همراه با خورشید

این وبلاگ امکانی برای همراهی و همدلی با دانشجویان است

خاطره کربلایی کاظم ساروقی اززبان فرزندش
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥
 
«اسماعیل کریمی» فرزند 85 ساله مرحوم کربلایی کاظم ساروقی که از نظر صورت و سیرت بسیار شبیه به پدرش مرحومش هست. او خاطرات نابی از پدر خود دارد که شنیدنش برای هر شنونده‌ای می‌تواند جذاب باشد. محمدکاظم کریمی (مشهور به کربلایی کاظم ساروقی) روستایی‌زاده‌ای بی‌سواد بود که به اذن خدا و با عنایت اهل بیت(ع) حافظ کل قرآن کریم شد و این امر از سوی علمای زمان از جمله حضرات آیات بروجردی و مرعشی نجفی مورد تأیید قرار گرفت. حتی رهبر معظم انقلاب نیز در سنین نوجوانی با مرحوم کربلایی کاظم برخورد داشته‌اند و این معجزه مورد تأیید ایشان نیز قرار گرفته است.

حال پسر که هم‌شکل و هم‌سن پدر در آن سال‌ها است، حرف‌هایی دارد و خاطراتی را بازگو می‌کند که برای نسل امروز شنیدنی ست.


اسماعیل کریمی، فرزند ارشد کربلایی کاظم

 از کودکی مرحوم کربلایی کاظم بگویید، در کودکی به ایشان چه گذشت؟

کربلایی کاظم در سن هفت سالگی می‌خواست برود مکتب‌القرآن که قرآن یاد بگیرد. پدر ایشان کشاورز بود و وضعیت مالی مناسبی نداشت و قادر به پرداخت شهریه مکتبخانه نبود. ایشان را می‌برد صحرا و مشغول به چوپانی می‌شدند. تا اینکه در سن 24 سالگی از پدرش جدا می‌شود و می‌رود کشاورز ارباب یک روستایی می‌شود. ارباب زمینی به او می‌دهد تا ایشان روی زمین کار کند و دوسوم از محصول زمین برای ارباب باشد و یک قسمت از آن برای کربلایی کاظم باشد.

یک روز می‌رود پای منبر یکی از وعاظی که از طرف آیت‌الله حائری یزدی همه ساله مأمور بوده در ماه رمضان در آن منطقه به تبلیغ بیاید. منبری حجت‌الاسلام صابری اراکی بودند، ایشان راجع به خمس و زکات صحبت می‌کنند. سخنران می‌گفت هر اربابی باید سال خمسی داشته باشد و کشاورزها هم باید زکات بدهند. اگر چنانچه خمس و زکات ندهند هر چه نماز بخوانند و روزه بگیرند باطل است. ایشان می‌آیند به ارباب می گویند که بیا و زکات پرداخت کنیم. ارباب زیر بار نمی‌رود و می‌گوید این مباحث را قبول ندارد. کربلایی کاظم هم می‌گوید حالا که تو این مباحث را قبول نداری من هم تو را قبول ندارم و دیگر برای تو کار نمی‌کنم. به همین دلیل می‌رود جای دیگری برای کارگری. چند سالی از این موضوع می گذرد و ارباب پشیمان می‌شود و پیغام می‌دهد به کربلایی کاظم که برگردد. خب پدرشان واسطه می‌شود و ایشان کما فی السابق مشغول به کار در آن زمین کشاورزی می‌شود.

 

 

* داستان امامزاده‌ای که در قرآن مورد عنایت اهل بیت قرار گرفت چه بود؟

کربلایی کاظم یک روز که موعد پرداخت زکات رسیده بود، از یک مسیری که در آن مسیر امامزاده هفتاد و دو تن در ساروق فراهان اراک بود، رد می‌شد. این امامزاده هفتاد و دو تن معروف است. درب امامزاده به دو سید بزرگوار برخورد می‌کند که او را صدا می‌کنند و می‌گویند محمدکاظم بیا برویم یک فاتحه‌ای برای این امامزادگان بخوانیم. پدر به همراه آن دو سید بزرگوار داخل امامزاده می‌روند، فاتحه‌ای برای شهدای مرد آن امامزاده می‌دهند و وقتی می‌خواهند به قبور شهدای زن آن امامزاده بروند برای فاتحه، کربلایی کاظم می‌گوید به آن سمت نباید برویم؛ متولی امام زاده گفته این‌ها زن هستند و نباید مردها برای فاتحه آنجا بروند. فقط زن‌ها مجوز دارند به آن قسمت بروند. یکی از آن دو سید می‌فرماید اینها همه خرافات است، اگر اینگونه باشد که نباید مردها به زیارت حضرت زینب و حضرت معصومه و حضرت زهرا(س) بروند. کربلایی کاظم راضی می‌شود که به آن سمت بروند و فاتحه‌ای می‌فرستند. بعد که از قسمت زنانه خارج می‌شوند و می‌روند سراغ باقی شهدای امامزاده، در آنجا پدر می‌گوید صحنه طور دیگری شد و آن دو سید بزرگوار ذکر می‌گفتند و صلوات می فرستادند و بر روی سقف نوری تابید و آیاتی از قرآن نوشته شد. من که سوادی نداشتم آقا فرمودند این آیات را بخوانم. من عرض کردم من که سوادی ندارم. چطور می توانم بخوانم در حالی که اصلا سواد ندارم؟ آقا فرمود من می‌خوانم تو با من بخوان. بسم الله الرحمن الرحیم. إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ ... . من هم این آیات را خواندم و بعد یکی از آن دو سید، دست بر سینه من گذاشت و بعد رها کرد. یک مرتبه کربلایی می‌بیند آنها غایب شدند و آیات نورانی که بر روی سقف درج شده بود هم دیگر نیست و سپس ایشان بیهوش می‌شود. سنگینی آیات و تشرف یافتن به محضر امام زمان(عج) آنقدر سنگین بود که یک مرتبه بیهوش می‌شود تا فردا صبح. صبح که بیدار می‌شود آیات قرآن را از حفظ تلاوت می‌کند. تمام قرآن به اذن خدا و به دست با برکت حجت بن الحسن(ع) در قلب کربلایی کاظم قرآن نازل شد.

 

* این هفتاد و دو تن امامزاده چه کسانی بودند؟

در زمانی که امام رضا(ع) ولیعهد مأمون ملعون بود، عده‌ای از علویون از نجف و کربلا و کاظمین و مدینه حرکت می‌کنند که خدمت امام برسند. وقتی وارد ایران می شوند مامون امام را شهید کرده بود و به حاکمان شهرها دستور می‌دهد که تمام علویان را در تمامی شهرها که در حال حرکت به سمت خراسان هستند، به قتل برسانند. در همان ساروق این کاروان در داخل یک باغی محاصره می‌شوند، جنگی صورت می‌گیرد و همه به شهادت می‌رسند. چهل نفر دختر به سرپرستی یک خانمی به نام ام‌سلمه بودند و بقیه مرد بودند.

 

 

 

* دیگران از این ماجرا چگونه مطلع شدند؟
ایشان چون روستایی و ساده بود و نمی‌خواست به مردم روستا بگوید که این اتفاق برایش رخ داده است، این حادثه را به کسی نگفت. فقط چند نفر از دوستان نزدیکش را مطلع کرد. 13 سال از این موضوع می‌گذرد تا اینکه ایشان قصد عتبات عالیات می‌کند. در یکی از شهرهای استان همدان برخورد می‌کند به دو مجتهد که قاری و مسلط به قرآن کریم بودند. از آنها یک اشتباه قرآنی می‌گیرد. آنها متعجب می‌شوند و می‌پرسند از کجا اینقدر به قرآن مسلطی و ایشان شرح ماوقع می‌کند. ایشان را می‌برند در کرمانشاه. عکس ایشان را به همراه شرح حالشان در مجله‌ای می‌نویسند و می‌فرستند خدمت آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله کوه کمری، آیت‌الله خوانساری، و آیت‌الله مرعشی نجفی. علمای قم ایشان را احضار می‌کنند.

 پدر تعریف می‌کردند که در قم می‌خواستند خدمت  آیت‌الله بروجردی برسند و در اندرونی خانه ایشان عده‌ای طلبه نشسته بودند و حرف‌های دنیایی می‌زدند و از ذکر خدا و خواندن قرآن حرفی در بینشان نبود. من آنها را نصیحت کردم که مشغول به ذکر خدا باشید و قرآن بخوانید و دیدم آنها اصلا گوش نمی‌دهند. وقتی این حالت را دیدم دست گذاشتم روی گوشم و بلند بلند قرآن خواندم. طلاب که این وضعیت را دیدند گفتند کربلایی کاظم شما هستید حافظ قرآن؟ خدمت آیت‌الله بروجردی خبر می‌برند که کربلایی کاظم در اندرونی هستند و آمده‌اند شما را ببینند. آیت‌الله بروجردی خودشان می‌آیند آنجا و دیده‌بوسی می‌کنند. می پرسند شما همان کربلایی کاظم هستی که حافظ قرآن هست و سوادی هم ندارد؟ پدر می گوید بله. فرمودند من چند تا سؤال از شما دارم. «إذ یعدکم الله إحدى...» در چه سوره‌ای است؟ پدر می‌گوید عرض کردم به آیت‌الله بروجردی این آیه هفت سوره انفال است ولی یک واو هم در اول آیه است. «و إذ» درست است. طلبه‌هایی که در آنجا بودند پرخاش کردند که کارت به جایی رسیده است که می‌خواهی از آیت الله بروجردی اشتباه بگیری؟ آقای بروجردی گفتند بنشینید! من مخصوصا این واو آیه را نگفتم تا ببینم تشخیص می دهد یا خیر. آن سؤال را جواب دادم. سؤال دیگری پرسید. پرسیدند. قرائت شما چه قرائتی ست؟ گفتم قرائت عاصم به روایت حفص است. ایشان گفتند بله ایشان شیعه است و قرائتشان مورد قبول است.

آیت الله بروجردی سؤال دیگری پرسیدند. گفتند من در سوره الضحی تردید دارم که «و اما الیتیم فلا تنهر» و یا «فاما الیتیم...». کربلایی کاظم گفتند فاما الیتیم فلاتنهر و در آیه بعد و اما السائل ... است. اولی با ف است و دومی با واو. سؤال های دیگری از ایشان کرد و جواب گرفت.

* ظاهرا مقام معظم رهبری هم در مشهد با ایشان برخورد داشته‌اند؟

سال 86 خدمت مقام معظم رهبری رسیدم. به بیت ایشان دعوت شده بودم. وقتی گفتم پسر کربلایی کاظم هستم گفتند شبیه پدرت هستی. گفتم مگر شما پدر بنده را دیده‌اید؟ فرمودند شهید نواب صفوی ایشان را آورد مشهد و ایشان را برد بالای منبر، دعوت کردند آیت‌الله میلانی و شیرازی بیایند حافظ قرآن کریم بودن این پیرمرد را امتحان کنند.

سپس گفتند: بنده هم ایشان را امتحان کردم که البته سنم هفده ـ هجده سال بود. واقعا ایشان معجزه بودند. رهبر انقلاب ادامه دادند که حتی ایشان در منزل آیت الله بروجردی هر سؤالی که آیت‌الله بروجردی از ایشان می پرسیدند جواب دادند.

