همراه با خورشید

این وبلاگ امکانی برای همراهی و همدلی با دانشجویان است

اقصاد مقاومتی ومدیریت جهادی
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ تیر ۱۳٩٤
 
قالیباف: ارتفاعات تحریم را هم می‌توان فتح کرد؛
از بی‌عملی و سوءمدیریت بیشتر از فشار دشمن رنج می‌بریم/ گمشده جامعه ما روحیه چمرانی است
شهردار تهران گفت: اگر شب پیروزی پاوه که مطابق محاسبات مادی پیروزی محال تصور می‌شد، شهید چمران هم فریاد می‌زد حمله دشمن کمرش را شکسته و اظهار ضعف و عجز می‌کرد، نه تنها پاوه آزاد نمی‌شد که کل کردستان نیز از دست می‌رفت.
از بی‌عملی و سوءمدیریت بیشتر از فشار دشمن رنج می‌بریم/ گمشده جامعه ما روحیه چمرانی است

 
 
جنایات جنگی برندگان جنگ جهانی دوم که روی داعش را سفید کرده است
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ تیر ۱۳٩٤
 
درست است که دادگاه نورمبرگ برای بررسی جنایات واقعه‌ی شوم جنگ جهانی دوم تشکیل شد، اما آن‌ها که محاکمه شدند، تنها فرماندهان نازی آلمانی بودند. هیچ اتهامی متوجه هیچ‌یک از افسران امریکایی یا بریتانیایی نشد
جنایات جنگی برندگان جنگ جهانی دوم که روی داعش را سفید کرده است! +تصاویر
مهم‌ترین مزیتِ طرفِ برنده جنگ جهانی دوم آن است که هیچ‌گاه از او نمی‌پرسند به چه قیمتی این مقام را کسب کرده‌است، بالاخص اگر طرف بازنده به دلیل آن‌که به سطحی منزجرکننده از شقاوت دست یازیده، ظاهراً استحقاق کوچک‌ترین بخشایشی را دارا نباشد. اما در مسلخی چنین بزرگ که جان انسان بیهوده شمرده می‌شود، محال است دستِ یکی از طرفین درگیر کاملاً پاکیزه باقی مانده‌باشد. 

درست است که دادگاه نورمبرگ برای بررسی جنایات واقعه‌ی شوم جنگ جهانی دوم تشکیل شد، اما آن‌ها که محاکمه شدند، تنها فرماندهان نازی آلمانی بودند. هیچ اتهامی متوجه هیچ‌یک از افسران امریکایی یا بریتانیایی نشد و به نوعی رروش‌های غیرانسانی رسیدن آن‌ها به پیروزی، از تاریخی که برنده‌ها می‌نگارندش، پاک گردید. می‌توان مطمئن بود که اگر شاهکار پرفروش «کورت ونه‌گات»، «سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی ۵»، نوشته‌نشده‌بود هرگز امریکایی‌ها نمی‌دانستند که ارتش این کشور در درسدن چه جنایتی را با بمباران بر سر غیرنظامیان شهر انجام داده‌است. کتاب «Hellstrom: مرگ آلمان نازی ۱۹۴۴-۱۹۴۷» اثری جامع و دقیق است که درباره‌ی جنایات متفقین در طول جنگ جهانی دوم نوشته شده‌است. «تامس گودریچ» در این کتاب به دقت اظهارات شاهدان عینی، از جمله خلبانان متفقین، و همچنین اسناد دولتی مرتبط متعلق به دولت های آمریکا، انگلستان و روسیه ثبت گردیده‌است که همگی درباره‌ی جنایات متفقین علیه اسرای آلمانی در طول جنگ و پس از آن هستند.

حملات عامدانه گروه مسئول بمباران برای ترور


درسدن تنها شهر آلمان نبود که هدف اماج حملات بمب‌های متفقین قرار گرفت و جمع زیادی از غیرنظامیان ساکن در آن، کشته شدند. بر اساس آن چه که قربانیان و خلبان عملیات‌های مربوطه، گودریچ، اظهار می‌دارند، بمباران‌هایی با بمب‌های فسفری در شهرهای هامبورگ، برلین، نورمبرگ، کلن، دایمشتات، پفورژین و ووتسبورگ رخ داده‌است. حتی سوییس هم از بمباران متفقین در امان نماند و سه شهر این کشور، هدف این حملات قرار گرفت. آن هم در شرایطی که سوییس، کشوری «بی‌طرف» بود و فاقد هرگونه اهداف نظامی! البته گودرچ بیشتر روی درسدن تمرکز دارد که یکی از اخرین شهرهای آلمان است که مورد حمله قرار گرفت. بسیاری از ساکنان این شهر، باور داشتند از آن جا که درسدن شهری با گنجینه‌ی غنی فرهنگی و هنری است و البته بیمارستان غیرنظامیان در آن واقع است، در امان خواهند ماند. در واقع درسدن فاقد هرگونه تجهیزات دفاعی، صنایع نظامی و جنگ‌افزارهای حائز اهمیت بود. با توجه به عدم وجود سلاح‌های ضدهوایی، جنگنده‌های متفقین می‌توانستند در ارتفاع پایین پرواز کنند و گروه وحشت‌زده‌ی شهروندان را تشخیص دهند. آن‌ها از این امتیاز، برای کشتار هرچه کامل‌تر غیرنظامیان استفاده کردند و گروه غیرنظامیانی را که وحشت‌زده در حال فرار بودند یا روی سقف بیمارستان و در محل علامت صلیب سرخ جمع شده‌بودند، هدف آتش‌های بی‌امان خود قرار دادند. سازمان صلیب سرخ تخمین می‌زند که طی این کشتار، ۳۰۰ تا ۴۰۰هزار شهروند آلمانی جان خود را از دست داده‌اند. تا پیش از فاجعه‌ی درسدن، هواپیماهای آمریکایی بر خلاف نیروهای هوایی ارتش سلطنتی بریتانیا، از هدف قرار دادن غیرنظامیان اجتناب می‌کردند. اما در ماجرای درسدن این موضوع تغییر کرد و هواپیماهای آمریکایی تعمداً شهروندانی را که از آماج حملات نیروهای انگلیسی در امان مانده‌بودند، زیر آتش بمب‌های خود قرار دادند.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000429/nf00429302-1.jpg

حیله‌ی آیزنهاور در کنوانسیون ژنو


مانند آن‌چه بوش پسر در دوران زمامداری خود انجام داده‌بود، آیزنهاور هم ابداعاتی برای افزایش تعداد زندانیان انجام می‌داد. از جمله‌ی این اقدامات، ساخت گروه جدیدی از زندانیان بود که موسوم به «نیروهای دشمنِ خلع‌سلاح شده» بودند که رفتار با آن‌ها، در محدوده‌ی حقوق مربوط به اسرای جنگی که در کنوانسیون ژنو صراحتاً مطرح شده بود، قرار نمی‌گرفت. رفتار آمریکایی‌ها نسبت به اسرای جنگی، با تسلیم آلمان در هشتم می سال ۱۹۴۵ به مراتب بدتر هم شد و این در حالی بود که آیزنهاور می‌دانست آلمانی‌ها دیگر قدرتی برای اعمال مجازات‌های تلافی‌جویانه علیه اسرای آمریکایی ندارند. در مجموع، پس از پایان جنگ و اعلام آتش‌بس، حدود ۸۰۰هزار تن از اسرای آلمانی در کمپ اسیران متعلق به فرانسه و آمریکا جان سپردند که در واقع، این عدد طبق امار صلیب سرخ برابر با ۹۹٪ تعداد کل اسیران آلمانی است که در بند متفقین بودند!

این کتاب، حاوی بخشی از یادداشت‌هایی است که اسرا در محیط خارجی کمپ‌ها از خود برجای گذاشته‌اند، جایی‌که سه روز در هفته و زیر باران جمع می‌شدند تا جیره‌ی غذایی خود را که ۰٫۱ میزان مورد نیاز برای یک فرد عادی بود، دریافت کنند. آیزنهاور قاطعانه با بازرسی صلیب سرخ از محل کمپ‌ها مخالفت نمود و همچنین به این سازمان اجازه نداد تا غذای لازم برا زندانیان را تأمین نماید. نیروهای فرانسه، آمریکا و بریتانیا از اسرای جنگی به‌عنوان نیروهای کار اجباری استفاده می‌کردند و این در حالی بود که سوء استفاده از اسرا، نقض اشکار کنوانسیون ژنو و مصداق خشونت علیه اسرا بود.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000429/nf00429302-2.jpg

رفتارهای وحشیانه‌ی متفقین در محل‌هایی که تحت اشغال‌شان بود


رفتار متفقین با آلمانی‌هایی که هنوز شهروند بودند، کاملاً متفاوت با آن‌چه بود که بر اسرای آلمانی می‌رفت، کاملاً متفاوت بود. در هر دو جبهه‌ی شرقی و غربی، نیروهای باتجربه‌ی متفقین در خط مقدم تمایل داشتند که رفتاری کاملاً متمدنانه از خود نشان دهند. استدلال آن‌ها این بود که رفتار خوب منجر می‌شود که آلمانی‌های روستایی که هدف بعدی اشغال آن‌هاست، با تمایل بیشتری خود را تسلیم کنند. برخلاف نیروهای متفقین در خط مقدم، آن ها که در هنگ‌های دیگری خدمت می‌کردند به طرز وحشیانه‌ای تمایل به ارتکاب به تجاوز، تجاوزهای گروهی، شکنجه و قتل داشتند. استالین از امضای کنوانسیون ژنو سر باز زد و نیروهای شوروی بخاطر وحشی‌گری‌های غیرانسانی خود، وحشت می‌آفریدند.

در طول دوره‌ی اشغال، آیزنهاور و ترومن، قحطی مهندسی‌شده‌ای را در بخش‌هایی از آلمان که تحت اشغال نیروهای متفقین قرار داشت، به وجود آوردند. بمباران‌های گسترده، زیرساخت های صنایع غذایی را از میان برده‌بود و میلیون‌ها آلمانی با قحطی مطلق دست و پنجه نرم می‌کردند. آن‌ها در تلاش بودند که با تغذیه‌ای ناچیز از ریشه‌ها و علف‌های پخته زنده بمانند. ترومن به این سیاست تا جایی ادامه داد که صدای اعتراض پاپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا «هربرت هوور»، بسیاری از سناتورهای رده‌بالا و روزنامه‌نگاران بلند شد و سیاست‌های ترومن را مبنی بر گرسنگی دادن عامدانه‌ی شهروندان آلمانی، به باد انتقاد گرفتند. به این ترتیب، تعداد آلمانی‌هایی که در دو سال پس از پایان جنگ جان خود را از دست دادند، بیش از تعداد کشته‌شدگان آلمانی در شش سال جنگ جهانی بود.

