سیستماتیک به دست مقامات عالی رتبه نمی‏رسد.
 
درست است، اگر کسی بتواند دیوان‏سالاری ایران را حل کند، بله. اما کسی تا به حال توانسته؟! دیوان‏سالاری ایران لَخت، پیچیده و ناکارآمد است.
 
+ چرا؟
 
با ذکر یک خاطره به قسمتی از جواب اشاره می‏کنم. چندی پیش قرار بود به بلژیک بروم که یکی از اساتید گفت مراقب و آگاه باش که سیستم دیوان‏سالاری آنجا لَخت و کند است؛ پرسیدم چرا، مگر شما آنجا بودی؟ آن استاد در پاسخ گفت: «نه»؛ ولی در تاریخ خواندم بوروکراسی ما را آنها درست کردند؛ لذا استدلال  می‏کنم که بوروکراسی خودشان هم لخت باشد، اتفاقا دیدم که درست می‏گوید.
 
در اروپا بوروکراسی بلژیک از دیگر کشورها لخت‏تر است. البته یک تفاوت با ما دارند که بالاخره آنجا هر چند کُند ولی کار انجام می‏شود ولی برای ما اصولا جواب نمی‏دهد.
 
+ مشکل چیست آیا مشکل فرهنگی است یا کمبود نظارت، ضعف مدیریت یا...
 
 همه این موارد را شامل می‏شود. شما الان به یک اداره بروید ساده‏ترین کار را درخواست کنید. کارش 2 دقیقه نیست ولی می‏گوید فردا بیا!
 
همین آموزش دانشگاه بروید بگویید ریز نمرات را می‏خواهم. بدون اینکه فکر کند می‏گوید 10 روز دیگر بیا!
 
خطا کار یکی دوتا نیست که...!
 
+ اگر اینطور نگاه کنیم که مشکل هیچ وقت حل نمی‏شود؟!
 
بله.  به این راحتی‏ها نیست. برای اصلاح این فرهنگ کارمندی باید عزم ملی ایجاد شود.
 
+ با خصوصی کردن مشکل حل می‏شود؟
 
نه؛ آن هم زیر میزی دارد و مشکلات دیگر، بخش خصوصی هم همین الان کلی مکافات دارد.
 
+ در روز آخر مدیریت شما نسبت به روز اول، چقدر مشکل دیوان‏سالاری در وزارت‏خانه شما حل شد؟
 
به یک حدی، دقت کنید دیوان‏سالاری آن نیست که آن خانوم چند سال در نوبت بود امکاناتی نبود که بدهند. تلاشی برای توسعه صورت نگرفته بود. دیوان سالاری یعنی کاری که یک روزه باید انجام شود 2 هفته و اگر هم پیگیری نکنی اصلا انجام نمی‏شود.
 
+ چالش‏های مدیریتی شما به عنوان یک مدیر عالی چه بود؟
 
اولین کارم این بود که یک بازرسی ویژه تشکیل دادم. افراد این مجموعه را از بیرون آوردم تا ارتباطی با دیگران نداشته باشند و بدانند که ماندنی هم نیستند. در واقع نفعی نداشته باشند ولی منصف، معتمد و متخصّص باشند. همه می‏دانستند مجموعه بازرسی حرف الکی نمی‏زند.
 
دیگر آنکه همواره به دنبال تفاهم و ایجاد انگیزه بودیم و چشم‏انداز کارها را روشن می‏کردیم. وقتی زیرمجموعه توجیه باشد به جای آنکه با زور به دنبال کار برود با میل خود پیگیر امور می‏شود. باید مدیران بدانند که تنها با بخشنامه نمی‏توان کارکرد .
 
من از خانواده تمامی مدیران کشور حداقل یک بار تشکر کردم، مدیران جزء و میانه و.. . هدیه به همسران می‏دادیم چراکه حمایت خانواده تاثیر به سزایی دارد. با بیش از 2 هزار مدیر حضوراً گپ زدیم چراکه در کنار نظارت به دست آوردن دل مدیران می‏تواند موجب شود اتفاقات بزرگ و خوبی صورت پذیرد. متاسفانه بعضی از مدیران رابطه خوبی با زیرمجموعه خود ندارند. ارتباط و تقدیر هم باید حضوری باشد نه مکاتبه‏ای و با نامه.
 
در سیستم باید آدم‏های توانمند را پیدا کرد، من نمی‏گویم تمامی انتصاب‏ها ولی با ذره‏بین انسان‏های کارآمد را شناسایی کردیم. اولا جا انداخته بودیم که افراد توانمند و آماده خدمت اعلام آمادگی کنند و از سوی دیگر ما هم به دنبال مدیران کارآمد بودیم. در این دوره ما 50 مدیر جدید و توانمند را شناسایی کردیم. این مدیران در سطح استان به حدی کارآمد و متخصص هستند که هر کسی آنان را می‏بیند، عاشق آنها می‏شود.
 