من به رهبری عرض کردم ادامه آن داستان اینگونه هست که کربلایی کاظم به آیت الله بروجردی می‌گوید من هم از شما سئوالاتی دارم. و سئوالش را می پرسد و آیت الله بروجردی در جوابش می ماند. سئوال کرد شما که با قرآن سر و کار دارید یک سوره ای هست که فقط یک کسره دارد. آقای بروجردی هر چه فکر کردند به نتیجه ای نرسیدند گفتند در سوره قل هو الله احدفقط لام «لم یلد» کسره دارد. از این مهمتر هم سئوالی دارم. آن مرجع تقلید فرمود بپرس. گفتم یک سوره ای هست در قرآن که هفت حرف از حروف الفبا در آن سوره نیست. که این هفت حرف از صفات اهل جهنم است. ولی آن سوره سوره رحمت است. آیت الله بروجردی باز در جواب ماندند و گفتند خودت بگو. ایشان گفت سوره حمد است. این سوره هفت حرف ندارد: ج، خ، ذ، ش، ت، ث. که ث از ثبورا کثیرا می آید که صفات اهل جهنم است. ج که حرف جهنم است. خ هم خسران است. ز درختی در جهنم است به نام زقوم. شین هم از شقاوت و شیطان است. ذاء هم از لذا می‌آید. ف هم از فزء اکبر می‌آید. بعد آقا بلند می‌شود و صورت کربلایی کاظم را می بوسد و صد تومان پول به کربلایی کاظم می‌دهد ولی ایشان قبول نمی کنند. می گوید این را بده به طلبه‌هایی که مستحق هستند، من خودم کشاورز هستم و پول حلال در می‌آورم. آقا می‌فرماید خودم در بروجرد کشاورزی دارم از حق خودم می خواهم به شما سهمیه بدهم. ایشان قبول می‌کنند و در همان جا میان طلبه‌ها آن پول را تقسیم می کنند.

 * رهبری نفرمودند چه سئوالی از پدرتان کردند؟

خیر. ولی دستخط ایشان در همان امامزاده در ساروق موجود است که ایشان در وصف کربلایی کاظم مطلبی نوشته‌اند و در آنجا منتشر شده است. یکی از علما می‌گوید در جلسه آیت الله بروجردی که منزل ایشان برگزار می‌شد شرکت کردم و ایشان گفتند هر کس می خواهد حمدی همانند حمدی را که رسول الله می‌خوانند بشنود به قرائت سوره حمد کربلایی کاظم گوش دهد.

 

 

* جریان ورود کربلای کاظم به جریانات سیاسی و گروه فدائیان اسلام چه بود؟

در آن جلسه شهید نواب صفوی تشریف داشتند و کربلایی کاظم را می‌برد جزء گروه فدائیان اسلام می‌کند و می‌گوید می‌خواهم با این معجزه الهی طاغوت را در هم بکوبم. چند سالی با ایشان بودند.

 

در آن سالها کمونیست‌ها و کسروی‌ها به شدت علیه مردم و دین اسلام حمله می‌کردند. می‌گفتند باید دین جدید آوریم و اسلام را باید کنار گذاشت. باید دین جدیدی اختراع کنیم. شهید نواب صفوی با کمک کربلایی کاظم جلساتی برگزار می کردند و در آن از جوانها دعوت می کردند که در جلسات حاضر شوند و معجزه کربلایی کاظم را به جوانان نشان می دادند و جوانان متوجه پویایی دین اسلام و این معجزه می‌شدند و از عوام فریبی‌های کمونیست‌ها در امان می‌ماندند.

 

* به نظرتان رمز موفقیت پدر چه بود؟

آیت الله العظمی خوانساری از ایشان سئوال می پرسد که شما چطور شد که به این درجه رسیدید؟ کربلایی کاظم می گوید من سه تا ویژگی دارم که هر کسی این ویژگی ها را داشته باشد به درجه من می‌رسد. هر کسی این سه ویژگی را داشته باشد خداوند به او کرامت می کند؛ یا طی الارض پیدا می کند، یا مستجاب الدعوه می شود، یا حافظ قرآن. ویژگی اول: نخوردن مال حرام است. من از موقعی که به سن تکلیف رسیدم تا به الان یک لقمه حرام جذب بدنم نشده است. آقای خوانساری فرمودند شما از کجا می‌فهمید که یک لقمه حرام است و نمی خورید؟ پدرم گفتند اگر کسی خمس ندهد، زکاتش را ندهد، ربا بدهد، غذا تهیه کند جلو من بگذارد همان آقایی که مرا برد در آن امامزاده گفت قرآن بخوان صورتش برایم مجسم می شود که با اشاره دست می گوید از این غذا نخور. همان آقا با انگشت اشاره می کند. ویژگی دوم: از گندم و زکات و غیره که پرداخت می کردم هر چه که می ماند یک دهم آن را در راه خدا می دادم. سومین ویژگی: خواندن نمازهای واجب و مستحب 51 رکعت روزانه. همه نمازها را به جا می آوردم و عامل قرآن هم بودم.

 

* ماجرای تطابق قرآن مکتوب با کربلایی کاظم که توسط آیت الله مرعشی نجفی صورت گرفت چیست؟

آیت الله مرعشی نجفی فرمودند برخی از طلبه ها می گویند که قرآن تحریف شده است. این قرآن قرآن زمان پیغمبر نیست. ما هم وقتی داستان کربلایی کاظم را شنیدیم نامه ای نوشتیم و پیغام فرستادیم که کربلایی کاظم بیاید قم. طولی نکشید آمد و با هم دیگر قرار گذاشتند که روزی یک جزء قرآن مقابله کنند. دیدم همان قرآنی که بر محمد بن عبدالله نازل شده است را کربلایی کاظم قرائت می کند.

 

علماء نجف نیز از جمله سیدمحسن حکیم که پدر خاندان عالم پرور حکیم است نیز ایشان را امتحان کردند و تأیید کردند. سید عبد الله شیرازی، آیت الله ابولقاسم خوئی، آیت الله شاه آبادی، آیت الله کاشف الغطاء و علماء دیگر ایشان را امتحان کردند و همگان هم می دانستند که کار، کار اعجاز الهی ست. یک کتاب ادبیاتی به نام مغنی الادیب را به ایشان نشان می دهند و می گویند که این کتاب کتاب قرآن است. ایشان می گوید خیر اینگونه نیست، من کلمات قرآن را به صورت نور می بینم. چند صفحه ورق می زند کتاب را و بر می خورد به یک آیه قرآن و می گوید این آیه قرآن است. می گفت دیگر کلمات تاریک است و این نورانی است و آیه قران همین است. مولف کتاب آن آیه قرآن را برای شاهد مثال بحث ادبیاتی‌اش آورده بود و گفته بود که این شاهد مثال در این آیه فلان است و یک کلمه به آیه اضافه کرده بود. کربلایی کاظم گفته بود این ثم که اینجا آورده شده آیه قرآن نیست، و مابقی کلمات آیه قرآن است. می گویند نویسنده این کتاب فرد بزرگی بوده است. می گوید هر که می خواهد باشد این کتاب قرآن نیست. این مطلب به گوش اهل تسنن می‌رسد ایشان را به کویت دعوت می کنند. آنجا هم با حفاظ سنی بحث می کند و آنها را مغلوب می کند. عرض کنم که در آنجا آیت الله حکیم یک کفنی می گیرد بعد از حدود 4 ماه که آنجا بود وقتی می آیند. یک تابستانی بود که ایشان گفتند من می خواهم بروم قم دیدار آیت الله بروجردی و زیارت حضرت معصومه سلام الله علیه. چون من وصیت کردم در قم دفنم کنید بهتر است که در همان جا مستقر باشم شاید مرگ من برسد. شب را در خانه یکی از اقوام آیت الله بروجردی می‌خوابد. شب که می خواهد نماز شب بخواند به خاطر تاریکی هوا و پله هایی که بود پایش عقب جلو می شود و سرش می خورد به دیوار و سرش می شکند. ایشان را می برند بیمارستان. من تویسرکان بودم و خبری رسید که پدرم مریض است. بعد از چند روز که برادرم آمد از قم گفت که پدر مرحوم شده است و آیت الله بروجردی هم مراسم با شکوهی برایش برگزار کرد. برگشتیم قم تا مراسم سوم پدر را برگزار کنیم.

 

در سال 1332 آیت الله طالقانی یک جلسه مطبوعاتی گرفتند و دعوت کردند از تمام روزنامه نگاران و خبرنگاران جهان اسلام و درآنجا معجزه کربلایی کاظم را به همه معرفی کردند.

 

 

چرا ایشان را در حرم حضرت معصومه دفن نکردند؟

 خب روزی که کربلایی کاظم از دنیا رفت مصادف با روزی بود ساواک تدابیر امنیتی شدیدی علیه قمی‌ها تدارک دیده بود. ساواکی‌ها نباید خبردار می‌شدند که کربلایی کاظم مرحوم شده است. اگر خبردار می شدند جنازه پدرم را بر می داشتند و در دریاچه حوض سلطان می‌انداختند. پدرم را به دور از چشم ساواک و مخفیانه می‌برند در قبرستان قم نو دفن  می کنند. شبی در شیراز بنده را دعوت کردند برای حضور در یک مراسم قرآنی در آن جمع خیل عظیمی از حافظان قرآنی حضور داشتند. در آن جمع آیت الله سلیمی هم حضور داشت. تا متوجه شدند که من در آن جلسه هستم امام جمعه شیراز آیت الله محیی‌الدین حائری شیرازی به بنده گفتند قمی ها برای کربلایی کاظم آیا مقبره ای درست کردند یا خیر؟ گفتم مردم به فکر پول جمع کردن هستند چه کسی به فکر مقبره برای کربلایی کاظم است؟ ایشان آن زمان نامه ای به فرماندار آن زمان قم نوشت و گفت مقبره ای برای کربلایی کاظم درست کنید اگر نمی کنید ما شیرازی ها برای ایشان مقبره درست کنیم. فرماندار گفت خرج زیاد دارد و ما کمک می کنیم ولی مردم سر و صدا می کنند و قبرهای دیگر نبش می شوند و قابل زیارت نمی شوند. آیت الله حائری شیرازی زیر بار نرفتند و یک نفر کارشناس فرستادند قم که معاون شهرداری شیراز بود و آمدند برنامه چیدند و این مقبره را با کمک شیرازی ها درست کردند. الان چندین کشور دنیا با مترجمین می آیند در مقبره و بنده هم تا غروب همیشه در مقبره هستم و برای آنها معجزه کربلایی کاظم را تعریف می کنم. ده روزی هم در لبنان به دعوت حزب الله لبنان دعوت شدم و رفتم در آنجا مصاحبه هایی کردم و در همایش هایی شرکت کردم. سوریه و عراق و عربستان هم همایشهایی بود که حاضر شدم و داستان کربلایی کاظم راتعریف کردم.

 با این سن بالا چرا هنوز دست از این کار تبلیغی بر نمی‌دارید؟

 من 85 سال سن دارم و دیگر رمق چندانی ندارم. ولی پدر در خواب به من گفتند که تو باید این معجزه را به گوش جوانان برسانی تا مردم مطلع شوند و پی به عظمت قرآن ببرند و به دامن قرآن و اهل بیت متوسل شوند.


 
 
ایستگاه صلواتی فاطمیون مستقر در جبهه حلب سوریه
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٥
 

 همزمان با فرارسیدن عید سعید غدیر خم رزمندگان لشگر خط شکن و همیشه سرافراز فاطمیون مستقر در جبهه حلب سوریه با برپایی ایستگاه صلواتی به استقبال این یوم الله رفته اند.

ایستگاه صلواتی رزمندگان فاطمیون در حلب+عکس
ایستگاه صلواتی رزمندگان فاطمیون در حلب+عکس
ایستگاه صلواتی رزمندگان فاطمیون در حلب+عکس
ایستگاه صلواتی رزمندگان فاطمیون در حلب+عکس

 


 
 
عید الله اکبر برهمه شیعیان مبارک باد
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٥
 

اعمال عید غدیر


 
 
کشورهای عربی جمعاً چند مدال گرفتند؟ + جدول
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٥
 
کشورهای عربی با به خدمت گرفتن ده‌ها ورزشکار غیر عرب و دارای تابعیت دوم، توانستند در المپیک ریو جمعا 2 مدال طلا و 4 نقره کسب کنند.