البته متفقین به همین جا قناعت نکردند. آن‌ها سیاست خاص ظالمانه‌ای را مبنی بر «نازی‌زدایی» اعمال نمودند که در آن، افراد بزرگسال آلمانی (حتی آن‌ها که با تفکر نازی‌ها مخالف بودند)، خودسرانه بازداشت می‌شدند و تا زمانی‌که اعتراف کنند عضو حزب نازی بوده‌اند، تحت شکنجه قرار می‌گرفتند. چنین عملی با اعتراف‌گیری‌های خودسرانه‌ی کلیسا در دوران اقتدارش در قرون وسطی هیچ تفاوتی ندارد. تنها پس از سال ۱۹۴۷ بود که آمریکا رفتار بهتری را با آلمانی‌ها در پیش گرفت، آن هم به آن دلیل که جنگ سرد با شتاب فزاینده‌ای رو به وخامت می‌رفت و ترومن به این واقعیت پی برد که المان، سد دفاعی مهمی در برابر قدرت‌گیری شوروی خواهد بود!

اشغال ژاپن توسط نیروهای آمریکایی در پایان جنگ جهانی دوم


در سال ۱۹۴۳ سربازان آمریکایی، تعمداً نیروهای ژاپنی را که تسلیم شده بودند، به قتل می‌رساندند. چنان‌که «ریچارد الدریچ» با مطالعه‌ی خاطرات روزانه‌ی سربازان آمریکایی و استرالیایی دریافته، گاه آن‌ها اسرا را قتل‌عام می‌کردند. آلدریچ می‌نویسد که آمریکایی‌ها اصلاً دستورالعملی برای زنده نگه‌داشتن اسرا نداشتند. «نیال فرگوسن»، مورخ بریتانیایی، نیز این نظر را تأیید می‌نماید. با این‌حال این قوانین در اوخر سال ۴۴ بهبود نسبی یافت.در آن سال، فرماندهان رده‌بالای متفقین دستور قاطعی دادند: «هیچ اسیری نگیرید!». این فرمان به ژاپنی‌ها انگیزه‌ی تسلیم شدن می‌دادو همچنین، باعث بالاتر رفتن شانس زنده‌ماندن سربازان اسیر ژاپنی شد (یعنی یک کشته در هر ۷ نفر)! البته در عملیات اکیناوا که در ماه آوریل سال ۱۹۴۵ اجرا شد، همین فرمان «هیچ اسیری نگیرید»، کوهی از کشتگان ژاپنی بر جای نهاد.

«اولریش اشتراوس»، محقق مسائل ژاپن در آمریکا، معتقد است نیروهای خط مقدم آمریکا به‌قدری از نیروهای ژاپنی متنفر بودند که هیچ دستورالعملی را برای حفاظت از اسرای ژاپنی، نمی‌پذیرفتند. آن نیروها اعتقاد داشتند اگر سربازان متفقین در چنگال ژاپنی‌ها اسیر شوند، هیچ بخشایشی در حق‌شان نمی‌شود که حالا آن‌ها بخواهند با مهربانی با اسرای ژاپن رفتار کنند. بوردن، افسر وقت ارتش آمریکا، خاطرنشان می‌سازد که بسیاری از کشتارهای اسرا، حین منتقل‌ کردن‌شان صورت گرفته، چرا که این انتقال برای‌ نیروهای آمریکایی با زحمت و دردسر همراه بوده!

بهرحال، تعداد سربازان ژاپنی که توسط امریکایی‌ها به اسارت گرفته شده‌اند، به نحو مشکوکی اندک است. جیمز واینگارتنر، مورخ امریکایی، برای پاسخ به چرایی این حقیقت، دو عامل را مؤثر می‌داند. اول آن که ژاپنی‌ها مغرورتر از آن بودند که تمایلی به تسلیم داشته‌باشند و دیگر آن که نیروهای آمریکا، ژاپنی‌ها را حیوان و پست‌تر از انسان می‌پنداشتند و بهرحال، نیازی نمی‌دیدند که با این «گونه» طبق قوانین پذیرفته‌شده‌ی حقوق اسرا رفتار نمایند.

نیروهای آمریکایی از همان بدو ورود به جنگ، شروع به جمع‌آوری مجموعه هایی از بدن کشته‌شدگان ژاپنی کردند، چنان که فرماندهان آمریکا در سپتامبر سال ۱۹۴۲ مجبور شدند که دستور دهند سوغاتی دادن اجزای بدن ژاپنی‌ها با توبیخ انضباطی همراه خواهد بود! با وجود این، ۶۰٪ بقایای کشته‌شدگان ژاپنی در نبرد جزیره‌ی ماریانا زمانی که به ژاپن بازپس داده‌شدند، فاقد جمجمه بودند.

http://www.jahannews.com/images/docs/files/000429/nf00429302-3.jpg

علاوه بر جنایات گفته‌شده، این موضوع کاملاً مبرهن است که نیروهای آمریکایی پس از شکست ژاپنی‌ها در نبرد اکیناوا، زنان محلی را مورد تجاوز قرار دادند. «اوشیرو ماسایاسو»، مورخ اهل اکیناوا که سال‌ها روی این موضوع تحقیق کرده، می‌نویسد: «کمی پس از پیاده‌شدن تفنگداران آمریکایی، تمام زنان روستای موتونوبو به دست نیروهای امریکایی افتادند. در آن زمان، تنها زنان، کودکان و افراد مسن در روستا ساکن بودند و همه‌ی جوانان دهکده به جنگ رفته‌بودند. تفنگداران ابتدا روستا را «بازرسی کردند» اما هیچ نیروی ژاپنی در آن نیافتند. در باقیمانده‌ی روز، آمریکایی‌ها از فرصت استفاده کردند تا زنانی را که در روستا یا پایگاه هوایی پنهان شده‌بودند، «شکار کنند». ۱۳۳۶ گزارش‌ هم مبنی بر ارتکاب به تجاوز از سوی نیروهای آمریکایی در کاناگاوا، ده روز پس از تسلیم ژاپن، موجود است. نیویورک‌تایمز در سال ۲۰۰۰ گزارشی منتشر کرد که افراد مسن محلی که شاهدان عینی قضیه بوده‌اند، اظهار نمودند که پس از پیروزی آمریکایی‌ها در اکیناوا، ۳ تفنگدار هر هفته به روستا می‌آمدند و تعدادی از زنان را با خود می‌بردند و در تپه‌های اطراف، مورد تجاوز قرار می‌دادند. البته مقامات آمریکایی در آن زمان شدیداً ماجرای تجاوز به زنان ژاپنی را رد می‌کردند. زنانی که گفته می‌شد به آن‌ها تجاوز شده‌ نیز، پیشنهاد مصاحبه با نیویورک تایمز را در سال ۲۰۰۰ رد کردند. تخمین زده می‌شود که تعداد تجاوزها به زنان اکیناوایی بیش از این‌ها هم بوده باشد، اما بسیاری از زنان به دلیل ترس و شرم، آن چه را که بر آنان رفته گزارش نکرده‌اند. صحت این فرض، با تأیید پلیس محلی، قوت می‌گیرد. تعداد کمی از زنان از روی شرم، فرزندان حاصل از این تجاوزات را به دنیا آوردند. باقی زنان یا خود را کشتند و یا به کمک ماماهای محلی، سقط جنین کردند.

پاسخ دادن شقاوت با شقاوت، تا چه حد فاجعه به بار می‌آورد. هیچ قهرمانی وجود ندارد. در ماجرای جنگ جهانی دوم، هیچ صفحه‌ی پرافتخار و افق روشنی دیده نمی‌شود. بسیار ساده‌انگارانه است که بیاندیشیم از افقِ دریای خون و از پسِ کوهِ کشتگان، آفتاب جهان‌تاب پیروزی برخواهد آمد. پیروزی و افتخاری در کشتن نیست. 

تنها یک سیاهی بی‌انتها، بی هیچ افق امیدی، هیچ دستاورد اخلاقی و انسانی‌ای و هیچ گام بلندی به سوی اعتلای جامعه‌ی انسانی. هیچ. ترسناک است که عده‌ی زیادی کشته‌شوند، بی آن که دلیلی مشخص برای مرگ‌شان باشد. بسیار جا دارد که در شرایطی چنین، آدمی از همنوع‌ش و توانایی خود در ارتکاب به خشونت بهراسد. 

دنیای مملو از خشونتِ امروز، نتیجه‌ی ناگزیرِ نخواستن و نخواندن تاریخ است. تا زمانی که از سیاهی‌های مبرهنِ «دیروز»مان درس نگیریم، نمی‌توانیم «امروز» مغشوش‌مان را بهبود دهیم و مسلماً این بهبود، با توجیه و دفاع از تفکر جانیان و عاملان چنان جنگی (در هر دو جبهه‌ی متحدین و متفقین)، حاصل نمی‌شود. ماجرای جنگ جهانی دوم ظاهراً تمام شده، ولی تا وقتی موضع‌مان را درباره‌ی تمام ابعاد وحشت‌آورش مشخص نکنیم و تا زمانی که به حد کافی از آن نهراسیم، تاریخ بارها و بی‌رحمانه‌تر تکرار خواهد شد.
منبع:یک پزشک
 
نقل ازسایت جهان نیوز 
 
 
 
 

 


 
 
عدم توازن طراحی مذاکرات بین تیم ایرانی و طرف آمریکایی
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳٩٤
 

فؤاد ایزدی» عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات دانشگاه تهران، با حضور در همایش «استکبار جهانی، مذاکران هسته‌ای، تسلیم یا مقاومت» که روز گذشته به مناسبت سالروز شهادت مصطفی چمران و روز بسیج اساتید در سالن همایش‌های صدا و سیما برگزار شد، پیرامون ابعاد بین‌المللی هسته‌ای به سخنرانی پرداخت.

به نقل از فارس، وی در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه برخی در داخل معتقدند مباحث هسته‌ای می‌تواند بابی را در راه تعامل ایران با آمریکا باز کند، گفت: حال سؤال اینجاست که آیا طرف مقابل نیز علاقه‌مند به تعامل با ایران است یا خیر؟

این کارشناس مسائل آمریکا تصریح کرد: یک گروه در زمان دولت بوش پسر، در آمریکا بر سر قدرت بودند و نگاه‌شان به ایران این گونه بود که ایران دشمن آنان است و حکومت جمهوری اسلامی باید سرنگون شود و از ابزارهای مختلفی در این راستا از جمله تحریم استفاده می‌کردند.

وی افزود: این گروه معتقد بودند نه تنها تحریم‌ها نباید کم شود، بلکه باید افزایش یابد تا مردم ایران خسته شوند و علیه حکومت خود قیام کنند.

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران ادامه داد: گروه دومی نیز در آمریکا حضور دارند که در درون دولت آمریکا نیز هستند و مانند گروه اول هدفی غیر از سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ندارند.

ایزدی تصریح کرد: این گروه معتقد است روش‌های سنتی برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی در ایران جواب نداده است، بلکه باعث قدرتمند شدن جمهوری اسلامی شده است. اینان معتقدند باید با ایران بر سر مسائلی که نمی‌توانیم درخصوص آن اقدام خاصی انجام دهیم، مانند دانش بومی هسته‌ای به مذاکره رو بیاوریم که ما شاهدیم دراواخر دولت احمدی‌نژاد مذاکراتی که در عمان صورت گرفت، آمریکا حق غنی‌سازی ایران را پذیرفت.