+ این مدیران تا چه حد با خط و مشی سیاسی دولت همراه بودند؟ آیا این امر برای شما اهمیت داشت؟
 
خط مشی سیاسی دولت مشخص بود اما برای ما اصلا این موارد مهم نبود. اگر کسی می‏آمد می‏گفت من در ستاد انتخاباتی فعال بودم، برای من 2 زار ارزش نداشت. توانمندی، سالم بودن و اینکه حالا انحراف سیاسی نداشته باشد ملاک بود نه چیز دیگر.
 
+ اگر مثلا مدیر شما سابقه عضویت یا همکاری با کارگزاران سازندگی داشت...
 
ما به اختلاف‏سلیقه‏ها احترام می‏گذاشتیم، البته سلیقه حاد سیاسی تفاوت دارد. کسی که قصد داشته باشد تا سیستم را وابسته به تشکیلات بکند قطعا جلویش می‏ایستادیم ولی نظرات شخصی افراد محترم بود.
 
+ با این تفسیر مدیران خود را تفتیش عقاید نمی‏کردید؟
 
هرگز، خود آنها وقتی دولت را می‏دیدند و قصد خالص در خدمت را با چشم خود می‏دیدند تحت تاثیر قرار گرفته و ناخودآگاه هماهنگ می‏شدند.
 
+ یکی از موارد انتقادی نسبت به سبک مدیریتی دولت و رئیس‏جمهور، نبودِ ثبات مدیریتی است؛ نظر شما در مقابل این دیدگاه چیست؟
 
به هر حال ثبات مدیریتی مهم است. اگر انتخاب اول درست باشد می‏تواند منجر به ثبات مدیریتی شود ولی اگر در انتخاب اشتباه کنید یا باید کار را رها کنید یا باید تغییر ایجاد کنید.
 
+ حجم بالای تغییرات در دولت نهم و دهم...
 
در دولت نهم زیاد نبود، یک اشتباهی که صورت گرفت آن بود که گفتند برنامه را به 2 نفر بدهید و با اینها مذاکره کنید، گفتم من نیستم.
 
+ آقای مشایی هم جزء آن دو نفر بود؟
 
نه ؛ دو نفر از وزرا بودند، نمی‏دانم کس دیگری هم مثل من بودند،یا نه؟! اما من برنامه خود را با آنها هماهنگ نکردم. یک نفر در میانه دولت نهم عوض شد و دیگری هم در دولت دهم به کارگیری نشد.
 
+ مطرح است اصولا بعد از روی کار آمدن هر دولتی احزاب و گروه‏ها دارای سهمیه از وزرا و قدرت هستند و اکنون نیز طرح دولت وحدت ملی نشأت گرفته از همین دیدگاه است، این دیدگاه چه آسیبی به مدیریت کشور می‏زند؟
 
به کشور آسیب وارد می‏کند. ما حزب نداریم. حزب‏های ما فولکسی و نهایتا مینی‏بوسی است، اینطور نیست که یک جمعیت فراگیر هم‏فکر وجود داشته باشند. این‏ها بیشتر باند هستند. اگر باندی بخواهد در دولت عنصری بِکارَد مشخص است که کشور ..
 
 + این باندها به شما به عنوان یک وزیر چقدر فشار وارد می‏کردند؟
 
به هر حال فشار می‏آوردند. یکی از کارهای آنها لابی کردن بود.
 
+ شما تا چه حد تن می‏دادید؟
 
در حوزه ارتباطات چون تخصص خیلی مهم است این مباحث کمتر است، اینجا مدیر مخابرات حتما باید تخصص داشته باشد، آدم‏های این باندها خوب حرف می‏زنند ولی کار بلد نیستند.
 
+ یکی از  مباحث نیز خرد شدن قدرت است. بر مبنی اصولِ سیاست در کشورهای پیشرفته خرد شدن قدرت موجب پیشرفت و حاکم شدن دموکراسی می‏شود؛ در حالی که در کشورهای جهان سوم خرد شدن قدرت به معنای افزایش واسطه‏گری لابی‏ها و فشار بیجا به مدیران اجرایی است.
 
در اینجا یک نکته ظریف وجود دارد. در کشورهای اروپایی دشمن خارجی وجود ندارد و کشورها در امور داخلی یکدیگر دخالت نمی‏کنند. کسی از بیرون نمی‏آید احزاب را بخرد. اما در کشورهای جهان سوم می‏آیند تمام آدم‏های احزاب را می‏خرند. نکته اصلی این است اگر دشمن خارجی نباشد، تشکیل حزب خوب است.
 