به گزارش  العالم، کشورهای عربی که تعداد آنها 22 کشور است، جمعا در المپیک برزیل 14 مدال کسب کردند؛ 2 طلا، 4 نقره و 8 برنز.

این در حالی است که اغلب ورزشکاران مدال‌آور کشورهای عربی، اتباع کشورهای دیگر هستند که با هدف کسب مدال در رقابت های بین المللی، از سوی مقامات عرب به تابعیت کشورهای عربی در آمده اند.

در جدول مدال های ریو، نخستین کشور عربی بحرین است که با 1 طلا و یک نقره در رده 46 ایستاده است. پس از آن اردن با یک طلا؛ و الجزایر با دو نقره قرار دارند. بحرین بیش از هر کشور دیگری از ورزشکاران خارجی در المپیک ریو استفاده کرده بود؛ 15 ورزشکار که عبارت بودند از 6 دوندۀ اتیوپیایی، 5 کنیایی، 3 نیجریه ای و یک مغربی. بحرین در ریو یک مدال طلا و یک نقره به دست آورد که هر دو توسط ورزشکارانی با اصالت کنیایی به دست آمد.


نکته قابل توجه آن است که عربستان و کویت به عنوان دو کشور مهم و ثروتمند عربی، هیچ مدالی در المپیک به دست نیاوردند.
جدول کشورهای عربی با تعداد مدال های آنها را در زیر می بینید:

 

 
 

 
 
نفوذی درهیئت مذاکره کننده برجام
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٥
 
نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در پستی در صفحه اینستاگرام خود طی یادداشتی از جاسوسی یک فرد در وزارت خارجه پرده برداشت.

جاسوس «تیم مذاکره کننده هسته ای» کیست؟/ اهدای نشان خدمت توسط روحانی به وی+ عکس

نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در پستی در صفحه اینستاگرام خود طی یادداشتی از جاسوسی یک فرد در وزارت خارجه پرده برداشت.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، "حمید رسایی" نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در پستی در صفحه مجازی خود در اینستاگرام طی یادداشتی از جاسوسی یک فرد در وزارت خارجه پرده برداشت.
 
متن یادداشت به شرح ذیل است؛
 
هفته گذشته جعفری دولت آبادی، دادستان تهران خبر از بازداشت یک متهم ایرانی دو تابعیتی داد که با سرویس جاسوسی انگلیس مرتبط بوده و گفته شد که این فرد بازداشت شده در حوزه اقتصادی و مرتبط با ایران فعالیت می‌کرده است.
 
این هفته خبر دیگری منتشر شد که فرد دو تابعیتی بازداشت شده، علاوه بر فعالیت های اقتصادی دولتی و خصوصی، "مسئول یکی از کمیته‌های مهم هیئت مذاکره کننده" و "نماینده بانک مرکزی" در این تیم بوده است یعنی همان کسی که قرار بود با مشورت خودش درباره مفاد برجام در لغو تحریمها به تیم مذاکره کننده جهت دهی کند.
 
یکی از عناوین اتهامی وی، دریافت حقوق از موسسات امریکایی و انگلیسی (ماهانه 7000 پوند معادل 35 میلیون تومان) در ازای تلاش های وی است. علاوه بر همه این مبالغ دریافتی، وی از نگاه سخنگوی دولت، از ذخایر نظام هم بوده است (یعنی حقوق نجومی می گرفته). وزارت خارجه که در برابر توهین ها و تحقیرهای دول غربی، خصوصا آمریکا کِز می کند و ساکت است، درباره این خبر شیر شده و به میدان آمده که همه اینها کذب است و هیچ کس از ستاد اجرایی برجام بازداشت نشده!
 
سئوال اینجاست؛ بالاخره کدام طرف راست می گوید؟ راه حل راحت است. وزارت خارجه به جای اینکه تکذیب کند، به این فرد که تصویر آن را در ذیل این پست قرار داده ام، تریبون بدهد تا با خبرنگاران مصاحبه کند. وی عضو تیم مذاکره کننده بوده و اطلاعات دقیقی در این باره دارد که این تصویر سلفی را هم به عنوان سند از حاشیه حضور خود در مذاکرات هسته ای منتشر کرده است. توضیحات وی می تواند آبی بر این آتش باشد.
 
این شخص دری اصفهانی است، فردی غیر بانکی با سابقه حسابداری در نهادهای انگلیسی و کانادایی! وی فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد حسابداری از دانشگاه نفت است. 
 
دری، البته سابقه عضویت در جامعه و انجمن حسابداران خبره ایران، عضویت پیوسته در انجمن حسابداران خبره انگلستان و ولز (ICAEW) و عضویت در انجمن حسابداران خبره اُنتاریو در کانادا (CICA) را در رزومه دارد و اکنون مدتی است که عضو هیات مدیره بانک سامان است!
 
رسایی جاسوس هسته ای را معرفی کرد + عکس
 
وی در دوره تحریمها بانک سامان در حوزه پرداختهای کالاهای اساسی و دارو نقش اساسی پیدا کرد. این البته به لطف ارتباطات ویژه خارجی هیات مدیره بانک سامان است.
 
 دری اصفهانی دارای پاسپورت کاناداست و در حال حاضر مدیر شرکت دارویی UNIVERSAL HEALTH AND PHARMA PRIVATE LIMITED در تورنتو است.
 

خبرگزاری مهر در گزارش 19 بهمن 1394 نوشت: همچنین  رسول دری اصفهانی از رئیس جمهور نشان درجه سه خدمت دریافت کردند که  براساس دریافت نشان درجه سه دولتی، ۵۰ سکه بهار آزادی به عنوان مزایای مادی این نشان افتخار دریافت کرد


 
 
پایگاه های امریکا درمنطقه
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٤:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥
 

پایگاه نظامی روسیه در همدان؟

مدتی ست در شبکه های اجتماعی و رسانه ها و نیز برخی شبکه های خبری به ویژه بی بی سی و وی-او-ای، در باره حضور هواپیماهای نظامی روسیه در پایگاه نوژه همدان، بحث و گفتگوی بسیاری می شود. انگارهمگی نگران آسیب دیدن استقلال ایران و مخدوش شدن اصل حاکمیت ملی هستند. آیا به واقع چنین است؟ آمریکا و انگلستان که دولت ملی مصدق را با کودتای نظامی سرنگون کردند، نگران ایران و مخدوش شدن اصلی از اصول قانون اساسی ایران هستند؟
آمریکا تقریبا در تمامی کشورهای همسایه ایران پایگاه های متنوع نظامی دارد، که نمونه های اعلام شده آن ها از این قبیل اند:
یکم: پایگاه اینجرلیک در ترکیه
دوم: پایگاه بگرام در افغانستان
سوم: پایگاه شمسی در بلوچستان پاکستان
چهارم: پایگاه مناس در قرقیزستان
پنجم: پایگاه پرینس سلطان در عربستان
ششم: پایگاه علی سالم و پایگاه احد الجابر در کویت
هفتم: پایگاه الحدید در قطر
هشتم: پایگاه پنجم ناوگان دریایی امریکا و نیز پایگاه شیخ عیسی در بحرین
نهم: پایگاه الظفره در امارات
دهم: پایگاه بومرت در عمان
تا به حال نشنیده ایم که کسی نگران این همه پایگاه نظامی امریکا در منطقه خاورمیانه باشد. اگر نقشه منطقه جغرافیایی پایگاه را دقیق ببینید، مثل حلقه قرمزی کشور ما را محاصره کرده اند.


 
 
نفوذ
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٤:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٥
 

نسیم آنلاین نوشت: برخی کانال‌های تلگرامی مدعی شدند: متهم دو تابعیتی در حالی که تحت عنوان مشاوره و هیئت مدیره برخی بانک‌ها جزء نجومی بگیران دولت بوده، در ازای ارائه اطلاعات مختلف داخلی به موسسات تاثیرگذار بر تحریم‌ها مبلغی در حدود ماهانه ۷۵۰۰ پوند (حدود ۳۰ میلیون تومان) دریافت می‌کرده است.جزئیات جدید از بازداشت «مذاکره کننده» دو تابعیتی/ حقوق ۷۵۰۰ پوندی بابت جاسوسی

نسیم آنلاین نوشت: برخی کانال‌های تلگرامی مدعی شدند: متهم دو تابعیتی در حالی که تحت عنوان مشاوره و هیئت مدیره برخی بانک‌ها جزء نجومی بگیران دولت بوده، در ازای ارائه اطلاعات مختلف داخلی به موسسات تاثیرگذار بر تحریم‌ها مبلغی در حدود ماهانه ۷۵۰۰ پوند (حدود ۳۰ میلیون تومان) دریافت می‌کرده است.

به گزارش «نسیم آنلاین»، کانال تلگرامی "بخش مراقبتهای ویژه خبری" در مطلبی در خصوص دستگیری متهم ایرانی دو تابعیتی نوشت:

روز سه شنبه 26 مردادماه سال جاری بود که رسانه‌ها خبری را از قول دادستان تهران در خصوص دستگیری  و بازداشت یک متهم ایرانی دو تابعیتی در هفته گذشته در تهران و مرتبط با سرویس جاسوسی انگلیس منتشر کرده بودند. جعفری دولت آبادی همچنین افزوده بود: متهم در حوزه اقتصادی و مرتبط با ایران فعالیت می‌کرده است.

 

پیگیری ها و شنیده های کانال "بخش مراقبت های ویژه خبری" منجر به کسب اخبار جدید و مهمی در خصوص این دستگیری و هویت و جایگاه فرد بازداشت شده گردیده است.

خبرها حاکی است فرد دو تابعیتی بازداشت شده علاوه بر فعالیت های اقتصادی دولتی و خصوصی، "مسئول یکی از کمیته‌های مهم هیئت مذاکره کننده" و "نماینده یکی از نهادهای مالی" در این تیم است.

 

 وی در هفته گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

یکی از عناوین اتهامی وی دریافت حقوق از موسسات امریکایی و انگلیسی در ازای ارائه اطلاعات مهم مالی و اقتصادی جمهوری اسلامی است.

پیگیری‌ها مشخص کرده وی در حالی که تحت عنوان مشاوره و هیئت مدیره برخی بانک‌ها جزو یکی از نجومی بگیران دولت بوده، در ازای ارائه اطلاعات مختلف داخلی (که به جهت حضور در سطوح عالی مدیریتی اطلاعات مهمی را در اختیار داشته) به موسسات تاثیرگذار بر تحریم‌ها مبلغی در حدود ماهانه 7500 پوند  (حدود 30 میلیون تومان) دریافت می‌نموده است.

 اخبار تکمیلی حاکی از تلاش تیم رسانه‌ای دولت در جهت مسکوت گذاشته شدن و تکذیب این بازدشت می باشد.


 
 
آیات زندگی
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٥:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ امرداد ۱۳٩٥
 

 آیات حفظی

1-اخلاق قرانی

إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ .  نحل : 90    

2-کمینگاه های خطر

وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلاَّ غُرُوراً . اسرائ 64

و از ایشان هر که را توانستى با آواى خود تحریک کن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شرکت کن و به ایشان وعده بده»، و شیطان جز فریب به آنها وعده نمى‏دهد.