این استاد دانشگاه ادامه داد: طراحی آمریکا این است در برخی حوزه‌ها که کار از کار گذشته امتیاز بدهد، بعد در کنار تحریم که در نهایت برای آنان مفید بوده وضعیتی را در ایران به‌وجود آورد که به جز هسته‌ای مباحث مهم دیگری برای مردم نیز به‌وجود آید و این گونه شود که یک مطالبه عمومی در ایران برای تعامل با آمریکا ایجاد شود.

وی خاطرنشان کرد: این تفکر در نهایت همراه با تحریم‌ها باعث می‌شود مسیر حرکت جمهوری اسلامی در حوزه هسته‌ای اصلاح شود.

این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه گروه دوم در آمریکا معتقد است اگر به توافق با ایران نرسند، تحریم‌ها فرو می‌ریزد، گفت: ۱۴۴ نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا در نامه‌ای به اوباما گفتند اگر آمریکا کاری کند که منجر به فروپاشی مذاکرات شود و یا مذاکرات را ترک کند، ما دیگر نمی‌توانیم ایران هسته‌ای را در این حوزه مدیریت کنیم و موضوع دیگر اینکه اگر توافق نشود رژیم تحریم‌های چندجانبه علیه ایران فرو می‌ریزد.

وی تأکید کرد: این درحالی است که عده‌ای در داخل این گونه تبلیغ می‌کنند که ما مذاکره می‌کنیم تا تحریم‌ها برداشته شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران در ادامه سخنان خود گفت: بر همین اساس آمریکا قطعاً تحریم‌ها را نگه می‌دارد؛ چراکه معتقد است تحریم‌ها باعث شده مجموعه‌ای در درون ایران علاقه‌مند به کوتاه آمدن مقابل آمریکا شدند. آمریکا می‌خواهد در کنار حفظ تحریم‌ها برنامه هسته‌ای ما را تعطیل کند تا ایران را تا هدف نهایی‌اش که فروپاشی است پیش ببرد.

این کارشناس مسائل آمریکا با بیان اینکه در درون کشور تفکری وجود دارد که به دنبال تعامل با آمریکاست، گفت: این تفکر از دولت هاشمی رفسنجانی بوده است. از اینکه چنین می‌پندارند که مشکلات جمهوری اسلامی بدین خاطر است که با آمریکا تعامل ندارد.

وی افزود: طرف ایرانی تصوری نسبت به آمریکا در حوزه تعامل دارد که طرف مقابل چنین تصوری ندارد و آن این است که طرف ایرانی به دنبال تعامل با آمریکاست و در همین راستا امتیازات زیادی می‌دهد، اما آمریکا کوچکترین نشانه‌ای مبنی بر اینکه به دنبال تعامل است از خود نشان نداده است؛ چراکه اگر می‌خواهی با کشوری تعامل کنی هر هفته آن را به حمله نظامی تهدید نمی‌کنی.

ایزدی با بیان اینکه عدم توازن طراحی مذاکرات بین تیم ایرانی و طرف مقابل وجود دارد، گفت: تیم مذاکره‌کننده ایرانی به دنبال تعامل است، اما طرف مقابل به دنبال فروپاشی نظام جمهوری اسلامی است. بر همین اساس ما نیاز به بازبینی در طراحی مذاکرات داریم، متأسفانه اقایان تنها به دنبال رسیدن به توافق هستند و برهمین اساس مواردی که ممکن است طرف مقابل قبول نکند را اصلاً مطرح نمی‌کنند.


 
 
نمونه سئوالات تحلیل انقلاب
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳٩٤
 

 

1-لیدر جریان لمپنیستی که آمریکا وانگلیس درزمان نهضت نفت براه انداخته بودند؟

الف -شعبان جعفری        ب- دکتر فاطمی         ج-ارتشبد زاهدی

2-مفاد طرح اقتصاد بدون نفت دولت مصدق مبتنی بود بر؟

الف-کاهش قیمت ریال            ب-افزایش صادرات

ج-محدودیت واردات           د- هرسه مورددرست است

3-رئیس جمهور وقت امریکا که دستور کودتا برعلیه مصدق را صادر کرد؟

الف-آیزنهاور        ب-جان اف کندی         ج-چرچیل  

4-این رفتاررژیم پهلوی آخرین حلقه ارتباط وعلاقه روحانیت ودرباررا حذف کرد؟

الف-حمله به مدرسه فیضیه       ب-تصویب لایحه انجمن های ایالتی وولایتی

ج-تصویب لایحه کاپیتالاسیون       د-برگزازی رفراندوم اصول ششگانه معروف به انقلاب شاه وملت

5-هدف از تشکیل مجلس موسسان در سال1328توسط شاه؟

الف-سرکوب  مخالفان و تعطیلی روزنامه های مستقل        ب-انتقال سلطنت از قاجاریه به پهلوی

ج-اخذ حق انحلال مجلسین  توسط محمد رضا شاه             د-هرسه مورد صحیح است

6-طرح ملی شدن نفت برای اولین باردر مجلس؟

الف-توسط مصدٌق در مجلس پانزدهم مطرح شد                                                                ب-با پیشنهاد نماینده ی قوچان در مجلس چهاردهم مطرح شد

ج-با پیشنهاد جبهه ی ملی در مجلس شانزدهم مطرح شد  

 د-با پیشنهاد آیت ا... کاشانی در مجلس شانزدهم مطرح شد

-لایحه گس-گلشائیان :7

الف-برای حمایت از ملی شدن نفت به مجلس پانزدهم ارائه شد                                               ب-علیرغم خواست دولت انگلیس در مجلس پانزدهم تصویب شد

ج-مورد حمایت مصدق و اعضای جبهه ی ملی بود                               د-هیچکدام

 علت عملی نشدن تهدید نظامی انگلیس بعد ازملی شدن نفت :-8

الف-مخالفت آمریکا                            ب-تهدید به صدور فتوای جهاد توسط آقای کاشانی

ج-مخالفت شورای امنیت سازمان ملل                    د-الف و ب صحیح است

9-مفاد رای دادگاه لاهه در جریان ملی شدن نفت که تعبیر به پیروزی شد؟

الف-قانونی بودن ملی شدن نفت ایران           ب-عدم صلاحیت دادگاه برای رسیدگی به شکایت انگلیس

ج-محکومیت انگلیس به علت چپاول منابع نفتی ایران                   د- هر سه مورد صحیح است

10-دلایل شکست مذاکرات ایران و انگلیس:

الف-کارشکنی آمریکائیها در مذاکرات             ب-اصرار انگلیس بر مدیریت کنترل صنعت نفت       ج-ناتوانی مصدق در مذاکرات و لجاجت گروه ایرانی               د-هرسه مورد صحیح است

11-بر اساس قرارداد کنسرسیوم(بعدازکودتای 28مرداد):

الف-مفاد قانون ملی شدن نفت برای اولین باربه اجرا درامد                                                     ب-تعیین سقف تولید و قیمت فروش در اختیار کنسرسوم قرار گرفت

ج-قانون ملی شدن صنعت نفت رسما لغو گردید                   د-الف و ب صحیح است

12-علٌت ناکامی و سقوط علی امینی:

الف-مخالفت جبهه ی ملی                           ب-موفقیت شاه در جلب نظر آمریکائیان

ج-مخالفت علنی امام خمینی با اقدامات امینی             د-الف و ب صحیح است

13-برداشت روحانیون از لایحه ی انجمنهای ایالتی و ولایتی:

الف-زمینه ساز سلطه ی غرب بر اقتصاد ایران        

 ب- زمینه ساز حضور غیرمسلمانان بخصوص بهاییان در ساختار قدرت کشور

ج-از بین بردن کشاورزی ایران و ایجاد وابستگی                                 د-الف و ج صحیح است

14-هدف شاه از طرح انقلاب سفید:

الف-جلب حمایت آمریکا                           ب-خلع سلاح مخالفان

ج-کوشش برای مشروعیت بخشی به رژیم                          د-هرسه مورد صحیح است

15-عوامل ترور منصور وابسته به کدام گروه بودند ؟

الف-سازمان مجاهدین خلق                                  ب- جبهه ی ملی                                    ج-حزب توده                                       د- هیچکدام

16-سیاست شاه از سال 1343 پس از تبعید امام:

الف-حمایت از دموکراسی کنترل شده همراه با پیگیری برنامه ها        ب-ادامه ی حیات جبهه ی ملی

ج-آغاز دوره ی استبداد خشن همرا ه با پیگیری برنامه ها                   د-الف و ب صحیح است

17--از عواملی که باعث ایجاد فضای باز سیاسی در سال 1355 شد؟

الف-تلاش رژیم برای تبرئه از سیل اتهامات جهانی                                                         

  ب-زمینه سازی شاه برای انتقال آرام قدرت به فرزندش

ج-هماهنگی باسیاستهای رئیس جمهورجدیدامریکا                         د-همه موارد صحیح است


 
 
امنیت کشور را از بین نبرید
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩٤
 
حجت الاسلام ‌نبویان درهمایش "از ژنو تالوزان"در مسجد الزهراء(س) اراک:
 

صراحتا می گویند مذاکرات را برای فتح مجلس دهم ادامه می دهیم/ به خاطر شکایت ظریف ۲ بار به دادگاه ویژه روحانیت رفته ام/ ملت اصلا هسته‌ای نخواست؛ امنیت کشور را از بین نبرید

وقتی رهبری سخنرانی می‌کنند و می‌گویند اجازه نمی دهم دریغ از یک کلمه که ایشان در مجلس صحبت کنند. دولت به شدت قرار است با منتقدین برخورد کند. قرار است صداها در گلو خفه شود. آقای ظریف دوبار از من شکایت کرده‌اند و این دومین باری است که قرار است به دادگاه ویژه روحانیت بروم. به من می‌گوید چرا این حرف هارا به مردم می زنید.
گروه سیاسی - رجانیوز: عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس گفت: مردم صاحبان اصلی این انقلاب هستند و همانطور که مقام معظم رهبری بر نقش مردم در انقلاب تاکید کردند پس لازم است مردم در جریان این توافقات قرار بگیرند.
 
به گزارش رجانیوز، سید محمود نبویان در گردهمایی روند کارشکنی آمریکا که باعنوان "از ژنو تا لوزان" در مسجد الزهراء اراک برگزار شد با اشاره به اینکه بیانیه لوزان چارچوب و پایه توافقات هسته‌ای است اظهار داشت: متاسفانه بیانیه لوزان به صورتی است که هیچ کدام از طرف‌های این بیانیه نمی توانند از چارچوب تعیین شده در این بیانیه فراتر بروند که این خود عاملی بسیار خطرناک در توافقات هسته ای است.
 
 
نبویان تصریح کرد: برای تامین برق هزار مگاواتی هسته ای احتیاج به ۳۰ تن اورانیوم غنی شده داریم که بر طبق قراردادی که با روسیه منعقد شده است قرار است که تا سال ۲۰۲۲ روسیه سوخت مورد نیاز ما را تامین کند و از سال ۲۰۲۲ به بعد خودمان باید این سوخت را تولید کنیم که برای تولید احتیاج به ۵۰ هزار سانترفیوژ داریم.
 