+ می‏دانم با توجه به اینکه هم اکنون نماینده مجلس هستید، پاسخ به این سوال کمی دشوار است؛ اما در زمانی که وزیر بودید آیا به مجلس به چشم فرصت نگاه می‏کردید یا تهدید؟
 
مجلس ما مشکل دارد مشکل باید حل شود. من راهکار به ذهنم می‏رسد ولی پیچده است. البته از مضرات دموکراسی نیز به حساب می‏آید. شما انتخابات مجلس را نگاه کنید، کسی که تبلیغ بیشتر کند احتمال رای آوردنش بیشتر است. دیگر صحبت 40 و50 میلیونتومان نیست حرف سر چند صد میلیون تومان است، تازه اگر بالای میلیارد تومان نباشد!
 
باید این مشکل حل شود اگر حل نشود افراد وابسته به کانون‏های قدرت و ثروت  وارد مجلس شوند، اگر چه رأی سالم آوردند ولی با آن شرایط... روز به روز هم این ماجرا در حال تشدید شدن است؟
 
+ خود شما برای انتخابات چقدر هزینه کردید؟
 
در تهران شرایط خاصی حاکم است ما در حد تبلیغات به اندازه کف دستی با تیراژ حدودی 300 هزار برگه ؛ یک میلیون تومان هزینه کردم.
 
+ به جبهه پایداری کمک نکردید؟
 
نه؛ پخش نیز با خود دوستان بود.
 
+ اگر در لیست نبودید چقدر احتمال رای آوردن داشتید؟
 
به هر حال من وزیر بودم. تبلیغات بد نیست. به حدی بد است که ذهنیت‏ها تغییر پیدا نکند.
 
+ مجلس کارآمدی با این تفسیر نداریم؟
 
بالاخره... من این حرف را نمی‏خواهم بزنم ولی ورودی مجلس و انتخاب که دارد می‏رود به سمت پول
 
+ و غوغاسالاری
 
غوغاسالاری شاید مهم نباشد ولی آن پول مهم است.
 
+ اما اقای قالیباف 2 کاندیدا در انتخابات داشت که با وجود هزینه‏های بسیار هنگفت رای نیاوردند؟
 
تهران و کلان شهرهای بزرگ شرایط خاصی را دارد. این شیوه انتخاب مشکل دارد، کسی که کارآمد است ولی توان مالی ندارد عقب می‏افتد و انتخاب نمی‏شود و نتیجتا اصلح‏تر انتخاب نمی‏شود. خب افرادی که به شرعیات توجه بیشتر دارند به این صحنه که تبلیغات نقش اصلی را در آن ایفا می‏کند، وارد نمی‏شوند. وقتی آمدند شهر را کاغذ دیواری کردند، دَمِ این را با پول دیدند، فیلم پخش کردند و... نمی‏توانند در شان جمهوری اسلامی باشد... حالا در خود مجلس هم ساختار مشکل دارد.
 
بیایند بررسی کنند استیضاح‏های کشور و عامل پشت پرده آن را تحقیق کنند که چند درصد آن ناکارآمدی وزیر بوده و چند درصد آن ریشه در درخواست‏های شخصی استیضاح کنندگان داشته است، درخواست‏هایی که به هر علت وزیر نمی‏توانسته به آن پاسخ مثبت بدهد. اگر این تحقیق انجام  شود خواهیم دید که این حربه و اهرم و سوال چگونه و در چه مسیری اعمال می‏شود.
 
فکر کنم در دولت نهم، هفت و هشت یا ده هزار سوال از وزرا شد! یک دانشجو محقق یا دانشگاه بیاید بررسی کند دلیل این همه سوال چه بود و چرا خیلی از این سوال‏ها پس گرفته شده؟! اگر مجلس اجازه بدهد نتیجه خوبی گرفته می‏شود.
 
+ یعنی معتقدید ریشه خیلی از این سوال‏ها درخواست‏های شخصی است که به بن بست رسیده؟
 
اکثراً این طور است، من هنگامی که در کمیسیون به سوال پاسخ می‏دادم هم رئیس کمیسیون، هم من و هم سوال کننده و دیگر اعضاء می‏دانستد که موضوع اصلی سوال چیز دیگری است و همه در رابطه با موضوع دیگری بحث می‏کنیم که...
 
+ به صورت مصداقی مثال بزنید.
 
یک‏باره گیر می‏دهند مدیر این شهرستان عوض شود؛ مدیر مخابرات فلان شهرستان عوض شود یا فرماندار و ... حالا تا اینجا را می‏گذریم می‏گویم عیب ندارد؛ شاید با نماینده هماهنگ نیست، می‏گویم باشد. می‏گویند فلانی را بگذار جایش! مدیر ارشد خودش می‏تواند یکی را انتخاب کند معرفی فرد دیگر یعنی چه؟!
 
+ شاید آن عوض شدن هم ریشه در درست کار کردن و کوتاه نیامدن در مقابل درخواست‏های غیر قانونی داشته باشد.
 