3-رحمت دوبرابر

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ (حدید : 28)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، به این پایه از ایمان اکتفاء نکنید، تقوا پیشه کنید، و به رسول او ایمان بیاورید، تا دوباره رحمت خود را به شما بدهد، و برایتان نورى قرار دهد که با آن زندگى کنید، و شما را بیامرزد و خدا آمرزگار و رحیم است

4-تقوی و اصلاح امور

یأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ قُولُواْ قَوْلًا سَدِیدًا

یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکمُ‏ْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ (70-71)احزاب

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا بترسید و سخن درست بگویید. خداوند کارهاى شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بیامرزد

5-دوری ازخدا و همراهی شیطان

وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینٌ

و کسى که درمقابل یاد خدای رحمان خود را به کورى بزند شیطانى برایش مقدر مى‏کنیم که او همواره قرین اوست.(زخرف36).

6-فیض رحمت الهی

مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزَى الَّذینَ عَمِلُوا السَّیِّئاتِ إِلاَّ ما کانُوا یَعْمَلُونَ

القصص :

7-حجاب اسلامی

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً

هان اى پیامبر! به همسرانت، و دخترانت و زنان مؤمنین، بگو تا جلباب خود پیش بکشند، بدین وسیله بهتر معلوم مى‏شود که زن مسلمانند، در نتیجه اذیت نمى‏بینند، و خدا همواره آمرزنده رحیم است (احزاب59).

8-گام های شیطان

النور : 21   یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکى‏ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لکِنَّ اللَّهَ یُزَکِّی مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ

اى کسانى که به خدا ایمان آورده‏اید مبادا پیروى شیطان کنید که هر کس قدم به قدم از پى شیطان رفت او به کار زشت و منکرش واداشت و اگر فضل و رحمت خدا نبود احدى از شما پاک و پاکیزه نمى‏شد و لیکن خدا هر کس را مى‏خواهد منزه و پاک مى‏کند که خدا شنوا و دانا است

9-نیک فرجامی

لِلَّذینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى‏ وَ زِیادَةٌ وَ لا یَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها خالِدُونَ یونس : 26

کسانى که نیکى کنند در پاداش خود همان نیکى را با زیاده‏اى خواهند داشت، اینگونه افراد به ذلت و فقرى که از چهره‏شان نمایان باشد مبتلا نمى‏شوند، اینان اهل بهشتند و در آن جاودانه زندگى مى‏کنند

10-نامه عمل

الإسراء : 13   وَ کُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فی‏ عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ کِتاباً یَلْقاهُ مَنْشُوراً

 ما مقدرات و نتیجه اعمال نیک و بد هر انسانى را طوق گردن او ساختیم که ملازم و قرین همیشگى او باشد و روز قیامت کتابى که نامه اعمال اوست بر او بیرون آریم در حالى که آن نامه چنان باز باشد که همه اوراق آن را یک مرتبه ملاحظه کند

 11-جواب بدی  باخوبی

وَ لَا تَسْتَوِى الحْسَنَةُ وَ لَا السَّیِّئَةُ  ادْفَعْ بِالَّتىِ هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلىِ‏ٌّ حَمِیمٌ(فصلت 34)

و چون معلوم است که خوبى و بدى یکسان نیست لا جرم تو بدى‏هاى مردم را بهترین عکس العمل دفع کن تا آن کسى که بین تو و او دشمنى هست چنان از دشمنى دست بردارد که گویى دوستى مهربان است


 
 
تحلیل جالب وقابل تامل لاریجانی درباره نتایج برجام
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٤:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٥
 
محمدجواد لاریجانی:
با توجه به نشانه‌های مبنی بر «استیصال» که از داخل ایران به آمریکا فرستادیم، باید منتظر مجموعه بسیار عظیمی از تحریم‌ها باشیم.

به گزارش مشرق، بیش از یکسال از حصول توافق هسته‌ای برجام میان ایران و 5+1 در وین می‌گذرد و بیش از 6 ماه است که این توافقنامه عملاً در مسیر اجرا قرار گرفته است. فارغ از موافقت یا مخالفت با برجام، مهمترین مسئله این روزها آن است که فارغ از ارزشگذاری مثبت یا منفی درباره این اتفاق مهم، چه "تجربه‌"‌ای می‌توان از آن آموخت؟ این تجربه هم می‌تواند فنی و تکنیکی و درباره شیوه مذاکرات بسیار مهم و حساس بین‌المللی باشد و هم درباره پیش‌فرض‌ها و تئوری‌هایی که به مثابه چراغ‌راهی برای مسیر انقلاب اسلامی عمل می‌کنند. محمدجواد لاریجانی از جمله افرادی است که در هر دو حوزه تخصص دارد و تراز علمی و تجربه‌های عملی او می‌تواند مخاطب را به این نتیجه برساند که نظرات وی کاملاً قابل اعتناست. 

در برهه فعلی که به نوعی به عنوان "دوران تجربه‌اندوزی از برجام" نامگذاری شده است، به سراغ محمدجواد لاریجانی رفته‌ و با وی در این باره به گفت‌وگو نشسته‌ایم. وی در  این گفت‌وگو جمع‌بندی قابل توجهی از نقدهای مبنایی و فنی که به مذاکرات هسته‌ای وارد بود را ارائه کرده است. نقدهایی که می‌تواند "تجربه" مهمی برای آینده انقلاب اسلامی به دست بدهد و در ادامه نیز درباره شیوه اجرای توافقنامه توسط آمریکا نکاتی مطرح و درباره چرایی اتخاذ چنین رویکردی توسط واشنگتن بحث شده است.

آنچه در ذیل می‌آید گفت‌وگوی با محمد جواد لاریجانی است که به نقد روند مذاکرات و توصیف و تبیین وضعیت امروز اجرای توافق برجام می‌پردازد.

به نظر شما الان برجام در چه وضعیتی قرار دارد و چه تجربه‌هایی می‌توان از آن آموخت؟

- لاریجانی:  اگر ما سایت‌ها و سیاسیون را در موضوع مذاکرات هسته‌ای با یک محکی ارزیابی کنیم، ملاحظه می‌کنیم بعضی‌ها به طور کلی سینه چاک این مذاکرات بودند؛ اینها هیچ وقت باب محتوای آن را باز نکردند و کمترین بحث را در مورد محتوای مذاکرات داشتند، با این حال تا می‌توانستند به حواشی پرداختند و شعارهایشان هم این بود که "برجام یک افتخار ملی است"، "دنیا در مقابل ایران زانو زد"، "تابوی مذاکره با آمریکا شکست"، "ما می‌توانیم در اقتصاد جهانی مندرج شویم"، "سرمایه گذاری در ایران خوب شد"، "دلواپسان به کنج رفتند" و مسائلی از این دست. درست و غلط بودن این شعارها مهم نیست بلکه مهم این است که هیچکدام از اعضای این طیف در این جعبه را باز نکردند تا ببیند داخل آن چیست. این جعبه فقط اسناد نیست، خود توافق برجام و قطعنامه 2231 حدود 200 صفحه است اما مطالعه صرف اینها هم حتی کافی نیست بلکه برای فهم آن باید بخش زیادی از وقایع در نظر گرفته شود.

گروه دیگری هم بودند که صرفاً دنبال آن هستند که جایی از برجام خراب شود تا آن را عَلَم کنند. دوستانی که با آقای احمدی‌نژاد و سایت‌های نزدیک به آنها کار می‌کنند از این دسته هستند. اینها حرفهایی می‌زنند که بنده تعجب می‌کنم؛ زیرا خود ایشان در سال‌های آخر ریاست جمهوری‌اش بدتر از این برجام را پیشنهاد می‌کرد. احمدی‌نژاد پیشنهاد داشت همه مواد غنی‌شده هسته‌ای را یک جا بدهیم و خودش هم با اوباما مذاکره و مسئله را حل کند! مشخص است که این نوع نقد نیز نقد به درد بخور و کارسازی نیست.

-لاریجانی: بله؛ سومین نقد غیرقابل قبول هم مربوط به آنهایی است که می‌خواهند به گونه‌ای صحبت کنند که "نه سیخ بسوزد و نه کباب". اینها هیچ وقت نگفتند که برجام چرا بد است و یا چرا خوب است. معمولاً می‌گویند مذاکراتی انجام شد و برجام یک چیز خوب دارد و یک چیز بد! حالا اگر جو منفی بالاتر بود می‌گویند کفه بدی‌اش سنگین‌تر است ولی اگر این جو پایین بود می‌گویند چیزهای خوبش بیشتر است! اگر رسانه‌ها و مطالب و صحبت‌های برخی سیاسیون را چه در اصولگرایان و چه در اصلاح‌طلبان نگاه کنید متأسفانه خیلی‌ها جزو این دسته هستند. و اکثر اصلاح‌طلبان هم بیشتر سعی می‌کنند کلاهی از این نمد برای خودشان درست کنند.

بنده معتقدم این جور نقدها اصلاً مناسب نیست. یکی از امتیازات شما این است که مطالب خوب و فنی درباره مذاکرات و برجام منتشر کرد.

جدای از اینکه برجام خوب است یا بد، باید ببینیم محتوای آن چیست. البته بحث جدی است، من هم پیش از این به اندازه کافی راجع به برجام صحبت کرده‌ام.

* برخی سینه‌چاکان برجام(که به قول شما بعضی‌شان اساساً متن را هم نخوانده‌اند)، منتقدان را متهم می‌کنند که به دنبال تعطیلی برجام هستند. آیا اساساً چنین رویکرد مچ‌گیری در منتقدان منصف وجود دارد؟ 

- لاریجانی: آقای هاشمی اخیراً در صحبتی فرمودند که "بعضی‌ها دوست دارند برجام تعطیل شود و به منافع ملی ضربه بزنند". باید گفت که برجام تعطیل نشده است و اتفاقاً با قوت پیش می‌رود(خنده)؛ منتها براساس فکت شیت آمریکایی پیش می‌رود. ما بلافاصله بعد از توافق برجام در وین گفتیم که باید برای آن فکت‌شیت در کشور تصویب شود تا تفسیرهای آمریکا مبنای عملشان قرار نگیرد، اما این کار انجام نشد.

الان هم صحبت درخواست تعطیلی برجام و مچ‌گیری نیست. اصطلاح «تجربه» اصطلاح بسیار خوب و قشنگی است. یک «تجربه» در حال پیشرفت و تطور است. چیزی که غربی‌ها به آن می‌گویند unfolding  (آشکار شدن؛ روشن شدن). یعنی از دل یک وضعیت، وضعیت دیگر بیرون می‌آید. باید نگاه کنیم، چرتکه بیاندازیم و ببینیم در دوران پسابرجام دخل و خرج ما چیست و چه منافع و مضراتی داشته‌ایم.

یک بحث دیگر آن است که من به طور کلی مذاکرات هسته‌ای انجام شده را از چند جهت قابل نقد می‌دانستم و می‌دانم. فقط "نوع" این نقد امروز نسبت به قبل فرق دارد. قبلاً که مذاکرات نهایی نشده بود بحث ما عمدتاً مباحث تحلیلی-نظری بود. اولین اشکال من به مذاکرات این بود که آن «تئوری پایه» و سنگ زیربنای مذاکرات یعنی این شعار که «هم چرخهای سانتریفیوژ بچرخد و هم چرخ‌های کارخانه‌ها»، به چند معنا یک پایه کاملاً غلط است. دلیل اول اینکه اگر چرخ‌های صنعت ما نمی‌گردد دلیل اصلی‌اش این نیست که سانتریفیوژها می‌چرخند؛ دلیل دوم اینکه آمریکایی‌ها اصلاً می‌خواهند هردو چرخ نچرخد، نه اینکه مثلاً یکی شل بزند و یکی سفت شود. دلیل سوم اینکه اساساً این تئوری پایه قابل وصول نیست، یعنی اگر ما چرخ‌های سانتریفیوژ را متوقف کنیم، آنها نمی‌گذارند صنعت و اقتصاد ما راه بیفتد. به خاطر اینکه راه افتادن اقتصاد جمهوری اسلامی ایران برای غرب خطر بزرگی دارد. علت تحریم‌ها سانتریفیوژها نبودند، بلکه آنها می‌خواستند اقتصاد خراب شود تا مردم جیغشان بلند شود و شورش کنند. به این دلایل معتقدم این چارچوب(هم چرخ سانتریفیوژ بچرخد هم چرخ اقتصاد) از ابتدا درست نبود. چارچوب درست این بود که هم چرخ اقتصاد و هم چرخ سانتریفیوژ، هردو با قدرت بچرخد. هنر این بود. تئوری عملی این باید می‌شد.