عضو شورای مرکزی فراکسیون اصول‌گرایان مجلس خاطرنشان کرد: برای تولید سوخت هسته ای احتیاج به ۵۰ هزار سانتریفیوژ داریم و در قبل از انقلاب تصویب شده بود که ایران ۲۰ هزار مگابایت برق هسته ای داشته باشد که برای دسترسی به این میزان برق هسته ای باید ۲۰ مرکز مشابه نطنز در کشور ایجاد کنیم.
 
وی ادامه داد: حضرت آقا فرمودندکه دشمن پله پله جلو می آید. آقایان که در ژنو ۲۸ مورد تعهد داده اند، آمریکا از آقای ظریف تعهد گرفته است که نطنز راداشته باشید اما حق ندارید حتی یک مرکز غنی سازی دیگر اضافه کنید. درلوزان چه اتفاقی افتاده؟ دشمن جلوترآمده گفته است تنها مرکز غنی سازی باید نطنز باشد یعنی شما حداقل ۱۰ مرکزی که برای کشور نیاز هست را نباید تاسیس کنید و حتی جایی مثل فردو را نیز باید تعطیل کنید.
 
چرا باید از منافع ملی دست بکشیم؟
 
نبویان با طرح این پرسش از دولت که «چرا باید از منافع ملی دست بکشیم» تصریح کرد: در ژنو ما تعهد داده ایم که فقط این حدود ۱۹هزار سانتریفیوژ را داشته باشیم ولی در لوزان همچنان دشمن جلوآمده و گفته است باید تعداد سانتریفیوژهایتان را به ۵هزار عدد برسانید. درحالی که ما مجموعاً نیاز به حداقل۵۰هزار سانتریفیوژ برای نیازهای کشور داریم.
 
 
وی افزود: متاسفانه در توافق لوزان، توافق کرده ایم و تعهد داده ایم که غنی سازی حدود ۳.۶۷ درصد داشته باشیم درحالی که در ژنو ما تعهد داده بودیم که غنی سازی ۵ درصد داشته باشیم.
 
ایشان در رابطه با مرکز غنی سازی فردو افزودند: فردو در دولت سابق یک مرکز غنی سازی بود با خروجی. در ژنو آقایان تعهد داده‌اند که فردو یک مرکز غنی سازی بماند بدون حتی یک گرم خروجی و هرچه را قبلا داشته اید باید اکسید کنید و در لوزان تعهد داده اند که اصلا فردو مرکز غنی سازی نباشد. فردوتبدیل می شود به یک مرکز فیزیک.
 
هرروزکه از مذاکرات می گذرد این تیم بیشترعقب نشینی می کند
 
حجت الاسلام نبویان با اشاره به حذف راکتور آب سنگین اراک در توافقات لوزان و ژنو افزود: درژنوتعهد داده ایم که تکمیل وراه اندازی راکتور اراک ممنوع باشد درلوزان گفته شده است که باید قلب راکتور اراک بیرون کشیده بشود. در دولت سابق ما ۱۰۰ تن آب سنگین تولید کرده ایم. درلوزان ماتعهد داده ایم که باید تمام آب سنگین تولید شده به آمریکا ارسال بشود. تکلیف کارخانه تولیدآب سنگین چه می شود؟ آمریکایی ها گفته اند که شما قلب آب سنگین اراک رابیرون بکشید ما برایتان می سازیم. من از آقای دکتر صالحی پرسیدم چقدر طول می کشد به فرض بسازند؟ به من گفتند چهار سال طول می کشد البته در تلویزیون گفتند شش سال خودشان(آمریکایی ها) هم می گویند اگر بیاییم شش سال. لذا شما طی این حداقل شش سال دیگرنیازی به حتی کارخانه آب سنگین هم ندارید. در شرایطی که فقط ۶ کشور دنیا دارای فناوری راکتوری هستند که با آب سنگین کار می کند. کشور ما باید طبق توافقنامه لوزان مرکز آب سنگین خود را تعطیل کند و اجازه فعالیت در آن را ندارد.
 
 
وی ادامه داد: آیا شما کشوری را می شناسید که بدون تحقیق وتوسعه به جایی رسیده باشد؟ برای همین مقام معظم رهبری تاکید کرده اند به مذاکره کننده گان که حق نداریدکاری کنید که تحقیق وتوسعه در این کشورکند و یا متوقف شود.
 
درژنو ماتعهد داده ایم که تحقیق وتوسعه ازاین جلوتر نرود
 
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه در توافقنامه لوزان اجازه تحقیق و توسعه از مراکز هسته ای کشور را از دانشمندان گرفته است، افزود: در این توافقنامه ما متعهد شده ایم که هرگونه تحقیق و توسعه را متوقف کنیم و این در حالی است که دانشمندان ما در دولت گذشته توانسته بودند تا نسل هشتم سانتریفیوژ های هسته ای را تولید کنند. در این توافق فقط اجازه تحقیق وتوسعه از نسل چهارم، پنجم، ششم و هشتم آنها راداریم ونسبت به قبل وبعدآن حق تحقیق وتوسعه نداریم.درحالی که این ها در دولت قبل تولید شده بودند.
 
ملت اصلا هسته‌ای نخواست؛ امنیت را دریابید
 
وی در ادامه افزود: آقای روحانی ملت ایران اصلا هسته ای را نخواست، امنیت ملت ایران را چرا می دهید برود. می دانیداطلاعات شهدای هسته ای مارامامورین آژانس به تروریست ها دادند. آقایان درتوافق ژنو ۱۱ مجوز وحشتناک بازرسی ها را به آژانس دادند درحالی که ما در دولت سابق اجازه این بازرسی های گسترده را به آژانس طبق قوانین متعارف نمی دادیم. درلوزان وضعیت بدتر شده، علاوه براین ها آقای ظریف به دستورآقای روحانی تعهد داده اندکه باید نظارت کنند تا اقدامات خواسته شده طرف مقابل انجام گیرد و نیز پروتکل الحاقی را که دارای دو محتوای وحشتناک است که شامل این است که اولا: نظارت ها صرفا مربوط به سایت های هسته ای نیست یعنی مثلا سایت های نظامی هم شامل می شود ثانیا: هر مکان و هر زمان باید اجازه بازرسی داشته باشند. متاسفانه طبق این توافق آقایان تعهد داده اند که دوربین‌های آژانس باید آنلاین باشند. حتی پذیرفته اند که دانشمندان هسته ای و نیز متخصصین نظامی ما را در اختیار آژانس قرار بدهند. لذا اینجا بود که مقام معظم رهبری فریاد زدند من اجازه چنین کاری رانمی دهم. من نمی گویم این تیم خائن است اما کار خیانت آمیز است مثل قتل غیرعمد.
 
 
وی در ادامه در مورد سرنوشت تحریم ها اظهار داشت: آقایان دارند تعهد می دهند که ۸۵درصد تحریم ها باقی بماند درحالی حضرت آقافرمودندتحریم ها یکجاوهمه برداشته شود. همچنین طبق توافق لوزان درصورتی که آژانس تمام تعهدات ما را تایید کند اولا فقط اجرای تحریم‌های صرفا مرتبط باهسته ای متوقف می شودنه قانونشان ثانیامربوط به هسته ای شامل چهارمورد است شامل: انرژی، تکنولوژی، مالی و اقتصادی که فقط دو مورد آن یعنی مالی و اقتصادی متوقف می شود. آقایان تعهد داده اند اطلاعات زنجیره تامین را در اختیار آمریکا و آژانس قرار بدهند و نیز اطلاعات مواد دومنظوره یعنی هرچیزی که بتوان به دو صورت از آن استفاده کرد حتی مثل سیمان، آجر و... رادر اختیار آمریکا و آژانس قرار بدهند.
 
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: تیم مذاکره کننده باید اسناد توافقات هسته ای را در اختیار مردم قرار بدهند البته مردم و نمایندگان مجلس به شدت نگران توافقات هسته ای هستند و لازم است نمایندگان ملت اسناد این توافقات را بررسی کرده و در صورت وجود ابهام جلوی اجرای آن را بگیرند.
 
قرار است صدای منتقدین در گلو خفه شود
 
وی در پاسخ به این سوال که چرا مجلس و نمایندگان به طور جدی در این قضیه وارد نمی شوند گفت: بخش اندکی از مجلس آمده‌اند ولی بنده از بخش اعظم مجلس گله دارم به ویژه از رئیسمان گله داریم. رئیسمان باید قوی‌تر وارد شوند. وقتی رهبری سخنرانی می‌کنند و می‌گویند اجازه نمی دهم دریغ از یک کلمه که ایشان در مجلس صحبت کنند. دولت به شدت قرار است با منتقدین برخورد کند. قرار است صداها در گلو خفه شود. آقای ظریف دوبار از من شکایت کرده‌اند و این دومین باری است که قرار است به دادگاه ویژه روحانیت بروم. به من می‌گوید چرا این حرف هارا به مردم می زنید. آقایان صریح گفته‌اند که ما مذاکرات را می خواهیم چون در اسفندماه می‌خواهیم مجلس را بگیریم به خدا قسم اف بر مجلسی که بخواهد به قیمت از بین بردن امنیت کشور و مردم تشکیل شود. ما اصلا این مجلس را نخواستیم مجلس دو دستی برای شما ولی خیانت به مردم را تحمل نخواهیم کرد.
 

آلبوم تصاویر


 
 
منابع امتحان
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤
 

1-تاریخ اسلام:کتاب تاریخ تحلیلی صدراسلام  تالیف محمد نصیری رضی، ویراست دوم  نشر معارف.موارد امتحان ازاول فصل سوم(ولادت ،بعثت ودعوت) تااخرفصل ششم(نگاهی به حکومت امام علی ع)سئوال تستی ازهمه 4فصل وسئوال تشریحی فقط ازفصل 6.

2-تاریخ امامت:اسلایدها حذف،منبع امتحان کتاب سیری درسیره ائمه ع شهید مطهری

3-انقلاب:فصل 1.2 حذف ،فصل اخرتشریحی

4-تفسیر نهج البلاغه: اسلایدهاحذف، امتحان ازبخش های 5،6،7  کتاب سیری درنهج البلاغه 

5-اندیشه 2:منبع امتحان :اندیشه اسلامی2 تالیف سبحانی ومحمدرضایی،ویراست2

مواردامتحانی:فصل اول+فصل دوم تاص101 اول گوهرمشترک ادیان+فصل سوم تااول خاتمیت ص161+فصل چهارم از ادله نصب ص190تااخر فصل+فصل پنجم

همه موارد تست+تشریحی فصل پنجم


 
 
سخنان فرزند ایت الله بهجت
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ۱۳٩٤
 
من یک روزی شوخی کردم و گفتم: من خدمتم پیش آقا، آقازادگی نیست. من کارم اینجا کار قنبر و فضه است.
به گزارش مشرقبه نقل از سایت آیت الله بهجت، در ادامه ، سخنان فرزند ایت الله بهجت در جمع گروهی از ارادتمندان آن فقیه پارسا در شهر رفسنجان به بیان فضایل سرور زنان عالمیان علیهاالسلام پرداخت؛ متنی که در ادامه آمده است خلاصه‌ای از این سخنرانی است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین اللهم صل علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها

امتیازات حضرت زهرا علیهاالسلام مربوط به قبل از تکون و خلقت ایشان است. به دنیا آمدن ایشان مقدماتی داشته است. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را آماده می‌کردند. پیامبر خدا همیشه در طهارت و پاکی بود، اما چهل روز [برای عبادت به غار حرا رفت و پس از آن نطفه حضرت زهرا علیهاالسلام منعقد شد].