بله! این که فقط این برود نیست. اکثر سوال‏ها در همین مورد ریشه دارد. این را چرا نباید بگویم؟ باید بدانیم تا برای حل آن فکری بکنیم. می‏گویند اگر رئیس‏جمهور بگوید فلان معاون را بزار زشته جواب نمی‏دهد، با وجود آنکه در یک دستگاه است با وجود آنکه از بالابه پایین است و.. قبول و درست اما نماینده‏ها هم با همین رویکرد سوال می‏پرسند؛ در حالی که اصلا در یک قوه دیگر هستند!
 
+ آیا درخواست‏های شخصی هم موجب پرسیدن سوال می‏شود؟
 
بله واقعا وجود دارد. مثلا یک نماینده آمده بود به مدیر ما گفته بود ماشین من اگر خراب می‏شود باید شما درست کنید!
 
مدیر امد پیش من گفت چکار کنم؟ گفتم مگر تعمیرگاه دارید؟ گفت نه ماشین خودمون هم خراب شود می‏دهیم بیرون، گفتم پس بزن به دیوار!!
 
+ اگر این درخواست‏ها را مستمر رد کرد این خطر وجود دارد که نهایتا وزیر استیضاح شود.
 
متاسفانه این خطر به صورت جدی وجود دارد.
 
+ با این تفسیر مجلس به جای فرصت می شود تهدید؟
 
نه. اگر وزیر و معاونین توانمند و قوی باشند و ضعف نداشته باشند و از نظر ارتباط با مردم جایگاه خوبی داشته باشند، کاری نمی‏توانند بکنند.
 
+ اما حق رأی با همان نماینده است.
 
باشد بقیه نماینده‏ها می‏فهمند. ولی وقت دولت و وزیر را می‏گیرند، آبرو طرف را می‏برند. به حیثیت طرف خدشه وارد می‏کنند.
 
+ شما برای اداره این وضعیت چکار می‏کردید؟
 
جنگ و دعوا بود. گاهی به حد تخاصم هم می‏رسید.
 
+ یکبار هم یادم هست که نماینده‏ای به شما هتاّکی کرد؟
 
یک نماینده درخواست کاملا شخصی داشت؛ گفتم این درخواست نه برای شما خوب است و نه برای من؛ نه برای دولت، نه برای مجلس؛ همه می‏فهمند؛ برای خود شما هم خوب نیست، به یکباره توهین بسیار بد و سنگینی به من کرد به نحوی که به یکباره دستم بالا رفت تا ... در وسط راه به یکباره مثل اینکه فرشته‏ها دستم را گرفتند و به جای سیلی صورتش را بوسیدم و خداحافظی کردم و رفتم.
 
البته این اقدام باعث شد چندی بعد در مقابل چند نماینده مجلس شروع کند به تعریف و تمجید و اینکه باید دست شما را بوسید. دیگران درکی از این رفتار نداشتند تنها خودش می‏دانست و من.
 
+ خود شما به عنوان یک نماینده مجلس و این‏بار به عنوان عضوی از قوه مقننه برای رفع این مشکل چه اقدامی را انجام دادید؟
 
هیئت‏رئیسه در پیشرفت و ارتقا جایگاه موثر است. هر روز نماینده‏ها می‏آیند یک طرح یک فوریتی یا دوفوریتی روی میزشان می‏بینند؛ نه امکان فکر کردن هست نه امکان مشورت. همه که متخصص همه چیز نیستند. یک طرحی در رابطه با زمین‏شناسی بیاید من که متخصص زمین‏شناسی نیستم؛ باید بروم تحقیق و مشورت کنم.
 
+ مرکز تحقیق و پژوهش مجلس این کمک را انجام نمی‏دهد؟
 
اصلا فرصت نیست، صبح روی میز است و همان موقع یعنی نهایتا 1 ساعت بعد باید رای بدهید. از مجلس هم نمی‏توان بیرون رفت. همه می‏دانند و می‏گویند اشکال دارد، ولی برای تغییر، اراده می‏خواهد.
 
در تدوین قانون، کلمات بسیار نقش مهمی دارند یعنی ممکن است یک کلمه 5 یا 6 واژه معادل داشته باشد و مفاهیم اینها از لحاظ حقوقی متفاوت باشد و حتی جمله‏بندی هم مهم باشد. در ادبیات مشهور است، «عفو لازم نیست اعدامش کنید» دوجور می‏شود معنی کرد هم طرف را اعدام کرد و هم بخشید. لذا به تمام نماینده‏ها نامه نوشتم و تاکید کردم که برای این دست از واژگان و ویرایش آن هم باید فکر جدی کرد. قبل از صحن باید درستش کرد.
 