نقد دوم به این تجربه این است که در مذاکرات از ابتدای کار عنوان شد استراتژی ما برد-برد است، در حالی که استراتژی برد-برد اصلاً مربوط به این شرایط نیست. در تئوری‌های استراتژی، استراتژی برد-برد وجود دارد اما این برای جایی است که دو طرف "منافع مشروع" دارند و حالا این منافع مشروع با هم clash(تقابل، تزاحم، تصادم) پیدا کرده، لذا می‌نشینند و هر کدام از بخشی از منافع خود کوتاه می‌آیند تا توافق حاصل شود. مثلاً فرض کنید در خرید و فروش یک خانه، کسی که می‌خواهد بخرد دوست دارد ارزان بخرد و فروشنده منافعش ایجاب می‌کند که گرانتر بفروشد، هر دو هم منافع مشروعی دارند، لذا با هم می‌نشینند و مطابق استراتژی برد-برد کار می‌کنند(مقداری این کوتاه می‌آید و میزانی آن، و توافق حاصل می‌شود). اما در مسئله هسته‌ای با شرایطی روبرو نیستیم که دو طرف منافع مشروع داشته باشند و بخواهند با هم کار کنند. اینجا یک دزدی به داخل خانه ما آمده و بارها را جمع کرده و می‌برد. حالا وقتی می‌گوییم بیایید طبق قاعده برد- برد کار کنیم یعنی یخچال و فریزر و تلویزیون برای تو و آن سطل هم برای من!(خنده). عاقلانه این  است که اینجا استراتژی ما «مقابله با تجاوز» باشد؛ ما هرگز و به هیچ وجه نباید به متجاوز جایزه بدهیم.

نقد سوم مربوط به تکنیک مذاکره است؛ این مسائل کاملاً غیرخطی است و اساساً ربطی به جناح سیاسی ندارد و هر آدم حرفه‌ای در امر مذاکرات چه اصلاح طلب و چه اصولگرا باید به این صورت صحبت کند و وارد بحث شود. تکنیک مذاکره که در دولت محترم انتخاب شد تکنیک «همه یا هیچ» یا همان «بیگ بنگ»(Big Bang) بود. البته برخی مذاکرات به این شکل هم وجود دارد؛ مذاکراتی که می‌گویند کار را تمام کنیم و نایستیم، منتها این برای موقعیت‌هایی است که دو طرف اولاً لیست مطالباتشان کاملاً «خوش تعریف»(Well-defined) است و ثانیاً "به هم اعتماد دارند". 

* به نظر شما چه دلیلی وجود داشت که دولت محترم یازدهم با تکنیک همه یا هیچ مذاکرات را دنبال کند؟ 

-لاریجانی: علت اینکه دولت ما تکنیک همه یا هیچ را انتخاب کرد به نظرم این است که دولت به این جمع‌بندی(اشتباه)رسید که اوباما واقعاً می‌خواهد مسئله هسته‌ای حل شود، لذا به آمریکا اعتماد کردند. ما نباید به آمریکا اعتماد می‌کردیم؛ این موضوع را مقام معظم رهبری در طول مذاکرات همواره هشدار داد و به شکل کارشناسانه فرمودند.

اهمیت بحث رهبری این بود که ایشان به صورت کارشناسی می‌خواست جابیاندازد که ما نباید به آمریکا اعتماد کنیم. ایشان می‌توانستند به صورت دستوری صرف مطلب را مطرح کنند اما در آن صورت موضوع آنطور که باید و شاید جا نمی‌افتاد. وقتی ما به طرف مقابل اعتماد نداریم، تکنیک «همه یا هیچ» به درد نمی‌خورد، بلکه باید لقمه را به 200 قسمت تقسیم کنیم، قسمت اول را که انجام دادیم، منتظر باشیم ببینیم او چه کاری انجام می‌دهد؛ اگر تعهدش را انجام داد آنوقت قسمت دوم را انجام می‌دهیم و الی آخر که به تدریج اعتمادسازی شود. اصطلاحاً به این تکنیک Confidence Building(اعتمادسازی) می‌گویند. به جای تکنیک همه یا هیچ یا همان بیگ بنگ ما باید از این تکنیک استفاده می‌کردیم، اما این کار را نکردیم. درحالی که آن چیزی که ما باید انجام دهیم خوش تعریف، نقد و قلفتی بود و آن چیزی که باید او انجام بدهد اصلاً تعریف نداشت! مثلاً گفته شده صرفاً تحریم‌های هسته‌ای(Nuclear Related) باید برداشته شود؛ اما خیلی از تحریم‌های غیرهسته‌ای به یک نحوی به هسته‌ای وصل شده است. از همه مهمتر هیچ سخنی راجع به ساختار تحریم‌ها در توافقنامه نگذاشته‌ایم.

بنابراین غرب توانست ساختار تحریم را نگه دارد، و تگ (برچسب) آن را می‌تواند گاهی کم رنگ کند و یا تگ دیگری روی آن بگذارد. سوال این است که برای ما مگر عنوان تحریم مهم بود؟ نخیر! اصل تحریم مهم بود. اما می‌بینیم که طرف مقابل ساختار آن را کاملاً نگه داشته است. اینکه با یک هواپیما پول به ایران فرستادند دقیقاً برای این است که ساختار تحریم را اوباما نمی‌خواست تغییردهد. یک پولی رساند اما ساختار تحریم را عوض نکرد؛ این خیلی مهم بود.

اشکال بعدی کارشناسی، راجع به نحوه مستندسازی یا Documentation مذاکرات است. بسیار مهم است که یک مذاکره به چه زبان و روشی Stipulate(تصریح کردن) می‌شود، یعنی مهر و موم می‌شود(چارچوبش کاملاً مشخص می‌شود تا تفسیر متناقض از آن صورت نگیرد). اما در برجام اولاً معلوم نیست کجا و چه کسی باید تصویب کند؟ چرا معلوم نیست، به خاطر اینکه هم آمریکا نمی‌خواست به شکلی به کنگره ببرد که بعداً موی دماغ شود و هم ایران نمی‌خواست به مجلس بفرستد و کسی بگوید بالای چشمش ابروست. حالا در ایران به مجلس بردیم و یک چیز درست کردیم، اما به هر صورت در داخل متن برجام اینکه کجا و چه طور باید تصویب شود گفته نشده است. خب چرا گفته نشده است؟

نکته بعد اینکه ما از تکنیک انعطاف معنوی(Semantic Elasticity؛ از اصطلاحات مربوط به فن مذاکره به معنای انعطاف معنوی، کشش معنایی یا قابلیت ارتجاعی معنایی) استفاده کرده‌ایم. انعطاف معنوی یعنی جایی که شما اهداف اصلی‌تان تضمین است ولی بر سر فرعیات گیر کردید یک مقداری عبارات را گشاد کنید تا جلو بروید، ولی عبارات و مفاهیم اصلی نباید مشمول انعطاف معنایی باشد بلکه باید در اینها کاملاً صریح باشیم. اما در متن برجام این انعطاف معنوی هم در اصلی‌ها و هم در فرعی‌ها با هم وجود دارد.

مثال بزنم: در عبارات برجام داریم که دیگر تحریم جدیدی به شکل هسته‌ای نباید باشد. خب تحریم جدید که آمریکایی‌ها هر روز 5 شرکت جدید تحریم می‌کنند، اما می‌گویند این تحریم جدید نیست، مصداق آن جدید است! در حالی که این یک semantic elasticity  است.  یعنی از لحاظ معنوی اینجا یک انعطاف و اتّساع(فراخ شدن معنا) پیدا شده است. چرا پیدا شده است؟ وقتی می‌گوییم تحریم جدید نباشد چه مصداقاً و چه عنواناً جدید است. آنها برای اینکه این مشکلشان را حل کنند و به نوعی راه را برای دبه باز کنند بلافاصله فکت شیت می‌دادند که در‌آن انعطاف معنوی متأسفانه هم اصل و Core(هسته اصلی) را شامل شده و هم Periphery (پیرامون، حاشیه) را گرفته است. اصطلاحاتی که می‌گویم در فن مذاکرات عین همین‌ها هست. خب، هر دو را گرفته است در حالی که اتساع معنوی در مذاکرات فقط باید حاشیه را بگیرد. ما سر حواشی دعوا نمی‌کنیم، علیکم بالمتون لا بالحواشی.

غربی‌ها دائماً بلافاصله فکت شیت می‌دادند و بعد از آن به این فکت شیت عمل هم می‌کردند؛ ما اینجا ساکت می‌شدیم و به همین دلیل فکت شیت آنها مهر تایید می‌خورد!

* با توجه به اینکه مذاکرات با تمام نقدهای وارد به آن، اینک تمام شده و در فصل اجرای آن قرار داریم؛ اینک چگونه باید برجام را ارزیابی کرد؟ و چطور باید از آن تجربه اندوخت؟

-لاریجانی: این مطالب که عرض کردم، اشکالاتی بود که در طول مذاکره وجود داشت. اما الان اگر بخواهیم این توافقنامه را ارزیابی کنیم باید از انتها ارزیابی کنیم. یعنی یک ارزیابی باید مربوط به قبل از اتمام مذاکرات و درباره مبنا و استراتژی و تکنیک و بعد مستندسازی توافق باشد و ارزیابی دیگر که مربوط به امروز(دوران مربوط به بعد از توافق و زمان اجرا) است باید برعکس باشد و از انتها بررسی کنیم که چه بوده است.

براساس مدارکی که ما از مذاکرات داریم وزارت خارجه روزگار سختی دارد برای اینکه حتی یک شکایت را بتواند مطرح کند. آمریکایی‌ها به اندازه کافی متن را سوراخ کرده‌اند و این متن قابلیت انعطاف در مسائل اصلی در خودش قرار داده. در این سمت نه وزارت خارجه و نه مجلس شورای اسلامی نقاطی که می‌بایست تعیین می‌کردند تا موضع و فکت‌شیت ما باشد و بتوانیم بعداً بر اساس آن شکایت کنیم را تدوین نکردند. لذا من با آنها(وزارت خارجه ایران) از این جهت احساس همدردی دارم. در حالی که آمریکایی‌ها کلاً زیرآب همه تعهدات را خیلی خوب می‌زنند ولی این طرف کاری نمی‌تواند انجام بدهد.

* علیرغم نقدهای وارد بر برجام و کارشکنی‌های جدی آمریکا، آقای روحانی رئیس‌جمهور محترم در گفت‌وگوی تلویزیونی اخیرشان مطالبی را به عنوان دستاوردهای برجام در حوزه اقتصاد بیان کردند؛ این دستاوردها را چطور باید ارزیابی کرد؟ آیا حقوق ملت ایران واقعاً استیفا شده است؟

- لاریجانی: جناب رئیس‌جمهور در مصاحبه اخیرشان به بخشی از دستاوردهای برجام اشاره کردند که به نظر من درست است. یعنی ما می‌توانیم بخش خوبی از نفت خود را بفروشیم، یک پول‌هایی به ما رسیده، رفت و آمد کشتی‌های ما به یک جاهایی باز شده که قبلاً ممکن نبود، همه این ها درست است منتها باید ببینیم اینها در چه چارچوبی باید ارزش‌یابی شود و "قدر" این امور چه اندازه است و خلاصه معیار برای ارزیابی این دستاوردها نیاز داریم.