بعد از تکوین نطفه، در رحم مادر با مادر بود. مادر را آرامش می‌داد؛ چون ازدواج حضرت خدیجه علیهاالسلام با پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله باعث تنهایی آن بانو شده بود.

گاهی حاج آقا [حضرت آیت‌الله‌ بهجت] می‌فرمود: «قربان مقاماتش که در رحم مادر بود و مادر را تسلیت می‌داد»!

هنگام تولدش خدا برای حضرت خدیجه زنان خوب عالم را به‌جای همسایگان بت‌پرست و سرمایه‌دار و آنهایی که ناراحت شده بودند که چرا خدیجه با پیامبر ازدواج کرده، فرستاد.

حضرت حوا، حضرت آسیه، خواهر موسی و مریم مادر حضرت عیسی علیه‌السلام برای وضع حمل آمدند.

اینها شاید برای هر کسی باور کردنش آسان نباشد، ولی «چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند». اینها همان مطالبی را هم که خدا در قرآن راجع به عیسی و انبیای دیگر و درباره مریم علیهاالسلام گفته را نیز با زحمت قبول می‌کنند.

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌آید، به فاطمه زهرا سلام می‌کند؛ او را می‌بوسد؛ احترام می‌کند. وقتی می‌خواهد از شهر بیرون برود با ایشان خدا حافظی می‌کند و وقتی می‌آید، اول به دیدن ایشان می‌رود و سلام می‌کند. اهل تسنن هم این‌ها را نقل کرده‌اند. بعضی‌ها هم حسادت می‌کردند.

مقاماتش تا آنجا می‌رسد که فرشتگان هم با او همکاری می‌کردند؛ ملائکه با او همکاری می‌کردند؛ در کارها کمکش می‌کردند. او مشغول نماز بود، مشغول عبادت بود، آسیابش هم می‌چرخید. برای اینکه خدایی شده بود. لذا می‌گویند حوراء انسیة. او اصلاً بهشتی‌ای است که به‌صورت انسان است، نه انسانی که به بهشت می‌رود!

اینقدر مقامش بالا رفت که خدا به پیامبرش می‌گوید: «انا اعطیناک الکوثر». کوثر به تو دادم. نسل تو از او است.

آقا می‌گفت: مگر می‌شود مقامات اینها را بفهمیم؟!

من یک روزی شوخی کردم و گفتم: من خدمتم پیش آقا، آقازادگی نیست. من کارم اینجا کار قنبر و فضه است. وقتی افراد حاضر رفتند، حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره مرا صدا زد و گفت: می‌دانی چه حرفی زدی؟! تو اصلاً به این مرحله رسیدی که بفهمی قنبر و فضه چه کسی هستند؟!

پیامبر خدا می‌فرماید: من برای شما دو چیز گذاشتم؛ دو وزنه گذاشتم؛ از آن اطاعت کنید: یکی قرآن است و یکی اهل‌بیتم است. این یادگاری من است برای شما.

این دختر بعد از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله چند روز توانست زنده بماند؟

آقا می‌فرموند: چهل روز نقل شده، هفتاد و پنج روز نقل شده، و در نهایت نود و پنج روز. آقا می‌فرمودند در همان مدت کتاب مصحف فاطمه را که علوم اولین و آخرین در آن است جبرئیل خدمت ایشان عرضه می‌کرد. همه چیز در آن است؛ علم حلال و حرام و آنچه بعداً خواهد شد. ائمه هم از آن استفاده می‌کردند و همیشه مباهات می‌کردند که مصحف فاطمه نزد ماست.

آقا می‌فرمود: در زمان تحصیل در نجف این‌گونه نبود که مجلس روضه [برای معصومین] بگیرند، ولی برای حضرت فاطمه علیهاالسلام می‌گرفتند. ایشان دارد که مرحوم نائینی مجلس می‌گرفت.

آقا می‌فرمود: «خدا می‌داند خطبه حضرت زهرا چقدر مطلب دارد»! بعد می‌فرمودند: «این زن با آن مقامات، با آن کمالات، این همه مظلوم واقع می‌شود».

حاج آقا اینها را نقل می‌کرد و گاهی اشک در چشمانش جمع می‌شد. می‌گفت یکی از معجزات و یکی از کرامات حضرت زهرا، وصیت حضرت زهرا است. آن خطبه‌اش، مقامات علمی او را نشان می‌دهد. این خطبه آن‌قدر عظیم است که طعنه می‌زند به بهترین خطبه‌های عرب؛ به خطبه امیرالمؤمنین؛ به خطبه ولایت؛ این قدر قوی است.

می‌فرمودند: در آن وصیتش [که شبانه دفن شود] چه کارها کرد؟! با آن وصیت ثابت کرد که حق با اوست. حقانیت خودش را با وصیت ثابت کرد. این خیلی کار [بزرگی] است. کار انبیا است؛ کار معمولی نیست.

حضرت آیت‌الله بهجت به توسل به حضرت زهرا علیهاالسلام تأکید می‌کردند. می‌فرمودند: «هرکسی که گرفتار است و مشکل دارد، چاره‌اش این است که متوسل شود به زهرای مرضیه».

ایشان داستانی را نقل می‌کردند که «آقا شیخ جواد مجتهد رشتی» در نجف بوده، زنی از بستگانش می‌گوید: ما برای زیارت عتبات رفتیم، مرا در نجف به طلبه سیدی تزویج کردند و به ایران برگشتند. از سویی دوری آنها مرا ناراحت می‌کرد و از سوی دیگر، اخلاق شوهرم؛ زیرا نزدیک ظهر، چند تا مهمان می‌آورد. من هم با او بداخلاقی می‌کردم.

این خانم می‌گوید من از شدت ناراحتی و نگرانی و دوری و تنهایی و بین عرب‌ها زندگی کردن و هیچ‌کس را نداشتن، مریض شدم. تب شدیدی گرفتم. در همان حالت تب متوسل شدم. در حالت بیداری حضرت زهرا را دیدم. فرمود شفای تو به دست شوهرت است. به این دختر توصیه فرمود با شوهرت خوش‌رفتاری کن.

همین‌که این را فرمود، شوهرم آمد و عبایش را روی من انداخت. به مجرد آنکه عبا را روی من انداخت، تب من فرو نشست. بعد رفتم حرم حضرت امیر و اصرار کردم و گریه کرم که یا مرگ مرا برسانید یا پدر و مادرم را برسانید. گریه کردم و گریه کردم تا اینکه دیدم امیرالمؤمنین از طرف مقابل من وارد صحن شد. وارد صحن شد. من تغییر مسیر دادم. حضرت باز هم آمد آن طرف. من برای اینکه باز هم با حضرت مواجه نشوم راهم را کج کردم. از اینکه این همه خواستم و جواب ندادند ناراحت بودم. تا اینکه حضرت جلوی من آمد و فرمود: خانم، ما به تو نظر داریم. به یکی از اولاد حضرت زهرا [شوهرش] خدمت می‌کرد؛ لذا امیرالمؤمنین علیه‌السلام به او فرمود: ما به تو نظر داریم. با شوهرت خوب رفتار کن. برو در سرداب منزل تا چهل روز با زغال روی دیوار علامت بگذار. روز چهلم والدینت خواهند آمد.

درباره ایام شادی حضرت زهرا علیهاالسلام هم توصیه می‌کردند که شادی کنید، ولی شادی شما در این باشد که کمالات ایشان را نقل کنید؛ نه اینکه حرف‌های بد و رکیک به مخالفین بزنید. مجلسی تشکیل بدهید و مناقب آنها را بگویید و اقامه دلیل کنید. اینها موجب تقویت دینی مردم می‌شود.

اگر ما مراعات نکنیم، متقابلاً بعضی از شیعیان را مورد آزار قرار می‌دهند. خدا می‌داند که آنها ممکن است گردن کسانی باشد که آن کارها را کرده‌اند.

این مجالس خیلی ارزشمند است و گاهی ارزش آن به جایی می‌رسد که آقا می‌فرمود: میرزا حبیب الله رشتی به منبری گفته بود: من حاضرم که ثواب تمام کارهایم را بدهم به تو، تو ثواب یک مجلست را به من بدهی. آدم باید قدر بداند.
 
 
 

 
 
خنجر امریکایی دردست داعشی ها
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳
 
گردان‌های حزب‌الله در عراق تصاویری از کمک‌‌رسانی بالگردهای آمریکایی به عناصر داعش را منتشر کردند.
 
به گزارش فارس، گردان‌های حزب الله در عراق تصاویری از یک ویدئو، منتشر کرده‌ که نشان می‌دهد بالگرد‌ی آمریکایی با پرواز در ارتفاع کم در منطقه «الآبار» که محل استقرار عناصر گروهک تروریستی داعش در شرق فلوجه است برای تروریست‌های داعشی مهمات ارسال می‌کند.
 
پایگاه خبری «سومریه نیوز»، این ویدئو را منتشر نکرده اما گزارش داد که این ویدیو در تاریخ ۵ فوریه جاری ضبط شده و بالگرد «شینوک» آمریکایی پیش از غروب آفتاب به دو خودروی وابسته به داعش نزدیک شده و اشیائی را برای آنها پرتاب می‌کند.
 
حوادث فرود بالگردهای آمریکایی در مناطق تحت تصرف تروریست‌های داعش پیش از این نیز بارها تکرار شده است، پیشتر نیز یک بالگرد آمریکایی در یک ورزشگاه در فلوجه فرود آمده بود،‌ حضور بالگرد دیگری در منطقه «دخیله» وابسته به شهر «زرباطیه» مشاهده شده بود که گمانه‌هایی را درباره کمک‌‌های تسلیحاتی آمریکا به داعش تحت پوشش ائتلاف علیه داعش مطرح شد و برخی نمایندگان پارلمان عراق از دولت این کشور خواستند تحقیقی در این زمینه صورت بگیرد.
 
 
بعد از انتشار تصاویر بریده شدن سر ۲۱ مسیحی مصری به دست داعش در لیبی، کاربران مصری در شبکه‌های اجتماعی تصاویری از تجهیزات نظامی شاخه داعش در لیبی منتشر کردند که ویژه نیروهای ارتش آمریکاست.
 
 
خنجر کلمبیایی که ویژه اجرای عملیات اعدام به وسیله داعش است نمونه‌ای تجهیزات نظامی ارتش آمریکاست که فقط در دسترس نیروهای ارتش این کشور قرار دارد.
 