+ پس کار کمیسیون‏‏ها چیست؟
 
کمیسیون‏ها که همگی متخصص ادبیات و حقوق نیستند، در فوریت‏ها هم که اصلا به کمیسیون نمی‏رود.
 
مشکلات فراوان است؛ هفته پیش نماینده‏ای که سه دوره نماینده بوده و نماینده باتجربه‏ای به حساب می‏آید در صحن علنی تذکر داد که در مجلس هشتم، 80 درصد مصوبات مجلس یا اصلاحیه بوده یا استفساریه، هیچ‏کس هم نگفت آمار غلط است؛ اگر اینطور باشد نشان دهنده یک فاجعه است، نشان دهنده ناکارآمدی مجلس است، یعنی باید مدام کارهای قبلی‏ها را اصلاح کرد پس فرصتی برای کار جدید نمی‏ماند.
 
قوانین باید 20 سال عمر داشته باشند نه اینکه 6 ماه به 6 ماه استفساریه واصلاح بخورند، یعنی کار کارشناسی انجام نمی‏شود و این جزء نقاط ضعف مجلس است.
 
رمز موقیت دولت نهم و دهم چیست؟ گذاشتن وقت بسیار یعنی حتی سفر استانی، چهارشنبه، پنج شنبه، جمعه است یعنی فرصت استراحت هم کف شهر و دهات است تا با ذره‏بین مشکلات را پیدا کنند تا بالاخره مشکل حل بشود، بعضی از مشکلات مردم فراموش شده بود اما دولت آنها را در دستور کار خود قرار داد.
 
در مجلس وقت کم است. دقت کنید در کل سال یعنی از365 روز تنها مجلس 82 روز باز است،  یک شنبه، سه شنبه و چهارشنبه صبح آن هم 8 صبح تا 4 بعد ظهر؛ یک وقت اشتباه نشود! من نماینده از 7 صبح تا 10 شب را کار می کنم.
 
+ شما کار می‏کنید؛ نماینده‏ای هم می‏تواند کار نکند!
 
بله. نماینده هم کار نکند به کسی پاسخگو نیست. یک ماه که عید است و تعطیل! یک ماه که تابستان و تعطیل! تازه طرف 1 ماه هم می‏تواند مرخصی بگیرد! تعطیلات را هم که اگر بیفتد در روزهای مجلس حساب نکردم!!
 
اگر از یک دانش‏آموز هم بپرسی رمز موفقیت شما چه بوده، می‏گوید وقت زیاد گذاشتم و شب‏ها تا دیر وقت کار کردم درس خواندم و.. استعداد مهم است ولی وقت باید بگذارد.
 
+ داشتیم در رابطه با پراکنده بودن قدرت صحبت می‏کردیم. یک مورد مجلس بود؛ اما نهادهای صاحب قدرت دیگری هم هستند که تحت اختیار دولت نیستند. از قوه قضائیه تا نهادهای مختلف، یادم هست از شما در رابطه با سرعت اینترنت پرسیدم که شما گفتید مدیریت این امر خارج از اراده دولت بود، این نوع دخالت‏ها تا چه حد در کار شما دخیل بود؟
 
این مشکلات زیاد است. گاها تصمیم‏هایی می‏گیرند که مسئول اجرایی مربوطه حتی خبر هم ندارد در مجلس، شورای انقلاب فرهنگی، دولت یا جای دیگر ممکن است رخ بدهد.
 
یادم هست در سفر وزارتی به یک استان بودیم که شب ساعت هفت در بین راه گفتم رادیو را روشن کنم، به یکباره رادیو گفت سازمان تنظیم و مقررات منحل شد! با معاون پارلمانی وزارتخانه تماس گرفتم. گفت: «من هم خبر نداشتم»؛ ببینید با یک طرح سازمان بزرگ وزارت‏خانه را منحل کردند! نه وزیر نه دولت هیچ‏کدام در جریان نبودند. به چند تا نماینده مجلس تماس گرفتم. گفتند ما چه می‏دانیم همین طوری رای دادیم دیگه!!
 
سه ماه از من کلی وقت گرفت و کلی به همه کمیسیون‏ها رفتم و توضیح دادم که چه خسارت بزرگی وارد می‏شود تا راضی شدند مسکوت بماند.
 
+ می‏گویند دولت نهم قانون‏گریز بوده، نکند از همین قانون‎‎ها گریز کردید؟(خنده)
 
قانون‏گریزی بد است، اما برداشت از قانون‏ها متفاوت است، یعنی می‏توان از یک قانون چند برداشت متفاوت کرد و هر کس می‏تواند از یک متن واحد 2 برداشت متفاوت را داشته باشد. برای هر قانون هم که نمی‏شود استفساریه نوشت.
 