انکار این گشایش‌ها احمقانه است و غیرمنصفانه. سعی در تقلیل ارزش آنها هم نوعی "لج‌بازی" است. کار درست ارزیابی و "توزین" معقول و منطقی و البته اصولی این دستاوردها است. از ابتدا باید روشن باشد که توفیق دولت توفیق ملّت است و همه از آن بهره‌مند و همه بدان‌ها می‌بالیم. هیچ وطن پرستی و هیچ شهروند این کشور نباید از عدم توفیق مسئولان احساس خوشحالی کند.
برمی‌گردیم روی موضوع ارزیابی دستاوردهای دولت محترم- خصوصاً در مراودات تجاری و اقتصادی و پولی- از مذاکرات هسته‌ای:

اولاً، باید بدانیم که گشایش‌ها همه حقوق مسلّم ملّت ما بوده که با تلاش دولتمردان استیفا شده و هرگز صدقه یا هبه آمریکا نباید به‌حساب بیاید.

ثانیاً، آنچه عمل شده درصد بسیار کوچک و ناقص از تعهدات آمریکا و متحدان وی است در حالیکه ما عمده تعهدّات خود را انجام داده‌ایم!

ثالثاً، آمریکا ساختار تحریم‌ها را کاملاً نگه داشته است و قصد ندارد در آینده نزدیک آنها را بردارد. برای این کار چند دلیل عمده دارد:
دلیل اول اینکه: سند سازی ناقص و "بدتعریف"- ill-defined  برجام و قطعنامه 2231 این امکان را به آمریکا می‌دهد که قطره چکانی با ما رفتار کند و پیچ آن در دست آمریکا باشد. این امر قدرت تحمیل فراوانی را به سیاستمداران واشنگتن می‌دهد.

دلیل دوم اینکه: برای آمریکا تجربه مذاکرات هسته‌ای قابل تکرار به عنوان یک مدل در زمینه‌های دیگر نیز می‌باشد. بخصوص در نوبت بعد، مسئله توان نظامی و موشکی ایران است. برای اجرای این سیاست، که از‌آن به برجام 2 تعبیر شده است، "باید" ساختار تحریم‌ها زنده باشد. بخصوص با ارتباط دادن بسیاری از تحریم‌های هسته‌ای به مسئله موشکی می‌توان تحریم‌ها را نگه داشت و صرفاً "برچسب" آن را عوض کرد.

دلیل سوم: گشایش اقتصادی در ایران مایه تقویت جمهوری اسلامی است و این امر برای غرب بسیار ناخوشایند است لذا، مواهب برجام باید "قطره چکانی" و "تحت کنترل شدید آمریکا" به ما برسد وآنچه رسیده همه از این مسیر بوده!

توجه کنید که نمی‌توان گفت آمریکا تنها می‌ماند و اروپا از وی پیروی نمی‌کند!! امکان ندارد، زیرا صنایع، اقتصاد و بخصوص مراوادت مالی آمریکا و اروپا بهم تنیده است و اروپا رهبری آمریکا را در کلوب غربی پذیرفته‌ است. لذا در عمل مجبورند که نظر آمریکا را رعایت کنند همانطور که تاکنون کرده‌اند و بانک‌های بزرگ و شرکت‌های مهم منتظر چراغ سبز آمریکا هستند در حالیکه روی کاغذ چنین امری ظهور ندارد. این امر حتّی در تراکنش مالی حاصل از فروش نفت‌های جدید هم اتّفاق افتاده است.

نتیجه مهم اینست که ادامه تضییقات صرفاً تأخیرهای بوروکراتیک نیست و با گذشت زمان بخودی خود رفع نمی‌شود بلکه ناشی از یک تصمیم موکّد و حساب شده دولت آمریکا و همراهی -با درجات مختلف طوعاً و البته اجباراً با تمام موارد- اروپا می‌باشد.

رابعاً: با توجّه به نکات فوق گشایش‌های انجام شده نه تنها محدود و مضیّق است بلکه "کاملاً غیرقابل اطمینان" است. ما نمی‌توانیم برنامه‌های توسعه اقتصادی خود را به این عنصر غیرقابل اتکّا وابسته کنیم.

خامساً: جمهوری اسلامی بهای بسیار سنگینی برای تحقق توافق هسته‌ای داده است و اگر بنا بود شرایط این چنین باشد و قرائت آمریکا از برجام پایه عمل قرار گیرد حتماً موضع جمهوری اسلامی چیز دیگری بود.

آنچه مهر نظام را در این مذاکرات دارد متون مورد توافق با تفسیر رهبری است. این "فکت شیت" ما در ایران است. اگر مسئولان استناد به نظام می‌دهند باید دقیق باشند.

به‌هرصورت آنچه ما پرداخته‌ایم، از انهدام اراک، تعطیلی فردو، انهدام(اوراق نمودن) صدها دستگاه سانتریفیوژ و از همه مهمتر تقریباً تعطیلی تحقیق و توسعه جدی و مهار توسعه فنی-علمی در زمینه هسته‌ای برای قریب دو دهه، اینها هرگز با رفع قطره چکانی محدودیت‌ها و حفظ ساختار تحریم و کنترل همان قطرات محدود همخوانی ندارد. به قول دکتر علی لاریجانی مروارید غلطان دادیم و "آب نبات دسته‌دار" گرفتیم!!

با توجه به نکات فوق است که باید گشایش‌های حاصل شده را ارزیابی کنیم.

آمریکایی‌ها تئوری‌شان این است که قطره قطره اجازه دهند ما دهانمان گاهی شیرین شود، ولی هرگز ساختار تحریم‌ را برندارند.

آمریکایی‌ها الآن به مسائل بسیار فراتر از هسته‌ای فکر می‌کنند. ما باید خودمان را جای آنها بگذاریم. اگر ما خودمان را جای آمریکایی‌ها بگذاریم، اولاً آمریکایی‌ها احساس می‌کنند تحریم‌ها توانست ایران را مستأصل کند و اگر ایران مستأصل نبود هرگز به پای مذاکره نمی‌آمد. بخاطر برخی رفتارهای ما یک نتیجه مهم گرفتند و آن اینکه "ایران در مقابل زور مقاوم است، مگر اینکه زور پرزور باشد". موضوع این است که مسئله هسته‌ای در انتهای لیست خواسته‌های آمریکا از ایران بود، و آنها چیزهای بسیار فراتر از آن را از ما می‌خواهند. بدین ترتیب با توجه به نشانه‌های بدی که مبنی بر استیصال فرستادیم، باید منتظر مجموعه بسیار عظیمی از تحریم‌ها باشیم.

پس ببینید اینها اشکال‌های بسیار مهمی هستند که ما به موضوع برجام داریم. طرف مقابل البته یک اکسیژنی به ما داد آن‌هم عمدتاً به بخش‌ دولتی اقتصاد ما رسید و نه چندان به تولید داخلی ما. آنها اکسیژنی گرفتند که درست است و حق ماست؛ تازه چیزی ندادند و بیشتر از این باید بدهند. منتها تجربه‌ای که آمریکایی‌ها از این قضیه پیدا کردند بسیار تجربه خطرناکی است و آنها ساختار تحریم را به همین دلیل نگه داشتند و می‌گویند ما حالا حالاها با ایران کار داریم.

من قبلاً در مصاحبه‌ای گفتم که روح برجام خیلی کثیف است. روح کثیف برجام این‌هاست که توانمندی هسته‌ای ما را از بین ببرند، ما را در منطقه از پشتیبانی فلسطین و جبهه مقاومت بازدارند، نظام اقتصادی ما را در داخل کشور در حد انفجار ببرند و نهایتاً نظام اسلامی ما را دچار چالش جدی کنند. پس روح برجام را کاملاً شفاف می‌بینید که چه چیزی است. متن آن هم به آن وضعیّت است که گفتیم و روحش نیز به این کثافتی است که می‌بینید. این واقعیتی است که روی میز راجع به برجام داریم.

البته در شرایط فعلی نمی‌خواهم بگویم که ما فقط نظاره‌گر هستیم و کاری نمی‌توانیم انجام دهیم.

 


 
 
سئوال نمایندگان مجلس از وزیر اقتصاددرباره تخلفات مالی برادر رئیس جمهور
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٥
 

سؤال 4 نماینده از طیب‌نیا درباره معاملات مشکوک 30 هزارمیلیاردی

چهار نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی متن سؤال خود از طیب‌نیا درباره چگونگی معاملات مشکوک 25 تا 30 هزار میلیاردی در 3 بانک دولتی، چهار بانک خصوصی و 3 صرافی بزرگ را تقدیم هیأت رئیسه پارلمان کردند.

حسینعلی حاجی‌دلیگانی نماینده شاهین‌شهر، سیدمحمدجواد ابطحی نماینده خمینی‌شهر، جواد کریمی‌قدوسی نماینده مشهد و کلات و ابوالفضل ابوترابی نماینده نجف‌آباد در راستای اجرای ماده 209 آیین‌نامه داخلی پارلمان، سؤالی را درباره چگونگی معاملات مشکوک 25 تا 30 هزار میلیاردی در 3 بانک دولتی، چهار بانک خصوصی و 3 صرافی بزرگ از علی طیب‌نیا وزیر امور اقتصادی و دارایی مطرح کردند و این سؤال را به هیأت رئیسه پارلمان ارائه دادند.

متن این سؤال به شرح ذیل است:

جناب آقای طیب‌نیا!

جنابعالی در جایگاهی قرار گرفته‌اید که یکی از وظایف اصلی شما نظارت مؤثر و بازدارنده بر اموال ملت و حفظ اموال عمومی و بیت‌المال اسلام و مسلمین است؛ بانک‌ها و صرافی‌های کشور بخش اعظمی از این اموال را مدیریت می‌کنند و متأسفانه به جهت ضعف قوانین و نظام یکسویه بانک‌ها و عدم تمکین به خواسته‌های مشروع حاکمیت پس از چندی شاهد فجایعی بزرگ در عرصه مالی کشور هستیم.

این در حالی است که دولت و جنابعالی با طرح نمایندگان ملت در مجلس نهم که با بیش از 200 امضا برای اصلاح نظام بانکی ارائه شد، مخالفت کرده‌اید و مدعی ارائه لایحه‌ای از سوی دولت به مجلس بوده‌اید که تاکنون هنوز تقدیم مجلس نشده است.

جنابعالی و سایر مسئولین مرتبط باید پاسخگو باشید که چگونه معاملات مشکوکی که بین 25 تا 30 هزار میلیارد تومان اخیراً در سطح 3 بانک دولتی و 4 بانک خصوصی اتفاق افتاده است و این معاملات منجر به وام‌هایی شده که مجموعاً بین 10 تا 12 هزار میلیارد تومان بوده است؟

ارتباط آقای حسین فریدون با 3 شرکت صرافی بزرگ و همکاری مؤثر ایشان با این صرافی‌ها، خصوصاً صرافی جم که ایشان از سهامداران اصلی آن می‌باشند، در اینگونه فعالیت‌ها چه بوده است؟

در این ارتباط 40 سفر خارجی شخصی داشته که بیشترین آن به استانبول و دبی بوده و برخی از این صرافی‌ها قدمتی 10 ساله داشته و در دوران تحریم کار می‌کردند (کاسبان تحریم بوده‌اند) و بین این صرافی‌ها و بانک‌ها با آقای فریدون روابطی برقرار بوده است.