 

 
 
در محضر استاد ایه الله جوادی املی
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩۳
 
ثمرۀ سبقت در امور معنوی و کسب مقام متقین چیست؟
 
اگر کسی در مسائل معنوی سبقت گرفت و این راه را طی کرد گویا عُوا و زوزه سگان جهنم را هم‌اکنون که اینجا نشسته‌است می‌شنود، گویا بهشت و اهل بهشت را می‌بیند نه بعد از مرگ، چرا که بعد از مرگ کفّار هم می‌بینند و می‌گویند: ﴿رَبَّنَا ابْصَرْنَا وَسَمِعْنَا﴾. این کار عقل عملی است و بحث‌های خواندن، نوشتن و موعظه کردن،کمک می‌کند تا اینکه دستگاه عقل عملی راه بیفتد. 
امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در وصف متّقیان فرمود: «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُونَ» در آیه شریفه هم آمده است:﴿کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ ٭ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ﴾ بهشت و جهنم را می‌بینند. 
حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی،درس اخلاق23/09/91
 
 

 
 
ارزشمندترین عبادت وبزرگترین گناه
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳
 
بزرگ‌ترین معروف 

مقام معظم رهبری در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۰ در دیدار با اعضای مجلس خبرگان بیان کردند؛ بزرگ‌ترین نعمت خدا وجود این نظام است و بزرگ‌ترین معروف، دفاع از این نظام است. این بزرگ‌ترین کاری است که باید انجام شود. عده‌ای برای مقابله با این نظام کمر بسته‌اند چه از راه نظریه‌پردازی و چه از راه تبلیغات سیاسی و موذی گری‌های گوناگون در نظام خدشه وارد می‌کنند. مسئله آن‌ها انتقاد به نظام یا مسئولان نظام نیست، از نظر آن‌ها انتقاد وسیله‌ای است برای نابود کردن خود نظام است.   

*بالا‌ترین تخلف   

تخلف‌ها یک اندازه و یک نوع نیست، بالا‌ترین تخلف‌ها آن تخلف‌ها و جرایمی است که پایه‌های نظام را سست کند. نومید کردن مردم، نومید کردن دلهای امیدوار، کج نشان دادن راه راست، گمراه کردن انسان‌های مومن و با اخلاص، سوء استفاده کردن از اوضاع و احوال گوناگون در جامعه اسلامی، کمک کردن به دشمن، مخالفت کردن با احکام اسلامی و تلاش برای به فساد کشاندن نسل مومن.
 

 
 
هم الفائزون
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳
 

خانواده «مغنیه» چهارمین هدیه‌ی خود را به نهضت امام خمینی اهدا کرد+عکس


 
 
جهاد مغنیه
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ دی ۱۳٩۳
 

866986_389.jpg (1000×726)

 جهادمغنیه همراه پدرقهرمانش عماد مغنیه رحمه الله علیهما


 
 
مقام معظم رهبری در سخنرانی مهم خود در 12 آبان 1372 در جمع تعدادی از دانشجویا
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ دی ۱۳٩۳
 


«خدا را شکر میکنیم که شما دانشجویان بیدارید. اما دانشجویان! بیدار بمانید. این وضعِ دانشگاهی که امروز هست، من به شما صریح بگویم من این وضعیت را نمیپسندم. دانشجویی که اصلاً نفهمد در دنیا چه میگذرد، این دانشجو، دانشجوی زمان خودش نیست؛ مرد زمان خودش نیست. دانشجو باید احساس سیاسی داشته باشد، درک سیاسی داشته باشد، تحلیل سیاسی داشته باشد. بنده در قضایای تاریخ اسلام این مطلب را مکرّراً گفته ام که، چیزی که امام حسن مجتبی علیه السّلام را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنه خوارج را به وجود آورد و امیرالمؤمنین علیه السّلام را آن طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود واِلّا همه مردم که بی دین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند 

 


 
 
نفوذ موسیقی سیاسی امریکایی درایران
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۳
 
چندی پیش در اخبار آمده بود که یانی کریسومالیس، آهنگ‌ساز معروف یونانی‌الاصل و ساکن قدیمی آمریکا، پس از پایان عزاداری‌های محرم و صفر، برای اجرای کنسرت در تهران و کیش به ایران خواهد آمد.

ایالات متحده از دوران جنگ سرد با شوروی، دیپلماسی فرهنگی را به اجرا در آورده و پس از یازده سپتامبر نیز به منظور افزایش فهم و درک بین آمریکا و دنیای عرب- اسلام، به دیپلماسی فرهنگی خود شدت بیشتری بخشیده است. یکی از ارکان دیپلماسی فرهنگی ترویج انواع موسیقی از آمریکا به دیگر کشورهای جهان می‎‌باشد. آنها با بازکردن درب فرهنگ و سبک زندگی غربی به روی هنرمندان و شهروندان دیگر کشورها سعی بر تاثیرگذاری آنها برای اشاعه فرهنگ لیبرالی دارند زیرا معتقدند موسیقی بطور تاثیرگذاری حتی از ادبیات نیز نیرومندتر است. 

خوانندگان رپ کوبایی چطور در دام توطئه آمریکا افتادند؟ // در حال ویرایش

دیپلماسی موسیقی، عملیاتی که در کوبا نیز جواب داد

گذشته از آنچه که قبلا در مشرق درباره نحوه اقدام دیپلماسی موسیقی آمریکا در قبال شوروی سابق منتشر شد و نشان داد که این دیپلماسی فرهنگی آمریکا چگونه شوروی را به زانو درآورد، اکنون اسنادی افشا شده که نشان می‌دهد سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا USAID که با هدف ارائه کمک‌های به اصطلاح بشردوستانه و در واقع مداخله‌جویانه به کشورهای خارجی فعالیت می‌کند، خواننده‌های کوبایی را به طور محرمانه به کار گرفته و از آنها علیه دولت کوبا استفاده می‌کرده است.

در این پروژه محرمانه، خواننده‌های زیرزمینی کوبایی بدون آن که مطلع باشند در دام برنامه‌های سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده افتاده و در اشعار و ترانه‌های خود احساسات ضد دولت کوبا را ترویج می‌کرده‌اند. این برنامه محرمانه که طی سال‌های 2009 تا 2011 اجرا شده، از سوی خبرگزاری آسوشیتدپرس افشا شد. طبق این برنامه، سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده در گروه‌های موسیقی زیرزمینی کوبا نفوذ و تلاش کرده از آنها در جهت ایجاد یک جنبش اجتماعی جوانان علیه دولت کمونیست کوبا استفاده کند.

پس از انتشار گزارش آسوشیتدپرس، سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده در اطلاعیه‌ای اتهامات منتسب به خود را تکذیب و اعلام کرد: تاکید بر این که فعالیت ما محرمانه یا مخفیانه بود، نادرست است. سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده ادعا کرده که برنامه‌هایش در نقاط مختلف جهان خصوصا در کشورهایی که مردم تحت فشار و سرکوب حکومت قرار دارند، با هدف تقویت جامعه مدنی طراحی و اجرا می‌شود.

اما اسنادی که به دست آسوشیتدپرس رسیده نشان می‌دهد برای مخفی ماندن رد آمریکا در اعطای پول به خواننده‌های کوبایی، از زنجیره‌ای از واسطه‌ها استفاده شده است به طوری که یک شرکت پیمانکاری مستقر در واشنگتن وجوه نقد را از طریق یک بانک لیختن اشتاینی به یک گروه صربستانی می‌داده و این گروه که تحت پوشش شرکتی با نام پاناما Panama فعالیت می‌کردند، وجه را به خوانندگان کوبایی منتقل می‌کردند. البته این نقل و انتقالات مورد سوءظن وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار گرفت زیرا نقض تحریم‌های آمریکا علیه کوبا بود و به همین دلیل، این مسیر نقل و انتقال وجوه، مسدود شد. طبق این برنامه، آن دسته از خوانندگان و فعالان موسیقی کوبا که به علت مخالفت با دولت این کشور در داخل کوبا ممنوع‌الفعالیت شده بودند، مورد هدف قرار گرفتند.

دیپلماسی فرهنگی یا کودتای نرم؟

در واقع کارکرد قدرت نرم در عرصه بین‌الملل به اینچنین دیپلماسی‌های عمومی و فرهنگی نیاز دارد اما آمریکایی‌ها فقط به ترویج صرف فرهنگ لیبرالی و سبک زندگی غربی قانع نیستند و در واقع مترصد تغییر نظام و تغییر حکومت‌های مخالف خود به‌وسیله این نوع دیپلماسی‌ها می‌باشند. اهمیت دیپلماسی فرهنگی در گسترده‌ترین مفهوم آن، افزایش یافته و «فرهنگ بخاطر فرهنگ» هیچ‌جایی در برنامه‌های مبادله آموزشی و اطلاعاتی ایالات متحده نداشته و ندارد. در واقع طی جنگ سرد بود که آمریکا قدرت فرهنگی را بعنوان سلاحی مخفی بر ضد دشمن خود، یعنی شوروی سابق و ایدئولوژی آن، یعنی کمونیسم، به کار گرفت. دولت ایالات متحده، از طریق وزارت امور خارجه و دیگر آژانس‌ها، از جمله سازمان سیا (CIA)، به هماهنگ کردن و انتشار بی‌سابقه افکار آمریکایی و بیان خلاقانه آن‌ها در سراسر جهان پرداخت.

خوانندگان رپ کوبایی چطور در دام توطئه آمریکا افتادند؟

موسیقی«جاز» در دوران جنگ سرد بعنوان یک سفیر فرهنگی علیه شوروی عمل می‌کرد

نوع نگاه دولت‌مردان ایالات متحده به موسیقی را می‌توان از همین منظر دید زیرا آنها باور دارند که مردم با گوش دادن به این موسیقی‌ها، آمریکایی‌ها را در کنار خود می‌بینند و این یعنی تبادل فرهنگی که کالایی بی‌بدیل است که هیچ همتایی ندارد. اکنون نیز آمریکایی‌ها با سرمایه‌گذاری بر یکی از سبک‌های موسیقی به نام رپ RAP به دنبال جهت دادن به مردم (حتی مردم کشور خود) و جلب احترام و همکاری آنها برای رسیدن به اهداف‌شان هستند.

موسیقی رپ RAP

پیدایش رگه‌های اصلی موسیقی رپ به آفریقا باز می‌گردد اما رپ به شکل امروزی محصول آفریقایی‌آمریکایی‌های شهر نیویورک در دهۀ ۷۰ میلادی می‌باشد؛ جایی که سیاهان آمریکاییِ ستم‌دیده از تبعیض نژادی، از رسانه و فضایی برای بیان اعتراضات‌شان محروم بودند. آن‌ها اعتراضات‌شان را در قالب تجمعات خیابانی، تولید صداهای ناموزون با ابزارهای ابتدایی و خواندن ریتمیک متن‌هایی که در واقع همان ترانه‌های رپ بود، بیان می‌کردند؛ به‌همین‌دلیل رپ، «سی.ان.ان سیاهان» نامیده شد! فرهنگ رپ و به بیانی بهتر آن فرهنگی که به طور خاص به جوانان سیاه و اقشار میانه در جوامع غرب تعلق دارد و بیشتر فرهنگ کوچه و خیابانی است از آمریکا سرچشمه می‌گیرد. این فرهنگ در سالیان بعد به دیگر شهرهای آمریکا و برخی دیگر از کشورها سرایت کرد تا ابزاری برای بیان اعتراضات سیاهان باشد. رپ اما تنها به مضامین اعتراضی محدود نماند؛ ورود دو پدیدۀ «سکس» و «مواد مخدر» به رپ که برخی اندیشمندان انتقادی آن‌ را توطئۀ جریان سرمایه‌داری برای منحرف‌کردن اعتراضات سیاهان می‌دانند، به‌سرعت کارکردهای این سبک موسیقی را گسترش داد. به‌تدریج، سفیدپوستان هم وارد موسیقی رپ شدند و زیرسبک‌های جدیدی در این ژانر موسیقی به‌وجود آمد. امروزه موسیقی رپ زیرشاخه‌های فراوانی دارد و موضوعات متنوعی را شامل می‌شود. پس گزارۀ «موسیقی رپ، موسیقی اعتراضی است» تنها به دوران اولیۀ شکل‌گیری آن برمی‌گردد.