من یادم هست می‏خواستیم همین سیم کارت اعتباری را راه بیندازیم، خب اگر یادتان باشد تا سال 85 سیستم پرداخت سیار فقط پس پرداخت بود و ما می‏خواستیم سیستم اعتباری را راه بیندازیم گفتند خلاف قانون است! رفته بودند یک بندی را پیدا کرده بودند که ..
 
گفتیم ربطی به این ماجرا ندارد باز رفتیم کلی توضیح تا راضی شوند.
 
+ ببخشید من صریح می پرسم؛ در این موارد مجبور می‏شوید تا دَمِ چند نماینده را ببینید تا نماینده‏ای همراه شود؟
 
در دولت نهم هیچ کس به دنبال این کار ها نبود.
 
+ اگر دولت، مجلسِ هم‏راستا با خود را داشت شاید سرعت بهتری داشت.
 
در گذشته این اتفاق رخ می‏داد، در همین حوزه مخابرات یک تعداد ماشین در اختیار نماینده‏ها قرار گذاشته شده بود.
 
+ شما پس گرفتید؟
 
مستهلک شده بود. یه ماشین 10 سال زیر پای نماینده بود ولی باز هم پس گرفتیم.
 
+ با این تفسیر دولت‏ها طبیعتاً به سمت تشکیل حزب و در دست گرفتن مجلس حرکت می‏کنند تا از این دست مشکلات نداشته باشند.
 
چون طول عمر دولت کوتاه است فرصت برای انجام این کار ها نیست.
 
اما دولت هاشمی این کار را کرد؟
 
آن زمان ماجرا فرق می‏کرد، می‏گفتند سازندگی ریخت و پاش دارد و این را هم جا انداخته بودند و کسی هم معترض نمی‏شد.
 
+ یعنی رکورد شکنی در تعداد سوال و استیضاح در دولت نهم و دهم به همراه نبودن مجلس بازمی‏گردد؟
 
قطعا.
 
+ تا به حال شده جلسه‏ای با رئیس جمهور داشته باشید و نقدی را نسبت به ایشان داشته باشید وایشان بپذیرد؟
 
فراوان، خیلی زیاد!
 
+ پس آقای احمدی نژاد آدم نقدپذیری هستند؟
 
بله، اگر توضیح بدهند و متوجه شوند و قانع شوند، خیلی سریع تغییر نظر می دهند.
 
+ ترسی بین وزرا برای تذکر اشتباه به رئیس‏جمهور نبود؟
 
نه؛ هرگز!
 
+ یک نقد به مدیریت دولت این است که از بدنه نخبه و کارشناس جامعه کم استفاده کرده، این انتقاد تا چه حد وارد است؟
 
این هم از همان حرف‏ها است. زمانی یک حلقه‏های مدیریتی بسته درست کردند و گفتند در ایران غیر از این 200 نفر کس دیگر مدیر نیست و همین‏ها می‏توانند کشور را بچرخانند. خب دولت آمد این ماجرا را به هم زد و این اقدام و شکست این حلقه نعمتی بود.لذا باید اول نخبه را تعریف کنیم.
 
می‏آمدند رسما تعریف می‏کردند مدیری توانمندتر است که از بیت‏المال بیشتر ریخت و پاش کند! اگر کسی مقداری صرفه‏جویی می‏کرد می‏گفتند مال خودت که نیست مال بیت‏الماله خرج کن!
 
برای خودشان موقعیت درست می‏کردند. سبیل دیگران را چرب می‏کردند و یک آدم سینه‏زن  پیدا می‏کردند تا برای آنها میان‏داری و تعریف و تمجید کند. اینها نخبه و مدیر هستند؟! من اینها را واقعاً نخبه نمی‏دانم، اینها با دیپلم و فوق دیپلم وزیر می‏شدند؟ اما دولت نهم از نظر سطح علمی بالاترین دولت نسبت به گذشته به حساب می‏آمد.
 
+ آیا این سبک انتخاب هیئت دولت درست است، وزرایی که وقتی کنار گذاشته شدند نسبت به دیگران گوی سبقت را در دشمنی با دولت می ربایند، این آدم‏ها عوض شدند یا انتخاب از روز اول مشکل داشته است؟
 
همین‏ها در دولت‏های قبلی نبودند. وزیر و معاون، 12 ساله در این کشور بودند. اما در دولت نهم اینها نبودند. تغییر و تحولات خوب است. این دوستان که ناراحت شدند اشتباه می‏کنند. در مدیریت کلان آدم‏ها باید در فرصت محدود باقی بمانند. به نظر من دوره وزارت باید 4 سال باشد تا با تغییر و تحول طراوت به سازمان بازگردد.
 
به عنوان جمع‏بندی، مهمترین تفاوت‏های مدیریتی دولت نهم و دهم با دولت‏های گذشته چیست؟
 
دیدار مردمی و حضور در تمامی نقاط کشور، وقت گذاشتن، سلامت دولت و مدیران در سطح بالا و دنبال دفتر و حاشیه و تجمل نبودن.
 