جناب آقای طیب‌نیا!

چرا باید شخصی که امتیاز او ارتباط نزدیک با مقام عالی اجرایی کشور است اینگونه در عرصه مالی و پولی کشور تاخت و تاز کند و شما نیز اعتراضی نمی‌کنید و معاون دیگر آقای رئیس‌جمهور آقای نوبخت از آقای حسین فریدون و صفدر حسینی به عنوان ذخایر انقلاب یاد می‌کند و برای این افراد سینه چاک می‌نماید و در دفاع از حسین فریدون به دستگاه قضاء شکایت می‌برند که چرا در مورد وی رسانه‌ها شفاف‌سازی کرده‌اند.

جناب آقای وزیر!

این اتفاقات در دهه چهارم انقلاب اسلامی که دهه عدالت و پیشرفت است، می‌افتد و ملت آن را مقدمه تصفیه و پاکسازی گسترده انقلاب خونبار می‌دانند تا انقلاب عظیم الهی ملت خود را لایق درک 40 سالگی انقلاب بنماید و تمامی رگ‌های نفوذ قطع شده و ملت عزیز معنای واقعی عدالت را درک کند و طعم شیرین آن را بچشند.

آقای طیب‌نیا!

رئیس دادگاه انقلاب اسلامی که از پرونده حسین فریدون اطلاعات کامل داشته است و بر آن اشراف دارد، می‌فرمایند آقای روحانی باید برای برادرشان درخواست حبس ابد نمایند.

آقای وزیر!

حتماً مطلع هستید که بابک زنجانی در بخشی از اعترافات خود اذعان داشته در انتخابات سال 1392 به آقای حسین فریدون مبلغ 5 میلیارد تومان پرداخت کرده است.

جناب آقای وزیر!

لازم است جنابعالی موضع‌گیری شفاف در این مورد داشته باشید و حساب خود را با این اشخاص و اتفاقات روشن نمایید و با حضور در کمیسیون اقتصادی و مجلس شورای اسلامی به وکلای ملت پاسخگو باشید تا ان‌شاءالله در صحن مجلس شفاف‌سازی کاملی صورت گیرد


 
 
اگر امانتدار بود چرا برای حقوق 57 میلیونی او عذرخواهی کردید؟!
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩٥
 

«اگر افرادی چون صفدرحسینی امین و امانتدار بودند چرا دولت نسبت به استعفای اجباری آنان اقدام و از مردم نسبت به دریافت‌های نجومی آنها عذرخواهی کرده است؟»
سایت مشرق در تحلیلی نوشت: افشای حقوق نجومی 57 میلیون تومانی صفدرحسینی مدیرعامل صندوق توسعه ملی و دیگر اعضای هیئت عامل این صندوق سبب شد تا هیئت امنای صندوق توسعه ملی در تاریخ 12 تیر ماه سال جاری با استعفای اجباری تمامی اعضای هیئت عامل موافقت کند تا برکناری پنج مدیرعالی این صندوق رقم بخورد.
فیش حقوقی صفدرحسینی دارای تسهیلات عجیب و غریبی بود که تاکنون نظیر آن مشاهده نشده است. مزد شغل، مزد سنوات نهایی، حق پست نهایی، حق اولاد، حق مسکن، حق خواروبار، حق شیفت، حق تلفن همراه (360 هزار تومان)، اضافه کار، ایاب و ذهاب (جالب اینکه مدیران ما خودروی دولتی به همراه راننده دارند)، یارانه غذا، هزینه پزشکی، هزینه‌‌های دندانپزشکی، یک‌سی‌ام پرداختی، اعیاد (براساس فیش‌های حقوقی موجود، تقریباً در بیشتر ماه‌های سال آقای رئیس بابت اعیاد، دریافتی داشته است و این غیر از دریافتی‌های عید نوروز است)، بهره‌وری سه ماهه، کمک هزینه اوقات فراغت فرزندان، کمک هزینه خرید لباس، کمک هزینه خرید کتاب، کمک‌هزینه سفر، کمک‌هزینه ورزش، کمک هزینه تحصیلی و پاداش (آقای رئیس در فیش حقوقی مرداد، 5 میلیون تومان و در شهریور هشت میلیون تومان پاداش دریافت کرده است) از جمله عناوین موجود در فیش حقوقی آقای رئیس بود.
اما دولت که با صدور بیانیه‌ها و پیام‌های مختلف اعلام کرد با کسی عقد اخوت نبسته، در مراسم تودیع و معارفه مدیرعامل صندوق توسعه ملی، برای صفدر حسینی سنگ‌تمام گذاشت.
نوبخت در این مراسم، صفدر حسینی را از ذخایر نظام یاد کرد و گفت: «گذشته از ارادت شخصی بنده به دکتر حسینی، سایر اعضاء هیئت عامل سابق صندوق توسعه ملی نیز از بزرگان اقتصاد کشور هستند و الحق در دوران مسئولیت خود امانتداران بزرگی برای کشور بودند.»
حال با این بدرقه و تعریف و تمجیدها یک موضوع مهم در ذهن اذهان عموم نقش می‌بندد و آن این است که چطور دولت با چنین رفتاری می‌خواهد با پدیده فیش‌های نجومی مقابله کند؟ در واقع دولت میزان جدیت خود را در مقابله با پدیده شوم مدیران نجومی با قربان صدقه‌ها و تعارف‌های مختلف نسبت به صفدر حسینی و هیئت عامل پیشین صندوق توسعه ملی به خوبی نشان داد.
چگونه فردی که 57 میلیون تومان می‌گرفته امروز به امانتداری بزرگ و ذخیره نظام تبدیل شده است؟ اگر افرادی چون صفدر حسینی امین و امانتدار بودند چرا دولت نسبت به استعفای اجباری آنان اقدام کرد


 
 
16 ماه حضور در بانک ملت با دو میلیارد و دویست میلیون تومان حقوق و پاداش
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٥
 

دکتر جعفری دولت ­آبادی دادستان تهران درمصاحبه باخبرنگاران(95/5/10) درباره یکی ازمتهمان بانک ملت اظهار داشت: حسب گزارش ضابطان در پرونده بانک ملت یکی از متهمان طی 16 ماه حضور در بانک مذکور در مجموع دو میلیارد و دویست میلیون تومان حقوق و پاداش و حق حضور در جلسات دریافت کرده که به طور میانگین ماهیانه ، یک‌صد و چهل میلیون تومان حقوق پاداش و مزایا از منابع مختلف دریافت می‌کرده و برای انجام مأموریت‌های چند روزه ، یک‌صد میلیون تومان از بیت­المال صرفاً به‌عنوان هزینه هتل در خارج از کشور صرف شده است و به‌عنوان پاداش عملکرد و حق‌الزحمه شرکت در جلسات در یک کشور خارجی طی یک سال 32000 یورو به متهم پرداخت شده است .


 
 
پاپ فرانسیس خطاب به جوانان: این‌قدر «سیب‌زمینی» نباشید!
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٥
 

پاپ فرانسیس 79 ساله که پنج روزی است در سفر لهستان به سر می‌‌برد، دیشب در دیدار با جوانان پس از یک روز ملاقات‌های پیاپی و خسته‌کننده، سخنرانی پرحرارتی به یادگار گذاشت.

پاپ فرانسیس خطاب به جوان‌ها: این‌قدر «سیب‌زمینی» نباشید!
او که تلاش می‌کرد به زبانِ به‌روز جوانان سخن بگوید، این بار نیز توجه رسانه‌ها را به «یک پاپ متفاوت» جلب کرد و از جوانان خواست تا این حد سیب‌زمینی نباشند.
 
فراسیس دوم در دهکده بوژگی، حومه شهر کراکوف به مخاطبانی که تعدادشان بیش از 1 میلیون برآورد شده است، گفت:«بسیاری از مردم دوست دارند فرزندان بیخیالی داشته باشند که خوشبختی را با یک مبل اشتباه بگیرند. جوانان عزیز، ما به این دنیا نیامده‌ایم تا بچریم، همه چیز را به بازی بگیریم، یا زندگی‌مان را به یک مبل راحت تبدیل کنیم برای درازکشیدن روی آن. نه! ما برای هدف دیگری آمدیم: تا تاریخ‌ساز باشیم».
 
پاپ فرانسیس خطاب به جوان‌ها: این‌قدر «سیب‌زمینی» نباشید!
 
شنبه‌شب، پاپ جواندل زندگی برخی جوانان در دنیای جدید را یک شادی گیج‌کننده ناشی از سبک زندگی عشرت‌طلبانه و لذت‌جویانه دانست که منجر به ناتوانی آنها از تعین سرنوشت‌شان می‌شود.
 
او ادامه داد «مسیح، استاد خطرپذیری بود، نه راحتی و عافیت‌طلبی». وی به نوعی انفعال اجتماعی و سیاسی در نسل جدید اشاره کرد که ناشی از اعتیاد به تماشای فیلم و تلویزیون و بازی‌های رایانه‌ای است و گفت «جوانانی به درد دوران ما می‌خورند که با کفش‌ها و چکمه‌های محکم، قدم در راه‌های جدید و ناشناخته بگذارند، نه جوانانِ سیب‌زمینی که به لم‌دادن و تماشای تلویزیون اکتفا می‌‌کنند».
 
پاپ گفت وقتی جوانان فقط به نمایشگر رایانه و گوشی خود چسبیده‌اند و اخبار شبانگاهی صرفاً یک رخداد تلخ دیگر در جهان انسان‌ها را روایت می‌کند، این افراد احساس خود را نسبت به رنج دیگران از دست می‌دهند.
 فرانسیس از جوان‌ها خواست در جهان واقعی در جایگاه «سیاستمدار، اندیشمند و فعال اجتماعی» وارد میدان شوند و نظام اقتصادی جهان را «با الهام از همبستگی» بازسازی کنند. او سپس مانند یک نامزد انتخابات فریاد زد «آیا می‌خواهید برای فردای خود بجنگید؟» و همه پاسخ دادند «بله!

 
 
توکلی: رئیس‌جمهور یا از برادرش رفع اتهام کند یا با او برخورد کند
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥
 

رئیس سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت با بیان اینکه سکوت آقای روحانی در برابر رانت‌خواریهای برادرش با شفافیت مورد نظر وی سازگاری ندارد، گفت: آقای روحانی اگر دفاعی از براردش ندارد وی را مجازات کند.

 احمد توکلی رئیس سازمان مردم نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت و نماینده مردم تهران، در واکنش به ویژه‌خواریهای اخیر «حسین فریدون» برادر رئیس‌جمهور از جمله در حوزه‌های مالی و آموزشی گفت: آقای روحانی امروز در معرض آزمون مهمی قرار گرفته است که امیدوارم از آن سربلند بیرون بیاید.

وی با تأکید بر اینکه برادر رئیس‌جمهور به عنوان دستیار او متهم به سوء‌استفاده‌هایی در حوزه‌ تحصیلی و مسائل مالی شده است، اظهار کرد: آقای رئیس‌جمهور نمی‌تواند در برابر این امر سکوت کند؛ سکوت آقای روحانی نه در برابر رانت‌خواریهای برادرش با شفافیت مورد نظر وی، عدالت‌خواهی مدنظر رؤسای جمهور پیشین که به آن قسم می‌خورند و نه با موقعیت بسیار مهم و خطیر این روزهای کشور، سازگاری ندارد.