خوانندگان رپ کوبایی چطور در دام توطئه آمریکا افتادند؟

انتخاب چندین باره Eminem به عنوان بهترین خواننده رپ (موسیقی مختص سیاهان) سوال برانگیز است

آنچه که اکنون به عنوان رپ در دنیا شناخته می‌شود، از گروه‌ها و دسته‌های سیاه به جامانده در ایالات متحده است که پس از نفوذ سیستم‌های اطلاعاتی آمریکا مانندCIA به این گروه‌ها و قلع و قمع برخی خوانندگان آن نظیر مرگ مشکوک bob Marley، تحت کنترل در آمده‌اند. اکنون دیگر موسیقی رپ همه جا در جهت منافع آمریکا فعالیت می‌کند؛ انتخاب چندین بارهEminem خوانندة سفید پوست به عنوان بهترین خوانندة رپ (موسیقی‌ که مختص سیاهان است) مهر تأیید دیگری بر این مدعاست. (متن زندگی)

سواستفاده از خوانندگان رپ در کوبا

یکی از این خوانندگان رپ که در کوبا ممنوع‌الفعالیت است، لوس آلدنوس Los Aldeanos، از زمانی که برای برگزاری کنسرت به صربستان سفر کرده بود تحت آموزش سیاسی قرار گرفت؛ هرچند که به نظر می‌رسد او خبر نداشت که مخارج کنسرت و سفر او را دولت آمریکا تامین کرده است.

خوانندگانی همچون آلدنوس که مورد بهره‌برداری سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا قرار گرفتند در تولید یک برنامه تلویزیونی زیرزمینی درباره فرهنگ جوانان کوبایی نیز مشارکت کردند. این برنامه، «زنده باد کوبای آزاد: رپ، جنگ است» نام داشت. این فیلم که با دوربین‌های مخفی تصویربرداری شده بود، بینندگان را به خیابان‌های هاوانا (پایتخت کوبا) می‌برد تا به اصطلاح صدای یک انقلاب جدید در کوبا را بشنوند. برای تکمیل این جنبش اجتماعی علیه دولت کوبا، یک شبکه اجتماعی به آدرسTalentoCubano.net نیز از سوی آمریکایی‌ها راه‌اندازی شد و در اختیار فعالان آماتور موسیقی کوبایی قرار گرفت.

خبرگزاری آسوشیتدپرس معتقد است برنامه‌های سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا در کوبا به شدت ساده‌انگارانه ترتیب داده شده بود به طوری که تعدادی از عناصر اصلی این برنامه‌ها به سادگی از سوی دولت کوبا دستگیر شدند. در یکی از این بگیر و ببندها، ماموران امنیتی کوبایی به کامپیوترهایی دست یافتند که در ارتباط مستقیم با سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده آمریکا بود. با افشای عناصر این توطئه، آلدنوس در اثر فشار دولت کوبا مجبور شد از کوبا خارج شده و به فلوریدای جنوبی مهاجرت کند.

خوانندگان رپ کوبایی چطور در دام توطئه آمریکا افتادند؟

لوس آلدنوس Los Aldeanos خواننده رپ کوبایی که تحت آموزش سیاسی قرار گرفت

سازمان توسعه بین‌المللی ایالات متحده یک دهه پیش هم از برنامه مشابهی در صربستان و یوگسلاوی استفاده کرد و با ترتیب دادن کنسرت‌های اعتراضی جوانان و دانشجویان صرب، تلاش کرد جوانان صرب را علیه رئیس‌جمهور آن دوران یوگسلاوی (اسلوبودان میلوسویچ) بشوراند که در نهایت به سقوط دولت وی منتهی شد.

اقدامات مخفیانه سازمان توسعه بین‌المللی و دیگر نهادهای ترویج فرهنگ در ایالات متحده علیه مردم کوبا در حالی صورت می‌گیرد که در ظاهر اوباما رئیس جمهور آمریکا خواستار عادی سازی روابط واشنگتن هاوانا و از سرگیری روابط دیپلماتیک با کوبا و بازگشایی سفارت‌های دو کشور شده است. شاید این هم یک استراتژی مانند زمان جنگ سرد برای نفوذ و تسلط بیشتر بر آخرین اقمار شوروی باشد.

یانی، سفیر دیپلماسی موسیقی آمریکا

اکنون نگاه به ورود یانی به ایران به عنوان سفیر دیپلماسی موسیقی آمریکا، کاملا عقلانی به نظر می‌رسد. اما افزون براینکه بستن چشم و گوش خود راهی مناسب برای وارد نشدن ویروس‌های غربی و شرقی به تفکر مردم نیست، این نکته را باید خاطر نشان کرد که با ورود چنین افرادی به ایران و اجرای کنسرت‌هایی که یقینا شور و اشتیاق خاصی را در جوانان و طرفداران آن ایجاد می‌کند، متعاقبا مسائلی ایجاد خواهد شد که به احتمال زیاد مدیریت فضای فرهنگی جامعه را بیش از پیش از دست مسئولان آن خارج خواهد کرد.

در همین راستا، روز گذشته (جمعه، 28 آذر 1393) الجزیره و هافینگتون‌پست در اخبار خود به این مهم اذعان کرده‌اند که پس از کوبا، نوبت ایران خواهد بود که درهای خود را به روی آمریکا باز کند. 

صدای نت‌هایی که شوروی را به زیر کشید، به کوبا رسید // در حال ویرایش
امروز کوبا، فردا ایران

 
 
مرد در سایه"
نویسنده : علی اصغر کاملی - ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ آذر ۱۳٩۳
 
"کارمی گیلون" رئیس اسبق سازمان امنیت داخلی اسرائیل موسوم به "شاباک" اخیراً "محمد ضیف" فرمانده کل گردان‌های "عز الدین قسام" شاخه نظامی حماس را با عبارت "مرد در سایه" توصیف کرد و عجیب‌تر این‌که این مقام اسبق شاباک در گفتگو با شبکه 2 تلویزیون اسرائیل اظهار کرده است که "ای کاش "محمد ضیف"عضو یگان ویژه رؤسای ستاد ارتش اسرائیل بود." گیلون توضیح داد که ضیف تا کنون چندین بار از سوءقصد جان سالم به در برده است و اسرائیل هنوز نتوانسته او را شکار کند.

 رژیم صهیونیستی در آخرین تلاش خود برای ترور ضیف، طی جنگ اخیر غزه محل سکونت او را هدف بمباران قرار داد. وحشت شاباک از جان سالم به در بردن دوباره ضیف به حدی بود که نیروی رژیم صهیونیستی منتظر ماندند تا بمباران پایان یابد و بعد به منزل ضیف هجوم ببرند و مطمئن شوند که وی "بالأخره" در این عملیات کشته شده است. وحشت مقامات شاباک وقتی بیش‌تر شد که به آن‌ها خبر دادند، در این بمباران، منزل محمد ضیف کاملاً تخریب شده است، همسر و فرزند وی کشته شده‌اند، اما هیچ اثری از خود ضیف درون خانه نیست. "مردی در سایه" را با بمباران هم نتوانسته بودند ترور کنند.

 گیلون تنها مقام رژیم صهیونیستی نیست که شخصیت محمد ضیف را ستایش کرده است. "یوناتان" چند سال پس از کناره‌گیری از منصب خود به عنوان "مسئول پرونده نوار غزه" در سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی خاطرات خود از ملاقات و حتی زندگی با محمد ضیف را این‌گونه بیان می‌کند: "حدود 25 سال پیش، سال 1989، مسئول پرونده نوار غزه در شاباک بودم. آن‌جا برای اولین بار با محمد ضیف پس از آن آشنا شدم که به خاطر انجام فعالیت‌های مبارزاتی در جریان انتفاضه بازداشتش کرده بودیم. ضیف به خاطر خوش خط بودنش، مسئول نوشتن پلاکاردهای ضد اسرائیلی شده بود."

محمد ضیف
"کارمی گیلون" رئیس اسبق شاباک

 ضیف تا آن زمان تجربه زیادی در انجام عملیات‌های پیچیده نظامی نداشت. با این وجود، عملیات ربودن یکی از نظامی صهیونیست به نام "الون کروانی" را طراحی کرد. تنها اشتباهی که مجریان این عملیات کردند این بود که پس از ربودن کروانی، و ضرب و جرح شدید، او را در کشتزاری در استان "خان یونس" رها کردند. کروانی زنده ماند و با خبر دادن به ارتش اسرائیل، تعقیب عاملان این عملیات آغاز شد. ضیف رفته‌رفته پخته‌تر از قبل شد و در طراحی عملیات‌هایی مهارت پیدا کرد که مقامات رژیم صهیونیستی را سردرگم کرده بود.

 یوناتان خاطرنشان می‌کند: "مسئله‌ای که مقامات اسرائیلی را بیش از هر چیز دیگری عصبانی می‌کند، این است که ضیف توانسته بود طی عملیاتی "نحشون وکسمن" نظامی اسرائیلی را ربوده و به قتل برساند و حتی یک اتوبوس صهیونیستی را در قلب تل‌آویو منفجر کند." وی ادامه می‌دهد: "ضیف پس از آن‌که تلاش ما برای دستگیری‌اش آغاز شد، از آن‌جا که مبارز باهوشی بود، دیگر هیچ‌گاه در ملأ عام ظاهر نشد."

 مقامات اسرائیلی از جمله یوناتان اعتراف می‌کنند که نفوذ به حماس و رهبران و اعضای آن دشوار است. برای نفوذ به جنبشی مانند حماس، باید یک نیروی کارکشته را اجیر و تربیت کرد که این مسئله اگر شدنی باشد، باز هم فوق‌العاده زمان‌بر است. یوناتان می‌گوید: "پس از ارتقای سمت سازمانی ضیف در گردان‌های قسام، بارها به همراه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیلی به خانه‌اش حمله کردیم تا یک سرنخ از او پیدا کنیم، ولی ناکام ماندیم." وی در ارزیابی قدرت عملیاتی و نظامی ضیف می‌گوید: "ضیف به لحاظ طراحی عملیات و استفاده از تاکتیک‌های نوین، بی‌نظیر بود. در گزینش نیروها برای اجرای عملیات‌هایش هم بسیار موفق بود. ارتش و سازمان اطلاعاتی شاباک خیلی دیر به خطرناک بودن محمد ضیف پی بردند."