البته یکی از همین‏ها که شما اشاره می‏کنید که عوض شدند بعد از وزیر شدن، خانه‏اش را عوض کرد و به یکی از خانه‏های لوکس وزارتخانه‏اش رفت. گفتیم سر جات بشین... !!
 
رئیس‏جمهور برخورد کرد؟
 
همه برخورد کردند. گفتند تو آبروی ما را می‏بری. امنیتش کم است، تقویت کن. به هر حال در آن ایام به واقع تفکر عوض شد و ساده‏زیستی نهادینه شد.
 
«ما می توانیم» تبدیل به روح حاکم شد. ما با دولتهای قبلی هم کار کردیم. تا حرف می‏زدیم می‏گفتند نمی‏شود، نمی‏توانیم. اما ما شاهد بودیم در دولت کسی نمی‏توانست و نمی‏گفت نمی‏توانیم. اول بررسی می‏کردند تا هر طور شده باید کار انجام بپذیرد. هزینه‏ها خرج تشریفات و دفتر نمی‏شد به کارگیری نخبگان جوان و همزمان شکستن حلقه‏های مدیریتی، کاهش و مبارزه با باندبازی و مافیا، جایگزینی منفعت ملی به جای منفعت شخصی و در یک کلام گفتمان امام در کشورپر رونق شد.

 

 

[ سه‌شنبه ۱٢ دی ۱۳٩۱ ] [ ٤:۱٠ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]
به گزارش مشرق به نقل از جهان، در این نوع برداشت از اسلام  که حاصل کوتاه آمدن در مقابل برداشت دنیای مدرن از جهان هستی است، مغز و درون مایه دین خدا فراموش شده و تنها پوسته آن باقی مانده است. به بیان دیگر روح اعمال ، دستورات الهی  و مناسک دینی از میان رفته و تنها ظاهری شبیه آنچه که گذشتگان انجام می دادند، باقی می ماند.  
شاید بتوان گفت عامل اصلی سازش بسیاری از سران کشورهای اسلامی این نوع برداشت غلط از تعالیم دینی است. به وضوح مشخص است که مبنای فکری یک شخص مسلمان که خداوند را قانون گذار هستی و مدبر آن می داند نمی تواند با تفکر انسان متجدد و مادی نگر غرب یکسان باشد.  
تلاشی که امروز از جانب انسان سرمایه دار غرب برای یکسان کردن نمادهای فرهنگی ملل مختلف صورت می گیرد، نوعی جنگ روانی برای آشتی پذیر نشان دادن روح تمام تمدن های بشری با سبک زندگی ارائه شده از جانب دنیای مدرن است.  
قطعا گروه حاکمان و سرمایه داران و طبقه اشراف هر جامعه نقش تعیین کننده ای در چگونگی سبک زندگی سایر مردمان دارند. در جوامعی که طبقه حاکم خودش را با این نوع برداشت از ارزش ها وقف دهد، رسما مسئولیت اشاعه آن را نیز به عهده می گیرد ولی در صورت مقاومت قدرت حاکم، طبقه مسئولان نقش رهبر فکری را بازی می کند.  
    
مسلما رهبران دست نشانده نمی توانستند رسما مخالفت خود را با نمادهایی چون حجاب و ساده زیستی، ظلم ستیزی و... اعلام کنند و حاصل چنین مخالفتی سرنوشت افرادی چون رضا شاه را بدنبال داشت.
نسخه پیشنهادی این بار حرکت تدریجی به سوی زندگی غربی و با استفاده از حضور همزمان در مراسم دینی و در کنار آن مراسم عیاشی، مشروب خواری و بی بندوباری است. درست در همین زمان است که اسلام آمریکایی متولد می شود.  
مردم باگذشت زمان و با تکرار مداوم حرکت زیگزالی شخصیت های سیاسی به این وضع عادت کرده و بعد از مدتی حساسیت خود را از دست می دهند. معمولا افراد برجسته سیاسی و اجتماعی، بازیگران سینما، ورزشکاران معروف و هر که رسانه ها او را به عنوان یک شخصیت قابل احترام معرفی می کنند، خواه ناخواه الگوی نسل جوان می شود. همین الگو سازی و از طرفی ترویج زندگی غربی در بین افراد سرشناس سبب می شود که نسل آینده تناقض آشکاری بین خود و ارزش های دینی و ملی ببیند.  
 