رئیس سازمان مردم‌نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت افزود: آقای روحانی باید یکی از دو راه را انتخاب کند، یا درباره اتهامات برادرش دلایل و توضیحات کافی به مردم ارائه دهد و به مردم بگوید تا از اخوی‌اش رفع اتهام کند و یا اگر هم این کار را نمی‌کند و یا حتی نمی‌خواهد این کار را انجام دهند، باید قاطعانه اول از خودش و دفترش برای مجازات متخلفان شروع کند تا صدق گفتارش مبنی بر مخالفتش با هر نوع رانت‌خواری برای همه اثبات شود و این شبهه پیدا نشود که رئیس‌جمهور ملت ایران به وعده‌هایش بی‌اعتناست و به خودش و نزدیکانش که می‌رسد، تبارگرایی اجازه نمی‌دهد که وظیفه‌اش را تشخیص داده و یا به آن عمل کند.

وی تصریح کرد: ما به عنوان سازمان دیده‌بان شفافیت و عدالت که یک سازمان مردم‌نهاد است، اصرار داریم که رئیس‌جمهور حتماً یکی از این دو راه برخورد با برادرش و یا رفع اتهام ویژه‌خواریها از وی را انتخاب کند.

نماینده سابق مردم تهران در مجلس نهم به موضوع مدرک تحصیلی مرحوم کردان وزیر کشور دولت نهم که به استیضاح وی در مجلس هشتم منجر شد، اشاره کرد و گفت: یکی از برجسته‌ترین مواردی که  مجالس گذشته نسبت به آن حساس بودند، رانتخواری و ویژه‌خواری یکی از وزرای دولت وقت بود، به‌نحوی‌ که نمایندگان در برابر مشابه این رفتار، رأی به استیضاح آقای کردان دادند

 
 
تربیت رهبران جوان آینده ایران با خرج سعودی‌ها در آنتالیا + سند
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٥
 

خبرگزاری فارس: تربیت رهبران جوان آینده ایران با خرج سعودی‌ها در آنتالیا + سند

رهبران جوان ایران قرار است با مجوز مسئولان دولت تدبیر و امید و به خرج سعودی‌ها، مردادماه امسال عازم آنتالیا در ترکیه شوند تا آموزش‌های لازم را کسب کنند.

خبرگزاری فارس - گروه جامعه: سال‌ها پیش پروژه‌ای با عنوان "رهبران جوان جهان" از سوی ایالات متحده در دستور کار دستگاه دیپلماسی قرار گرفت که دارای ابعاد پنهان و چند لایه ای بود. اتفاقی که در قالب نهادهای بین المللی آغاز به کار کرد و اکنون دامنه‌ای فراگیر دارد. البته این جریان، امروز بنا دارد تا جمهوری اسلامی ایران را تحت پوشش قرار دهد که مهمترین و راهبردی ترین جریان در مقابله با استکبار به شمار می‌رود.

پروژه رهبران جوان ایران با بهره‌گیری از غفلت مسئولان در لایه‌هایی از دولت تدبیر و امید متأسفانه در مرحله‌ای قرار گرفته که مجوزهای آن صادر شده و تا اجرا تنها یک ماه فاصله دارد.

پازل رهبران جوان جهان با بازی‌گردانی آمریکا

در سال‌های اخیر از سوی دولت آمریکا شبکه‌ای جهانی متشکل از نخبگان موسوم به رهبران جوان جهانی، زیر نظر مجمع جهانی اقتصاد شکل گرفته که به‌دنبال شبکه‌سازی بین‌المللی با اهداف مورد نظر دولت آمریکاست. تعدادی از اعضای این شبکه توسط مجمع جهانی اقتصادی داووس به‌عنوان رهبران جوان جهان برگزیده می‌شوند که وظیفه و نحوه تعریف کار این افراد منتخب، تحقق اهداف آمریکایی در بعد بین المللی و منطقه‌ای است.

افراد این شبکه در قالب همایش‌های پی‌ در پی و بودجه‌های کلان خرج شده توسط دولت آمریکا که ذیل عنوان دیپلماسی عمومی به پیش برده می شود، برای ماموریت‌های سیاسی آموزش می‌بینند. در حقیقت، این اشخاص در پارادایمی از ارزش های آمریکایی مورد تربیت دقیق قرار گرفته و سپس به جامعه خود برگشته یا در مجامع بین‌المللی ایفای نقش جدی می کنند. اتفاقی که در یک فرآیند میان مدت، مجموعه‌ای از تصمیم سازان را وابسته و ادامه دهنده گفتمان آمریکایی قرار می‌دهد.

این شبکه بر اساس سند امنیت ملی آمریکا برای سال‌های 2016-2015 با پوشش علم و فناوری به‌ دنبال تربیت و سازماندهی جریانی است که بتواند با به‌ چالش کشیدن حکومت‌های مدنظر، نقش تاثیرگذاری در عرصه حاکمیتی و جامعه مدنی این کشورها داشته باشد. آنها در میدان عمل، ماموریت خود را در قالب یک مطالبه اجتماعی و مدنی به نمایش گذاشته و البته، حمایت های مادی، رسانه ای و پشتیبانی بالایی را نیز در پشت خود می بینند.

در بخشی از سند امنیت ملی آمریکا آمده است: "ما در حال به‌دست گرفتن ابتکار عمل برای ایجاد روابط جهانی و شناسایی رهبران آینده در دولت، کسب و کار و اتصال آنها به یکدیگر و جامعه مدنی و مهارت‌های مورد نیاز برای رشد کردن آنها هستیم. ما برنامه‌های جدید تبادلات میان جوانان آمریکایی از آفریقا گرفته تا جنوب شرق آسیا را پیگیری می‌کنیم."

مجمع رهبران جوان جهانی از سال 2004 به عنوان زیرمجموعه‌ای از مجمع جهانی اقتصاد آغاز به کار کرد و بنیانگذار آن هم کلاوس شواب موسس مجمع جهانی اقتصاد است آنچه که در توضیح کارکرد این مجمع در وبگاه آن ذکر شده عبارت است از «جذب جوانان شاخص برای شکل‌دهی به آینده جهان».

این مجمع هر سال 200 تا 300 جوان برگزیده از سراسر جهان را به عضویت و حضور در برنامه‌های شبکه رهبران جوان دعوت کرده و در فرآیندی 5 ساله آنها را برای پیشبرد اهداف جهانی خود آماده می‌کنند، هدف نهایی تربیت رهبرانی برای آینده کشورهای مورد نظر است. تاکنون 1000 نفر از جوانان منتخب از سراسر جهان عضو رهبران جوان جهانی هستند.

تربیت رهبران آینده ایران؛ از جیب سعودی‌ها با فکر آمریکایی‌ها

این شبکه چند سالی است فعالیت خود را در کشور ما نیز شروع کرده است اما به تازگی موج جدیدی از اقدامات خود را با هدف براندازی نرم با سرعت چشمگیری پیگیری می‌کند.

در این بین، شاهدیم که برخی دستگاه‌ها نیز اسیر این جریان شده و عملا به عنوان پیاده نظام این فرآیند ایفای نقش می کنند. البته این شبکه گسترده بین المللی، این بار وظایف اجرایی را به دولت سعودی و ترکیه سپرده تا عملا هوشمندی خود را نشان دهد که چقدر لایه لایه و پنهانی به کار خود مشغول است.

مجمع جوانان سازمان کنفرانس اسلامی که تحت سیطره عربستان سعودی است، این وظیفه را در کشورهای اسلامی برعهده گرفته است. آمریکا که آگاهی از میزان منفوریت و عدم اقبال خود در جهان اسلام دارد، این وظیفه را به نقش آفرین سیاست هایش در منطقه سپرده است. این سازمان وظیفه دارد تا این پروژه را در کشورهای اسلامی به پیش ببرد تا کمترین میزان حساسیت را نیز ببیند.

میزبانی و اجرا نیز با کشور ترکیه است که بالاترین قرابت را با آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد و دیگر بازوی سرمایه داری در منطقه است.

نکته جالب این است که این برنامه قرار است از 28 مرداد ماه جاری تا 3 شهریور در آنتالیا برگزار شود.

نفوذی که این بار با چراغ روشن آمد

یکی از نکات جالب درباره این نشست، محل برگزاری اردوست که در فصل تابستان و جزیره توریستی آنتالیا است که خود گویای نوع و محتوای برنامه هاست. این جزیره که اصطلاحاً پاتوق توریست‌های خوش گذران است، میزبان کنفرانس یک سازمان اسلامی است.

ریشه این اقدام را می توان در نگاه دقیق برنامه ریزان دانست که در پروژه خود، آن‌قدر دقیق هستند که حتی مکان برگزاری چنین اردویی یک مکان خاص است که به مدت یک هفته، جوانانی را پذیراست که قرار است اجراکنندگان رویای آمریکایی باشند.

اما اهداف برگزاری کاملا عیان و بدون پرده عنوان شده که نشان از آن دارد که چگونه دستگاه‌های دولتی ما حتی از دریافت و تحلیل ساده یک روند نفوذ نیز غیرمطلع هستند.

در نامه مدیرکل مشارکت های اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان عنوان شده است "ساختن آینده قدرتمند و ارزش‌های مشترک، کمک به پرورش رهبران جوان آینده، ترویج رفاه جامعه و بشریت و ..." که بیانی ساده از پروژه بزرگ تغییر در جهان است که به سادگی در حال اجراست.

 

 

البته درباره شرایط حضور در این دوره نیز عنوان شده که "توانایی ایفای نقش به عنوان یکی از رهبران جوان با ایجاد یک تغییر خاص در جامعه محلی خود" که این جمله مصداقی است از نفوذ و پروژه آمریکایی است که در جهان اسلام به محوریت آل سعود و ترکیه در حال انجام است. به راستی، تغییر خاص در جامعه محلی خود، در جوامع اسلامی چه مصداقی می تواند داشته باشد؟ این تغییر خاص مصادیقی غیر از هنجارشکنی و ایجاد زیرساخت های مقابله نرم است؟ آیا مسئولان وزارت ورزش و جوانان متوجه یک موضوع به این سادگی نشده اند؟

براندازی از درون و خواب خوش دولتی‌ها

در چنین شرایطی که این پروژه یک بسترسازی بلندمدت و هدفمند را  دنبال می‌کند، شاهدیم که دستگاه های دولتی مانند وزارت ورزش و جوانان نیز نهایت همکاری را دارند.

در حقیقت، طرف آمریکایی در پوشش یک طرح و با بهره مندی از ظرفیت یک سازمان به اصطلاح اسلامی، طرحی شوم را در کشور ما و سایر کشورهای اسلامی دنبال می کند.

در این طرح، شبکه ای از جوانان که دارای ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی متناسب با خواست دشمن هستند، به همسانان خود در جهان اسلام متصل شده و یک راهبرد معین را پیگیری خواهند کرد.

از سوی دیگر، شاهدیم که با اجرا شدن این طرح که با حمایت وزارت ورزش و جوانان در حال پیگیری است، یک شبکه نفوذ را برای دستگاه های امنیتی و برانداز سعودی و ترک که عاملان طرف آمریکایی - صهیونیستی هستند، ایجاد می شود.

در حقیقت، یک خواب خوش در ساختار عریض و طویل وزارت ورزش و جوانان موجب شده تا یک پروژه راهبردی جریان استکبار با دست خودمان در کشور به جلو حرکت کند.

اکنون باید وزارت ورزش و جوانان و اداره کل مربوطه پاسخگو باشند که واقعا در جریان این جریان نفوذ که در حال اجرایی کردنش هستند، نبوده‌اند. واقعا اگر تمام این فرآیند اجرایی از سوی آنها ناشی از عدم اطلاع از زوایای ماجراست که باید تاسف خورد که دستگاهی با چنین بودجه و هزینه های کلان، حتی نمی تواند یک تحلیل ساده و ابتدایی داشته باشد. واقعا جوانان ما چگونه به این وزارتخانه و مسئولانش امید بسته و چشم انتظار گشودن گره‌ای از معضلات هستند؟


 
 
← صفحه بعد