محمد ضیف
"علی" پسر هفت ماهه محمد ضیف که در حمله به خانه وی شهید شد

 خبرگزاری "دویچه وله" درباره استیصال ارتش رژیم صهیونیستی بر اثر ناکام ماندن در ترور محمد ضیف در گزارشی با عنوان "مرد مرموزی که ارتش اسرائیل به دنبال اوست" می‌نویسد: "ارتش اسرائیل برای ششمین بار به عملیاتی برای کشتن محمد ضیف دست زد. ضیف در بیست سال گذشته از 6 حمله نیروهای اسرائیلی جان سالم به در برده است. شامگاه سه‌شنبه (19 آگوست) نیروهای اسرائیلی برای ششمین بار درصدد شکار او برآمدند و سه راکت به سوی ساختمانی شلیک کردند که گمان می‌رفت او در آن اقامت دارد."

 در ادامه این گزارش آمده است: "به گفته منابع فلسطینی، در این حمله "وداد" همسر 27 ساله ضیف،"ساره" دختر سه ساله و "علی" پسر هفت ماهه او شهید شدند. اما به نظر می‌رسد که عنصر فعال حماس که اسرائیل او را "گربه‌ای با هفت جان" می‌خواند، همچنان زنده باشد." دویچه وله همچنین تأکید می‌کند:"اسرائیل، محمد ضیف را دشمن شماره یک خود می‌داند. رهبران اسرائیل گفته‌اند که تا به دام انداختن او از پای نخواهند نشست. آن‌ها او را مسئول مرگ بسیاری از افراد بی‌گناه می‌دانند."

 پس از عملیاتی که به شهادت اعضای خانواده ضیف منجر شد، آخرین نامه همسر ضیف در رسانه‌های مختلف منتشر شد. خبرگزاری "میدل ایست مانیتور" بخشی از این نامه را منتشر کرد: "تو به اسرائیلی‌ها اجازه دادی کارهایت را ببینند، اما صورت را نه، و این اسرائیلی‌ها را دیوانه کرده است. همه تلاش‌های آن‌ها برای ترور تو بی‌ثمر مانده و تمامی ملت فلسطین در آروزی دیدن سایه تو حتی از دور هستند، ولی قهرمان من، تنها من هستم که رنگ چشمانت، شمایل صورتت، و بلندی قدت را می‌شناسم."

 محمد ضیفاما "محمد دیاب ابراهیم المصری" مشهور به "محمد الضیف" کیست و چگونه یک تنه توانسته است با ارتش اسرائیل دربیفتد؟ دویچه وله در مقاله خود توضیحاتی هم درباره ضیف می‌دهد: "نام اصلی او "محمد مصری" است و احتمالاً در سال 1965 در یک اردوگاه پناهندگی در نزدیکی "خان یونس" در نوار غزه به دنیا آمده است. او در بیست سال گذشته در عملیات‌های بی‌شماری علیه اسرائیل شرکت داشته است. وی از همرزمان خود لقب "ضیف" به معنای "مهمان" را گرفته، زیرا پیوسته محل اقامت خود را تغییر می‌دهد."

 ضیف که به علت عملیات‌هایش علیه رژیم صهیونیستی توسط تشکیلات خودگران دستگیر و زندانی شده بود، در سال 2000 و با آغاز موج دوم انتفاضه، موفق شد از زندان فرار کند. در سال 2002 پس از آن که "صلاح شحاده" رهبر یگان‌های عزالدین قسام به دست نیروهای اسرائیلی به شهادت رسید، ضیف به عنوان فرمانده جدید این یگان‌ها تعیین شد. پس از آن‌که رهبری یگان‌های عزالدین قسام را به دست گرفت، نیروهای اسرائیلی برای پنجمین بار سوءقصدی علیه او انجام دادند که به ستون فقرات او به شدت آسیب رساند و او را برای همیشه فلج کرد.ضیف رهبری شاخه نظامی حماس را به شاگرد و معاون خود "احمد جعبری" واگذار کرد، اما جعبری در سال 2012 به دست ارتش اسرائیل به شهادت رسید و ضیف عملاً دوباره رهبری عملیات‌های مسلحانه حماس و تصمیم‌گیری در این‌باره را به عهده گرفت.

 فرمانده گردان‌های عز الدین قسام با همه شهرتی که دارد، هنوز برای رسانه‌های دنیا و حتی برخی از مقامات فلسطینی ناشناخته است. آخرین عکسی که از او در دست است، به 20 سال پیش برمی‌گردد. این فرمانده فلسطینی، استاد تغییرقیافه و مخفی‌کاری است. اسرائیل بی‌پرده می‌گوید که ضیف در بین این همه حزب و گروه فلسطینی، در صدر لیست افرادی قرار دارد که مرده و زنده‌اش تحت پیگرد است. یکی از روزنامه‌های عبری‌زبان درباره وی می‌گوید: "گریز این فرد از مرگ، ستودنی است. وی به‌خوبی از کانون توجهات دور مانده و در صحنه مدیریت و فرماندهی نیز پرنفوذ است و مدبرانه عمل می‌کند، در نهایت باید گفت که دست‌یافتن به چنین فردی، بسیار دشوار و شاید نشدنی است." محمد ضیف هرگز از ابزارهای الکترونیکی که شاید بتوانند محل اقامت او را آشکار کنند، استفاده نمی‌کند. کارشناسان اطلاعاتی اسرائیل بر این عقیده‌اند که ضیف هم در تصمیم‌گیری‌های عملیاتی نیروهای قسام نقش دارد و هم در ساخت بمب و اجرای برخی عملیات‌ها شرکت می‌کند.

 چنین نیروی ماهر و خبره‌ای مسلماً آموزش‌های لازم را نزد فردی دیده که دست‌کم به اندازه خود ضیف صهیونیست‌ها را زله کرده باشد. گفته می‌شود ضیف مهارت ساخت دستگاه‌های انفجاری را از مهندس شهید "یحیی عیاش" یاد گرفت. "عیاش" یکی از مسئولین و بنیانگذاران شاخه نظامی حماس و گردان‌های عز الدین قسام بود که به صورت نظام‌مند، هوشمندانه و طراحی‌شده شروع کرد به استفاده از عملیات‌های استشهادی در پاسخ به جنایات رژیم صهیونیستی.

محمد ضیف
"یحیی عیاش" یکی از بنیانگذاران شاخه نظامی حماس

 آن‌چه بهتر نشان می‌دهد که محمد ضیف احتمالاً دست‌پرورده یحیی عیاش است، این است که "عیاش" هم چند سال اسرائیلی‌ها را به دنبال خود کشاند و نمی‌توانستند او را ترور کنند. بالأخره به خاطر خیانت یکی از نزدیکانش ارتش اسرائیل توانست او را شهید کند. پس از ترور یحیی عیاش، ضیف که اندکی قبل به گردان‌های قسام پیوسته بود، کم‌کم جای او را پر کرد، اما در واقع پس از کشته شدن "صلاح شحاده" بود که به طور رسمی در سال 2002 فرماندهی این گردان‌ها را برعهده گرفت. ضیف را به همراه "نضال فتحی رباح فرحات" و "عدنان الغول" طراح موشک‌های "قسام" می‌دانند.

 خبرگزاری "میدل‌ایست مانیتور" طی گزارشی با اشاره به خبر اظهارنظر کارمی گیلون درباره ضیف می‌افزاید:"در جنگ اخیر غزه، اسرائیل مترصد فرصتی بود که ضیف را ترور کند، اما در این راه ناکام ماند. هدف اسرائیل از صورت دادن اقدامی آن هم در آن شرایط، این بود که افسانه این فرمانده گریزپای حماس را در هم بشکند تا شاید از این طریق روحیه سربازان خود را تقویت کند. از طرفی، نتانیاهو می‌خواست با کشتن محمد ضیف کمی از انتقادات داخل اسرائیل علیه خودش را کم کند که از رسیدن به این هدف نیز بازماند."

 "عماد فلوجی" از معدود کسانی است که ضیف را از نزدیک دیده است. فلوجی از سران ارشد سابق حماس است که یکی از بنیانگذاران حماس نیز محسوب می‌گردد. وی درباره ضیف می‌گوید: "آدم بسیار آرام و کم‌حرفی است. زیاد آفتابی نمی‌شود و خودش را در میان جمعیت مخفی می‌کند و با گذرنامه و هویت‌های گوناگون جابه‌جا می‌شود. بر خلاف خالد مشعل که گفته می‌شود در هتلی پنج ستاره در قطر روزگار می‌گذراند، ضیف آدم خاکی‌تری است و با مردم بیش‌تر می‌جوشد."

محمد ضیف
"احمد جعبری" شاگرد "محمد ضیف" که در سال 2012 ترور شد

 ضیف، با "محمد دحلان" از رهبران برکنار شده جنبش فتح نیز رابطه‌ای بسیار قدیمی دارد. ضیف و دحلان هر دو زاده "خان یونس" هستند و از همان آغاز کودکی رابطه‌ای بسیار صمیمی با یک‌دیگر داشته و هر دو در اوایل دهه 80 در دانشگاه اسلامی غزه تحصیل کرده‌اند. ظاهراً دحلان نقش مهمی در معالجه ضیف پس از سوءقصدهای مکرر اسرائیل داشته است. از سوی دیگر گفته می‌شود که با هماهنگی دحلان در دهه 90، ضیف بارها به دیدار "یاسر عرفات" در دفتر اصلی‌اش رفته است. در جنگ اخیر غزه نیز که برق نوار غزه به دلیل حملات اسرائیل دچار مشکل شده بود، ضیف از طریق دحلان از مصر درخواست کرده بود تا سهم برق نوار غزه را از 27 مگاوات به 32 مگاوات افزایش دهد.

 محمد ضیف را به سه دلیل با شیخ "احمد یاسین" بنیان‌گذار حماس مقایسه می‌کنند: معلولیت وی و نشستنش بر روی صندلی چرخدار، مرجعیت دینی وی برای رزمندگان گردان‌های قسام، و فرماندهی وی در امور نظامی، زیرا یاسین نیز قبل از تأسیس حماس، فعالیت‌های نظامی اخوان‌المسلمین در غزه را فرماندهی می‌کرد.

 بر خلاف تصور، در پرده بودن ضیف، اتفاقاً بر شهرت و محبوبیت او افزوده است. یکی از آخرین نظرسنجی‌هایی که توسط یک وب‌سایت فلسطینی انجام شده است، نشان می‌دهد که ضیف در بین مردم فلسطین از خالد مشعل و اسماعیل هنیه نیز محبوب‌تر است. ضیف در نظر فلسطینیان یک شخصیت قهرمان است. او را یکی از آخرین بازماندگان رهبران نسل اول و دوم حماس می‌دانند و به خاطر ایستادگی در برابر اسرائیل می‌ستایند. دقیقاً به همان اندازه که فلسطینی‌ها به ضیف علاقه‌مند هستند، مقامات اسرائیلی نیز برای رها شدن از دست او لحظه‌شماری می‌کنند.

 


 
 
← صفحه بعد