پوشش 
 
یکی از بارزترین نمادهایی که می تواند سیر تدریجی حرکت اکثر جوامع اسلامی را به سمت تفکر اسلام آمریکایی نمایش دهد موضوع پوشش و حجاب است. اهمیت اسلام به نوع لباس پیروان خود نشان دهنده جایگاه آن برای سلامت جامعه است.
دیدار امیر بحرین و همسرش(راست) و همسر امیر قطر با ملکه و سران انگلیس
نوع پوشش امروز در بیشتر جوامع اسلامی گرایش معنی داری به سمت نمونه غربی آن پیدا کرده و این امر بخوبی در میان لباس شخصیت های طراز اول سیاسی کشورهای اسلامی و خانواده ایشان مشهود است. 
زنان دربارهای سعودی، قطر و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس نمونه بارزی برای این واقعیت است.
ثروت اندوزی 
شاید بتوان گفت یکی از بزرگترین رهنمودهای اسلام ناب برای مسلمانان، ساده زیستی و دوری از زندگی اشرافی و تجمل پرستانه است. ضرورت زندگی ساده برای حاکمان به مراتب با اهمیت تر از عموم مردم است چرا که وی مورد توجه مردم و رفتار وی شکل دهنده رفتار مردمش است.
متاسفانه در این بعد نیز سران کشورهای مرتجع عرب که این روزها با نام اسلام حکومت می کنند، کارنامه سیاهی دارند و در کنار قصر نشینی و تجملات این طبقه حاکم گروهی دیگر از مسلمانان همان کشور در فقر و بدبختی دست و پا می زنند.  
سازش
مشروب خواری، گرفتن عکس های یادگاری، عقد قراردادهای مکرر نظامی، امنیتی و اقتصادی و... با دشمنان درجه یک دنیای اسلام هم یکی از بزرگترین جلوه های اسلام آمریکایی است که از سوی دیکتاتورهای عرب و برخی از دولت های دیگر منطقه به صورت واقعیتی معمول در آمده است؛ به طوری که مردمان این کشورها امیدی به تلاش سران خود برای استقلال کشور، حفظ شرافت و کرامت مردم و اصلاح رویه کنونی ندارند؛ امواج بیداری اسلامی هم درست از دل همین حقیقت تلخ سر برآورد.
دیدار عبدالله گل رییس جمهور مسلمان ترکیه با آنجلینا جولی بازیگر مسئله دار آمریکایی 
خوش و بش امیر قطر با وزیر خارجه پیشین اسرائیل که گفته با برخی سران عرب رابطه نامشروع برقرار کرده است
عدالتخواهی و شجاعت
دلاوی و دلیری در مقابل سران استکبار و ظلم جهان و سردادن فریاد عدالتخواهی از دیگر مشخصه های اسلام ناب محمدی است که در کشورهای مذکور هرگز نمود محسوسی پیدا نکرده است؛ گویا جز تسلیم محض بودن در برابر دیکته های غرب زورگو، هنری دیگری برای سران مرتجع عرب و برخی دیگر از دولت های مرعوب مسلمان نمی توان متصور شد.
شاید در نتیجه همین مشخصه است که اکنون ترکیه، عربستان، قطر و برخی دیگر از سران عرب در جبهه اسرائیل و علیه سوریه شمشیرکشی می کنند.
دوری از توده های مردم مسلمان
بی اعتنایی به توده های ملت و امت اسلامی از دیگر شاخصه های اسلام آمریکایی است که مصادیق آن را می توان در کشورهای اخیرا انقلاب کرده یا در آستانه انقلاب (مثل عربستان و اردن) دید.
سران این کشورها برای منافع حلقه اطرافیان خود و آمریکا اساسی ترین حقوق ملت خود و دین خدا را پایمال کرده و می کنند.
همین واقعیت، دیگر علت برخاستن امواج بیداری اسلامی در منطقه بودخ است.
آنچنان که رهبر معظم انقلاب اسلامی روز سه شنبه در دیدار صدها تن از استادان، نخبگان و اندیشمندان شرکت کننده در اجلاس جهانی «اساتید دانشگاههای جهان اسلام و بیداری اسلامی» بیان کردند: دشمنان از بروز اسلام حقیقی و واقعی به شدت وحشت دارند ... آنها از اسلامِ برده دلار، اسلامِ غرق در فساد و اشرافی گری و اسلامی که در توده مردم امتداد ندارد، نگران نیستند، ولی از اسلام عمل و اقدام، اسلام توده مردم، اسلام توکل بر خدا و اسلام حُسن ظن به وعده الهی به لرزه می افتند.
بی شک علت هراس دشمنان از عبارت «بیداری اسلامی» نیز یر همین اساس است و "آنها تلاش بسیاری می کنند تا عنوان «بیداری اسلامی» برای حرکت عظیم کنونی در منطقه بکار نرود."
 
 
[ جمعه ٢٤ آذر ۱۳٩۱ ] [ ٥:۱٤ ‎ب.ظ ] [ علی اصغر کاملی ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عضو هیئت علمی دانشگاه تحصیلات: حوزه علمیه خارج فقه. کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد ارشددانشگاه تهران دکتری دانشگاه قم
امکانات وب


Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.